<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998</id><updated>2011-07-31T13:13:24.131+04:30</updated><category term='فرید صفا'/><category term='مرضیه لبخند'/><category term='آیین‌ما'/><category term='حسین تفرشی'/><category term='اسماعیل بنده‌نواز'/><category term='جویا کوشیار'/><category term='از نگاه میهمان'/><category term='سردبیری'/><category term='فؤاد صدیق'/><category term='آرزو تابان'/><title type='text'>روزگاران ما</title><subtitle type='html'>غم‌از گردش "روزگاران"مدار/ که‌بی"ما"بگردد بسی روزگار( سعدی )</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>137</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-196880039505424883</id><published>2010-02-07T13:03:00.000+03:30</published><updated>2010-02-07T13:06:27.944+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فؤاد صدیق'/><title type='text'>نسبت دمکراسی با اقتصاد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;جهان‌سوم ، اصطلاحی است که درنیمه دوم قرن بیستم و با اشاره به کشورهای توسعه نیافته اقتصادی  به کار رفت و کشورهایی را شامل می‌شد که در زمره جهان اول( بلوک غرب ) و جهان دوم ( بلوک شرق ) قرار نمی‌گرفتند.&lt;br /&gt;اکنون پس‌از گذشت چندین دهه ، این تقسیم‌بندی رنگ دیگری یافته‌است: کشورهای شمال و جنوب. آزاد و غیرآزاد.&lt;br /&gt;اگر در ابتدا ، اقصاد ، ملاک توسعه بود؛ اکنون مسائل سیاسی - اجتماعی طرف توجه جدی قرار گرفته‌است. بسیاری از کشورها درپی تحولات دو دهه اخیر پس‌از فروپاشی شوروی، فرار به جلو را سیاست خود قرار داده‌اند تا در گردونه مسابقه پیشرفت ، از قافله عقب نمانند. بسیاری نیز خود را درگیر مسائل سپید و سیاه داخلی کرده‌اند.&lt;br /&gt;ازمیان کشورهای جهان سوم ، شماری توانستند خود را از مهلکه تازه نجات دهند و به غولهای بزرگ اقتصادی تبدیل شدند ؛ اما درتقسیم‌بندیها همچنان به چشم جهان سوم یا جنوب نگریسته می‌شوند. چین یکی ازهمانهاست.&lt;br /&gt;مؤلفه اساسی درتعریف جهان آزاد ، شمال و پیشرفته ، شاخصهای " دمکراتیک " است.&lt;br /&gt;این مؤلفه ، نسبت مستقیمی با اقتصاد ملی دارد. در تعریفی بسیار ساده و روشن ، هرکجا که دمکراسی حاکم باشد و مردم درتعیین سرنوشت خود نقش اصلی را ایفا کنند ، لاجرم اقتصاد و ثروت ملی نیز در گردش است و شکوفاییهای متعددی به‌بار می‌آورد.&lt;br /&gt;درسوی دیگر ، هرگاه حکومت خود را متولی همه امور مردم بداند و مردم کمترنقشی در اداره‌امور جامعه و تصمیم‌گیریها داشته‌باشند، اقتصاد نیز لاجرم در خدمت همان حکومت اقلیت خواهدبود و مردم برای امرارمعاش خود ، چشم به اقتصادصدقه‌ای دارند.&lt;br /&gt;دردسته اول ، نظام حکومتی چنان تعریف و تنظیم شده‌است که اگر مردم  مالیات بپردازند و در روند پیشرفت امور‌ ، خود زمام کارها را در دست داشته‌باشند ، نمایندگان و کارگزارانشان را خود انتخاب کنند؛ دولتمردان نیز خود را وابسته و برآمده از بطن جامعه می‌دانند. دراین‌صورت می‌دانند که اگر برخلاف مسیر و خواست عمومی حرکت کنند‌، باید جای خود را به دیگران بسپارند. چه درغیراین‌صورت ، تزریق پول به اقتصاد کشور ، متوقف خواهدشد و مردم دست‌از کارمی‌کشند. چرخ صنعت از حرکت بازمی‌ایستد و دولت فلج می‌شود. آن‌گاه یا باید دربرابر مردم ایستاد یا باید کنارکشید و در انتخاباتی جدید ، گروه تازه‌ای برسرکار آیند.&lt;br /&gt;اما دردسته دوم ، دولت زمام اموراقتصادی جامعه را دردست دارد. برای مردم تصمیم می‌گیرد . خود را عقل کل می‌داند و مردم را صغیر و ناتوان ذهنی. بجایشان می‌اندیشد ؛ به آنان دستور می‌دهد. همه را کارمند و کارگر خود می‌داند. از اهرمهای اقتصادی نظیر گرانی و ارزانی کالاها ، افزایش و کاهش دستمزدها ، خاصه‌خرجیها و توزیع خاص اقلام و کالاها از مجاری خودخواسته و مناسبتی استفاده می کند تا ملتش را به صف کندو همه باید چشم به دستان حکومت داشته باشند . انگیزه کار و تلاش در مردم کشته می‌شود . همه نگاهها به جایگاهی مجازی معطوف می‌شود . دستگاههای تبلیغات رسمی ، تنها یک نقطه را نشان می دهند و از یک نفر سخن می‌گویند. الوهیت ساختگی جایگزین همه چیز مردم می‌شود و در یک نگاه ؛ با جامعه‌ای مسخ شده و بی‌محتوا روبه رو خواهیم شد.&lt;br /&gt;پرسش‌ این است که ما در کجا قرار داریم؟ لازم نیست برای آنکه در دسته اول قراربگیریم ، از داشته‌هایمان صرفنظرکنیم. بلکه می‌توانیم با اعتماد و تکیه بر مردم خود ، آنهارا از ایفای نقش تاریخی‌شان در نیل به استقلال ، آزادی  و پیشرفت بازنداریم و از آنان به جای بازی در صحنه‌های کوچک و محدود به نقش‌آفرینی در عرصه های بزرگتر بخواهیم.می‌توان از ایفای نقشهای عاریتی مهترانه برآنان کاست و ایشان را به خودباوری و پیشرفت ترغیب کرد.مواردی متعدد را از سالهای ابتدای انقلاب تجربه کرده‌ایم.&lt;br /&gt;بازگشت به مدار " ظل‌اللهی " و " قدرقدرتی " و " قوی شوکتی " کاذبانه ، سوارشدن بر قطاری است که ابتدا و انتهای ریلش به هم چسبیده باشد. برای رسیدن به اوج ، اگرچه هیچ وقت دیر نیست ؛ اما چون دیگران ازپای ننشسته‌اند ، باید کار را حتی از دیروز شروع کرد. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;فؤاد صدیق&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="mailto:fooadseddiq@gmail.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-196880039505424883?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/196880039505424883/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/blog-post_07.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/196880039505424883'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/196880039505424883'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/blog-post_07.html' title='نسبت دمکراسی با اقتصاد'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-5338654409859525404</id><published>2010-02-06T10:23:00.001+03:30</published><updated>2010-02-06T10:25:30.574+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آرزو تابان'/><title type='text'>لغت نامه کودتا (2)</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;در آغاز، بر خود لازم می دانم که دهه فجر را به فجر آفرینان معاند و محارب در بند تبریک وتسلیت عرض نمایم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اغتشاشگر ، محارب ،معاند ، ضد انقلاب ،منافق ،...... بزغاله ،گوساله .........!!!؟؟؟(سانسور!)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; (دیگه بستگی به ادب گوینده دارد که به از دولتش باشد یا ...!؟ .)&lt;br /&gt;به افرادی &lt;span style="color:#009900;"&gt;چیز فهم&lt;/span&gt; گویند ،یعنی داننده فرق بین چیزبودن ویا بی همه چیزبودن !به افرادي که متأسفانه  نسبت به دزديده شدن رأیشان واکنش نشان می دهند . فریب خوردگانی که قبل از انتخابات  فریب سیب زمینی و کامران20:30،جوجه پاره ودمپائی کهنه... رانخوردند و به خواص رأی دادند .&lt;br /&gt;البته این افراد متأسفانه شامل اقشار مختلفی هستند  که از معاندین ومحاربینی که پدید آورنده انقلاب 57 بودند گرفته تا .... را شامل می شوند !&lt;br /&gt; افرادی که درتظاهرات با سکوت خود اغتشاش آفرین شدند وباعث صدمه دیدن باتوم ها واشک آورها گردیدند .&lt;br /&gt;افرادی که به طور خودبه خودی خوردند زمین ، کهریزک رفتند ،عده ای هم نمی دونیم  تا کجا رفتند ؟!&lt;br /&gt;طبق صغری کبری کردن بنده بر اساس اصول غیر منطقی آقایان ، ایشان افرادی خودی بودند که به افراد خودی سابق ،غیر خودی فعلی رأی دادند در نتیجه تبدیل به غیرخودی شدند !افرادی که طبق بصیرت خود ، به نظر آقایان عمل نکرده ومرزبندی خود را از خواص ونخبگان جدا نکردند پس در نتیجه بی بصیرت گردیدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ساواکی&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;افرادی که در زمان شاه ، اغتشاشگران زمان را برای بقای نظام شاهنشاهی دستگیر،تهدید ، شکنجه و.....می کردند ! .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نیروهای لباس شخصی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;افرادی خدوم که اغتشاشگران زمان را برای بقای نظام ، دستگیر، تهدید ،شکنجه... می کنند !&lt;br /&gt; کلا ًمدارا می کنند !!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اعتراف&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;قبل ترها یک چیزی تو مایه های باب انفعال بود ،اما امروزه با اجازه مقامات ذی ربط وبی ربط سر از باب کهریزک واوین در آورده . در گذشته به این معنی بود که شخص خود منفعل گردد ودست به اقرار زند، اما امروزه شخص را با روش های متنوع که بیان کردنش اقدام علیه امنیت ملی است (فقط بیان کردن  ، والا خود عمل اقدامی در جهت امنیت .؟...؟..؟.است ! )منفعل می گردانند تا از روی دست نوشته ها اقرار کند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خوشه&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;نشان دهنده میزان بازده وکارآئی مخ وزیر اقتصاد دولت کودتا ،یعنی اینکه ما چقدر مرفه با دردیم !شاخص اینکه خوشی زده بوده زیر دلمون وما خبر نداشتیم !( شاید هم جای دیگری زده بوده !)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;قاضی&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;در زمان ماضی به کسی می گفتند که روم به دیوار بی طرف بود وفی مابین دو فرد یا جریان ویا .... قضاوت می کرد .لکن امروزه به افرادی با جیب های پر شده ومخ های خالی از تعقل شده ، گویند که فاقد فاکتورهایی چون وجدان ،اخلاق ،فتوت و...... هستند وبه جای قضاوت تنها عداوت  می کنند !&lt;br /&gt;به هر حال وقتی به یمن دولت منحوسه کودتا  ،مجری برنامه رو به فردا یک شبه مدرک دکتری   می گیرد وعضو هیئت علمی می گردد چه بسا که عده ای از افراد خدوم دسته اراذل واوباش دستگیر شده در زمان رادان کذایی (که در نقش شعبان بی مخ ها ، کمک های زیادی را به آقایان رسانده اند ) یک شبه به منصب قضاوت نیز رسیده باشند .مهم شایسته سالاری است که این افراد نیز برای این کار شایسته هستند !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;توهم  &lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;این لغت از آن دست لغت هایی است که قبلا هم معنا شده بود اما در دولت منحوسه عینیت یافت . یعنی کلا بعضی ها مصداق کامل توهم هستند وبه یمن دولت منحوسه تعدادشان مطابق تصاعد هندسی رو به افزایش می گذارد . چنانچه در نسخ جدید لغت نامه در باب شرح این لغت نام جناب حداد هم ثبت گردید . جناب حداد متوهم بود متوهم تر ترتر تر تر .... شد ! عده ای از صاحبنظران بر این باورند که ایشان در 12 بهمن امسال  دچار توهم خود امام پنداری گردید (زرشک !) ودر این زمینه شاعر می فرماید :&lt;br /&gt;من از روئیدن خار سر دیوار دانستم              &lt;br /&gt;که ناکس ، کس نمی گردد به این بالا نشینی ها&lt;br /&gt;البته از این دست توهم ها قبلاً هم دیده شده است . چناچه برخی شدیداً دچار توهم خود امام علی (ع) پنداری هستند. عده ای از جاهلان بر این باورند که تشابه اسمی ،شباهت می آورد وشباهت نیز عینیت وبی خیال ما بقی ماجرا .ودیگه توهم که زد بالا می ترکونه ! عده ای از صاحب نظران بر این باورند که : در سال اصلاح الگوی مصرف ، کم تر مصرف کنید ،کمتر متوهم شوید !&lt;br /&gt;(ناگفته نماند که نمی دانیم اگر اسم بعضی ها مثلا چنگیز یا اسکندر بود چه می کردند !)&lt;br /&gt;وبا این روند رو به رشد به زودی شاهد تکرار ادعاهای بابیّت وفرعونیت نیز خواهیم بود !(خدا به خیر کناد !)&lt;br /&gt;در ارتباط با مسئله توهم وپیشگیری از وقوع آن برای مردم سابق ویا محاربین ومعاندین فعلی ،پخش تصاویر انقلابی در دهه فجر از جمله دست خونین ،احیاناً انگشت های به شکل v ،تصاویری که خدای نا کرده تداعی کننده صحنه های تظاهرات اغتشاشگران فعلی باشد ، منع گردید .&lt;br /&gt;واز آنجایی که امنیت مملکت به sms وEmail بند است احتمالاً در راستای امن کردن فضای کشور وتوهم زدایی برای عوام ، که یک موقع به صف خواص نپیوندند ، بزودی شاهد حذف اشعار اغتشاشگرایانۀ محرک اغتشاشگری شاعران اغتشاشگری چون عارف وبهار از کتب درسی خواهیم بود .چنانچه عارف اغتشاشگر می فرماید :&lt;br /&gt; نالۀ مرغ اسیر این همه بهر وطن است          &lt;br /&gt; مسلک مرغ گرفتار قفس هم چو من است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن کسی را که در این ملک سلیمان کردیم        &lt;br /&gt;ملت امروز یقین کرد که او اهرمن است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ویا جناب محمد تقی بهار اغتشاشگر می فرماید :&lt;br /&gt;جور وبیداد کند عمر جوانان کوتاه&lt;br /&gt; ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گر شد از جور شما خانه موری ویران          &lt;br /&gt;خانه خویش محال است که آباد کنید &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;22بهمن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در سال های گذشته در مقایسه با امسال ، برای برخی از آقایان در حکم کبریت بی خطر بود،هرچند که هر سال با  شیوه ای نو، احساسات مردم را برای شرکت در راه پیمائی تحریک می کردند و به نفع خود بهره برداری می نمودند  ،اما امسال که فجر آفرینان حقیقی به جرم های واهی در زندان هستند ومخالفین ومعاندین فجر آفرینی در آن سالها داعیه حفاظت از فجر آفریده شده در30 سال پیش را دارند ( دهن دستم سرویس شد بس که فجر آفرین تایپ کردم) وبه این بهانه دست بر هر کاری می زنند ،22بهن امسال در حکم فجرآفرینی دیگر است .&lt;br /&gt; وپیچش آقایان نیز از ترس است . &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt; آرزو تابان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-5338654409859525404?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/5338654409859525404/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/2.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5338654409859525404'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5338654409859525404'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/2.html' title='لغت نامه کودتا (2)'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-8631800937972533717</id><published>2010-02-06T09:37:00.000+03:30</published><updated>2010-02-06T09:43:24.304+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اسماعیل بنده‌نواز'/><title type='text'>کاپیتولاسیون جدید</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;سالها قبل در4 آبان سال 43 امام خمینی در مخالفت با تصویب قانون مصونیت کنسولی ویژه اتباع آمریکا (قانون کاپیتولاسیون) سخنرانی تندی کرد وآن را موجب از بین رفتن استقلال کشور دانست .  پس از آن در 13 آبان همان سال وی از ایران تبعید شد و تا سال 57 که نظام شاهنشاهی در آستانه سقوط قرار گرفت امکان بازگشت نیافت .&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ماجرا ازاین قرار بود که رژیم شاه به دلیل وابستگی شدید به قدرتهای بیگانه و عدم مشروعیت سیاسی در داخل کشور مجبور به دادن امتیازهای مختلف به حامیان خارجی وبویژه آمریکا بود. به موجب قانون کاپیتولاسیون، در صورت تخلف ویا ارتکاب جرائم مختلف توسط اتباع آمریکا در ایران، امکان محاکمه آنها در مراجع قضایی داخل کشور نبود . و این افراد باید به امریکا اعزام شده و در همانجا تحت پیگرد قرار می گرفتند که نتیجه آن از قبل روشن بود . این موضوع  نقش مهمی در تضعیف مشروعیت رژیم شاه و رویگردانی مردم از آن داشت &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;اما سالها بعد ؛ پس از سانحه ای که برای هواپیمای شرکت تابان در فرودگاه مشهد به وقوع پیوست وبه مصدومیت شدید  40 تن از هموطنان انجامید ،اعلام شد که چون خلبان این هواپیما روسی است به تخلف او باید در روسیه رسیدگی شود!!!حتی به تازگی آقای نخجوانی رییس سازمان هواپیمایی کشوری(رییس سابق حراست همان سازمان) گفته که تصمیم وتشخیص در باره اینکه هواپیماهای توپولف امکان پرواز در ایران را دارند یانه به عهده طرف روسی است . !! مشخص نیست که چر ا با وجود سوانح مختلفی که با هواپیماها وخلبانان روسی به وقوع پیوسته نه امکان تنبیه آنها هست ونه امکان تصمیم در باره آینده این هواپیماها !&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; اگر روسها به عنوان پیمانکار از سوی طرف ایرانی به کار گرفته شده اند به چه دلیل امکان نظارت وتعقیب آنها وجود ندارد . آیا همین شیوه نوعی کاپیتولاسیون نیست؟ آیا نوعی باج خواهی از سوی طرف روسی نیست؟ آیا نقض استقلال کشور نیست ؟ لابد عده ای فکر می کنند کاپیتولاسیون یک بار آن هم تنها برای مقامات آمریکایی بوده است . در حالی که امروز همان مناسبات بنام کشور دیگری در ایران رقم خورده و کسی هم به آن توجه ندارد .&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;اسماعیل بنده‌نواز&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-8631800937972533717?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/8631800937972533717/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/blog-post_06.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/8631800937972533717'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/8631800937972533717'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/blog-post_06.html' title='کاپیتولاسیون جدید'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-7778541488350987775</id><published>2010-02-04T21:06:00.001+03:30</published><updated>2010-02-04T21:09:00.299+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مرضیه لبخند'/><title type='text'>180 درجه اختلاف</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;دیروز با دو نفر از دوستان جوانم که امسال دانشجو شده اند دیداری و گپ و گفتی داشتیم. وقتی کار به جریانات سیاسی کشید یکی از این دوستان گفت آیا شما به موسوی اعتماد دارید؟&lt;br /&gt;گفتم :بله من ایشان را از دوران دانش آموزی ام می شناختم و تمام صحبتهایشان را مرتب گوش می دادم و پیگیری می کردم.&lt;br /&gt;این دانشجوی جوان گفت: انقلابی که مردم این همه برایش تلاش کرده اند و خونها داده اند حالا ببینید به کجا رسیده و چه اتفاقاتی را این روزها دارد تجربه می کند؟ما چطور می توانیم بار دیگر اعتراضمان را به مسیری بیندازیم که چند سال دیگر نسبت به آن اظهار شرمندگی و پشیمانی کنیم؟این بار اولی نبود که من از یک دانشجو یا فرد جوانی می شنیدم که برای این انفلاب باید اظهار پشیمانی و شرمندگی کرد.بارها در تاکسی این را شنیده بودم که جوانان می پرسیدند :چه کسی انقلاب کرد که حالا به گردن نمی گیرد؟و من بارها گفته بودم:من بودم.مثل من خیلی از پدران و مادران شما بوده اند.ما همه به خیابان آمدیم و فریاد زدیم و در راهپیماییها شرکت کردیم.هر چند که من و ما ها خیلیمان در آن روزها کودک بودیم اما هرگز ار هنر بزرگ انقلاب پشیمان نیستیم.و این را آغاز زندگی تازه و زیبایی در زندگی خود می دانیم.انقلاب به من جرات داد.من را به خودم شناساند.اعتماد به نفس داد.فاصله رهبر را با مردم کوچه و بازار به کمترین حد رساند.مردم را با هم دوست و یاور کرد.فاصله های طبقاتی را کم کرد.انقلاب در ده سال اولش بهترین حکومت را معرفی کرد.چه کسی است که طعم شیرین این زندگی انسانی را چشیده و پشیمان باشد؟حالا چرا پس از 30 سال نتوانسته نسلهای بعد را با خود همراه کند. بی شمار دلیل دارد که بسیاری از آنها به روایتگری نسل ما و مادران و پدران برمی گردد که نتوانستیم  طعم افتخار آمیز رشادت و سرافرازی را به جان نسل بعدمان بچشانیم.اما نسل امروز در یک کلمه اشتراک نظر دارد.البته منظورم از معترضین است . این موضع مشترک همان "اعتراض به وضع موجود " است. این نسل تنها به مسائل اجتماعی اعتراض دارد و کمتر تحت فشار اقتصادی است. اما این اعتراض آنقدر طیف گسترده ای از دلیل و موضع و اعتقاد و روش دارد که می توند 180 درجه اختلاف را نشان دهد.&lt;br /&gt;یکی از اعتقادات این دوست جوان من به اجباری نبودن حجاب بود.او معتقد است اگر از ابتدا حجاب اجباری نمی شد الان با این فساد روبرو نبودیم.او نسبت به بخشنامه  حجاب آقای موسوی در زمان نخست وزیری سوال دارد. اما می بینیم که بسیاری از دختران بی اعتقاد به حجاب عضو شبکه سبز هستند و تا مرز کشته شدن خود را به خیابان ها می رسانند و زیر بدترین ضربه ها قرار می گیرند.آنان موسوی را دوست دارند و حرکتش را با جان و دل قبول کرده اند. پسرانی هستند که آرزوی کشته شدن در راه نهضت سبز را دارند و آنرا شهادت می دانند.خواهران شهیدی را می شناسم با حجاب چادر که با روی گرفته در تجمعات شرکت می کنند و ابایی از دستگیر شدن ندارند.همه اینها نسبت به یک کلمه مشترکا اعتراض دارند:دروغ و فساد.همه می گویند نمی خواهیم نسل آینده ما در فضای پر از دروغ نفس بکشند.&lt;br /&gt;حالا سوال اینجاست که با این طیف گسترده از روشها ,اعتقادات و منشها آیا این حرکت با این حجم آسیب و زندانی و شکنجه و مراحل افسردگی پس از زندان می تواند حرف حق خود را بزند؟این روزها تلویزیون با تهیه مستند شاخص سعی دارد حرکت امروز جامعه را با بنی صدر و رجوی مقایسه کند و این کار هم بی نتیجه نیست اما بایدگفت : حرکت رجوی مسلحانه بود و حرکت امروز آرام است. رجوی سعی در تغییر حکومت داشت ولی امروز مردم تنها اعتراض دارند.رجوی سازماندهی نظامی - سیاسی می کرد ولی این حرکت سازمان و رهبر ندارد و تنها شبکه ای خودجوش از مردم است.رجوی و بنی صدر با انفلاب اختلاف ریشه ای داشتند ولی امروز موسوی با دیروزش فرقی نمی کند و مردی معتقد به انقلاب و امام است.22 بهمن نزدیک است و ما از این فرصت می توانیم برای همدلی در ازبین بردن دشمنان انقلاب استفاده کنیم. دشمنان انقلاب کسانی هستند که نمی گذارند چهره زیبای انقلاب و دستاوردهایش رخ بنماید. والسلام.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;مرضیه لبخند&lt;br /&gt;&lt;em&gt;m.labkhand@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-7778541488350987775?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/7778541488350987775/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/180.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7778541488350987775'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7778541488350987775'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/180.html' title='180 درجه اختلاف'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-1028241170831758355</id><published>2010-02-03T00:01:00.001+03:30</published><updated>2010-02-04T00:03:22.130+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرید صفا'/><title type='text'>از نگاه یاران به یاران ندا می رسد...</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;سکوت این روزها سرشار از ناگفته ها و از جمله این سوال های مهم است که 22 بهمن 88 چه باید کرد و در این روز چه خواهد شد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توصیه پیامبراسلام و فرزند نامدارش در این روزها ـ امام حسین(ع) ـ امر به معروف و نهی از منکر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سرزمینی که مردم و حاکمانش، سالهاست که همه زندگی شان را با پسوند "اسلامی" آراسته اند. این صفت شانی دارد که خداوند با برهان واضح و آشکار آن را به خواهانان اهدا می کند و در صورت بی وفایی و سوء استفاده آن را به لایقان می بخشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امر به معروف در این روزها پاسداشت حق و حق داران و نهی از منکر، اعلام تنفر از وعده های غیر ممکن و دروغ و مخالفت با رواج اتهام های اثبات نشده است و 22 بهمن امسال وقت وفاداری به توصیه پیامبر است. انقلابیون سال های منتهی به 1357 آن را تجربه کردند و نتیجه را به مردم سرزمین شان بخشیدند و خود یا در دل خاک آرمیده اند و یا رنج بی وفایی زمانه را در خلوت دل حبس می کنند تا مبادا امید به روزهای بی ریا، کمرنگ شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زحمت و رنج فراموش نشدنی و ماندگار فریادگران حق، مسیر راهپیمایی 22 بهمن را هموار کرده است و وصف حال و خاموشی اجباری آنها در این روزها شاید در شعر فریدون مشیری به زبان آمده که:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نگاه یاران به یاران ندا می رسد&lt;br /&gt;دوره رهایی، رهایی فرا می رسد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این شب پریشان، پریشان سحر می شود&lt;br /&gt;روز نو گل افشان، گل افشان به ما می رسد...&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;فرید صفا&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-1028241170831758355?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/1028241170831758355/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1028241170831758355'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1028241170831758355'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/blog-post.html' title='از نگاه یاران به یاران ندا می رسد...'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-13322135744325167</id><published>2010-02-02T08:51:00.001+03:30</published><updated>2010-02-02T08:53:22.805+03:30</updated><title type='text'>ما 22 نفر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;در ديدار هفته گذشته مردم آمل با رهبري نكته اي جلب توجه ام كرد و آن خواندن سرودي هماهنگ در عشق به رهبري و ولايت بود. چنين همخواني  هماهنگ براي آن جمعيت شهرستاني جاي تعجب داشت. كمي كه دقت كردم ديدم دست بسياري از افراد تصويري از آقاي خامنه اي است كه در پشت آن متن سرود نوشته شده بود. آنهايي هم كه كه عكسي نداشتند سر و گردن به كاغذ نفر بغلي مي كشيدند. خلاصه آنكه آنها با اين همخواني فضايي روحاني اما كاملا تصنعي ايجاد كرده بودند.&lt;br /&gt;ديدن اين صحنه  ذهن مرا به حدود سه ده پيش برد به زماني كه ما نوجوان بوديم  . ايام دهه فجر نزديك بود و معلم تربيتي مدرسه ما 22 نفر را از ميان 500-600 نفر دانش آموز مدرسه  براي اجراي سرود معروف "22بهمن " در سالروز پيروزي انقلاب اسلامي انتخاب كرده بود. يك هفته تمام روزي يك ساعت تمرين بي فايده بود. نه اين كه ما بي استعداد بوديم،نه! زمان كم بود و از دست معلم تربيتي هم كاري ساخته نبود. بايد فردا در مقابل تعدادي از مسئولين منطقه؛ هماهنگ اين سرود را مي خوانديم. چاره اي نبود روز آخر آقا معلم دست به ابتكاري زد 5نفر را كه حسابي سرود را حفظ بودند در خط پيش چيد و به پشت لباس آنها و به پشت نفرات خط مياني سرودنوشته را چسباند ، تا 9 نفر خط آخر  و  8 نفرخط مياني با نفرات جلويي در همخمواني (روخواني!) هماهنگ باشند. در روز موعود، برنامه سرود در محوطه باز مدرسه به خوبي پيش مي رفت. و ما با "احسنت احسنت" و "آفرين آفرين" حاضرين به وجد آمده و صدايمان را بلندتر مي كرديم: "22 بهمن 22بهمن" " روز آزادي ما روز از خود گذشتن" " روز ..." كه ناگهان يك تند بادي در چشم به هم زدني كاغذ چسبيده به پشت ما را به هوا بلند كرد و آنچه نبايد بشود شد.&lt;br /&gt;حال دراين پندارم آن شور و احساس معنوي طوطي وار حاصل از متن شعرهاي ديكته شده براي آن جماعت آملي در پشت كاغذها، در برابر تند باد حوادث چه خواهد شد؟ اين احساس تصنعي را بگذاريدكنار آن احساس واقعي جوشيده از متن دل مردم در مواجهه با معمار انقلاب حضرت امام خميني(ره) به يك اشاره و كلام او چشمها تر ميشد.&lt;br /&gt;اين مقايسه چه نتيجه اي را دست مي دهد؟ ما چه نيازي به اين احساسات داريم؟ برانگيختن احساسات به هر طريق ممكن چه ارزشي دارد؟ آيا نيل به بصيرت با  تحريك احساسات در فضايي كاملا تصنعي و انتشار آن از طريق رسانه انحصاري صدا و سيما نشان از نوعي كمبود و  ضعف پايگاه اجتماعي نيست؟&lt;br /&gt;و ما 22 نفر كه روزي  با عمل طوطي وار خود و با راهنمايي غلط سعي داشتيم اذهان حاضرين را فريب و به سوي خود جلب كنيم با يك تند باد براي هميشه ادب شديم  و آموختيم كه صادق باشيم. و اكنون نيز به راهي ميرويم كه به آن ايمان داريم. ما كوچكيم در برابر بي شمار ياران سبز؛ اما هستيم با تمام شور و شعور بر آمده از درون  و عمق قلبمان. ما در روز 22 بهمن چون قطره اي به موج سبز آزادي خواهيم پيوست. نه طوطي وار بلكه با آگاهي و ايمان. ايمان به برچيده شدن بساط دروغ و ريا و  برقراري عدل و قسط.&lt;br /&gt; پيرروزي با ماست چرا كه ما خودمانيم؛ خودِ خودمان،بي بدل و بي دروغ،همه "چيز"ي كه هستيم "ما بي شماريم".  &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; جويا كوشار&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="mailto:Jooya.kooshyar@gmil.com"&gt;&lt;em&gt;Jooya.kooshyar@gmil.com&lt;/em&gt;&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-13322135744325167?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/13322135744325167/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/22.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/13322135744325167'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/13322135744325167'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/02/22.html' title='ما 22 نفر'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-7456441536512697972</id><published>2010-01-31T15:19:00.001+03:30</published><updated>2010-01-31T15:57:31.233+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فؤاد صدیق'/><title type='text'>یادتان باشد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;دیروز از برابر مغازه‌ای می‌گذشتم . قدیمی و پراز اجناس ریز و درشتی که شاید امروز دیگر کمترکسی رغبتی به خرید آنها داشته‌باشد. کارایی چنان اجناسی از بین رفته است. مگرکسی سراغی از آنها بگیرد که بخواهد برای تزیین خانه و دکورش از آنها استفاده کند.&lt;br /&gt;یادم افتاد که چندین سال پیش این مغازه برای خودش برو بیایی داشت. و همین اجناس چه مشتریانی. اما امروز به نگاهی هم از آن یاد نمی‌شود.&lt;br /&gt;آیا با مردمان و دیگر مقولات طرف توجه انسانها هم همین‌گونه برخورد می‌شود؟&lt;br /&gt;این روزها در تریبونهای رسمی و ایضا عمومی که با پول مردم و البته پیش‌از فرو رفتن در کیسه‌هایشان ، به جیب تولید کنندگان تبلیغات رسمی واریز می‌شود ؛ دائم می‌شنویم که : طرفداران منافین ، بقایای جبهه ملی ، لیبرالها ، و ... که نماد سبز دردست دارند .... چه کردند و چه می‌کنند.&lt;br /&gt;در جریان دادگاه محکومان اخیر حادثه دست‌ساز حکومت در روز عاشورا ، جوانی را به اتهام همکاری با مثلا انجمن پادشاهی یا آن دیگری را به بهانه نفاق و یا غیرو ذلک ، به مردم تلویزیون بین معرفی می‌کنند و خود نیز حکمی برای آنان صادر می‌کنند تا شاید بدین وسیله ، دیگر فریب خوردگان(!) عبرت گیرند و حساب‌کار دستشان بیاید.&lt;br /&gt;می‌پرسم که فریب چه چیز را باید خورد؟ آفتاب یا ابری که بر خورشید سایه افکنده‌است؟&lt;br /&gt;در دنیایی که به کوچکی دهکده‌ای می‌ماند که همه از حال و روز یکدیگر باخبرند و حکومتگران نیز از دانستن اخبار ، نگران ؛ چگونه می‌توان مرگ جوانان را از برابر دیدگان پدران و مادران دور داشت؟&lt;br /&gt;آیا می‌شود که به خیابان آمد و دنبال روزی بود اما بر جای خالی دیگران خیره نشد و بادیدن چهره‌هایی که به مردم نیشخند می‌زنند و برای کشتگان ، لباس سرخ می‌پوشند ، دلت را چرکین نکند.&lt;br /&gt;مگر دلی از سنگ داشته‌باشی که مردمت را دربرابر آتش گلوله ببینی و مستانه دکلمه‌هایی از گذشته‌ها بکنی و فریادهای دروغین را به اعتبار خود بگیری!&lt;br /&gt;وقتی غمی بردلی سایه می‌افکند ، باید که چشمی ببارد و چهره‌ای درهم فرو رود.اما نه آنکه درهم شکند و فرو ریزد. که فرو ریختن ، از آن زورمندان است نه گرم‌دلان امیدوار.&lt;br /&gt;ما دل در گرو روزهای آفتابی آینده سپرده‌ایم. به ششمین روزی می‌نگریم که بافریادهایمان ، ابرهای غمزده را از فراز شهرهایمان بیرون کنیم. بزداییم و به روشنی برسیم. به نور خیره‌کننده‌ای که خورشید را هم به نظاره وادارد. به روزی که جان و دل سبزمان را به رخ جهانیانی بکشیم که درپی سرخ شدن رنگ سبزمان هستند. به آنانی که با ظلم خود ، ظالمان را سرپا نگه‌می‌دارند تا برمردم خویش بتازند.&lt;br /&gt;یادتان باشد و یادمان هست که می‌دانند ولی برای ثبت در تاریخ می‌نویسم که همه بدانند :&lt;br /&gt;سرخی رنگ سبزمان به اشارت مدعیان سپیدی است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فؤاد صدیق&lt;br /&gt;&lt;em&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-7456441536512697972?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/7456441536512697972/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_31.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7456441536512697972'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7456441536512697972'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_31.html' title='یادتان باشد'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-5861611398257577291</id><published>2010-01-29T20:29:00.000+03:30</published><updated>2010-01-29T20:30:04.627+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='از نگاه میهمان'/><title type='text'>کنار مردم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;حکایت این روزهای هاشمی , حکایت عجیبی است . آنها که روزی از نردبان او بالا رفته اند امروز مخالفش هستندو آنها که روزگاری با غضب و بی مهری اش مواجه بوده اند, مدافعش شده اند .! افرادی مانند محمد یزدی ،محمود احمدی نژاد،احمد خاتمی، ،محمد رضا رحیمی،و...همه کسانی هستند که با کمک هاشمی به نوایی رسیدند ودیروزرا پاک فراموش کرده اند . در عوض چپهای دیروز و اصلاح طلبهای امروز که روزگاری هاشمی دوران آنها را پایان یافته می دانست و اساسا آنها را مانع سیاستهایش می دیدو در حذف آنها مشارکت کرد , به حمایت از هاشمی برخاسته اند. من هم از همان منتقدین دیروز وباحفظ انتقادات از مدافعین امروز او هستم . هاشمی شاید تاوان کارهایی را می دهد که خود مسبب آنها بوده است با این تفاوت که در پرداخت این تاوان، مردم ، نظام ،  و کشور هم با او شریک هستند. به هرحال امروز هاشمی تنها نظاره گر ی است که بر  گذشته بیش از دیگران افسوس می خورد. او خود می داند که پس از امام , مسیر نظام از کجا و چگونه منحرف شد و او چقدر در آن نقش داشت و کجاها به سادگی از کنار انحرافات گذشت . دخالت در شئون مرجعیت ، فعالیت های اقتصادی سپاه و نهادهای امنیتی ، تاسیس نهادهای موازی ، فساد در دستگاه قضایی، رد صلاحیتها ، تضعیف دانسگاهها ،تهدید وتحدید آزادی بیان، بازداشتهای غیر قانونی و....&lt;br /&gt;به هر حال خود کرده را تدبیر نیست . شاید هاشنی صداقت و رفاقت بعضی ها را باور کرده بود و تصور نمی کرد که طمع قدرت , فساد آور است و موجب طغیان می شود و رفاقت بردار نیست. شاید خود را همیشه در اوج میدید شاید وشایدهای دیگر.&lt;br /&gt;اما به رغم همه اینها , هاشمی رفسنجانی در ماههای اخیر تلاش کرده تا در کنار مردم بماند. شاید امروز کار خاصی از دست او بر نیاید ( که من به این حرف اعتقاد ندارم) در عوض همین ایستادن در صف مردم, کار بزرگی است که در شرایط فعلی انجام آن توسط کسی که همیشه در قدرت بوده کارسختی است . شاید سختی کار هاشمی از جهاتی بیش از فردی مانند موسوی و کروبی باشد . آنها به زندگی در بیرون از قدرت عادت دارند و از همان موضع هم سخن می گویند ؛ اما هاشمی به زیست خارج از قدرت عادت ندارد . او مناصب مهمی را هم عهده دار است و شرایطی به مراتب سخت تر از دیگران دارد , به همین دلیل هم هست که  فشار زیادی به او می آورند تا از صف مردم خارج شود . به همین دلیل باید تلاشهای او را مغتنم شمرد .&lt;br /&gt;البته یک نکته ظریف و طنز هم هست که نباید فراموش کردو آن اینکه  هاشمی آدم زیرکی است و به خوبی می داند که کفه ترازوی قدرت در کدام طرف سنگین تر است .&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;اسماعیل بنده نواز&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-5861611398257577291?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/5861611398257577291/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_3826.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5861611398257577291'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5861611398257577291'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_3826.html' title='کنار مردم'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-7646606670713552309</id><published>2010-01-29T15:19:00.000+03:30</published><updated>2010-01-29T15:19:00.156+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='از نگاه میهمان'/><title type='text'>کنار مردم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;حکایت این روزهای هاشمی , حکایت عجیبی است . آنها که روزی از نردبان او بالا رفته اند امروز مخالفش هستندو آنها که روزگاری با غضب و بی مهری اش مواجه بوده اند, مدافعش شده اند .! افرادی مانند محمد یزدی ،محمود احمدی نژاد،احمد خاتمی، ،محمد رضا رحیمی،و...همه کسانی هستند که با کمک هاشمی به نوایی رسیدند ودیروزرا پاک فراموش کرده اند . در عوض چپهای دیروز و اصلاح طلبهای امروز که روزگاری هاشمی دوران آنها را پایان یافته می دانست و اساسا آنها را مانع سیاستهایش می دیدو در حذف آنها مشارکت کرد , به حمایت از هاشمی برخاسته اند. من هم از همان منتقدین دیروز وباحفظ انتقادات از مدافعین امروز او هستم . هاشمی شاید تاوان کارهایی را می دهد که خود مسبب آنها بوده است با این تفاوت که در پرداخت این تاوان، مردم ، نظام ،  و کشور هم با او شریک هستند. به هرحال امروز هاشمی تنها نظاره گر ی است که بر  گذشته بیش از دیگران افسوس می خورد. او خود می داند که پس از امام , مسیر نظام از کجا و چگونه منحرف شد و او چقدر در آن نقش داشت و کجاها به سادگی از کنار انحرافات گذشت . دخالت در شئون مرجعیت ، فعالیت های اقتصادی سپاه و نهادهای امنیتی ، تاسیس نهادهای موازی ، فساد در دستگاه قضایی، رد صلاحیتها ، تضعیف دانسگاهها ،تهدید وتحدید آزادی بیان، بازداشتهای غیر قانونی و....&lt;br /&gt;به هر حال خود کرده را تدبیر نیست . شاید هاشنی صداقت و رفاقت بعضی ها را باور کرده بود و تصور نمی کرد که طمع قدرت , فساد آور است و موجب طغیان می شود و رفاقت بردار نیست. شاید خود را همیشه در اوج میدید شاید وشایدهای دیگر.&lt;br /&gt;اما به رغم همه اینها , هاشمی رفسنجانی در ماههای اخیر تلاش کرده تا در کنار مردم بماند. شاید امروز کار خاصی از دست او بر نیاید ( که من به این حرف اعتقاد ندارم) در عوض همین ایستادن در صف مردم, کار بزرگی است که در شرایط فعلی انجام آن توسط کسی که همیشه در قدرت بوده کارسختی است . شاید سختی کار هاشمی از جهاتی بیش از فردی مانند موسوی و کروبی باشد . آنها به زندگی در بیرون از قدرت عادت دارند و از همان موضع هم سخن می گویند ؛ اما هاشمی به زیست خارج از قدرت عادت ندارد . او مناصب مهمی را هم عهده دار است و شرایطی به مراتب سخت تر از دیگران دارد , به همین دلیل هم هست که  فشار زیادی به او می آورند تا از صف مردم خارج شود . به همین دلیل باید تلاشهای او را مغتنم شمرد .&lt;br /&gt;البته یک نکته ظریف و طنز هم هست که نباید فراموش کردو آن اینکه  هاشمی آدم زیرکی است و به خوبی می داند که کفه ترازوی قدرت در کدام طرف سنگین تر است .&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;اسماعیل بنده نواز&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-7646606670713552309?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/7646606670713552309/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_29.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7646606670713552309'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7646606670713552309'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_29.html' title='کنار مردم'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-4750639919489200172</id><published>2010-01-28T21:18:00.000+03:30</published><updated>2010-01-28T21:19:02.430+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مرضیه لبخند'/><title type='text'>آبروی سبز</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;من هنوز حیرت زده آمدن تو هستم. دولت منتظر بود بی دغدغه سکان دهمین انتخابات را هم به دست بگیرد و مردم را سرگرم سفرها , نمایش ها و وعده ها نگه دارد.&lt;br /&gt;دولت به نفعش بود همه مشغول زندگی ناخوش خود باشند و گه گداری هم اعتراضی اگر می شود به خاطر تعویق چند ماه حقوق باشد و رییس جمهور در لباس ناجی ملی وزیر را توبیخ کند و قولهای میلیونی و میلیاردی بدهد؛ اما تو خواستی درست وسط این ماجرا بیایی و حرفی بزنی که دیگران نمی زنند و نمی گویند و آنچنان صریح و روشن بگویی "دروغ می گویند" , آنچنان سد ملاحظات را شکستی که یقین کردیم روستا زاده ای , بی هیچ منفعتی و هیچ ترسی برای از دست دادن.در حیرت ماندیم از سکوت 20 ساله ای که این طور بی محابا شکستی و لباس آبرو را دراوردی... جوانتر از هر جوانی آمدی , در راهپیمایی ها همراه شدی و دعوت به عزاداری کردی و سینه شدی برای زدن و ...دولت چقدر مایل بود مردم اسیر همین دغدغه گوجه فرنگی و نارمک و گوشت و مرغ و کلاه و شال و چکمه بمانند. دولت چقدر دوست داشت در این بحران فقر و گرسنگی دائم مجله های رنگارنگ آشپزی زیاد شود و در این واویلای بی مسکنی و بی پولی , مردم به تماشای فیلم هایی با خانه های ویلایی و دکوراسیون عریض و طویل  بنشینند و با برنامه "به خانه بر می گردیم" با دکوراسیون غربی و مبلمان ترک (کشور ترکیه) خستگی در کنند.&lt;br /&gt;مردم در این برنامه ها آرزوهای خود را در تغییر مدل آرایش و لباس و مبلمان و پرده و ... ببینند و تشنه نغییراتی از این دست در زندگی خود شوند. دولت مشتاق سبک غربی زندگی در زندگی فرهنگی ایرانی بود.مشتاق بود " سعدی" , " حافظ" و" مولوی " از کتابخانه هایمان حذف شود .علاقه مند مغازه های رنگارنگ با مدل های لباس تنگ و کوتاه ماهواره ای بود تا مردم سرگرم لاغری و مد شوند برای تغییر در زندگی.&lt;br /&gt;دولت هیچ مایل نبود مردی ساده و صمیمی بیاید و با همان سادگی محبوب شود.با همان لباس قدیمی چند ساله و همان لهجه بی تعارف و بی تکلف . تند بگوید و تحمل تندی داشته باشد . و طاقت بیاورد هر قدر تند و بی پروا با حرمتش روبرو شوند. ما تا به حال و پس از دوران جنگ , همه رفاه طلب شدیم و اسیر زندگی روزمره و هشت و نه گروی همدیگر...ما با وقار شدیم و مایل نبودیم آبرویمان را سر کوچه ها و در فریادها بر باد دهیم. اما تو آمدی و دوباره یادمان دادی که فریاد و اعتراض به نادرستی و فساد عین آبروست. تو ما را به خیابان آوردی . تو در خیابان همراهمان شدی . تو با ما و حامی ما شدی اما می دانی؟ امروزمان آینده ای در هم و بر هم دارد .یا درگیر مبارزه ای طولانی می شویم  یا در بهاری زیبا "جشن امید" می گیریم. در هر دو حال ما به وظیفه خود عمل می کنیم و شاگرد کلاس " نقاشی" می شویم که تابلو هایش همه سفید است و پاک و راست گو.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;مرضیه لبخند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-4750639919489200172?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/4750639919489200172/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_28.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4750639919489200172'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4750639919489200172'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_28.html' title='آبروی سبز'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-938212204908791382</id><published>2010-01-25T15:35:00.003+03:30</published><updated>2010-01-25T15:41:00.574+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جویا کوشیار'/><title type='text'>دوستی های سبز</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/S12J63hdZSI/AAAAAAAAAMI/QlqKKvt7XBs/s1600-h/17.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5430648370108392738" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 267px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/S12J63hdZSI/AAAAAAAAAMI/QlqKKvt7XBs/s400/17.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#006600;"&gt; (برای میقات بهمن)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;جنبش سبز یک حرکت عمومی و تحول خواهانه است.شبکه ای اجتماعی که از سلول های بی شمار شکل یافته است. از این روست که همواره می گوئیم : ما بی شماریم.&lt;br /&gt;جدا از آرمانهای بلند و متعالی, جنبش در سطوح سلولی یا به عبارت میان همان اعضا دارای ارتباطی ارگانیک است. این سلولها با عصبهایی ظریف و حساس با هم ارتباط یافته اند. عصبها و راههای سبزی که با عکس العملهایی سریع ما را از اوضاع و احوال یکدیگر مطلع می سازد. در چنین رویکردی جمعی است که جنبش سبز بسان یک پیکره عمل می کند لذا می بینیم به محض عارض شدن درد و مسئله ای در عضوی از این پیکره, سایر اعضا نیز به درد می آیند و یا با بروز یک توفیق و خبر خوب تمامی سلولهای این شبکه به شعف درمی آیند و خرسندی و خشنودی آن را در بر می گیرد.&lt;br /&gt;درچنین ارتباط ارگانیک است که علیرغم سانسور خبری و قطع و یا سکوت رسانه های ارتباط جمعی, به یکباره می بینیم در روز 25 خرداد همراهان جنبش سبز بسان قطرات بارانی از آسمان نازل شده, به هم پیوندخورده و آن رود عظیم و حماسه بزرگ را خلق می کنند.&lt;br /&gt;وقتی نیک به وضع امروزِ جنبش سبز می نگرم به این نتیجه محتوم می رسم که دیگر چه بخواهند و چه نخواهند شبکه های راه اجتماعی سبز امید واقعیتی غیر قابل انکار است. حتی بسیاری از قبیله زور و ستم نیز به وجود آن اعتراف دارند؛ و در مناسبات بین المللی نیز مطالبات این جنبش در محاسبه می آید. امروز جنبش روح خود باوری و هویت ایرانی را در میان آحاد ملت ایران دمیده است. به عبارتی این جنبش بسان نهالی است که در قلبها و روح های آزاد هر ایرانی ریشه دوانده است؛ و محال است با تهدید و ارعاب و دروغ و توطئه خشک شود. چرا که این نهال ریشه در عمق جانها دارد و از صفای باطن و فکرهای ناب انسانی اعضایش سیراب می شود و رشد می کند.&lt;br /&gt;پدیده جنبش سبز موجب شد تا آلام, دغدغه ها و آمال مشترک جامعه انسانی ایرانی از پرده برون افتد. و در این فرایند ارتباطات و مناسبات جدیدی شکل بگیرد و حتی روابط گذشته در شَمای جدیدی دنبال شود.آگاهی از دردها و غمهای یکدیگر, دردمندیها و غمخواریهایی را در پی آورد و دوستیهای نویی را سبب شد و دوستیهای قدیمی را نیز احیا کرد و عمق بخشید.&lt;br /&gt;از طرفی خلوص و پاکی اهداف جنبش سبز و راههای مدنی و انسانی تحقق این اهداف و از طرف دیگر ناپاکی و نادرستی و دروغ جبهه حاکم و روشهای مستبدانه ,خشن و گاه عوام فریبانه آنها باعث خلق مناسبات و روابط تازه ای در جامعه انسانی ایران شده است. دیگر امروز جامعه ایرانی در برابر آنچه می بیند و می شنود بی تفاوت گذر نمی کند و ساکت نیست و در برابر تضییع حقوق خود سکوت نمی کند.&lt;br /&gt;در جبهه سبز و در فضای تازه روابط, دوستی های جدید سبب رشد و بالندگی و تعامل هم افزا در توانائیها است. دوستی های قدیم نیز احیا شده و عمق می یابند. به یاد دارم که در سالهای گذشته روابط میان برخی دوستان بسیار مرزبندی شده و گاه برمبنای سوداگری بود. ما چنان مشغول به مسائل زندگی خود بوده و روزمرگیها چنان بر ما پیله کرده بود که سالی یک بار با ارسال کارت پستال و یا تماس تلفنی و این اواخر با ارسال فقط یک پیامک یاد آور دوستی قدیم می شدیم. اما حال فضا کاملا دگرگون شده است اکنون منافع جمع را به منافع خود ترجیح می دهیم. اگر نگویم هر روز بلکه هر هفته و یا حداقل در هر مناسبت جویای احوال یکدیگر هستیم. درهر برخورد خشن و خونین حاکمیت با معترضین و یاران سبز به یکباره قلبهایمان به تپش در می آید و نگران هم می شویم و می کوشیم به انحاء مختلف خبر از سلامت یکدیگر بگیریم.&lt;br /&gt;علیرغم تلخی ها و فجایعی که از سوی جبهه غدار و ظالم بر سر جنبش سبز هوار می گردد, باید به فضای پاک, دلنشین, همدردانه و زیبایی که بر آن سایه افکنده است اذعان داشت. ببینید وقتی دانشجویی دستگیر, استادی اخراج و معلمی ترور می شود چقدر ما "باهم" ناراحت می شویم و از طرفی وقتی یار سبز در بندی آزاد ویا به مر خصی می آید چقدر خوشحال می شویم. اصلا دقت کنید مایی که تا دیروز سال به سال پی گیر حال عزیزان و نزدیکانمان نمی شدیم اکنون با وسواس اخبار خانواده سبز را دنبال می کنیم.&lt;br /&gt;اگر تا دیروز ما با دلیل و بی دلیل عمدتا به سبب روزمرگیها از رفتن به جشنها, مراسمها, و جمعها طفره می رفتیم اما امروز خود را شتابان به محافل و این مناسبتها می رسانیم تا از نزدیک همدیگر را ببینیم. جالب اینکه در این مراسمها و حتی جمع های اعتراضی که شکل می دهیم به چهره همدیگر رانمی شناسیم اما یک آشنایی دیرین را در خود سراغ می گیریم. گویی دست در دست هم از فراخنای تاریخ آمده ایم.ممکن است ما با گویشها و زبانهای مختلف سخن بگوییم اما یک دل و یک زبان هستیم و حرفهای هم را می فهمیم. این یعنی رویش. نه آنچه که از جبهه مقابل رجز خوانده و ادعا شود که رویش شان دو برابر ریزش است!&lt;br /&gt;دوستی ها و رویش ها در جبهه سبز به دلیل وجود دغدغه های مشترک انسانی با سرعتی شگفت آور در حال گسترش است و زنگ خطر را برای جناح سرکوب به صدا در آورده است. لذا دیکتاتور به روش های گوناگون و با فریب, خدعه, توطئه, عوام فریبی و بازی با باورها و اعتقادات مردم و ایجاد چند دستگی میان آنها می کوشد تا راه این توسعه و پیشرفت را سد کند. اما از آنجا که شبکه های اجتماعی راه سبز امید یک واقعیت است و اخبار واقعی و حقیقی در آن به سرعت انتقال می یابند؛ این توطئه ها و دستاویزها نه تنها رشد جنبش را کند نمی کند بلکه سبب تحکیم رشته های مودت و دوستی یاران موج سبز می شود.&lt;br /&gt;بزرگترین سرمایه جنبش سبز چنین حال و فضا و فرهنگی است که در آن غوطه می خورد. در چنین حال و هوایی است که ما قبل از اینکه چیزی را برای خود بخواهیم آن را برای جنبش سبز و یارانش می خواهیم و چیزی را که برای خود نمی طلبیم به طبع اولی برای دوستان سبزمان نیز تجویز نمی کنیم.&lt;br /&gt;حال جنبش سبز در معرض آزمون بزرگی است و با این موجودی و سرمایه می خواهد در صحنه بزرگ 22 بهمن حاضر شود. ما به عنوان سرمایه واقعی جنبش آماده می شویم تا دست در دست هم از این آزمون بزرگِ شرافت و آزادگی سربلند بیرون بیائیم و به قول میرحسین موسوی در بیانیه شماره 13 " میقات بهمن" در این روز بی اثر بودن سیاستها و روشهای پر خطر حاکمیت را به اثبات خواهیم رساند. این مهم در گرو حفظ دوستی ها و بسط و گسترش آنها و خرج مرام دوستی در چنین روزی است.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;جویا کوشیار&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;a href="mailto:jooya.kooshyar@gmail.com"&gt;jooya.kooshyar@gmail.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-938212204908791382?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/938212204908791382/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_25.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/938212204908791382'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/938212204908791382'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_25.html' title='دوستی های سبز'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/S12J63hdZSI/AAAAAAAAAMI/QlqKKvt7XBs/s72-c/17.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-2757375850069133263</id><published>2010-01-24T14:52:00.002+03:30</published><updated>2010-01-24T14:55:51.031+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فؤاد صدیق'/><title type='text'>این همانی ها</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; آقای حسینیان می‌گوید به هیچ‌وجه با وحدت‌ با مخالفان دولت و حکمیت موافق نیست و طرح چنین مسائلی را انحرافی می‌داند و معتقداست که یکبار تجربه تلخ حکمیت را پشت‌سرگذاشته و دیگر حاضر نیست آن را تکرار کند. اشاره او به جریان حکمیت در جنگ صفین است.&lt;br /&gt;پیش‌تر نیز از قول آقایی نقل کرده‌اند که موسوی را دشمن رهبری خوانده و با بهره‌گیری ناشیانه از تفسیر سوره کوثر،او را  " ابتر " نامیده‌است.&lt;br /&gt;رئیس دولت نیز چندین‌بار یاران امام را به طلحه و زبیر تشبیه کرده‌بود.&lt;br /&gt;یا آن دیگری که این اوضاع را با جنگ جمل مقایسه می‌کند و از دیگران می‌خواهد که نقش جناب عمار را بازی کنند.&lt;br /&gt;از این‌دست همانندسازیها در روزگاران‌ما بویژه در چندماهه پس‌از انتخابات 22 خرداد بسیار رفته است. اگر " این‌همانی "های  به‌خدمت گرفته‌شده حاکمان را بپذیریم ؛ لاجرم باید برآنها نیز بیفزاییم:&lt;br /&gt;پیامبر بی‌پسر را ابتر خواندند و او را بی‌عقبه و پشت لقب دادند.&lt;br /&gt;سقیفه‌ای را که دور از چشم علی ، ابوبکر را با صحنه‌گردانیهای عمر ، به خلافت نشاند.&lt;br /&gt;زخم‌خوردگان روزگار رسول خدا ، انتقام بدر و حنین را از فرزندانش ستاندند.&lt;br /&gt;ظهرعاشورایی که حسین و خاندان پیامبر را کشتند و به اسارت بردند و برکشته‌ها و اسیران ، اسب راندند و سخت گرفتند و آنها را خارجی خواندند.&lt;br /&gt;......&lt;br /&gt;آیا این همانندسازیها می‌تواند مفید فایده باشد؟&lt;br /&gt;تاکنون که نبوده. این را می‌توان از دست و پا زدنهای حکومت فهمید. از بسیج تمام توانشان برای زخم‌زدن به طرف مقابل . از ناتوانی در برابر اقناع ملت . از ریزش سربازانشان . و از تمام شدن حربه‌هایشان . تنها یک برگ برایشان باقی است و آن هم علم کردن منجی . &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;فؤاد صدیق&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;a href="mailto:fooadseddiq@gmail.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-2757375850069133263?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/2757375850069133263/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/2757375850069133263'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/2757375850069133263'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_24.html' title='این همانی ها'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-702926333791819643</id><published>2010-01-23T09:13:00.005+03:30</published><updated>2010-01-23T09:31:12.924+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آرزو تابان'/><title type='text'>لغت نامه کودتا (1)</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/S1qQnKOLGEI/AAAAAAAAALw/kSIc1C6KW2o/s1600-h/loghat.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5429811303181654082" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 196px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/S1qQnKOLGEI/AAAAAAAAALw/kSIc1C6KW2o/s400/loghat.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;همانطورکه قبلاً هم خدمتتان عرض شده بود وقتی درمملکتی کودتا می شود ، خیلی از چیزها ازجمله معنی وکاربرد واژگان دستخوش تغیرات می شود وچون تغییرمعانی درابتدا محسوس ولایتچسبک می باشد ازرسانه ها ، اعم از ضد ملی تا ضد مردمی(!) ... استفاده می شود تا با کمک تکنیک تکرار، معانی جدید را به ذهن خلایق دیکته کنند .&lt;br /&gt;نظر به کمک در یادگیری سریعتر معانی جدید کلمات ، بنده را بر آن داشت تا لغت نامه ای ازکلمات ضروری جمع آوری کنم .&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;لغت نامه :&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;خواص :&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;مشتق شده از کلمه ای که ربطی به استعمال آن ندارد. کلمه ای است که وقتی بعضی ها کم می آورند و می خواهند مِن غیر مستقیم فحش بدهند ازآن استفاده می کنند . در ادبیات معنای خوبی دارد اما در ادبیات سیاسی بدترازصدتا فحش است . می تواند معانی زیادی داشته باشد ولی ،&lt;br /&gt;1 / مطابق با القائات 20:30 یعنی موسوی, کروبی,خاتمی,هاشمی و...&lt;br /&gt;2 / مطابق با کیهان شریعتنداری ایضا مثل گزینه اول&lt;br /&gt;3/ مطابق با برنامه رو به فردا والقائات مجری کذایی اش (که می خواد بگه بی طرفه ولی زهی خیال باطل ، که کلاً جاده یکطرفه است ) مثل گزینه اول&lt;br /&gt;نتیجه : استراتژی 20:30 ، رو به فردا وکیهان یکی است (هنرکردم !)&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سند:&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;تا اونجائیکه ما می دانیم معانی دیگری داشت اما جدیداً طبق کذبیات شریعتنداری فهمیدیم معنای دیگری دارد . چیزی که می گویند هست ولی نیست یا دوست دارند که باشد ولی خُب نیست ! (خب نیست دیگه ! ول کن )&lt;br /&gt;درقدیم به معنای اثبات امری با دلیل ومدرک بود ، اما امروزه به توهمات عده ای با زور با توم گفته می شود (هرکه زورش بیش سندش قوی تر) . درقدیم سند را ارائه می کردند که افراد متقاعد شوند اما امروزه همین که آقای شریعتنداری بگوید: من سند دارم ، همه باید متقاعد شوند. اگرهم نشدند خب لابد خواص هستند وحساب خواص هم روشن است. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مردم ، توده مردم ، آحاد مردم :&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;کلمه ای متناقض . به افرادی که درانتخابات شرکت می کنند ولی به خواص رای نمی دهند . به افرادی که بعد ازانتخابات صف خودشان را از خواص ونخبگان جامعه جدا می کنند . به افرادی که درگزارشات 20:30 شرکت می کنند وخوشحالند . به افرادی که به سیب زمینی بودن ، خوردن وبردن علاقه دارند . به افرادی که از پاره شدن کاغذ ناراحت می شوند ولی نسبت به پاره شدن خیلی چیزها بی تفاوت اند ودارای قابلیتی بالا درخوردن ساندیس هستند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;عکاسی :&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;حرفه ای که درقدیم عده ای با دانش وتبحردر آن حرفه ، گالری می زدند ولی حمایت هم نمی شدند. اما امروزه با کشف وشهود ازنوع هدیه تهرانی گالری می زنند وشصت میلیون ، شصت میلیون حمایت می شوند وبه کسی هم چه مربوط ! فضول رو بردند کهریزک ، پله نداشت خورد زمین مننژیت گرفت ، مُرد !&lt;br /&gt;عده ای ازصاحب نظران براین باورند که دوباره شاهد برگشت دوران سوگلی محوری هستیم واین درحالی است که اگردردفترچه تلفن مازیار بهاری شماره وکیلی ازنوع شیرین عبادی باشد دربازجویی ازاو می پرسند : آیا با او ...&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مشایی :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;کُلهُم سر تا پا مسئلة ٌ. یک متوهم الدوله مشابه version احمدی نژاد . عشق رئیس دولت کودتا ، فردی که ازبالا تا پایین نظام با او مخالف اند جزیک نفر . اسپانسرمالی هدیه تهرانی ازبودجه بیت المال ، بی اطلاع ولی صاحب نظردرهمه چی ،دارای آزادی بیان 361%، انحراف معیار تا ∞ ، توهین کننده به انبیاء ودین اسلام (البته طبق نظر آقایان توهین فقط ازجانب کشوردانمارک واغتشاشگران محکوم است وازجانب آقای مشایی بلا مانع است !), کاشف این نظریه که ابوعلی سینا هنرنکرد که ابوعلی سینا شد ، من هم اگرامکانات داشتم می توانستم !!! بیابید امکانات زمان ابوعلی سینا را !&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روح الهه حسینیان :&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;روم به گلاب دیوار. به دلیل تابو بودن ازشرح این لغت معذورم (بدون شرح )&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مناظره :&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;درگذشته به بحث فی ما بین دو جریان فکری همراه با مجری بی طرف گفته می شد . جدیداً به همکاری یک جریان فکری همراه با مجری تابلو طرفدار ، برعلیه جریان غایب گفته میشود . عده ای ازصاحب نظران براین باورند که :&lt;br /&gt;این چی چی بود آوردی گندشو درآوردی !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آرزو تابان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;(اشتباه نکنید این جزء لغت نامه نیست اسمم است)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-702926333791819643?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/702926333791819643/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/1.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/702926333791819643'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/702926333791819643'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/1.html' title='لغت نامه کودتا (1)'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/S1qQnKOLGEI/AAAAAAAAALw/kSIc1C6KW2o/s72-c/loghat.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-7168110592064337876</id><published>2010-01-22T11:58:00.000+03:30</published><updated>2010-01-22T11:58:00.157+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='از نگاه میهمان'/><title type='text'>تنهایی حاکمان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; آیا تا به حال فکر کرده اید چرا برخی ، از فردای انتخابات اینقدر از آنچه خواص می نامند،  خواسته‌اند که سخن بگویند ویه تازگی  هم خواسته‌اند که شفاف باشند و از سخنان دو پهلو بپرهیزند ؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;به نظر می رسد این توصیه ویا به عبارت بهتر این درخواست بیشتر ناشی از تنهایی ونشنیدن سخنی هماهنگ و باب میل از کسانی است که به شدت نیازمند حمایت آنان اند .&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; شاید گفته شود در ماههای اخیر برخی حامیان رهبری سخنانی گفته اند که باب میل ایشلن هم بوده است مثلا آقایان احمدی نژاد،نوری همدانی،رحیم پور ازغدی ، ولایتی ،حداد عادل، فیروز آبادی ،احمد خاتمی ، علم الهدی،فرماندهان نظامی وافرادی از این قماش ! به راستی اگر نخبگان وخواص حامی رهبری هستند ؛ چه نیازی به درخواست برای همراهی آنان است؟ &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;اگر به تعبیرایشان در مقابل ریزش ها،  رویشهای زیادی هم بوده دیگر چه نگرانی از سکوت نخبگان است؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;آیا این سخنان بیانگر آن نیست که هیچیک از کسانی که پیرامون رهبری هستند افراد تاثیر گذار و برجسته ای نیستند؟ مثلا کدام یک از اینها با نخبگان معترض و ساکت در حوزه ودانشگاه وحتی در میان نیروهای نظامی وارزشی(!) قابل مقایسه هستند؟؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;کسانی که اطلاعاتی از زمان شاه دارند می گویند در ماهای آخر عمر رژیم پهلوی،  شاه به شدت تنها شده بود وبه شدت در ناراحتی و افسردگی بود. در آن روزها یا از دست کسی کاری بر نمی آمد یا کسی حاضر نبودپاسخی به  شاه دهد .علت هم روشن بود؛ شاه همه را از خود دور کرده بود وجماعتی نادان ، ناکارآمد ،چاپلوس و فرصت طلب را گرد خود جمع کرده بود .&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;جالب این است کهامروز هم حتی برخی از همان گروهی که با استفاده از رانت قدرت به نوایی هم رسیده اند حاضر نیستند سخنی باب میل حکومت بگویند. لابد آنها هم فهمیده اند که روزهای خوش پایان یافته وباید فکری برای آینده کنند.  &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;اسماعیل بنده‌نواز&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-7168110592064337876?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/7168110592064337876/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_22.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7168110592064337876'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7168110592064337876'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_22.html' title='تنهایی حاکمان'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-4042943609376789410</id><published>2010-01-21T11:44:00.000+03:30</published><updated>2010-01-21T11:45:32.737+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مرضیه لبخند'/><title type='text'>ما بی کاغذ رای داده ایم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ما سالها بود که زیر یک کرسی می نشستیم و مادر بزرگ می گفت : پایتان را جلوی بزرگتر دراز نکنید.ما پایمان را زیر کرسی می کردیم تا حیا و حرمت بزرگتر و کوچکتر به جا بماند.ما سالهای سال همه مان زیر یک آسمان می خوابیدیم و با یک اذان نماز می خواندیم.بعد ها خانه ها کوچک شدند و آدمها زیاد .و خانه ها و کرسی ها و حیاط ها را خراب کردیم و تا نزدیک گنبد آسمان بالا رفتیم.بعد دیگر چشممان هرگز به کرسی و حیاط و مادر بزرگ نیفتاد و سالهاست مادر بزرگ را چشم در چشم ندیده ایم تا بگوید حرمت بزرگتر را نگهدارید.امسال عید درست روز عید که اذان را شنیدیم دانه های باران را هم دیدیم که بر سر و رویمان بارید.همان وقت فهمیدیم که این سال آبستن رحمت است.حالا سال به پایان خود رسیده است و ما همراه آسمان چندین و چند بار باریدیم. امسال مردی به جمع خانواده هایمان اضافه شد که اگرچه هیچگاه نمی بینیمش و هیچگاه صدایش را نمی شنویم اما مثل یکی از نفرات خانواده در دلمان برایشجا باز کرده ایم.البته آن مرد هرگز از ما چیزی نخواسته و نمی خواهد اما از روزی که تصمیم گرفت با ما باشدکنارمان ماند.ما که توی چشم نیستیم.ما هزار راه برای دیده نشدن داریم اما آن مرد برای آنکه ما رنج نکشیمهمراهمان آمد.حالا شنیده ام که گفته بود:من میایم تا شاید به ملاحظه من مردم را اذیت نکنند.مرد با ما تعارف که نداشتشوخی هم نمی کرد.آمد و آمد تا کار به کشتن و کشته شدن رسید. آن مرد باز هم آمد. آن مرد گفت من قوی هستم.قوی بود و هرگز از متانت و صلابتش کم نشد اما یک جا گفتند که مثل باران بارید.تمام دوستان و نزدیکانش را زندانی کردند خون خودش را حلال دانستند از تهمت و ...چیزی کم نگذاشتند.آن یکی، یکبار راست گفت که بعضی ها خود ریحانند و بعضی ها ریحان نما.مرد هرگز پنهان نشد.سکوت نکرد.حرفش را تغییر نداد.از خانه قدیمیش جایی نرفت.او خود ریحان بود.حالا ما مانده ایم و یک نفر که از خانواده برایمان عزیز تر شده و او که می گوید من کسی نیستم و باک آبرو هم ندارم...ما مانده ایم و یک اعتراض....ما مانده ایم و یک ، که نه ، بلکه صدها دروغ ....ما مانده ایم و حکومت نظامیی که حریم شخصیمان را هم کنترل می کند...ما مانده ایم و یک ریحان اصل...ما مانده ایم و یک انتخاب بدون برگه...ما انتخاب کرده ایم.ما بازهم زیر کرسی مادربرگ نشسته ایم و پایمان را جلوی برادران بزرگمان جمع کرده ایم.ما دیگر پدربزرگ و پدر و مادربزرگ نداریم اما برادری داریم که محکم ایستاده است و تمام راههای خانه پدری را بلد است.پس باکتان نباشد.قطع کنید.دستان ارتباطات را قطع کنید.این مرد به ما یاد داد که چطور باید دست هایمان را به هم بدهیم.این مرد ما را دوباره برادر کرد.دوباره خواهر کرد.دوباره صفا و صداقت راسر سفره هایمان آورد.او شجاعت را عمل کرد تا یادبگیریم.او سادگی را زندگی کرد.شما همه درها و دروازه ها را ببندید . ما بی کاغذ رای داده ایم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مرضیه لبخند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;m.labkhand@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-4042943609376789410?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/4042943609376789410/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_21.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4042943609376789410'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4042943609376789410'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_21.html' title='ما بی کاغذ رای داده ایم'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-5101955925601607226</id><published>2010-01-20T11:09:00.000+03:30</published><updated>2010-01-20T11:10:13.086+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرید صفا'/><title type='text'>افزایش ساعت کار در ایران!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;د.م.ا.ن گفته است: چند وقت پیش ساعت 10 شب با یکی از وزرا کار داشتم. بعد متوجه شدم به منزل رفته است. تلفنی به او گفتم چه معنا دارد در این دولت[!] کسی ساعت 10 شب در خانه باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همین راسته یاد آمد از دوره ای که د.م.ا.ن شهردار بود یا نه شهردار د.م.ا.ن بود. چه فرقی می کند، چه فلان خواجه، چه خواجه فلان. اگر 9 شب زباله ها پشت در خانه گذاشته می شد، ساعت کار تمام بود و طرف یک ایرانی تمام عیار به حساب می آمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی الان تا بعد از 10 شب هم خوب است بیرون باشد تا اهل خانه فکر کنند چه علف هرز هرس کن کاردار و مشغولی است و در ضمن حتی گفت و گوهای بی خطر شبکه 2 و مناظره های "پور حسین"ی و "یامین پور"ی شبکه 3 را هم نبیند، مبادا خللی در عزم راسخ مریدان ر.ا.م پیش آید!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;یک سوال مهم این روزها: خوشه من کجاست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ شاعر(ناصر خسرو): دگرگون شدی و دگرگون شود/ چو بر خوشه باد خزان بروزد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعبیر: نگران نباش. این خوشه ها را به اردیبهشت 89 حواله داده اند و حتی با وجود افزایش ساعت کار تا بعد از ساعت 10 شب، چون هرس علف های هرزحالا حالاها طول می کشد، از خوشه و خوشه چینی و خوشه سازی و فیلتر خوشه ها و خوشه های تقلبی و فتنه خوشه ها فعلا خبری نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;یک تذکر خوشه ای: پیرو تذکرهای پی در پی به مطبوعات، همه مردم ایران و ایرانیان ساکن در جهان و ایرانیان مقیم در عالم برزخ و بخصوص مرحوم احمد بورقانی ـ که اگر در خاک ایران بود و در عالم برزخ نبود الان در زندان بود و یک عمر محرومیت و حبس برایش می بریدند ـ مراقب ایمیل ها و اس ام اس ها و حتی آمدنشان به خواب مردم ایران باشند. چون درجه حساسیت شنودها به کلماتی مانند "تقلب" و "سبز" افزایش یافته است، کاربران و رابطان و حتی فرشتگان الهی سعی کنند، به جای این کلمات از عبار "فتنه 88" استفاده کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;چون ساعت کار تا بعد از 10 شب ادامه دارد، این فرصت پدید آمد که نام های فیلم های ایرانی و روز سینمای کشور فهرست شود: حلقه های ازدواج/ هر شب تنهایی/ دو خواهر/ کتاب قانون/ آقای هفت رنگ/ دختر میلیونر/ شبانه/ تاکسی نارنجی/ نیش زنبور/ تنها دو بار زندگی می کنیم/ منفی 18/ شوریده/ آخرین ملاقات/ محاکمه در خیابان.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;فرید صفا&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-5101955925601607226?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/5101955925601607226/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_20.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5101955925601607226'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5101955925601607226'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_20.html' title='افزایش ساعت کار در ایران!'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-2489980361627197466</id><published>2010-01-18T23:10:00.000+03:30</published><updated>2010-01-18T23:11:44.445+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حسین تفرشی'/><title type='text'>دولت بی نظیر!</title><content type='html'>یکی دو شب پیش یکی از مسئولین طرح گردآوری اطلاعات برای طرح هدفمند کردن یارانه ها در مصاحبه ای با تلویزیون داشت در پاسخ به سئوال مصاحبه گر بینوا که پرسید: "اگر کسی مدرک تحصیلی خود را نادرست ثبت کرده باشد، تکلیف چیست؟" فرد با اطمینان به نفسی که احتمالاً ملهم از رئیس قوه مجریه است اظهار داشت که "اطلاعات درست برایشان معلوم است!" و در ادامه اظهار داشت که بیش از 90 درصد مردم اطلاعات خود را داده اند و آنها که نداده اند، نبوده اند که این کار را بکنند. یعنی مثلاً سفر فرنگ بوده اند یا اینقدر وضعشان توپ است که توجهی نکرده اند و مطالبی از این دست... این جملات برایم به قدری خنده دار بود که انگار جوک سال را شنیده ام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نظر می رسد که دولت دهم از دولت نهم دارد در اطلاع رسانی به مردم پیشی میگیرد. این را از آن جهت می گویم که چندی پیش یکی ار دوستانم برای رفع اشکال پرونده اش در محل کارش مجبور شد برود دنبال مدرک تحصیلی اش تا یک کپی از آن را برای اداره ببرد. بندۀ خدا در یکی بهترین دانشگاههای معتبر دولتی تهران هم درس خوانده بود. او می گفت وقتی مراجعه کرده، جستجوی اطلاعاتش در رایانه دانشگاه نتیجه ای نداشته و بعد مسئول محترمه متوجه می شود که این آقا چند سال قبل فارغ التحصیل شده است و به او می گوید که تا کنون اطلاعات فارغ التحصیلان سال قبل به بعد وارد برنامه شده و او باید به بایگانی دستی دانشگاه مراجعه کند و ...&lt;br /&gt;البته دانشگاهها معمولاً یک نظام معقولی برای این جور کارها دارند، گرچه کند است (مثلاً مدرک دائم تحصیلی 2 سال بعد از فارغ التحصیلی دستتان را می گیرد) ولی به هر حال آدم می تواند یک ردی از سوابقش پیدا کند. اما فرض کنید شما دنبال سوابق ملکی یا ثبتی پدر بزرگ خود در بایگانی سازمان اسناد واملاک، یا سوابق بیمه ای مادربزرگتان در ادارات بیمه و یا .... بگردید. &lt;br /&gt;این ها را ذکر کردم تا بعد عدد 90 درصد مردم را در ذهن بیاورید و بعد فکر کنید مسئولین نابغۀ طرح یاد شده چگونه ظرف چند ماه اطلاعات درست بیش از 60 میلیون آدم را استخراج کرده اند! &lt;br /&gt;الحق که دولت دهم بی نظیر است. در دولت نهم دست کم می آمدند دکوری از یک پروژه به مردم نشان می دادند و بعد می گفتند که کاری کرده اند کارستان، مثل راه آهن اصفهان به شیراز که اخیراَ اخبارش خیلی بامزه شده!* ولی در این دولت، کار آنقدر پیشرفت کرده که بدون آنکه اساساً کاری شده باشد، اخبارش تنظیم و پخش می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*در این مورد به سایت تابناک مراجعه کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حسین تفرشی&lt;br /&gt;htafreshee@gmail.com&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-2489980361627197466?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/2489980361627197466/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_4240.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/2489980361627197466'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/2489980361627197466'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_4240.html' title='دولت بی نظیر!'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-6265797567375844501</id><published>2010-01-18T14:31:00.006+03:30</published><updated>2010-01-18T15:49:03.757+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جویا کوشیار'/><title type='text'>منابع و مصارف جنبش سبز</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/S1RAVX18uuI/AAAAAAAAALM/AkbZTXj7_fA/s1600-h/green-hope.jpg"&gt;&lt;/a&gt;آقای میر حسین موسوی به کرات در بیانیه های خویش مستقیم و غیر مستقیم از شبکه های راه سبز امید خواسته است که حرکتها و اعتراضات باید به شکلی پیش بروند که هزینه های آن به حداقل برسد. فلسفه صدور بیانیه شماره 17 نیز بر همین پایه استوار است. برقرای عدالت, تحقق آزادی, بازگشت به اصول اخلاقی و انسانی (مانند صداقت و راستی , پرهیز ازتهمت و افترا و جلو گیری از پرونده سازی برای افراد), احترام به قانون و رعایت حقوق بشر, پاسخ گویی مسئولین و ... برای رسیدن به این اهداف جنبش منابع و سرمایه هایی دارد که باید بداند و بتواند درست آنها را مصرف کند. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;strong&gt;منابع: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;سرمایه اصلی جنبش عبارت است از:&lt;br /&gt;1.دانایی و بینش تمامی آحاد شکل دهنده آن اعم از پیروان و رهبران. البته رهبران و سیاست گذاران از جمله جناب مهندس موسوی اعتراف دارند که رهبران حقیقی خود مردم هستند و آنها خود را در پشت سرمردم می بینند نه در پیش آنها.&lt;br /&gt;2. اتحاد و یکدلی حاکم بر فراز جنبش؛ این یک پارچگی به کونه ای است که طیف وسیعی از فعالین و معترضین را از داخل کشور تا بیرون مرزها با نگاهها و ایئولوژیهای مختلف در برمی گیرد. به عبارتی: " ما بیشماریم"&lt;br /&gt;3.توافق بر فردای پیروزی؛ از آنجا که خواسته اصلی و مشترک همه گروههای موجود در جنبش سبز تحقق آزادی و ایجاد دموکراسی است. همه به خواست اکثریت گردن خواهند گذارد. این تفاهم و احترام یکی از بزرگترین سرمایه هاست که می تواند تمام گروهها و احزاب را با سلایق مختلف گرده بیاورد&lt;br /&gt;4.همراهی و همدلی مراجع عظام و روحانیت آگاه.&lt;br /&gt;5.همراهی گروههای مرجع اجتماعی با جنبش سبز از قبیل : هنرمندان, نویسندگان, اساتید دانشگاهها, دانشجویان و ورزشکاران و...&lt;br /&gt;6. همراهی سندیکاهای کارگری.&lt;br /&gt;7. بی طرفی ظاهری ارتش و همراهی باطنی ارتشیان با جنبش.&lt;br /&gt;8.حضور مؤثر کارمندان در شکل گیری شبکه های اجتماعی سبز امید&lt;br /&gt;9.حمایت قاطع جهان و دولت های آزاد از جنبش سبز&lt;br /&gt;10.از همه مهمتر استعداد و نیروی پرشور و پر انگیزه جوانان که خواستار تغییر و اصلاح وضع موجود هستند &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;strong&gt;مصارف:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;برای جنبش سبز بایسته ها و شایسته های بسیاری می توان برشمرد. داشته ها و توانائیهایی در افاق و انفس اندیشه ها و جانها, که باید جنبش به درستی بداند در کجا و در چه زمانی آنها را خرج کند. جنبش سبز در مصرف منابع خود باید مقتصد باشد. بی جهت و بی مورد در هرجایی این سرمایه های ارزشمند را بی رویه خرج نکند. به قول آن ظریف ایمنی: " مصرف بی رویه کار خیلی بدی ِ"&lt;br /&gt;برای این مهم وظیفه رهبران و سیاست گذاران حساستر و پر مسئولیت تر است. آنان باید بر این منابع و مصارف مدیریت کنند. ما اندوخته و سرمایه های بس گرانبها را باید در جایی هزینه کنیم که امید برداشت و سود داریم. یا حداقل اینکه در نقطه سربه سر هزینه و درآمد قرار بگیریم. این که هر لحظه و در هر زمان این پشتوانهِ بی شمار و امیدوار به جنبش را به برنامه و مراسمی دعوت کنیم درست نیست. باید به نتایج این هزینه کرد بیاندیشیم.&lt;br /&gt;اگر در جایی بیم آسیب و یا امکان سوءاستفاده دیکتاتور از برنامه های راه سبز است باید با تمهیداتی جلوی سوءبرداشت را بگیریم. مثلا باید با دقت منافع و مضار حضور در مناظره های تلویزیونی محاسبه و بعد نسبت به حضور در آن تصمیم گیری شود. پر پیداست که دیکتاتور برای خوشامد جنبش این برنامه ها را نمی سازد. آنها به دنبال پیاده کردن اهداف پیدا و پنهان خود هستند. و جنبش سبز نباید با دست خود آنان را در رسیدن به منویات باطل شان یاری نماید. باید دید که آیا ما بازی مکارانه آنها را می توانیم به خودشان برگردانیم یا نه؟ آیا ما توان انکسار از لایه های ارتجاعی و انسدادی آنها را داریم؟&lt;br /&gt;جنبش سبز تا کنون پیش رونده و جناح سرکوب در انفعال عمل کرده است.ما نباید این مزیت را به راحتی از دست بدهیم. برای رفتن باید در سر بعضی پیچها و گردنه ها باید کمی از سرعت کاست تا از این گذرگاه های خطرناک به سلامت عبور کرد. مهم پیش رفتن است و پیوسته رفتن. نباید چنان شتاب کرد که با سر به زمین خورد. لذا در نقشه راه جنبش سبز؛ راهها و خانه های عبور و توقف (برای کمی تنفس و تجدید قوا) باید به گونه ای برنامه ریزی و پی ریزی شود که امکان کمین و شبیخون دشمن از بین برود.&lt;br /&gt;از آنجا که استبداد مسلح به سلاح جهالت ِ بخشی از توده های مردم است و بی هیچ واهمه ای باورها و اعتقادات مذهبی آنها را به بازی می گیرد, لازم است که ما در برنامه و تداکارات خود ابتدا دست به روشنگری و تبیین افکار و ذهنها بزنیم, بعد اقدام نمائیم.&lt;br /&gt;ما در روزهای آینده اربعین آیت الله العظمی منتظری و اربعین شهدای عاشورا و مراسم 22 بهمن را پیش روداریم. این فرصت ها را نباید به راحتی از کف بدهیم. قبل از ورود به هریک از این مناسبتها, باید در سطحی وسیع اذهان و افکار عمومی را نسبت به مظالم حاکمیت و نعلهای وارونه و ابوسفیانی آنها روشن کرد. این مهم باید با صرف توانائیهای نویسندگان و هنرمندان و امکانات گروههای مرجع جنبش شکل بگیرد. در چنین وضع حساب شده و دقیقی, حیله های عمروعاصی مانند آنچه که بر سر واقعه عاشورای تهران رخ داد و اذهان بخشی از توده های مردم را فریب داد خنثی و یا کم اثر خواهد شد.&lt;br /&gt;آری گروههای مرجع و هنرمند و نویسنده و رهبران در این کارزار فکری و روشنگری وظیفه سخت و سنگینی به دوش می کشند. سختی و مرارتهای این طیف از شبکه های اجتماعی راه سبز امید, ضامن نتایج مطلوب و حفظ آثار پیروزیها و بقای دستاوردها است. آثار تولید شده نویسندگان و خلاقیتهای هنری هنرمندان به واسطه دیگر گروههای مرجع مانند استادان دانشگاه و دانشچویان می تواند به هر کوی و برزن در سراسر ایران راه یابد و دلها و فکرهایی را با خود همراه نماید.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;جویا کوشیار&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="mailto:jooya.kooshyar@gmail.cim"&gt;&lt;em&gt;jooya.kooshyar@gmail.cim&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-6265797567375844501?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/6265797567375844501/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_18.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6265797567375844501'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6265797567375844501'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_18.html' title='منابع و مصارف جنبش سبز'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-3520906531420858518</id><published>2010-01-17T11:03:00.001+03:30</published><updated>2010-01-17T11:05:17.176+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فؤاد صدیق'/><title type='text'>بسم‌اله اگر حریف مایی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;فشار را بر مردم افزایش داده اند.&lt;br /&gt;رئیس پلیس کشور بااقتدار(!) می گوید که " اس ام اس ها و ایمیل های مردم را کنترل می کنیم." این اقدام رسمی پلیس رسما با قانون اساسی کشور مخالف است ؛ آنجا که تفتیش عقاید و امور شخصی آحاد ملت را ممنوع کرده است.&lt;br /&gt;هفته گذشته , رئیس پلیس مطبوعات کشور نیز در تذکری آمرانه به روزنامه هایی مشخص , از آنان درباره چاپ مطالبی درانتقاد از دولت , خواسته بود تا به انتقاد از استکبار جهانی بپردازند.&lt;br /&gt;آقای نماینده اصولگرای مجلس خبر از ترورهای تازه تری در آینده از میان جنبش سبز می دهد و آن دیگری با افتخار می گوید که خواب راحت را از چشمانتان می گیریم.و ...&lt;br /&gt;همه و همه آمده اند و در برابر مردم به تناسب تواناییهایشان , شاخ و شانه می کشند و هل من مبارز می طلبند. این افاضات البته پس از آن حضور گسترده (!) مردم در روز 9 دی رخ می دهد.&lt;br /&gt;آیا باید این خودنماییها را ناشی از پیروزی دانست؟&lt;br /&gt;مسلما پیروزی در هر مقطعی و با هر وسیله ای , اقتضائات خاص خود را دارد و پیروزمندان , مگر قوم مغول که همه را از دم تیغ گذراندند, با اسرایشان و مردم مغلوب , برای ادامه اشغالگری و ماندگاری , دست کم روی خوش نشان می دهند.&lt;br /&gt;درسالهای آغازین همین قرن شمسی ؛ یعنی درابتدای به قدرت رسیدن رضاخان میرپنج با کمک انگلیسیها , برای کنترل مکاتبات مردم و جلوگیری از انتقال اخبار و اطلاعات و نیز تفحص و تفتیش در احوال شخصی مردم , پاسبانهایی درکنار صندوقهای پست گماشتند تا هرکه می خواست نامه ای در صندوق بیندازد, ابتدا آن پاسبان بی سواد , نامه را بخواند و اگر به شخص اعلیحضرت و دولت علیه و دولت فخیمه و مرغ و خروس شاهنشاه قدرقدرت اهانتی نکرده و برای وی خط ونشانی نکشیده بود, اجازه ارسال مرسوله رابدهد , والا فلا و چوب و فلک و ... همانا.&lt;br /&gt;آیا رضاخان , پیروز ماجرا بود؟ تاریخ چیز دیگری می گوید.&lt;br /&gt;امروز نیز رفتارهای حاکمیت به گونه ای است که تاریخ چیز دیگری خواهد گفت. نمونه دیگرش برپایی مناظراتی است با نمایندگان رده های دوم و سوم اصلاحات آن هم پس از گذشت هفت ماه از انتخابات 22 خرداد و آن همه اتفاقات ناگواری که برسرملت رفت؛ ازتهمت و افترا و ناسزا و ضرب و جرح و زندان بگیرید تا آزار و شکنجه و قتل. &lt;br /&gt;چنین قومی که حتی از دخالت آشکار و غیرقانونی درامور شخصی ملت ابایی ندارد ؛ آیا درصورت پیروزی , آنان را به همدلی فرامی خوانند؟آیا تبلیغات رادیو و تلویزیونی و مطبوعاتی و منبری آنان قطع یا دست کم کاهش یافته است؟ خیر. پس آنان همچنان در موضع ضعف و ایصال اند و همچنان محتاج نگاه محبت آمیز مردمی هستند که همچنان زیر فشارهای خصمانه اینان قراردارند.&lt;br /&gt;درخوش بینانه ترین حالت برای آنان ؛ باید گفت که در وضعیت پنجاه پنجاه قرار دارند. آنان با قدرت زور در آن سو و دراین سو مردم باقدرت ایمان ایستاده اند.&lt;br /&gt;پایان راه نامعلوم است و دراز و باید به روشن و امید دلبست.&lt;br /&gt;ماییم و نوای بی نوایی&lt;br /&gt;بسم اله اگر حریف مایی&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;فؤاد صدیق&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="mailto:fooadseddiq@gmail.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-3520906531420858518?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/3520906531420858518/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_17.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/3520906531420858518'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/3520906531420858518'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_17.html' title='بسم‌اله اگر حریف مایی'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-4887358822995003501</id><published>2010-01-15T16:45:00.001+03:30</published><updated>2010-01-15T16:45:00.786+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='از نگاه میهمان'/><title type='text'>ستاره حلبی کلانتر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;به نظر شما چرا جامعه مدرسین علیه آقای صانعی بیانیه داد ؟ هرکس در این زمینه می تواند دیدگاهی داشته باشد من فکر می کنم ماجرا از این قرار است که حوزه علمیه قم و آنچه که مرکز فقاهت خوانده می شود از دست جریان اقتدار طلب خارج شده و جامعه مدرسین که هنوز خود را کلانتر حوزه می داند به دنبال بازگرداندن آب رفته به جوی سابق است . برای اثبات این سخن مواردی را یاد آور می شوم که نشان می دهد شهر و حوزه علمیه قم با گذشته تفاوت های زیادی کرده است:&lt;br /&gt;1- اعتراضات مراجع به عملکرد دولت در 4سال گذشته&lt;br /&gt;2-مواضع انتقادی مراجع پس ازانتخابات وعدم تبریک به احمدی نژاد&lt;br /&gt;3-عدم همراهی با رهبری در اعلام عید فطر&lt;br /&gt;4- تشییع جنازه باشکوه ومیلیونی آبت الله منتظری باوجودهمه موانع و شعارهای تند مردم در این مراسم&lt;br /&gt;5-عدم همراهی مراجع غیر دولتی(آقایان صافی –وحید خراسانی – سیستانی – شبیری زنجانی – موسوی اردبیلی – صانعی ) و اکثریت روحانیت در سناریوی هتک حرمت عاشورا که عمدتا با سکوت از کنار این نمایش مضحک عبور کردند و حتی برخی مانند آقای صافی اذعان نمودند که اگر سوت و کف در محرم اشکال دارد ابتدا از سوم محرم و در زمان سفر احمدی نژاد به شیراز آغاز شد.&lt;br /&gt;6- عدم توفیق جریان افراطی در برپایی یک راهپیمایی بزرگ در شهر قم برای مقابله به مثل با تشییع جنازه آقای منتظری و حوادث عاشورا .&lt;br /&gt;7- حضور بیشتر مراجع در منزل آقای منتظری و عرض تسلیت با وجود اطلاع از شعارهای روز تشییع .&lt;br /&gt;8- ظهور نسل جدیدی ازطلاب وفضلای نواندیش ومستقل که مواضع آنها درماهای اخیربه دفعات منتشر شده است.&lt;br /&gt;همچنین مواضع خوب آقای صانعی و اقبال گسترده مردم به ایشان نشان می دهد که جامعه مدرسین باید وحشت زده به فکر چاره بیافتد . والبته از رهگذر این بیانیه سایرین را نیز مرعوب ساخته و با نشان دادن چنگ و دندان به آنها بفهماند که اگر با ما هماهنگ نباشید به سرنوشت صانعی دچار می شوید . شاید به همین دلیل است که به حوزه علمیه آقای دستغیب در شیراز هم حمله شد. اما این جماعت و به ویژه آقای یزدی فراموش کرده اند که روزگار کلانتری آنان سپری شده وستاره های آنها امروز هیچ رنگی از طلا ندارد . &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;اسماعیل بنده نواز&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-4887358822995003501?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/4887358822995003501/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_15.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4887358822995003501'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4887358822995003501'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_15.html' title='ستاره حلبی کلانتر'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-8277903514097275251</id><published>2010-01-14T16:17:00.001+03:30</published><updated>2010-01-14T16:21:41.332+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فؤاد صدیق'/><title type='text'>دانایی و امنیت ملی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;آقای علی لاریجانی درجلسه علنی دیروزمجلس شورای اسلامی در واکنش به تروریک استاد دانشگاه ,علاوه بر امریکا و اسرائیل , معترضان داخلی را نیز هدف گفته هایش قرار داد و از آنان خواست تا امنیت ملی کشور را مدنظر قرار دهند. وی این نکته را باتاکید برسابقه طولانی اش در زمینه امنیت ملی  عنوان کرد و هشدارش را ازسر دانایی دانست.&lt;br /&gt;معلوم نیست ترور ناگوار یک شهروند ایرانی تااین پایه رئیس مجلس را به فکر امنیت ملی انداخته یا موضوع دیگری درکار است.&lt;br /&gt;درچندماه گذشته , یعنی طی هفت ماهی که از برگزاری انتخابات ناگوار ریاست جمهوری دهم در ایران می گذرد, چندین نفر از هموطنانمان در کشور و به دست نیروهای امنیتی به قتل رسیده اند و حتی مجلس نیز در گزارشی به پرونده شرم آور زندان کهریزک پرداخت و بر قتل ناجوانمردانه دست کم سه تن از هموطنان جوانمان زیرشکنجه دراین زندان , اطلاعاتی هرچند گزینشی عرضه کرد.این درحالی است که جناب لاریجانی دراین باره سکوت کرده از امنیت ملی سخنی به میان نیاورده اند.&lt;br /&gt;پرسش اساسی این است که اگرایشان در دوره ریاست بر دستگاه عظیم رادیو و تلویزیون , نمایندگی رهبری در شورای عالی امنیت ملی را هم یدک می کشید و در طول هشت سال ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی , با برنامه های مختلف خبری و مستند و فیلم و سریال علیه دولت مستقر تبلیغ می کرد, امنیت ملی درکجای این معادله قرارداشت؟&lt;br /&gt;آیا موضوعات دروغی همچون گوشتهای آلوده , که ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغ رسمی کشور و زیرمجموعه شخص ایشان بود, امنیت ملی را هدف نگرفته بود؟&lt;br /&gt;آیا از گفته های جناب ایشان چنین استنباط نمی شود که آن رفتارهای ضدامنیت ملی , دیکته شده فرادستانشان برای به زانو درآوردن دولت اصلاحات  بود و امروز باهمان تجربه ازبه مخاطره افتادن امنیت ملی دم می زند؟&lt;br /&gt;آیا سوء رفتارهای " داروغه " درسالهای اخیر که منجربه حادثه شوم زندان کهریزک شدنیز درمسیر تامین امنیت ملی بوده است که حاضر نیست درباره اش سخن بگوید؟&lt;br /&gt;پس پشت پرده چه خبری است که آن را عیان نمی کنند؟&lt;br /&gt;ترور یک شهروند دانشگاهی را باید هشداری به فرهیختگان جامعه دانست . دانشگاهیانی که اکنون با امضای چندین نفره یک نامه به رهبری , نسبت به وقایع جاری در کشور ابراز خطر کرده اند. حاکمیت  نابخردانه با گرفتن زهرچشم از اقشار فرهیخته و نخبه کشور , درپی افکندن چتر مرگ و سکوت در کشور است. این اقلیت حاکم , پیش ازاین از حوزه شروع کرد و باهتک و حمله به عالمان دینی , جسارتش را تا صدور بیانیه سخیف علیه مرجعیت شیعه, تکمیل کرد. اقدامی که خیلی زود با واکنش هرچند ناکافی مراجه و عالملن دینی خنثی شد و اتفاقا راه رابر مرجع تراشی آنان در آینده نیز بست.&lt;br /&gt;به احتمال زیاد ,روند ترورهای کور همچنان ادامه می یابد و از میان دیگر قشرهای معترض نیز اهدافی را قربانی خواهد گرفت. همانگونه که در روز عاشورا چنان کرند, تا پازل وحشت و ارعاب را تکمیل کنند.اما اگر ترورهای کور سالهای دهه 1360 اثرکرد, این رخدادها نیز موثرخواهد بود. بنابراین متخصصان امنیت ملی باید برای این مقوله راهکار دیگری جز وحدت آمرانه و شلاق را دردستور کارخود قراردهند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;فواد صدیق&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="mailto:fooadseddiq@gmail.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; &lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-8277903514097275251?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/8277903514097275251/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_14.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/8277903514097275251'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/8277903514097275251'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_14.html' title='دانایی و امنیت ملی'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-182292076735757353</id><published>2010-01-11T16:50:00.001+03:30</published><updated>2010-01-11T16:52:10.138+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جویا کوشیار'/><title type='text'>بصیرت؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;گزارش کمیسون ویژه مجلس قرائت شد. گرچه گزارش  نتوانسته حق و حاق فجایع  پس از انتخابات را که بر سر جنبش سبز آمده ترسیم کند. اما به هر روی لنگه کفشی است در بیابان. در زمانه ای که  برنامه ریزان مستبد با سوء استفاده از ابزار رسانه ای انحصاری  و باورهای فرهنگی و ایدئولوژیک بخشی از مردم را که امکان دسترسی آزاد به جهان اطلاعات را ندارند به هر سویی که می خواهند در این برهوت می کشند. سویی که نه الهی است نه منطبق با منافع ملی, فقط و فقط تأمین کننده  قدرت و ثروت آنهاست, سوال است که بصیرت به چه طریقی حاصل می شود؟&lt;br /&gt;به  راستی در زمانه ای که  تلأ لوء زر چشمان زورمداران را کور می کند و  توسل به هر راه مشروع و نا مشروع از جمله زور و تزویر برایشان مباح می گردد, باید از وقایع فاصله  زمانی گرفت تا حقایق بسیاری از این فجایع زهرآگین و تلخ برای تاریخ عریان شود.&lt;br /&gt;با بیرون آمدن خورشید از زیر ابر و مه آنگاه وجدان های بیدار خود بر این حوادث چون زهر داوری خواهند کرد. تاریخ و آیندگان نیازی به رهنمودهای ما ندارند خود در خواهند یافت که 25 خرداد یک حماسه بود یا 9دی؟ آیا در 25 خرداد بصیرت ورزیده شد یا در 9دی؟&lt;br /&gt;اکنون فصل ِ نعل وارونه زدن است. اکنون واژه ها معکوس معنا می شوند. همچنان که سکه دروغ در بازار مکاره حکومت رایج است پس زود است که بگوییم کدام جماعت اهل بصیرتند و کدام  تحمیق می شوند. آینده و تاریخ  تنها قاضی روشن بر تمام این مرثیه ها است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt; جویا کوشیار&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="mailto:jooya.kooshyar@gmail.com"&gt;&lt;em&gt;jooya.kooshyar@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-182292076735757353?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/182292076735757353/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_11.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/182292076735757353'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/182292076735757353'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_11.html' title='بصیرت؟'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-4049443933978483001</id><published>2010-01-10T10:34:00.000+03:30</published><updated>2010-01-10T10:36:16.085+03:30</updated><title type='text'>بادبانهای برافراشته</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt; من از دوردستها می‌آیم. از راهی دور و پر فراز و نشیب. از راهی پرپیچ و خم. از مسیری سنگلاخ و ناهموار که پراز سنگ و شن و ماسه است.غبار و گرد و خاک ، فضایش را آکنده است.&lt;br /&gt;من از راهی می‌آیم که خورشید در آن جز در مقاطعی ، یارای تابیدن برجاده‌اش را ندارد. هوایش گرفته و چشم ، چشم را نمی‌بیند. درختان در دوسوی جاده ، چنان درغبار فرورفته‌اند که جز سایه‌ای وهم‌انگیز و رازآلود ، اثری از طراوت و زندگی درآدمی ایجاد نمی‌کند. کوههایش نیز با سایه‌هایی بلند و خوفناک ، برجان و تن آدمی به قصد استیلا قد برافراشته‌اند.&lt;br /&gt;من از راهی دورمی‌آیم که درمسیرش هیچ مرغ خوش‌الحانی نغمه‌سرایی نمی‌کند.هیچ کودکی در آن به بازی مشغول نیست. هیچ دستی برشانه‌ای ، به نوازش و دلگرمی نمی‌ساید. وهیچ موجودی درآن تورا به چشم مهربانی نمی‌نگرد.&lt;br /&gt;درآن سوی این مسیر ، یعنی همان نقطه‌ اول آغاز سفرم؛ دیدم کسانی را که دربرابر هم صف بسته بودند.به رزم. گروهی با پرچمهایی به رنگ عشق و بادستانی خالی ؛ اما قلبهایی شیفته و پرحرارت و مشتانی گره‌کرده و لبانی مملو از یادخدا که برضد ناراستی و دروغ و خدعه و نیرنگ می‌شوریدند.در دریایی پرتلاطم و با بادبانهایی برافراشته.&lt;br /&gt;و در دیگرسو؛ صف کسانی درچهره آدمیان اما با قلبهایی ازسنگ که دردستانشان تیغ و درفش و چوب و چماق و سلاح بود.تبلیغ می‌کردند و دروغ می گفتند.کج می‌بافتند و خیانت تحویل می‌دادند. می‌کشتند و بر اجساد کشتگان مویه می‌کردند. و گروهی ازآنان بادردست داشتن پاره ورقهایی ، از سروری گذشتگانشان یاد می‌کردند.&lt;br /&gt;دراین سو، مردم باهم بودند.دست در دست هم. چشمهاشان گریان اما دلهاشان گرم.قلبهاشان آکنده از عشق. باپرچمهایی هریک به رنگی.باچهره‌هایی که هریک نشان از مرامی داشت که گویی در یک مسیر باهم همراه شده‌بودند.&lt;br /&gt;و دردیگرسو؛ همه یک‌رنگ.و یک کاسه. و یک رای. درهجوم به مردم. به آرمانها. باچهره‌هایی یکسان ؛ اما خشن. باکلاهخود و سرنیزه. باتجهیزاتی که نشان از همه‌جای عالم داشت. و همه مست از باده قدرت.&lt;br /&gt;من این راه پرسنگلاخ را طی کرده‌ام تابدین‌جا رسیده‌ام. درمسیر چه برمن گذشته، بماند.اما اینجا نیز کارزاری است. صحنه ، همان صحنه است. باز مردم‌اند با همان پرچمها. هریک به رنگی که گویی دوباره درمسیری‌ به هم برخورده‌اند و به هدفی مشترک می‌اندیشند.و دربرابر، بازهم چهره‌هایی یکسان اما خشن. باهمان هیبت. کلاهخودها و خنجرها. تابن دندان مسلح.وباز هریک بانشانی از همه‌جای دنیا. بی‌عشقی دردل ولی مست از باده غرور و قدرت. باز بلندگوها در اختیارشان است و باز کج می‌بافند و دروغ برقامت مردم می‌پوشانند.باز دم از عشق می‌زنند؛ اما عشقی فریبنده. مکاری را در دکان قدرت آموخته‌اند. و برسر بازار حیله، به رایگان عرضه می‌کنند.&lt;br /&gt;باز صحنه همان است و  پرچمها همان پرچمها. من یکبار دیگر ، تاریخی تکرار شونده را می‌بینم که باز دلسوزی برای دین مردم می‌کنند و برکشته‌هایشان مویه‌سر می‌دهند. اما نمی‌توانند خون عزیزان مردم را از دستانشان پاک کنند. که بردامانشان هم شتک زده است.هرچه بیشتر درشیپور خویش می‌دمند، صدایشان کمتر برگوش و جان کسی می‌نشیند.&lt;br /&gt;چه صحنه‌های عجیبی. چه تکرارهای غریبی.چه دنیای کوچکی. وچه روزگار فریبنده‌ای.گویی یکبار دیگر این مسیر طول و دراز را که طی کرده‌ام، دوباره به همان نقطه‌ای رسیده‌ام که در آغاز راه بودم.&lt;br /&gt;آیا این غبار و سنگلاخی راه را پایانی خواهدبود؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;فؤاد صدیق&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="mailto:fooadseddiq@gmail.com"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;  &lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-4049443933978483001?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/4049443933978483001/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_10.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4049443933978483001'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4049443933978483001'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_10.html' title='بادبانهای برافراشته'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-4545476337292120432</id><published>2010-01-09T15:25:00.003+03:30</published><updated>2010-01-09T15:29:59.927+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آرزو تابان'/><title type='text'>روی سخنم با شماست !</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;روی سخنم با شماست ! شمائی که به ناشایستگی میان پیروان خدا فرمانروائی می کنید !&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; *&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در اینکه برای بشر حقوقی مطرح است تردیدی نیست ،اما سخن این است که نگرش دین به این حقوق چگونه است ؟ آیا دین حقوق انسان را به رسمیت می شناسد ؟&lt;br /&gt;بخش عمده دین که مجموعه ای از بایدها ونبایدهاست ،برای تأمین وحفظ حقوق انسانی است .بایدها طرق تأمین حقوق ونبایدها نشان دهنده موانع وآفات تأمین حقوق هستند .&lt;br /&gt;مهمترین حق انسان ،حق حیات است وسایر حقوق از این حق نشأت می گیرند ،زیرا اگر زندگی وحیاتی نباشد حقوق دیگر مصداقی نخواهد داشت .حیات وزندگی بزرگترین موهبت الهی است که به انسان اعطا شده است ،به همین جهت احدی حق از بین بردن یا ضعیف کردن آن را ندارد .این حق از جانب خداوند در امانت اوست وانسان مأمور ومکلف به حفظ آن است .در حدیث آمده است :&lt;br /&gt;" کل المسلم علی المسلم حرام دمه وماله وعرضه ".&lt;br /&gt;اما مشکل اینجاست که عده ای از بندگان دنیا ونه بندگان خدا برای رسیدن به اهداف خود ،خدا ودین خدا را بهانه  قرار داده وبا تحریف وتفسیر به رأی کردن کتاب خدا سعی در موجه جلوه دادن خود می کنند ،هرچند که امام حسین (ع) فرموده اند : مردم ، بندگان دنیا هستند ودین لقلقه زبان آنهاست ، هنگامیکه به بلا دچار می شوند دین داران اندک اند .&lt;br /&gt;در واقع مسئله این است که اگر آقایان داعیه دین داری وعمل به دستورات دینی را دارند ،عملکرد وسیره پیشوایان دین که مفسران حقیقی قرآن اند خلاف این را نشان می دهد .&lt;br /&gt;اینکه افراد را تنها به دلیل معترض بودن  به محارب بودن متهم کنند وبه راحتی حکم قتلشان را صادر کنند به شیوه حکومت علی (ع)شبیه است یا حاکمان اموی وعباسی ؟&lt;br /&gt;بر فرض محال که آرش حجازی ،قاتل ندا آقاسلطان است ،چرا پدر ومادرندا در زندان هستند ؟&lt;br /&gt;چرا خانواده افرادی که به قول صدا وسیما توسط بیگانگان ویا به شکل مشکوک کشته شده اند حق عزاداری ندارند ؟ چرا در کهریزک آن همه جنایت صورت گرفت !؟ چرا عاملان آن ترفیع گرفتند ؟؟&lt;br /&gt;مگر فرمایش حضرت امیر را در مورد خلخال پای زن یهود نشنیده اند ؟&lt;br /&gt;چه چیز حرمتش بیش از آبروی مؤمن و خون بی گناه است ؟&lt;br /&gt;این همه ترس ودروغ ومکر وزندان وشکنجه وقتل برای چیست ؟&lt;br /&gt;دو حالت دارد ،یا خود را دین دار می دانند یا بی دین .&lt;br /&gt;اگر دین دارند ،از بیانات حضرت علی (ع) در نکوهش اصحاب جمل است که فرموده :&lt;br /&gt;".........این سپاه بر عامل من وخزانه دار بیت المال مسلمین به بصره وارد شدند ،گروهی را به &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;ظلم وجور&lt;/span&gt; وعده ای را به &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;تزویر وریا&lt;/span&gt; کشتند .به خدا سوگند، اگر از مسلمانان جز یک تن را از روی عمد وبی آنکه او را جرمی باشد نکشته بودند ، کشتن همه آن لشگر بر من روا بود ،زیرا آن سپاه هنگام قتل آن مسلمان ،حاضر وناظر بودند ونهی از کار زشت ننمودند وبا بیان ورفتار  مانع این کار ناجوانمردانه نگردیدند ، تا چه رسد به آنکه آنان به شمار تمام لشگریانشان مسلمان کشی کرده اند ."&lt;br /&gt;باز از فرمایشات حضرت در فرمانش به مالک است که فرمود : " تو ای مالک ،از خونی که &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;بناحق &lt;/span&gt;ریخته شود ،سخت بپرهیز .زیرا هیچ چیز عذاب را نزدیکتر ورنج را بزرگتر ونعمت را نابود کننده تر وپیمان را کوتاهتر از خونیکه به ناروا ریخته شود ،نکند. بدان کردگار سبحان در روز رستاخیز نخستین محاکمه ای که به آن می رسد ،موضوع خون های بناحق ریخته شده است .مبادا که به اتکا مقام سلطنت ،دست به خون بیگناهی بیالائی که چنین کاری دوام وقوام پادشاهی را سست وشهریار را خوار وبی مقدار می کند و مقام او را به دیگری می سپارد ......از رسول خدا (ص) شنیدم که به تکرار می فرمود :هرگز ملتی پاک وپیراسته نگردد ،مگر آنکه میان قوم وملت ،حق ناتوان بی کوچکترین ترس ونگرانی ،از ستمگر زورمند گرفته شود . "&lt;br /&gt;همچنین در خطبه 17 در وصف کسی که داوری میان مردم را عهده دار شود وشایسته آن نباشد فرمود : "...... به خدا سوگند ،نه راه صدور حکم را دانسته است ونه منصبی را که به عهده اوست شایسته است .چه بسیار خونها که بر اثر فرمان ظالمانه وستمکارانه اش ریخته وچه بسیار ناله های حزین ومویه های غمین که از کردارخصمانه اش به پا شده وبسا میراث های غارت شده ای که از دست او به آوای بلند ،شکوه ونفرین سر می دهند .گله خود را با خدا می کنم از مردمی که عمر خود را به نادانی به سر می برند وبا گمراهی رخت از این جهان به در می برند .کالایی خوارتر نزد آنان از کتاب خدا نیست ،اما زمانیکه این کتاب را برای ناپسند خود دگرگون کنند ودر بازگوکردن آن از شیوه تحریف وتبدیل سود جویند ،آنوقت این کتاب بنظرشان متاعی پرارج ورایج می نماید .بدینسان نزد آنان هیچ چیز پلیدتر از راستی ونیکوتر از زشتی نیست . "&lt;br /&gt;در رساله حقوق امام سجاد (ع) درخصوص  &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;"حق طرفی که علیه تو ادعایی دارد "&lt;/span&gt; آمده است :&lt;br /&gt;اگر در آنچه ادعا کرده برتو حقی دارد ،دلیلش را نشکن ودادخواهی او را باطل نکن وبه سود او با خود طرف شو (کلاه خود را قاضی کن )وعلیه خودت حکم صادر کن وبدون گواهی دادن شاهدان ،خودت گواه حق او باش زیرا این حق خداوند بر توست واگر آنچه او ادعا می کند باطل باشد با او به نرمی رفتار کن ......&lt;br /&gt;در مورد &lt;span style="color:#cc0000;"&gt;" حق کسی که تو علیه او ادعا داری "&lt;/span&gt; آمده است : اگر آنچه را ادعا می کنی واقعاً حق توست در گفتگو برای بیان مدعا نیک رفتار و آرام باش ،زیرا شنیدن ادعا بر گوش طرف مقابل سخت وگران می آید ودلیل خود را با نرمی به او بفهمان وبه او مهلت بده  ،وبیانی روشن ولطیف ترین نرمش ها را به کار گیر .&lt;br /&gt;حال ، خود قضاوت کنیم . برخوردهای حکومت با مردم حتی در صورت ذی حق بودن به کدامیک از این فرامین شباهت دارد ؟&lt;br /&gt;پس به ناچار گزینه دوم باقی می ماند ، ای کاش حداقل به فرموده امام حسین (ع) آزاده بودند ، چرا که ذره ای انصاف کافیست تا بفهمیم، محارب واقعی آن است که خون بیگناهان را در ماه حرام  (که عرب جاهلی حرمت آن را نگه می داشت ) می ریزد نه آنکه  ، معترض به عملکرد غلط آقایان است .چه می شود کرد که دنیا پرستی ، نه مروت وحریت می شناسد ونه اوامر دینی  ومتأسفانه دنیاپرستی آقایان را پایانی نیست !&lt;br /&gt; &lt;span style="color:#009900;"&gt;---------------------------------------------&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;*&lt;/span&gt;برگرفته از خطبه 17 نهج البلاغه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  &lt;strong&gt;&lt;em&gt;آرزو تابان&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-4545476337292120432?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/4545476337292120432/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_09.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4545476337292120432'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4545476337292120432'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_09.html' title='روی سخنم با شماست !'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-4728367676658686545</id><published>2010-01-07T20:56:00.000+03:30</published><updated>2010-01-07T20:59:13.771+03:30</updated><title type='text'>ما سوال داریم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ما از اول هم به حرف دشمن و رسانه های خبری او گوش نمی دادیم.ما اگر نبود شنیدن اعلامیه های امام (ره) هیچوقت پیچ رادیومان را روی موج بی بی سی نمی بردیم.ما بعد از پیروزی انقلاب تلویزیون رنگی خریدیم تا اخبار را با رنگ انقلاب ببینیم.ما اصلا چشممان به دهان امام بود و اصل خبرها را از او می شنیدیم و اگر چیزی را نمی شنیدیم باور می کردیم نباید بشنویم.اما بعدا آنقدر کتاب از سخنان و ملاقاتهای امام چاپ شد که همه خبرها را شنیدیم.&lt;br /&gt;ما دنبال ماهواره هم نبودیم.چون فکر می کردیم تولیدات بعد از انقلاب خیلی قشنگ و دل نشین است.ما دوست داشتیم روزبه روز تولیدات رسانه ایمان زیباتر و جذابتر شود.تا آنجا که در جشنواره های جهانی بهترین جایزه ها را بردیم.ما دنبال اخبار نبودیم.چون روزنامه آنقدرداشتیم که بتوانیم خبرها را در یکی از آن روزنامه ها پیدا کنیم.ما به خودکفایی گندم رسیده بودیم و افتخار می کردیم.ما در کشورمان خیلی چیزها کم داشتیم اما آنچه داشتیم را دوست می داشتیم.ما دنبال سایتهای خبری هم نبودیم.چون خبرگزاری ها یکی یکی افتتاح می شدند ودر هر زمینه می توانستیم بهترین خبرها را از منابع داخلی بگیریم.ما آنقدر تولید کتاب داشتیم که رفتن به کتاب فروشی را باید در برنامه هر هفته و کتابخانه را در برنامه های روزانه مان قرار می دادیم.ما حق رای هم داشتیم.خودمان انتخاب می کردیم.&lt;br /&gt;این بار هم خودمان انتخاب کردیم.ما 40 میلیون نفر شدیم و باعث افتخار کشور.اما داستان اشتقاق قاره ها کم کم زلزله ایی در میانمان ایجاد کرد.اما 13 میلیون ادعایی شان را از داستان کل 40 میلیون جدا کردند.بعد ما سوال کردیم.بعد به سوالاتمان درست جواب ندادند.بعد اعتراض کردیم.گفتند اعتراض وارد نیست.بعد آمدیم در خیابان ایستادیم.گاز اشک آور زدند.اولین بار بود که پلیس قیافه ضد شورش پیدا کرده بود.بعد اجازه راهپیمایی خواستیم .مکرر در مکرر.اجازه ندادند.منتظر ماندیم تا تلویزیون درباره این اتفاقات صحبت کند.کرد.اما همه اش با پرخاش و بداخلاقی.ما افتخار آفرین بودیم اما انگار دیگر کسی ما را قبول نداشت. همه آمدند و محکوم کردند اما یک نفر نگفت اصل ماجرا چیست . ما منتظر بودیم از بین گفته ها بهترین را انتخاب کنیم. اما گفته ها همه از یک طرف صادر می شد. بعد ما به خبرگزاری ها و سایت ها مراجعه کردیم.آنها فیلتر شدند. روزنامه ها بسته شدند.و اخبار رادیو و تلویزیون در بی خبری ما را نگه داشت.حالا ما گوشمان به دهانه رسانه های انقلاب است به دهان رهبری است . به صدا و سیماست.اما خبری نمی رسد. ما هنوز سوال داریم.حق دانستن را با اعلام مجرم بودن نمی شود سلب کرد.ما نمی دانستیم 3 بی گناه در جای بی اصل و نسبی مثل کهریزک کشته شدند.صدا و سیما هی پنهان کاری کرد.تا بالاخره رهبری دستور تعطیل کهریزک را صادر کرد.ما هنوز هم گوشمان به دهان رهبری است.دیشب رسانه های عصبانی دشمن را نشان دادید.آنها عصبانی بودند چون می دیدند ما گوش به فرمان آنها نیستیم.بگذار هر چه می خواهند فریاد بزنند.ما گوش به رسانه های داخلی هستیم.اگر شما آزادی خبری در کشور بر قرار نکنید پس چه فرقی است میان شما و دیکتا توری مثل شاه؟ما هرگز آشوبگر نبوده ایم و نیستیم ولی هنوز سوال داریم. لطفا سعی نکنید داستان انتخابات را به آشوب خود ساخته تبدل کنید.ما تا پاسخ قانع کننده نگیریم, در موضع سوال می مانیم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مرضیه لبخند&lt;br /&gt;&lt;em&gt;mlabkhand@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-4728367676658686545?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/4728367676658686545/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_07.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4728367676658686545'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4728367676658686545'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_07.html' title='ما سوال داریم'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-9052886574880680735</id><published>2010-01-05T14:05:00.002+03:30</published><updated>2010-01-05T14:11:55.456+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حسین تفرشی'/><title type='text'>این سرو همچنان سبز است!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;به نظر می آید که از التهاب ها کاسته شده است. دهۀ محرم در حالی تمام شد که سبز بود، سرخ شد و به سیاهی رسید. تشییع آقای منتظری فرصتی شد تا محرم امسال سبز شود. مردم عزتش را به او بازگرداندند و با بدرقه ای تاریخی راهی آخرتش کردند. اما این بدرقه که نتیجه ای بر خلاف انتظار همۀ خوراک های رسانه ای و سیاسی حکومت در این دو دهه بود، وابستگان ولایت حاکم را چنان عصبانی کرد که راهی به جز به خون نشاندن عاشورای امسال برای خود نیافتند. جوانه های سبز سرو بلند قامت ایران را به شیوۀ جاهلیت وارث خلافت آن قدر دشنام دادند و زدند و کشتند تا عاشورای امسال سرخ شد. و بعد بی آنکه بگویند که بود که کف خیابانها را سرخ کرد، فریاد و ولوله بر آوردند که ای وای حرمت عاشورا با برافتادن روسری زنی شکست و خون حسین به شادی جوانکی پایمال شد و... و نگفتند که آن زن، پیکر خونین برادرش را بر کف گرفته بود و نگفتند که شادی آن جوان، از به عقب راندن موتورسواران چماق به دست و کلت به کمری بود که فرق سر خواهرش را خونین کرده بودند و نگفتند ...&lt;br /&gt;... و آنگاه سیاهی بود که بر شهر سایه انداخت. سیه پوشانی که سیه بر دل و سیه بر زبان هلهله کردند بر خون جوانه ها و سیه کردند شهر را و نشان دادند که جاهلیت همچنان آفت سرو سبز ایران است.&lt;br /&gt;... اما این شب سیه را دوامی نیست.&lt;br /&gt;حرکت آینده جامعه را کسانی رقم می زند که در این سیاهی نیستند. آیندۀ جامعه و پویایی آن به دست دانشگاهیان، هنرمندان و اهالی مطبوعات و فرهیختگان است. قرابت این جماعت سیه پوش سیه اندیش با این طبقات تا چه حد است؟ به گفتۀ خود آقایان بیش از 70درصد دانشگاهیان به کسی غیر از آقایی که بر مسند نشسته رای داده اند. جامعۀ هنرمندان و اهالی مطبوعات هم رنجشان از حاکمیت اظهر من الشمس است.&lt;br /&gt;حاکمیت، بدون حمایت این طبقات دیر یا زود زمین خواهد خورد. آثارش هویداست. خالی کردن سمتهای مدیریتی کشور از اهل فن و پر کردند آنها با افرادی که صرفاً در باند ولایتمداران قراردارند، باعث شده است که اقتصاد و سیاست و ورزش و معیشت و ... همگی در شرایط بحرانی قرار گیرند و دیر یا زود آقایان مجبور به پذیرفتن چیزهایی می شوند که به خاطر آنها تاکنون هزینه های کلانی بر این ملت نجیب تحمیل کرده اند.&lt;br /&gt;امروز وظیفه همه آگاهی دادن و هوشیار کردن مردم از همۀ آن چیزی است که باید بدانند. مردم باید بدانند که در پس پرده با ثروتشان چه می شود، باید بدانند که با منافعشان در عرصه بین المللی چگونه به نفع بیگانگان و برای کسب امتیازاتی سخیف معامله می شود، باید بدانند که در دستگاهی که باید عدالت را بر پا کند حق را چگونه سلاخی می کنند و بسیاری بایدهای دیگر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امید که روزی آفت جاهلیت سرو سبز ایران را رها کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حسین تفرشی&lt;br /&gt;htafreshee@gmail.com&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-9052886574880680735?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/9052886574880680735/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_3330.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/9052886574880680735'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/9052886574880680735'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_3330.html' title='این سرو همچنان سبز است!'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-6550988206506598405</id><published>2010-01-05T09:05:00.002+03:30</published><updated>2010-01-05T09:06:54.287+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آرزو تابان'/><title type='text'>مدعیان دروغین !</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;با خودم فکر می کردم سی سال پیش از این بزرگانی چون شهید مطهری ، مهندس  بازرگان ودکترشریعتی که درشکل گیری حرکات انقلابی نقش ارزنده ای داشتند درسخنرانی های خود از شناخت دین اسلام و سیره وافکار اهل بیت می گفتند و شاید این همان مسئله ای باشد که امروز نیز به آن نیازمندیم . اگرمردم حقیقت دین را می دانستند و علی (ع) وفرزندانش رامی شناختند ، دوباره شاهد تکرار تاریخ نبودیم . درتمام طول این سال ها که برای مظلومیت علی(ع)  و امام حسین(ع)  به سینه  می زدیم ومی گریستیم ، کارمردمان شام و کوفه و مدینه برایمان قابل هضم نبود ، اینکه چرا مردم قرآن ناطق را تنها گذاشتند وفریب قرآن های سرنیزه راخوردند . اینکه چرا مردم امام حسین(ع)  را تنها گذاشتند وفریب  اسلام یزید ومعاویه را خوردند.&lt;br /&gt;شهید مطهری درکتاب ده گفتاربیان می کند که " دلیل اینکه ائمه این همه تاکید کردند که مجلس عزا بپا دارید این بوده است که خواسته اند مکتب حسین(ع)  دردنیا باقی بماند . شهادت حسین (ع) به صورت یک مکتب ، مکتب مبارزه حق با باطل برای همیشه باقی بماند والا چه فایده به حال امام حسین(ع)  که ما گریه بکنیم یا نکنیم وچه فایده به حال خود ما دارد که صرفا بنشینیم یک گریه ای بکنیم و بعد برویم .ائمه خواستند قیام امام حسین(ع)  برای همیشه بماند، این چراغی است از حق از حقیقت دوستی ، از حقیقت خواهی و ندایی است از  حق طلبی و حریت و آزادی . این مکتب حریت و مبارزه با ظلم راخواستند برای همیشه باقی بماند ".&lt;br /&gt;خدایا توخود شاهدی درزمانه ای هستیم که به شیوه بنی امیه وبنی عباس عمل می کنند و خود را درپشت نام علی(ع)  و اولاد علی(ع)  مخفی می کنند وبازهم آنچه زمینه را برایشان هموارمی سازد جهل عوام نسبت به دستورات دین تو وهادیان واقعی است .&lt;br /&gt; خدایا تو شاهد باش که من مسلمانم اما به دین اسلامی که رسولش &lt;span style="color:#009900;"&gt;رحمة للعالمین&lt;/span&gt; است. رسولی که فرمود برای کامل کردن مکارم اخلاقی مبعوث شده است. پیامبر مهربانی که وقتی مکه را فتح کرد به ساکنین آن امان داد،هم او که فرمود بر امتم از دوچیز بیم دارم :جهل وفقر .&lt;br /&gt;شهادت می دهم که مولای من علی (ع) است .بزرگی که قدرش را نشناختند و نمی شناسند .چه زیانکارند آنانکه خود را با علی(ع)  یکسان می دانند .مظلومی که حتی بین پیروانش نیز مظلوم است چرا که عده ای تنها به نامش بسنده کرده وسیره وافکارش را نمی جویند وکار به آنجایی می رسد که وقتی عده ای به شیوه دشمنان علی(ع)  ولی به نام او عمل می کنند برایشان فرقی ندارد .&lt;br /&gt;شهادت می دهم به ولایت امیری که در فرمانش به مالک فرمود :"پیوسته قلبت را از مهر رعیت آکنده وبا لطف ومحبت ورزیدن به آنان مالامال کن .زنهار نسبت به مردم همچون جانوران درنده ای که برای خوردنشان دنبال فرصت می گردند مباش .چه ،آنان بر دودسته اند : یا برادر دینیت به شمار می روند ویا اینکه در آفرینش همانند تو هستند .خطایی که از آنان سر میزند ویا دانسته وندانسته کار زشتی از آنان سر می زند باید که آنان را ببخشی واز گناهشان بگذری ،همانطور که دوست داری خدا تو را ببخشد واز گناهانت بگذرد .هیچگاه از گذشت وچشم پوشی پشیمانی به خود راه مده واز کیفر کسی شادی مکن ودر تندی وسختگیری که از دستت بر می آید مشتاب ونگو که من قدرت دارم وفرمان می دهم وباید فرمان مرا اطاعت کنند .چه این روش نکوهیده قلب را پلید وبنیاد دین را سست می سازد .هیچ چیز مانند ستم موجب از بین رفتن نعمت خدا وبرانگیختن خشم او نیست.همواره کسانی را که بیش از همه از مردم عیبجویی می کنند از پیرامونت دور ساز .البته در مردم کم وبیش زشتی هایی است که والی ویا فرماندار از دیگران سزاوارتر است که پرده روی آنها بکشد ،مبادا بکوشی که پرده اسرار مسلمانان را بدری و آبروی آنان را ببری ........."&lt;br /&gt;چگونه عده ای دم از پیروی علی(ع)  می زنند ، در حالیکه پیرو امیال و هواهای نفسانی خود هستند؟ .مگر علی (ع) نبود که وقتی حاکم جامعه اسلامی است با فرد یهودی نزد قاضی رفته وقاضی به نفع یهودی حکم می دهد  ،چرا که در ظاهر علی(ع)  شاهدی ندارد وخود یهودی که می داند سپر برای علی(ع)  است از این برخود مسلمان می شود !&lt;br /&gt;بارها بارها گفته شده که امام حسین(ع)  حج را ناتمام رها کرد وقصد کربلا کرد که حرمت حرم امن الهی حفظ شود ولشگریان یزید که ادعای کشتن فرزند رسول خدا را به خاطر رضای خدا داشتند حرمت ماه حرام را آنگونه پاس داشتند .....&lt;br /&gt;بعد از گذشت 1400سال باز هم قرآنها برسر نیزه شد وحرمت ماه حرام شکسته شد .خون بیگناهان در روز عاشورا بر زمین ریخت وصدها نفر به اسارت رفتند ، بازهم مکر وحیله وجهل مردم.&lt;br /&gt;حکومتی که در آن روحانی را به جرم حق گویی ودفاع از دین به دادگاه ویژه احضارکنند ،برعلیه مرجع تقلید طومار جمع کنند،عالمان را حقير وحقیران را عالم جلوه دهند و بی حرمتی به پیر وجوان وزن ومرد را مباح بدانند ، چه تفاوتی با حکومت اموی وعباسی دارد ؟&lt;br /&gt;مگر میرزای شیرازی با فتوای خود بر خلاف نظر شاه عمل نکرد ؟آیا به او بی حرمتی شد ؟وعلیه مرجعیت او طومار جمع شد ؟ ویا میرزای شیرازی در خانه اش زندانی شد ؟&lt;br /&gt;هرچند سخن وتألمات در این باب بسیار است اما چاره شاید همان باشد که حضرت زینب (س) به آنانکه دیر به کربلا رسیدند وکسب تکلیف کردند فرمود .به ایشان فرمود که زمینه را برای سخنرانی من در کوفه وشام مهیا کنید وایشان نیز با شعار نویسی بر روی دیوارها وپرسیدن سؤالهایی کلیدی در جهت آگاه کردن مردم همان کردند واوضاع چنان شد که مردمی که با آمدن کاروان اسرا هلهله می کردند وکف می زدند و به خیال خود در پیروزی امیر بر فتنه خارجی ها پایکوبی می کردند بعد از سخنرانی صدای شیون وفغانشان بلند شد .&lt;br /&gt;امیدوارم  که  بر آمدن ناله فریب خوردگان زمان ما نیز چندان دور نباشد .&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt; آرزو تابان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-6550988206506598405?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/6550988206506598405/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_05.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6550988206506598405'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6550988206506598405'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_05.html' title='مدعیان دروغین !'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-7981660072158653723</id><published>2010-01-04T13:14:00.003+03:30</published><updated>2010-01-04T13:19:44.120+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جویا کوشیار'/><title type='text'>اصل با نسل بعد است نه با نسل قبل</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/S0G5S9BYFfI/AAAAAAAAALE/VGR-guDk7OI/s1600-h/golzadeh_ghafouri.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5422819161599907314" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 280px" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/S0G5S9BYFfI/AAAAAAAAALE/VGR-guDk7OI/s320/golzadeh_ghafouri.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در سوگ آیت الله گلزاده غفوری&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;من یک بار, فقط یک بار توفیق آن را داشتم که به زیارت آیت الله گلزاده غفوری برسم. تا پیش از آن از زبان نسل اولی ها درباره او بسیار شنیده و خوانده بودم. با توجه به این شنیده ها انتظار داشتم در ملاقات,او را انسانی پر شور و پر انرژی ببینم.اما در نظرم سیمای او بسیار شکسته و تنش فرتوت آمد, اما واقعا روحش را پر صلابت, محکم و زلال یافتم. در انتخاب این واژه ها وسواس دارم؛ پر صلابت, محکم و زلال. برای من گلزاده غفوری یعنی فضای داغ و پر شور و احساس اول انقلاب. فضایی که نسل امروز به سبب فاصله با آن این مرد بزرگ و نستوه و زجر کشیده را نمی شناسد. فضایی که گلزاده برای رسیدن به آن شب و روز مجاهدت و مبارزه کرد, فضایی که فرزندان وی را در کام خود فرو بلعید.&lt;br /&gt;دوپسرش به نام های محمد صادق و محمد کاظم در ابتدای دهه 1360 و دخترش مریم و دامادش نیز در کشتار سال 67 به جوخه اعدام سپرده شدند. اما گلزاده بر این مصائب صبر کرد و چون کوه ایستاد. رود ِ روح ِ وی چنان سکون و آرامشی داشت که این تصفیه های خونین نتوانست آن را مضاف کند . او زلال و شفاف ماند و حاضر نشد برای ماندن در دایره قدرت روح و فکر خود را بفروشد و سازش کند. وقتی صدای اعتراضش به لایحه قصاص در مجلس و اعتراضش به نحوه برخورد با مخالفین بلند شد تاب و تحمل او را نیاوردند و از مجلس به کنارش گذاشتند. با این حال او دامن صبر از کف نداد. در دنیای مکار و پرکید امروز گلزاده غفوری؛ یعنی صداقت و صراحت, یعنی صبر, یعنی اعتراض, یعنی یک دنیا تنهایی و بی کسی و یعنی خاموشی ... یعنی چون مولایش به هنگام مرگ: فزت و رب الکعبه&lt;br /&gt;حدود چهار سال پیش بود که به همراه دوستی صدیق, عصر هنگامی در خانه او را کوفتیم. در ابتدا جز او کسی در منزل نبود صدایش را می شنیدیم که ما را به طبقه بالا فرا می خواند. وارد اتاقی شدیم. پیرمردی فرتوت که بر روی تختی دراز کشیده بود. با دیدن ما بلند شد و روی تخت نشست. اول سیر سیمایش را پیمودم؛ خسته بود شکسته و رنجور. اتاق و منزلش بسیار ساده و محقر نشان می داد.&lt;br /&gt;پس از تعارفات اولیه از او خواستیم که اندرزمان دهد. کلام به غنیمت شمردن عمر و زمان گشود. گفت انسان ها سرمایه ای بس عظیم دارند که از آن بی خبرند, سرمایه ای که از هرچیز با ارزش تر است و آن زمان است.تاکید داشت : آن را قدر بدانید نه تنها قدر بدانید بلکه از آن جلوتر باشید, باید به واسطه مطالعه و کتاب و تفکر و اندیشه از آن پیش بیفتید. وگر نه فرزندانتان از شما پیش خواهند افتاد و شما آنها را نخواهید فهمید.&lt;br /&gt;دوستم از نحوه تربیت فرزندان در این دنیای پر از دروغ و ریا و پر از خطر پرسید. استاد گفت: کسی که به این سؤال توجه دارد باید بداند که &lt;em&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;اصل با نسل بعد است نه با نسل قبل&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;. باید فرزند و تحولات فکری او را درک کرد, اگر درک کردی می توانی رشدش دهی و نیز رشد کنی. باید فرزند, خود به عقاید مذهبی برسد با دیکته کردن و با تحمیل نمی توان او را معتقد کنی. ما وظیفه داریم شرایط رسیدن و انتخاب را برای او فراهم کنیم تا او خود بتواند انتخاب برتر را صورت دهد.&lt;br /&gt;استاد ادامه داد: درک مفهوم تر بیت و رشد شرط اول است, بعد باید امکانات خود را درک کرد. با لحاظ درک و امکانات انتظارات از فرزند منطقی می شود. ما نه با حرف بلکه با عمل به دستورات خدا باید او را به خدا نزدیک کنیم.توحیدِ فرزندان ما زمانی با ارزش است که خود به باور رسیده باشد.به عبارتی خدا باوری را باور کنند. بزرگترین خدمت به فرزندان آن است که به نام خدا نیروها و استعدادهایش را تعطیل و محدود نکرد. "فرزندداری" مسئولیت بزرگی است. این مسئولیت باید جهانی و فلسفی شود. افراد تا زمانی که لیاقت نیابند, حق ندارند که صاحب فرزند شوند. "فرزندداری" یعنی او را بنده خدا بدانیم نه اسیر فکری خود. با ید همواره از خود بپرسیم این موجودی که به دنیا می آید چه یاد اومی دهیم؟ فرزنددارشدن مسئوایتی است برای ساختن افراد برای دنیای دیگر.&lt;br /&gt;این روحانی اسلام شناس تاکید کرد به هیچ وجه تبعیت و ولایتمداری کور کورانه را نباید از فرزند انتظار داشت.&lt;br /&gt;این استاد فقید گفت: اول باید خود را ساخت. فکر کن کلمه ای را باید بگویی که با نظام جهانی هماهنگ باشد. این بچه برای شما نیست برای نظام جهانی است. هر کس حق پدر شدن و مادرشدن را ندارد چه به لحاظ فکری چه به لحاظ ژنیتیکی. بحث من بر سر قدرت تغییر مطلوب است.کسی که تغییر نکند انسان نیست. تغییر به سمت تعالی. تشخیص مطلوبیت یعنی کهکشان را درک کردن. به فرزندانتان شنا کردن را یاد بدهید که وقتی در رودخانه افتاد غرق نشود. او را به شکلی تربیت نکنید که جز خودش به هیچ کس حق ندهد. باید فرزندان ما از دستاوردهای بشری آگاه شوند دور آنها حصار نکشید. آگاهی و دانش,] به او قدرت انتخاب کردن می دهد.&lt;br /&gt;آیت الله غفوری در خصوص تحمیلات اشاره کرد: باید و نباید ذهن انسان را تنبل می کند. آدم باید خودش برسد. "باید" را نباید از بیرون به فرزندان دیکته کرد. بلکه این "باید" باید از درون خودش بجوشد. او گفت که کار زیاد است خیانت هم زیاد هست. خیانت در مذهب زیاد اتفاق افناده است. این همه فتواهای قتل که آسان نیست؟! آن هم به نام دین. اینها بد آموزیهایی است که روی داده است.&lt;br /&gt;استاد در پایان گفت این تحفه شما باشد: فهم حق اولیه انسان است. از قداست مذهب نترسید؛ اگر نترسیدید قداست مذهب شما را جلو میبرد متوقف نمی کند. از گفتگو و از تشکیک کردن نترسید. کافر نجس نیست, او را نباید نجس بدانی, او حق دارد تو خودت را جای آن بگذار بعد حکم بده. تو با این منطق نمی توانی گفتگو کنی. فهمیدن و دانستن حق اولیه هر انسانی است. شما فرزندانتان را از این حق محروم نکنید.&lt;br /&gt;استاد چنان در تربیت فرزندان سخن گفت که برای همیشه نگاه مرا به فرزندانم و تربیت آنها تغییر داد. تاثیر عمیق سخنان وی برای من بدین سبب بود که او را عامل به علم می دیدم. کسی این سخنان را می گفت که سه فرزند و دامادش رابر سر همین نحوه نگرش از دست داده بود.&lt;br /&gt;او این سالها گرچه از سیاست کناره گرفته بود اما به شدت خود را غرق در دانستن و تحقیق در خصوص مسائل حقوقی به ویژه حقوق بشر در قرآن و روایات کرده بود.&lt;br /&gt;او گفت از این نحوه اندیشه و سخن هیچ باک ندارد. و گفت ترسی از مرگ ندارد, مردن یک انتقال شکل است و من هیچگاه از این تعالی و انتقال نهراسیده ام.&lt;br /&gt;بر او این انتقال و حضور در محضر خدا مبارک باشد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;جویا کوشیار&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;a href="mailto:jooya.kooshyar@gmail.com"&gt;&lt;em&gt;jooya.kooshyar@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-7981660072158653723?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/7981660072158653723/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_04.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7981660072158653723'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7981660072158653723'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_04.html' title='اصل با نسل بعد است نه با نسل قبل'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/S0G5S9BYFfI/AAAAAAAAALE/VGR-guDk7OI/s72-c/golzadeh_ghafouri.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-8199111274955460184</id><published>2010-01-03T11:27:00.002+03:30</published><updated>2010-01-06T14:18:47.874+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فؤاد صدیق'/><title type='text'>من مقلد آیت‌الله العظمی صانعی‌ام</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;شیخ محمد یزدی از طرف جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در خبری کوتاه و ناقص و گنگ ، اعلام کرده‌است که " ایشان { آقای حاج شیخ یوسف صانعی } فاقد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ملاک‌های لازم برای تصدّی مرجعیت می‌باشد. "&lt;br /&gt;من یکی از مقلان ایشان هستم؛&lt;br /&gt;1 - در آن سال که این جامعه در بدعتی عجیب و آشکار اقدام به معرفی هفت نفر به عنوان مرجع تقلید کرد ، نام ایشان در آن فهرست نبود. بنابراین نمی‌تواند بر مجاز بودن یا مجاز نبودن " مؤمنین " برای تقلید از ایشان تصمیم بگیرد. مگر کاردینالها تعیین پاپ کرده بودند که اکنون درپی لغو تصمیم خود برآمده‌اند؟&lt;br /&gt;2 - آیت‌الله العظمی صانعی بیش‌از سه دهه پیش درس خارج می‌داده‌اند و در زمان امام به عنوان فقیه و قاضی‌القضات منصوب شد و دست کم دو دهه است که صاحب رساله‌اند و در عداد مراجع عظام تقلیدند و به اعتبار حزب و گروهی خاص هم یک شبه آیت‌الله و مرجع نشده‌اند که با همان اعتبار هم حذف شوند.&lt;br /&gt;3 - از دیرباز تعیین مرجع تقلید بر عهده مقلدان بوده‌است و آنها می‌توانستند خود ازمیان اعاظم ، احدی را به مرجعیت خویش برگزینند.و گزینش و معرفی مرجع از سوی حزب سیاسی تاکنون جز برای اعضای خود همان حزب معمول نبوده‌است.&lt;br /&gt;4 - از جمله شرایط مرجعیت ، گذشته از علم و تقوا ، داشتن آگاهی از مسائل جامعه و شجاعت و شناخت روزگار و ورود به مسائل سیاسی است. اگر قرار باشدفقیهی نه به امور جامعه خود آگاه باشد و نه علاقه‌ای بدان نشان دهد و نه پناه و ملجایی برای مردم زمانه خود باشد ، پس برای چه بدین عرصه گام نهاده‌است؟&lt;br /&gt;5 - فرض کنید که بنده با نظر جامعه مدرسین بخواهم از ایشان عدول کنم ؛ باید سراغ که بروم؟ قاعتا باید در میان مراجع موجود به سراغ کسی بروم که قبلا اینان معرفی‌اش کرده‌اند.&lt;br /&gt;از آن هفت نفر که سه تن آنان به رحمت خدا رفته‌اند.حضرات آقایان فاضل لنکرانی و تبریزی و بهجت. می‌ماند آقایان خامنه‌ای و شبیری زنجانی و مکارم شیرازی و وحیدخراسانی.آقای خامنه‌ای که خود گفته است در داخل ازمن تقلید نکنید و از دیگران تقلید کنید و من برای خارج از کشور. آقایان شبیری و وحید خراسانی هم که هیچ کاری به مسائل سیاسی و اجتماعی مردم ندارند و آنان را به حال خود رها کرده‌اند. می‌ماند جناب مکارم شیرازی.&lt;br /&gt;آیا می‌توان از ایشان تقلید کرد درحالی که از بی‌آبرویی چون حسین شریعتمداری تقدیر می‌کند و هتاکی چون او را می‌ستاید؟آیا این از ورع و تقواست که همواره یکطرفه به قاضی می‌رود و هرگز تذکری به او نمی‌دهد؟ فقط همین یک مورد کافی است. بعلاوه که هرگاه عکس و صدای ایشان را در رادیو و تلویزیون پخش نمی کنند، صدایش بلند می‌شود و گلایه می‌کند و ....&lt;br /&gt;در میان بقیه هم که لابد باید به سراغ آقایان نوری همدانی و سبحانی و صافی برویم. درحالی که هیچ‌کدام ازآنها مورد تایید جامعه مدرسین قرار نگرفته‌اند! و لابد هرکه تایید آنان را نداشته باشد ، مورد تایید خداوند هم نیست.!&lt;br /&gt;6 - اگر بنابه گرفتن تایید از حضرات باشد، نتیجه‌اش می‌شود دست‌کم یکی از آقایان که بدون فکر و اندیشه سخن می‌گویند و حکم صادر می‌کنند و درجریانات مختلف برای آنکه درصدر اخبار باشند ، مجبور به مجیزگویی می‌شوند و خود را تا حد یک سمپات حزبی پایین می‌آورند.&lt;br /&gt;7 - اگر بخواهیم نظر جامعه مدرسین را بپذیریم ، اول باید خود جامعه را پذیرفته باشیم. دست کم در تقوا و عدالت. رئیس آن که خود عضو فقهای شورای نگهبان است و روزی رئیس دستگاه قضایی بوده‌است ؛ از کمترین تقوا و عدالتی برخوردار نیست. دلیلش موضع‌گیریهای او در دوره انتخابات است که باید بی‌طرف باشد و دست کم عقایدسیاسی‌اش را در کارش دخالت ندهد.که می‌دهد.بنگرید به مصاحبه‌هایش در زمانی که هنوز مهلت شکایت انتخابات ریاست جمهوری پایان نیافته بود که او شکایتهای نرسیده را رد می‌کند و درباره نامزدها اظهار نظر هم می‌کند، به صراحت.&lt;br /&gt;احکامش در هنگام عصبانیت و در موضع خطابه جمعه که اذعان خودش را هم درپی داشت ، در تاریخ معاصرمان ثبت است.&lt;br /&gt;8 - به نظر می‌رسد که جامعه مدرسین و در راس آن آقای یزدی نگران مقلدان بی‌شمار مرحوم آیت‌الله منتظری هستند که مبادا اکنون به آیت‌الله العظمی صانعی روی آورند و از این رو دست به چنین اقدامی زده‌اند.&lt;br /&gt;9 - درباره سایر اعضای جامعه مدرسین تا وقتی دراین باره اظهار نظری نکرده‌اند ، سخن نمی‌گویم.تنها سیداحمد خاتمی است که به احتمال فراوان درپی جانشینی یزدی است و از همین رو دوره افتاده‌است و به هتاکی نسبت به این و آن می‌پردازد و گلویش را به نائره جنگ بدل کرده‌است. با این حال ؛ اگر آنان این اطلاعیه را خودسرانه ندانند و برآن یا صحه گذارند یا دربرابرش سکوت کنند ، شریک همین بدعت خطرناک‌اند و در عواقب آن سهیم.اما امیدوارم این خبط بزرگ تاریخی خود را هرچه زودتر جبران کنند که فردا دیراست.. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;فؤاد صدیق&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="mailto:fooadseddiq@gmail.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-8199111274955460184?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/8199111274955460184/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_03.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/8199111274955460184'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/8199111274955460184'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_03.html' title='من مقلد آیت‌الله العظمی صانعی‌ام'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-2943871669611816860</id><published>2010-01-01T18:44:00.002+03:30</published><updated>2010-01-01T18:51:40.428+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='از نگاه میهمان'/><title type='text'>من توبه می کنم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای علم الهدی در مراسم راهپیمایی میدان انقلاب از معترضان خواسته تا توبه کنند . من می خواهم به این  توصیه  عمل کرده واز آنچه تا به حال انجام داده ام توبه کنم.&lt;br /&gt;خدایا از اینکه در زمان جنگ وارد بسیج شدم و پس از رحلت امام از آن خارج نشدم پشیمانم . از اینکه دخالت بسیج در انتخابات مجلس چهارم و پنجم را دیدم و اعتراض نکردم توبه می کنم .&lt;br /&gt;از اینکه مسجد حضرت مهدی در خیابان ستارخان را آقای علم الهدی با شیوه ای غیر انسانی و ظالمانه غصب کرد و امام جماعت فاضل و انقلابی آن آیت الله مروارید را پس از 30 سال از آن مسجد بیرون کرد و من اعتراض نکردم توبه می کنم .(جرم آقای مروارید این بود که آقای منتظری را به عنوان مرجع اعلم معرفی کرده بود)&lt;br /&gt;از اینکه انقلاب به دست نا اهلان و ناحرمان افتاد ومن سکوت کردم توبه می کنم .&lt;br /&gt;از اینکه در نظام اسلامی چند بیگناه در جریان قتلهای زنجیره ای کشته شدند و من سکوت کردم توبه می کنم.&lt;br /&gt;از اینکه برادران لاریجانی بدون هیچ سابقه روشنی و با وجود بی لیاقتی های مفرط, همه کاره نظام شدند و من سکوت کردم توبه می کنم.&lt;br /&gt;از اینکه در سالهای گذشته در تحکیم نظامی تلاش کردم که هدف آن نه اجرای اسلام که شکل گیری فرقه ای تحت زعامت ... بوده توبه می کنم .فرقه ای که در درون آن فرقه ای (وشاید باندی ) به نام فرقه احمدی نژاد شکل گرفت. درست مانند فرقه بنی امیه که مروانیان از درون آن شکل گرفت.&lt;br /&gt;به نظر من برخی تمایل زیادی داشتند تا رهبری  نیز مانند امام کاریزما ویا فرهمند باشد اما هرچه تلاش کردند به آنچه می خواستند نرسیدند و نهایتا کاریکاتوری از آن را با فرقه سازی شکل دادند . آنها می خواهند جماعتی به مدح و ثنایش بپردازند . می خواهند فدایی داشته باشند. می خواهند عقده های درونی خود را از طریق فرمانبری مردم ارضا کنند. می خواهند عقل و خرد تابعین را زایل کنند تا خود به جای آن بنشینند . مگر مسعود رجوی همین گونه نبود ؟همیشه می گفتیم مسعود با بچه های مجاهد چه کرده که آنها انحرافات را می بینند و دم بر نمی آورند؟&lt;br /&gt;خدایا ما چه کردیم که امروز بنام تبعیت از ولایت فقیه از ما می خواهند نبینیم, نشنویم, نیاندیشیم.&lt;br /&gt;خدایا من از آنچه در تقویت این نگاه و این فرهنگ انجام داده ام پشیمانم . و توبه می کنم .&lt;br /&gt;خدایا از امروز برای تغییر این نگاه تلاش می کنم وبه  ابتلائاتی که در این مسیر دچار می شوم را کفاره گناهان پیشینم می دانم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;اسماعیل بنده نواز&lt;/strong&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-2943871669611816860?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/2943871669611816860/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_01.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/2943871669611816860'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/2943871669611816860'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post_01.html' title='من توبه می کنم'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-6420317392521545746</id><published>2010-01-01T18:40:00.002+03:30</published><updated>2010-01-01T18:44:36.887+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مرضیه لبخند'/><title type='text'>از کجا زاویه دارشدیم؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;من بچه بودم نه خیلی هم بچه, راهنمایی بودم که انقلاب شد. انقلاب که پیروز شد منتظر بودیم ببینیم چه می شود.چشم همه ما به خیابان ایران و مدرسه رفاه بود.به جایی که نبض کشور می زد.اگر آن نبض را روزی نمی توانستیم در دست بگیریم گویی خونمان منجمد می شد.آن نبض آرام و منظم می زد.قلب انقلاب بی هیچ دغدغه ای فعال بود.نمی دانم قلب بود یا مغز اما از آنجا که بر قلبها حکومت می کرد قلب بود.من هرگز معتقد نبودم که آن پیر, بی برنامه پیش می رفت.مردی که برای هر لحظه زندگی خود برنامه داشت . مردی که کتاب "ولایت فقیه" را سالها پیش از پیروزی انقلاب به عنوان رساله انقلاب خود تدوین کرده بود . مردی که حتی برای مسیحیان محل اقامت موقت خود نیز برنامه داشت ؛ می توانست برای مردم کشور خود برنامه نداشته باشد؟ اما اکنون آدمهای رده اول نظام می گویند که امام تنها شور بود و برنامه نداشت.!!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;من بچه بودم وقتی می شنیدم  سربازان گارد شاهنشاهی مردم را از بالا و با هلی کوپتر گلوله باران می کنند. و برخی را در حیاط خانه خود به شهادت رسانده اند.من با دوستانم به تشییع این شهیدان می رفتیم و شهید از همان روز در چشممان بزرگ شد.دوست داشتنی شد.مقدس نشد.اما عزیز شد.&lt;br /&gt;من هنوز بچه بودم وقتی گارد,  خیابان انقلاب و آزادی را می بست و صدای شلیک گلوله ها از هر طرف شنیده می شد و اگر پا به این دو خیابان پهن می گذاشتی هدفت می گرفتند. اما صدای گلوله برایم صدایی بود که آزادی را به ارمغان می آورد چرا که اگر فریاد آزادی خواهی نبود گلوله ای در کار نمی بود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;من هنوز بچه بودم,  شب تاسوعا که اولین راهپیمایی عظیم انقلاب در آن شکل گرفت و شهادت را با خودم مرتب هجی می کردم تا ببینم می توانم این معنای بزرگ را بفهمم و در خود پیاده کنم؟تمام شب تاسوعا با این کلمه و خودم و مادرم و پدرم و برادرم و ... تنها بودم.و صبح وقتی پا به خیابان "آزادی" گذاشتم یکباره بزرگ شدم. قد کشیدم و سرم به دهان رهبرم رسید.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;من هنوز بچه بودم وقتی شناسنامه "جمهوری اسلامی" را در مجلس خبرگان به بحث گذاشتند اما به یاد می آورم در بحث اعتصابها و تحصن ها که شهید بهشتی می گفت  (نقل به مضمون) دیگر در کشوری که آزاد است اعتصاب معنا پیدا نمی کندو...&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;به یاد می آورم روزی که اولین بمب را صدام به سمت آزادی ما شلیک کرد, مردان و زنان به خیابانها ریختند. آن روزها خبرها نیاز به روزنامه نداشت چون جمهوری اسلامی محل امن مردم بود و چیزی برای مخفی کردن نداشت.به مقر سپاه زنگ زدیم که چه اتفاقی افتاده و آنها مثل یک امین با ما برخورد کردند ما هم مثل امین به صحنه آمدیم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;نمی دانم از کی آدمها " زاویه " پیدا کردند؛ با این امانت , با این سپاه و با این روزها. شاید از آن روز که مطهری ترور شد...نه آن روز نبود.شاید از هفتم تیر.شاید از روزهایی که گروهها گروهک شدند و آدم کشتند...بلی از همان روزها ما کم کم از مسئولین  یکی دو کوچه دور شدیم. کم کم روزنامه ها هم حقایق را پوشاندند.کم کم سپاهی های جان برکف در جبهه ها قطعه قطعه شدند. کم کم ما مشکوک شدیم.نظام دیگر همه چیزش را به ما نمی گفت ؛ اما هنوز خیلی باهم رفیق بودیم.نخست وزیر مرتب گزارش می داد.مرتب در میان دانشجویان به جواب سوال دادن می پرداخت. رهبرمان عشقمان بود و اول همه چیز را به ما می گفت. اعزام به جبهه , خودش محل دیدار مردم بود با مسئولین.نخست وزیر, دایی شهید بود وما تا امسال نفهمیده بودیم.ما هرگز ندیده بودیم که او گریه کند.هرگز ندیده بودیم که از اسلام برای خودش خرج کند.ما هنوز انگشتان یک دست بودیم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;بعد اما امام رفت و گویا خط مستقیم انقلاب را نیز با خود برد.ما کم کم غریبه شدیم.کم کم تشریفاتی شدیم. خانه هایمان خیلی از هم فاصله گرفت. مردم با هم غریبه شدند.تجمل زندگی ها را از معنویت خالی کرد.هی دروغ گفتیم و دروغ شنیدیم.هی صورتمان را با سیلی سرخ کردیم.امابچه هایمان خوب می فهمیدند که ما دروغ می گوییم.چادری نبودیم اما مدرسه می گفت با چادر بیایید.سر کردیم.نماز جمعه نمی رفتیم ولی در مصاحبه مجبور بودیم بگوییم می رویم تا شغلی داشته باشیم. ...ما به خاطر زندگی معمولی با دینمان معامله کردیم.فقط به خاطر بد عمل کردن آدمهای انقلاب. اما بچه ها که دروغهایمان را می دیدند مثل ما نشدند.مثل خودشان شدند.دروغ نگفتند.بد حجاب شدند.مسجد نرو شدند.راستش را گفتند. پشت کردند به کسانی که آنها را ریاکار و دروغ گو می خواستند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;نخست وزیر باز آمد.راست گفت.راست گفت. راست گفت.بچه هایمان دنبال راستگویی او راه افتادند.مثل اینکه قلب انقلاب باز به تپش افتاد.او بر قلب بچه ها اثر گذاشت.حالا بچه های ما سینه می زنند و نام او را به دنبال  "حسین" می گویند , چون او راست می گوید . چون حسین (ع) راست می گفت.آیا این جرم است؟بچه های ما با شکل انتخابی خودشان, در پوشش سینه زدند و کتک خوردند.بد هم کتک خوردند.دالان درست کرده بودند و آنها را از زیر چوب می گذراندند.بچه ها سرشان شکست.هیچ مسئولی اعتراض نکرد.بچه ها کشته شدند , هیچ بزرگی محکوم نکرد.از بالای پل سنگباران شدند ؛ اماهیچ کس نگفت: وا اسلاما! واحسینا! مردی در خیابانی به دست ناشناسی کشته شد.به شهادت رسید.رهبری تسلیت نگفت.حتی به اندازه فلان هنرپیشه ای یا دیدن " صحنه ای " ورزشی هم احساساتش برانگیخته نشد تا پیامی بدهد. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;حالا رهبرم! تو انصاف بده و بگو بچه های ما از کجا با حقیقت انقلاب زاویه پیدا کردند؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مرضیه لبخند&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="mailto:m.labkhand@gmail.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;m.labkhand@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-6420317392521545746?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/6420317392521545746/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6420317392521545746'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6420317392521545746'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='از کجا زاویه دارشدیم؟'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-6911857820401719140</id><published>2009-12-30T13:11:00.002+03:30</published><updated>2009-12-30T13:16:37.329+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جویا کوشیار'/><title type='text'>جنبش سبز زینبی</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzshM_CuJlI/AAAAAAAAAK0/9Ch0V2XjNzM/s1600-h/13881006_ashora_66.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5420963083435517522" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 266px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzshM_CuJlI/AAAAAAAAAK0/9Ch0V2XjNzM/s400/13881006_ashora_66.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;امروز دستگاه یزید فاتحانه اسرای کربلای حسین را در بازار و کوچه و خیابان های شام به حرکت در می آورد. امروز بی شمار جیره خواران خود را از اطراف و اکناف شام فرا خوانده تا هلهله کنان سنگ بر سر و روی زینب و طفلان حسین بریزند. دستگاه اموی یزید تمام رسانه های تبلیغی و منابر و امکانات خویش را به کار گرفته تا به تحمیق ملت و مردم عمق دهند.&lt;br /&gt;یزید و یزیدیان می کوشند تا با وارونه جلوه دادن حقیقت و بازی با اعتقادات و باورهای مردم برای خود وحدت و اتحادی هر چند تو خالی دست و پا کند.گاهی جهل پر قدرت است، آن زمان که مکاران و سیاست بازان خوب بدانند از آن به چه نحو استفاده کنند. یزیدیان می کوشند با تحریک احساسات و باورهای خشک و جمود جماعتی معلوم و از قدرت جهل مستتر در آنها برای بقای حکومت خود استفاده کنند.&lt;br /&gt;و اکنون تاریخ در حال تکرار است ...&lt;br /&gt;چند روزی است که در سیاست "فرار به جلو"؛ یزید زمان برای سر پوش گذاشتن به جرم و جنایت خویش در عاشورای خونین، دوباره قرآن به نیزه کرده و " وا اسفا " و "وا مصیبتا" سر می دهد که چه؛ لشگر حسین قرآن آتش زده و کشف حجاب کرده است. فاجعه ای که در عاشورای تهران رقم خورد به قدری عمیق است که تنها سیاست عمرو عاصی و فریب و نیرنگ می تواند دستگاه اموی را موقتا از زیر بار مکافات این عمل ننگین نجات دهد. بیش از 72 ساعت است که دیکتاتور با هدایت و آتش تهیه توپخانۀ روزنامه کیهان و با استفاده از تمام امکانات و ظرفیت های تبلیغی و رسانه ای خود از قبیل صداوسیما،تریبونهای ائمه جماعت سعی دارد با تحریک احساسات مذهبی و دینی مردم آنها را به حمایت از خویش تحریک کند.&lt;br /&gt;دیشب (8 دی 88) بخش خبری 30/20 رکورد شکست و برای اولین بار مدتی حدود 40 دقیقه به دروغ پراکنی پرداخت.از بیانات شدید اللحن علی لاریجانی تا به عمامه زدن مجتهد شبستری در تبریز و راهپیمایی نمادین مجلسیان ! و... اما آنچه که بر دل زینب و زینبیان خون کرد کلیپ ها و گزارشهای احساسی ساخته شده همراه با تصاویر منتخب از تخریبها و شعله های آتش بود. این گزارشها با تصاویری از " همایش شیرخوارگان حسینی، و آهنگهای حزن انگیز و مداحی مداحان حکومت فقط و فقط احساسات و باورهای مردم را نشانه گرفته بود.&lt;br /&gt;جدا از پیروزیهای کوتاه مدت و مقطعی جناح سرکئب, سؤال است که چرا حکومت نمی تواند بر جنبش سبز فائق آید کما اینکه دستگاه یزید و خلافت اموی نتوانست آثار قیام امام حسین(ع) را بزداید. به نظر من علت در ماهیت غیر خدایی و غیر الهی این ساز و برگ است. چنین ماهیتی برای ماندن در قدرت به راحتی به زرو زور و تزویر دست می یازد. ممکن است چنین سیاست و مشی یی سبب شود چند صباحی به عمر مستبد افزود گردد اما با بالارفتن آگاهی مردم به زودی حقیقت آشکار خواهد شد و این حقیقت است که دم و دستگاه طاغوت را به زیر خواهد کشید. به واقع چرا سیاست و تلاش حاکمان در این هفت ماه برای سرکوب جنبش سبز جواب نمی دهد؟&lt;br /&gt;و این جنبش بیش از پیش و عمیق تر در تکاپو و حیات است.چرا؟ معتقدم که پاسخ این سؤال در اصل و اساس دیکتاتور نهفته که بر مدار دروغ استوار شده است.ببینید رسانه میلی در حوادثی چون عاشورای خونین فیلمها،کلیپ ها و گزارشهایی را تدوین کرده و به نمایش می گذارد که عاری از حقیقت و یا حداقل تمام واقعیت نیست. مردم میلیونی یی که در روز عاشورا سینه زنی و عزاداری می کردند و بعد در برابر تهاجم نظامیان سرا پا مسلح از خود دفاع کرده و شعار داده اند خود در صحنه بوده اند و از نزدیک تمام ماجرا را دیده اند, چگونه می توان این دروغها را به خورد آنان داد.&lt;br /&gt;پس انتظار ریزش از جنبش سبز با این ترفند ها عبث است و بلکه آنها را به راهشان مؤمن و معتقدتر می کند.&lt;br /&gt;آیا به راستی حاکمان مستبد از تخریبهای صورت گرفته ناراحتند و یا از اینکه قدرت شان توسط عده ای جوان شجاع و با شهامت به چالش کشیده شده است عصبانی هستند؟&lt;br /&gt;آیا طرح دروغ مسئله آتش زدن قرآن سناریویی برای فرار از خونهای ریخته شده در روز عاشورا و ماه حرام نیست؟ ساخت فیلم های دروغی چون "زنده بودن ترانه موسوی" "احمد کارگر نجاتی" و حال گزارش "حرمت شکنی در عاشورا"! تا کی می تواند مرگ دیکتاتور را به تأخیر بیندازد؟&lt;br /&gt;به نظر من عاشورای خونین تهران نقطه عطف عظیم جنبش سبز است و می رود تا تومار ظلم و ستم را در هم بپیچد. جنبش در این هفت ماه شهدای بسیاری را تقدیم آزادی کرده است اما از این به بعد رسالتی عظیم بر دوشش قرار می گیرد و آن کار زینبی است. آنان که مانده اند باید پیام عاشورا و پیام شهدا را به گوش جهانیان و تاریخ برسانند.&lt;br /&gt;در نهضت پیام رسانی است که می توان سطح آگاهی،فرهیختگی و دانشوری مردم را بالا برد.پیام رسانی یعنی روشنگری. کار زینبی کم از کار حسینی نیست و بلکه در پاره ای مواقع و جوامع سخت تر است. من تمام جنبش سبز را یک پارچه به نهضت زینبی دعوت می کنم. با رشد آگاهی و روشن بینی مردم است که می توان دشمن قویِ جهل را نابود کرد. خیلی از موضع گیریهای مردم عادی که بر آمده از احساسات پاک و بی غل و غش آنان است و نیز بسیاری از گفتار و رفتار خواص ریشه در جهل دارد. ببینید که چگونه آیت الله نوری همدانی بر سبز اندیشان می تازد و سؤال می کند حال به مردم عزادار حمله می کنید؟! اگر این روحانی را فرض کنیم که عامل استبداد نیست باید بپذیزیم که نسبت به آنچه که در عاشورا رخ داده بی اطلاع است. یا آن هموطنی که در برابر دوربین صدا و سیما می گوید ما از هر چه بگذریم از امام حسین(ع) نمی گذریم باید برای او روشن کرد که هدف امام حسین(ع) و فلسفه قیام امام چه بوده است باید او خود را متعهد به این هدف، آرمان و فلسفه بداند وبداند که پشت چه کسی سینه می زند.&lt;br /&gt;در کار زینبی و روشنگری باید دست به دست بدهیم و مستدل و منطقی بگوئیم که در 22خرداد در 25 خرداد در 26تیر در چهلم شهدا و در روز قدس ،13 آبان در 16 آذر و نهایتا در عاشورای خونین چه گذشت.چه کسانی حرمت شکستند چه کسانی خون ریختند، چشم کور کردند، دست و پا شکستند و فرق شکافتند. این رسالت بس رسالتی سنگین است باید هر کجا که هستیم به هر طریق ممکن رو به روشنگری بیاوریم.&lt;br /&gt;شنیدم که رسانه ضد ملی تبلیغ می کند که در عاشورا هلهله کردند، قرآن آتش زدند و کشف حجاب کردند. باید فیلم و تصاویر این روز غمبار را به دست مردم رساند تا ببینند هلهله را چه کسانی کردند؟ چه کسانی به مردم بی دفاع یورش بردند؟ چه کسانی به جماران حمله کردند؟ آنگاه آقای مجتهد شبستری در تبریز به جای آنکه دو دستی بر عمامه اش بکوبد باید آن را به زمین بکوبد لباس روحانیت از تن به در کند و در پیشاپیش خلق خون بگرید. اگر پیام عاشورا درست به مردم به ویژه عوام برسد دیگر آقای لاریجانی و جعفری دولت آبادی جرأت نمی کنند به مردم آدرس غلط بدهند. چرا که مردم در خواهند یافت که باید با کدامین حرمت شکنان و جنایتکاران به اشد مجازات برخورد شود.&lt;br /&gt;جالب است که به عکسی توجه کنید که در روز عاشورا پس از حمله یگان ویژه و به اسارت افتادن تعدادی از آنها توسط مردم چند مرد و زن خود را سپر انسانی می کنند تا کسانی را که تا لحظاتی پیش با باتوم بر فرق و صورت شان می کوبیدند از خشم مردم خشمگین حفظ کنند. حال زنی در برابر این هجوم سنگین روسری اش به خاطر دفاع از آن سرباز و مأمور از سر می افتد آیا خیلی تأسف انگیز نیست که اقدام قهرمانه و شجاعانه این شیر زن را به کشف حجاب تعبیر کنیم. باید تصویر و فیلمهایی را که مردم سبز در حال عزاداری بودند و بعد مورد تهاجم قرار گرفتند به دست آحاد مردم رساند.در چنین وضعی است که حق از باطل تمییز داده خواهد شد.&lt;br /&gt;و اما روی سخن من با دوستان و هواداران جنبش سبز است به ویژه هنرمندان و نویسندگان, لازم است که از تمام توان و هنر خود برای رسیدن پیام عاشورا استفاده کنیم. ما وارد مرحله خطیری شده ایم، حاکمیت در تلاش است با بهره مندی از امکانات و تجهیزات فراهم آمده از پول و سرمایه مردم, آنها را در برابر مردم قرار دهد. اما با کار زینبی و روشنگری می توان توطئۀ دیگر جائران و ستمگران را خنثی نمود.&lt;br /&gt;اکنون زمانه آن است که جنبش سبز بدل به جنبش سبز زینبی گردد.&lt;br /&gt;"آنان که رفتند کار حسینی کردند، آنان که ماندند باید کار زینبی کنند." - دکتر علی شریعتی&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;جویا کوشیار&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="mailto:jooya.kooshyar@gmail.com"&gt;jooya.kooshyar@gmail.com&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-6911857820401719140?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/6911857820401719140/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_30.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6911857820401719140'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6911857820401719140'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_30.html' title='جنبش سبز زینبی'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzshM_CuJlI/AAAAAAAAAK0/9Ch0V2XjNzM/s72-c/13881006_ashora_66.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-1003979540504504352</id><published>2009-12-29T11:11:00.001+03:30</published><updated>2009-12-29T11:17:24.148+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فؤاد صدیق'/><title type='text'>سرنوشت ما این نیست</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;جنگ داخلی , آینده ایران را تهدید می کند.&lt;br /&gt;این اتفاقی دم دستی نیست. اتفاقی که هرگز در ایران رخ نداده بود و اینک به یمن دولت خرافه پرست حاکم, قراراست در ایران بیفتد.&lt;br /&gt;بسیاری بر این اعتقادند که ایران علی رغم تنوع آیینها و فرهنگها و اقوامش , همواره در درازنای تاریخ , بامشکلات دست و پنجه نرم کرده است و در برابر تندبادهای حوادث روزگار , چون درختی تنومند و باریشه ای که تاعمق خاک این سرزمین و جانهای عاشقش نفوذ کرده است , ایستاده و حتی اگر گاهی خم شده ؛ اما نشکسته است و کسی را یارای شکستن آن نبوده.&lt;br /&gt; امروز اما روز دیگری است. بنگرید به پاره پاره شدنها و شرحه شرحه شدنهایش. یه پیکر نحیفی که حتی نمی تواند از رنج روزگار خود را به در آورد. حتی یارای بالا آوردن تفاله های بناگزیر بلعیده اش هم نیست.&lt;br /&gt;می دانید چرا؟ برایتان می گویم:&lt;br /&gt;روزگاری در این سرزمین , راستی حاکم بود.&lt;br /&gt;اگر حاکمانش دروغ می گفتند, دست کم آن را در لفافه ای از مذهب نمی پوشاندند. همان بودند که می نمایاندند. اگر خود را خدا می خواندند , دامن پیامبران را نمی آلودند.&lt;br /&gt;اگر خود را نظر کرده حضرت عباس می خواندند و به دیدار امام غایب شتافته می خواندند , امامان را تا پایه خویش , دون نمی کردند.&lt;br /&gt;اگر میان مردمان به هر حیلتی اختلاف می افکندند تا خود بر گرده آنان سوار شوند , لااقل خود نیز تا همان پایه مردم پایین می آمدند تا سواری بگیرند.&lt;br /&gt;اما امروز برخلاف گذشته شاهد پدیده تازه و خارق العاده ای هستیم ؛ پدیده ای که فرعون را هم مات و مبهوت خویش ساخته و روی یزید را هم سفید کرده است.&lt;br /&gt;به یاد دارید که بربالای متبرها خطاب به کوفیان می گفتند :&lt;br /&gt;" مگر نمی دیدید که به جنگ که آمده اید؟&lt;br /&gt;مگر حسین را نمی شناختید؟&lt;br /&gt;مگر نمی دانستید که او فرزند رسول خداست؟&lt;br /&gt;گیرم که نمی دانستید؛ مگر او اظهار مسلمانی نمی کرد؟&lt;br /&gt;پس چرا اورا کشتید؟"&lt;br /&gt;حال امروز را بنگرید؛&lt;br /&gt;می زنند , به بند می کشند , می کشند , با نام حسین و مسلمانی!&lt;br /&gt;این طنز تلخ روزگاران ماست. اول انکار می کنند و بعد اشکارا و آن گاه هیچ یک حتی بزرگانشان هم دم بر نمی آورند.&lt;br /&gt;پس کجاشد آن همه رجزخوانیها به نام امام علی (ع) که می گفتید فرموده است چون خلخال از پای زنی یهودی برگیرید و مردی مسلمان از شنیدنش بمیرد , جای شماتت ندارد؟! آیا شنیده ایم که یکی از والاگهرها ابراز تالم کند؟ مرگ پیشکششان.&lt;br /&gt;بروز این وقایع است که رفته رفته فضا را برای جنگ داخلی مهیا می کند. وقتی بزرگشان روزه مرگ گرفته و در برابر فجایعی که بنامش در کشور رقم می زنند صدایی بلند نمی کند. وقتی منصوبانش به لطایف الحیلی به تاسی از همو , به تخفیف و تحریک مردم می پردازند. وقتی معمرین و علما را به هتک هتاکان و سفلگان مزدورشان می نوازند. وقتی عالمان و دانشمندان را نه قدر قایل اند و قربی می دهند. وقتی نازلان را بر فراز می کنند و صاحبان خرد را به هیچ می انگارند و به سخره می گیرند.وقتی حتی از مردگان مخالفشان هم می ترسند و کینه آنان را در عزا هم آشکار می کنند.و ....&lt;br /&gt;آن وقت است که باید در انتظار لبنانی دیگر نشست که در این سوی دنیا قد برافرازد و سالهای سال در حسرت روزهای از دست رفته اش بسوزد.نسلها تباه خودرایی و خودمحوریهای معدودی تمامت خواه گردد و تاریخ قضاوت خواهد کرد که چه فرصتهایی را سوزانده اند و از دست داده اند این قوی ریشگان آریایی!&lt;br /&gt;سرنوشتمان این نیست.نباید گذاشت این سرنوشت را محتوممان کنند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ما هیچ نیازی به خارج از مرزها نداریم و آنها را نیز چون حاکمان دروغ‌پرداز این سرزمین ، دشمنان خود می‌دانیم . آنان با حمایتهای مزورانه خود از جنبش پاک و زلال سبز مردم ایران ، زمینه سرکوب آزادیخواهان ایرانی را فراهم می‌کنند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ما ایرانی مسلمانیم و هم از بیگانگان متنفریم و هم از مزوران پست داخلی.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ما شیعه علی و خاندان آزاده اوییم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;فؤاد صدیق&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="mailto:fooadseddiq@gmail.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-1003979540504504352?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/1003979540504504352/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_7126.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1003979540504504352'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1003979540504504352'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_7126.html' title='سرنوشت ما این نیست'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-8922594486792901161</id><published>2009-12-29T10:58:00.003+03:30</published><updated>2009-12-29T11:07:45.091+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جویا کوشیار'/><title type='text'>كل يوم عاشورا  كل ارض كربلا</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;(روايتي نزدیک از عاشوراي خونين تهران)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/Szmv6OOk31I/AAAAAAAAAKs/055edoF9KHk/s1600-h/sd.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5420557041303609170" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/Szmv6OOk31I/AAAAAAAAAKs/055edoF9KHk/s400/sd.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;باز دارد ني، نوايي مي شود&lt;br /&gt;ناله هايم نينوايي مي شود&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;بازهم تاريخ غم تكرار شد&lt;br /&gt;چشم خون ريز فلك بيدار شد&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;خيمه ها را آتش زدند، دستها را بريدند پاها را شكستند و فرق سرها را شكافتند و بالاي جنازه ها پايكوبي كردند و اسبهاي شان را بر پيكر هاي چاك چاك تاختند.&lt;br /&gt;آنگاه كه شيپور پيروزي دشمن نواخته شد،من در چهار راه ولي عصر از نزديك ديدم؛ سرور و شادماني يگاني از لشكر سياهي را كه بر دستان و شانه هاي هم مي زدند كه "لشكر سبز اموي! را نابود كرديم" اي اف بر شما كه در لشكر عمربن سعد شمشير مي زنيد و خود را علوي مي خوانيد. من از نزديك ديدم بعد از ظهر عاشورا سواره نظام فريب و نيرنگ عرض و طول خيابان انقلاب را مي رفتند و مي آمدند و "حيدر!حيدر!" مي گفتند و جشن و سرور به پاكرده بودند.&lt;br /&gt;"عاشورا" كلمه اي به بلنداي تمام تاريخ و به بزرگي تمام اعصار؛ بار ديگر در تهران تكرار شد، تكرار شدني. امروز عاشورا و تهران كربلا بود؛نينوا! امروز به مانند عاشورا سپاهي فريب خورده ياران سبز حسين را تشنه لبان به خاك و خون كشيدند.امروز آنچه كه بر تهران گذشت و جوي خوني كه در آن جاري شد هر آنچه را كه در كربلا روي داده بود به تصوير كشيد. امروز برادران و خواهران م‍‍ؤمن سبز مرا چون گل پر پر نمودند.واي مصيبتا! واي!&lt;br /&gt;تهران امروز سراسر خون و قيام بود. من امروز سخن حسين، عمل حسين، راه حسين، و نگاه حسين در كرب و بلا را در تهران ديدم. كاري را كه محمدرضا پهلوي شرمش آمد در راهپيمايي تاسوعا و عاشوراي 57 صورت دهد؛ به آب خوردني حاكميت مستبد كنوني ايران بر مردم سبز حسيني روا داشت.&lt;br /&gt;ساعت 9 صبح دوستان با تلفن نهيب مي زنند كه مبادا پا به ميدان امام حسين بگذاريد، كه آنجا به تمامي در زير پاي چكمه پوشان سپاه عبيدالله بن زياد است.&lt;br /&gt;اما ما بي اعتنا به اين هشدار، ساعت 10صبح از خيابان شريعتي خود را به خيابان انقلاب رسانده و به سوي ميدان امام حسین حركت مي كنيم. در تقاطع خيابان گرگان با انبوهي از يگان ويژه ‍‍كه راه را سد كرده اند مواجه شده به سوي غرب تغيير جهت مي دهيم. ثانيه به ثانيه به انبوه جمعيت عزادار افزوده مي شود. از پيچ شميران مي گذريم، در زير پل تازه تأسيس عزاداري ها جان مي گيرد. دستها بالا مي روند و زمزمه "يا حسين" طنين انداز مي شود؛ فقط "يا حسين" و "يا حسين" نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كم. ميدان فردوسي را به سكوت رد كرديم تا بهانه اي به دست سپاه پيدا و پنهان دشمن ندهيم. سپس ادامه مي دهيم: "يا حسين" جمعيت عزادار از اين جا شروع به سينه زني كرده و مي خوانند: " عزا عزاست امروز، ملت سبز ايران صاحب عزاست امروز"&lt;br /&gt;به چهار راه كالج رسيديم. سپاهي كه خود را در برابر فريادهاي "ياحسين" مي ديد، غرّه به سلاح و يراق خويش تهاجم را آغاز نمود. در همان دم از فرق و صورت زن و شوهري خون جاري شد. زخميان به سوي كوچه البرز هدايت شدند.&lt;br /&gt;عزاداران سبز حسيني به سمت چهار راه ولي عصر به پيش رفتند، عقب نشستند، به پيش رفتند و دوباره عقب نشستد.سپاهي از بسيج كه بر بالاي پل كالج سنگر گرفته بودند از بالاي پل مردم را به زير باران سنگ گرفتند.در كنار دستم صداي آه و ناله بود كه بلند بود براي در امان ماندن از هوار سنگها در زير پل پناه گرفتيم. لحظاتي بعد چند گلوله گاز اشك آور به ميان مردم شليك شد. سطلهاي زباله و كارتن و مقوا آتش گرفتند تا زهر گازها را از چشم ها بشويند، و دود سيگار همراهان بود كه چشمان ملتمس و زهر آلود شده را كمي التيام مي داد.&lt;br /&gt;با يورش دوباره سپاه بي رحم و ناجوانمرد، زنان و دختراني زير دست و پا ماندند. ديگر شعارها تند شده و خطابش يزيد زمان بود. خدايا تو شاهد باش كه كه من از نزديك ديدم كه اين مردم آزاده و ستم ستيز در ابتدا فقط و فقط شعار "يا حسين" سر مي دادند و عزاداري مي كردند. اما وقتي مورد هجوم وحشيانه نظاميان تا بن دندان مسلح قرار گرفتند و تعدادي زخمي شدند، يكپارچه فرياد مي زدند: "اين ماه ماه خون است يزد سرنگون است"، "ابوالفضل علمدار ريشه ظلم بردار"&lt;br /&gt;اين جا چهار راه كالج است؛ يگان ويژه 200 متر به پيش مي آيد، انتفاضه اي شكل مي گيرد مردم مانند فلسطينيان دست به سنگ مي شوند، دشمن عقب مي نشيند. اما دوباره با مركبهاي تندروي خود دوباره به پيش مي آيند. ناگهان صداي "ياحسين" و "الله اكبر" بلند تر از پيش در آسمان غم گرفته طنين انداز مي شود، پيكر پيرمردي موسپيد اماخضاب شده در خون بر روي دست چند جوان به سوي خودروي پرايد برده مي شود. دقايقي بعد پيكر جواني و بعد جواني ديگر بر روي دستان مردم تشييع مي شود. خود رابه نزديك آنها مي رسانم وضعشان خيلي وخيم است اميدوارم كه زنده بمانند.&lt;br /&gt;خون هاي ريخته شده،خون مردم عزادار را به جوش مي آورد، بي واهمه با يك " يا حسين " به پيش مي تازند، چند اسير از سپاه دشمن به چنگ مي آيد، تعدادي از مردان بازو در بازو گره كرده و مقابل اسرا سپر انساني براي محافظت شان درست مي كنند. قطعات لباس ضدشورش به آسمان پرتاب مي گردد و كلاه خودها بر بالاي نيزه ها(باتوم ها)ي به غنيمت گر فته شده به اهتزاز در مي آيند. روحيه ها تقويت مي گردد. دود ناشي از آتش گرفتن موتورسيكلت ها به هوا برمي خيزد.علوي آتش چند موتور در حال سوختن، ساختماني را در كنار ساختمان "پيراهن آزادگان" به كام خويش فرو می برد.&lt;br /&gt;لشكر تازه نفسي به سپاه مهاجم افزوده مي شوند و بي آنكه شرمنده تاريخ باشند و بي آنكه بدانند براي كِه آخرت خويش به حراج گذاشته اند و شمشيربراي كه مي زنند، ناگهان آتش به سوي مردم بي سلاح و بي دفاع مي گشايند. پير و جوان زن و مرد هروله كنان به خيابانها و كوچه هاي اطراف كشيده مي شوند. تقريبا از هر پنج نفر يكي مجروح است و سر و صورت زخمي دارد با اين حال هيچكس حاضر به ترك صحنه نيست. پدري دختر زخميش را در آغوش دارد. جواني پيراهنش را براي بستن جراحت زخمي ها پاره پاره مي كند. پسري به همراه مادرش و زني به همراه شوهرش و دوستاني آمده از يك محل ومكان به كربلاي ايران در حال كارزار با ظلم و ستم هستند.&lt;br /&gt;يك ساعت ازظهرگذشته است و لشكر يزيد بي مهابا بر مردم بي دفاع هجوم مي برد. گاهي پيش گاهي پس. در تقاطع خيابان شهريار با خارك در حلقه محاصره دشمن مي افتيم. از سويي سواره نظام درحال تاختن است و از سويي ماشين آب پاش آتش نشاني باپياده نظام ما را در بر مي گيرند. نگران زخميها ومجروحين و زنان هستيم. خود را آماده شهادت مي كنيم شهادتين بر زبان جاري ساخته و آماده نبرد خون بر شمشير مي شويم.ناگهان درِ چندين ساختمان به رويمان گشوده مي شود. به يكي وارد مي شويم ابتدا زخمي ها در محوطه پاركينگ جاي مي گيرند ساكنين كاسه هاي يخ براي بند آوردن خون ريزيها مي آورند. لحظاتي بعد از بيم يورش لشكر دشمن، به داخل آپارتمانها دعوت مي شويم. لختي آرام گرفته و نفسي تازه مي كنيم. صداي موتور سيكلت ها قطع نمي شود معلوم است كه خيابانها را فتح! كرده اند.&lt;br /&gt;نيم ساعت بعد؛ پس از اطمينان از رفع خطر دوتا دوتا از پناهگاه خارج مي شويم. مي دانيم كه حمله خاتمه نيافته پس با هوشياري و آمادگي از طرف خيابان شرقي جنب پارك دانشجو وارد خيابان انقلاب مي شويم. به سوي خيابان ولي عصر حركت مي كنيم به فاصله هر ده-پانزده متر خون است كه مي بيني زمين را رنگين كرده است.مشاهده اين صحنه ها قلبم را به لرزه در مي آورد، گمان دارم كه تعداد شهداي اين عاشوراي خونين بيش از سي خرداد88 است.&lt;br /&gt;در چهارراه ولي عصر به گروهي يكصد نفري از زنان و مردان بسيجي بر مي خوريم كه به يمن پوشش امني كه يگان ويژه برای شان فراهم كرده است به سمت شرق و در خط ويژه اتوبوس به حركت در مي آيند در حاليكه فرياد مي زنند: "حيدر!حيدر!" ، "اين همه لشكر آمده به عشق رهبر آمده" و "حزب فقط حزب علي رهبر فقط سيد علي".&lt;br /&gt;آنها را پشت سر گذاشته به سوي شمال خيابان ولي عصر مي رويم. در فواصل مختلف مردان و زناني را مي بينم كه دست و كتف شكسته و يا صورت و دهان خوني خرد شده در حاشيه و گوشه اي نشسته و يا به مانند ما لنگ لنگان در حركت بودند. دو پير زني حدودا 75 ساله را در كنار هم ديدیم كه يكي گونه اش كبود شده و بر روي بينيش زخمي عميق جا خوش كرده بود. با دوستانم خواستيم كمكشان كنيم نپذيرفتند و ما را به ادامه راه تشويق كردند. پير زن خوشحال بود از اينكه روز جزا شرمنده امام شهيدش نيست و اين زخمها را به گواهي خواهد گرفت.&lt;br /&gt;ساعت 8 شب است از قتل و قتالي كه امروز شاهدش بودم هنوز حال بدي دارم، ريه هايم از شدت گازهاي اشك آوري كه بلعيده ام خس خس مي كند و هنوز چشمهايم مي سوزد. در حالي كه اين گزارش را مي نو يسم لحظه اي صداي آژير آمبولانس قطع نمي شود. اما بايد بنويسم تا آيندگان بدانند كه قصه كربلا و عاشورا بار ديگر در خطه تهران تكرار شد. بايد بنويسم تا فردا فرزندان ما بدانند كه عده اي به نام اسلام عزادارن حسين(ع) را به جرم آزاد انديشي و آزادي خواهي به خاك و خون كشيدند. بايد در تاريخ ثبت شود كه چگونه قومي عنود و لجوج پير و جوان و زن و مرد اين ديار را در زير آتش سلاح خويش سلاخي كردند.&lt;br /&gt;به قول شهيد استاد مطهري در كتاب حماسه حسيني، كربلا دو صحنه دارد؛دو صحنه بي نظير. و تهران نيز. صحنه اي به غايت زيبا و صحنه اي بي حد زشت و پليد. زيبائيها در شجاعت، ايثار و دلاوري ها و ظلم ناپذيري مردم بي دفاع تجلي دارد،مردمي كه تنها سلاحشان خون بود و بس. و زشتيها و پلشتيها در دنائت،درندگي و بي رحمي،قساوت و شقاوتِ سپاه تا بن دندان مسلح نمود يافت.&lt;br /&gt;عاشورا اكنون سرخ تر از گذشته است. و من اكنون به سربازي مي انديشم كه گلوله سربي او سينه كسي را نشانه رفته بود كه شايد برادر و يا عزيزخود او بوده باشد. سربازي كه مي انگارد عمل به تكليف كرده و گوش به فرمان مولايش! بوده است؛ و اين قصه تلخ تاريخ است چرا كه لشكريان عمربن سعد نيز مي پنداشتند كه شمشير از پي حق مي زنند و تابع ولي و مولاي شان يزيد هستند؛ اما بدين طريق ننگ ابدي براي خويش خريدند.&lt;br /&gt;اگر تاريخ ايران را ورق بزنيم خون بارتر از اين عاشورا عاشورايي را نخواهيد يافت. خدايا شهداي ما در اين روز را با شهداي كربلا محشور بفرما و خونهاي به آسمان پاشيده را ضامن سعادت و رو سپيدي اين ملت سبز قراربده. و اي ابوالفضل دستهاي شكسته اين مردم آزاده را خود دستگير باش. و "يا ابا عبدالله انّي سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم الي يوم القيامه"&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;جویا کوشیار&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="mailto:jooya.kooshyar@gmail.com"&gt;&lt;em&gt;jooya.kooshyar@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-8922594486792901161?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/8922594486792901161/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_29.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/8922594486792901161'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/8922594486792901161'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_29.html' title='كل يوم عاشورا  كل ارض كربلا'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/Szmv6OOk31I/AAAAAAAAAKs/055edoF9KHk/s72-c/sd.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-5448185780876596732</id><published>2009-12-25T15:19:00.001+03:30</published><updated>2009-12-25T15:19:00.222+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='از نگاه میهمان'/><title type='text'>واهمه از حقیقت عاشورا</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;میگویند درجریان مشروطه و در یکی از جلسات مذهبی که با حضور انبوه مردم در اصفهان تشکیل شده بود یکی از مداحان درباری ضمن روضه امام حسین گریزی هم به مشروطه می زد واز اهمیت آن می گفت . در این حین یکی از علمای حاضر در جلسه (ظاهرا علامه درچه ای ) به یکباره با عصبانیت از مجلس خارج می شود . مردم که از این کار تعجب می کنند اطراف این روحانی را گرفته واز اوعلت را می پرسند.در جواب می گوید : امام حسین و مشروطه ای که یک مداح در باری مدافع آن باشد به نفع یزید و استبداد تمام خواهد شد . &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;حکایت بر خی وعاظ و مداحان امروزی هم اینگونه است .حسینی که مظهر آزادگی و مبارزه با ظلم و بی عدالتی است در کلام این جماعت به مستمسکی برای حمایت از وضع موجود تبدیل شده است. به تعبیر دکتر حسین بشیریه, این جماعت مذهب را همچون مارکسیستها تخدیر کننده جامعه می خواهند . مذهبی که سراسر شوروحماسه ومبارزه است باید به وسیله ای برای انفعال وسکوت وسکون تبدیل شود . &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;نگاهی کوتاه به برنامه های تلویزیون وبرخی مداحی ها و سخنرانی ها به خوبی نشان می دهد که تا چه اندازه کسانی که با تکیه بر حماسه عاشورا ومجاهدت مردم از محرم 1342تا محرم1357به قدرت رسیده اند امروز از بسط حقیقت عاشورا واهمه دارند وبه شدت درصدد تحریف این حقیقت ماندگار هستند. به راستی اگر اولویت حفظ آنچه که نظام اسلامی خوانده می شود است چرا امام حسین قیام کرد . آیا نظامی که فقط ظاهر و ادعای اسلامی دارد و محتوای آن در تضاد با همه معارف اسلامی است را می توان مصداق حکومت نبوی وعلوی دانست ؟ یا مصداقی از حکومت اموی است که حسین زیربار پذیرش آن نرفت؟ &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;اسماعیل بنده نواز&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-5448185780876596732?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/5448185780876596732/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_25.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5448185780876596732'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5448185780876596732'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_25.html' title='واهمه از حقیقت عاشورا'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-9044086479445030141</id><published>2009-12-24T15:10:00.002+03:30</published><updated>2009-12-24T15:19:28.006+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مرضیه لبخند'/><title type='text'>سلام بر حسین</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;می گویند هرکس حسین(ع) را با شناخت و  رعایت حقش زیارت کند گویی با خدا هم کلام شده.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;آنها حسین (ع) را مگر نمیشناختند؟مگر نمی دانستند عزیز وجود پیامبر (ص) بوده است؟مگر نمی دانستند بر شانه های پامبر (ص) می نشسته است؟مگر حسین(ع) پسر فاطمه (س) نبود؟پس چرا به جنگ او آمدهراه بر او می بستند فحاشی می کردند و تشنه خون او بودند؟آیا به خاطر کینه با پدرش علی(ع) نبود؟آیا به خاطر حقی که می دانستند با علی(ع) است نبود؟آیا جز این بود که آنان با حفظ ظاهر اسلام درون دین خود را پر از دروغ و حیله کرده بودند و جانشان تاب نداشت حق را بپذیرد آیا جز این نبود؟آیا آنان نگفته بودند و شایع نکرده بودند که علی (ع) و خاندانش دین ندارند و نماز نمی خوانند و جان مردم زبان بین را از حقایق الهی وجود این خاندان محروم کرده بودند؟آیا جز این نبود که مسلم(ع) حامل پیام حسین(ع) را گروه گروه استقبال کردند و گروه گروه نیز به او پشت کردند؟&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;البته امامان معصوم در هیچ شانی قابل قیاس با سایر مردم نیستند اما درسهای آنان چرا...دائم زنده می شود و مکرر در مکرر تکرار...امروز هم روزی است حسینی.روزهایی است سیاهپوش...روزهایی است پر از ماتم پر از اشک و پر از داغ...ما در حکومتی داریم عزاداری می کنیم که افتخار حسینی بودن دارد اما دریغ...امروز به زنان و مردانی که ایستاده اند تا حکومت اسلامی پایش را روی حق نگذارد می گویند "ساختار شکن".کفن می پوشند و می خواهند تا با ساختار شکن بجنگند.حکومتی که بخواهد از ساختار اسلام خارج شود خود شکسته است.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;در کجای اسلام شکنجه مرسوم بوده که تاسی می کنید؟در کجای اسلام کشتن بی گناه فقط به جرم اعتراض رسم بوده که انجامش می دهید؟کجا در اسلام گفته اند تا دروغ را با دروغ بپوشانید که چنین می کنید؟کجا در اسلام گفته اند شیشه خانه عزاداران یک عالم را بشکنید؟ساختار حکومت شما چیست؟اگر دروغ و فحاشی و قتل است که البته هر حقیقت طلبی ساختار شکن است.&lt;br /&gt;چرا راه را بر یاران امام  می بندید؟چرا حرم حضرت معصومه (س) را محاصره می کنید؟آیت الله نوری همدانی! مگر شما نمی دانید که حکومت با کفر می ماند ولی با ظلم نه...مگر نمی دانید که در خیابان و کوچه دنبال دختر و پسر می دوند و آنان را با باتوم می زنند؟مگر نمی دانید مردم پرند از سوال در باره انتخابات ؟چرا توصیه نمی کنید تا به خواستهای مردم توجه شود؟چرا حق شکایت به شاکیان نمی دهید؟چرا عزاداری های اصلاح طلبان را تهدید می کنید؟اگر ساختار جمهوری اسلامی مورد نظر شما بر دروغ و فحاشی و ظلم است ما همه آزادگان این ساختار را سالهاست شکسته ایم و سفارش می کنیم شما هم بشکنید.بگذارید جمهوری اسلامی پاک بماند.  &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;مرضیه لبخند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;m,labkhand@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-9044086479445030141?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/9044086479445030141/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/9044086479445030141'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/9044086479445030141'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_24.html' title='سلام بر حسین'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-1212043118829469373</id><published>2009-12-22T18:08:00.004+03:30</published><updated>2009-12-22T18:18:30.711+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جویا کوشیار'/><title type='text'>وداع با مرجع مجاهد</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzDbw4WidVI/AAAAAAAAAKk/9NrSi7MhHu0/s1600-h/1388+azar+30+(28)-1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5418071984533828946" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 300px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzDbw4WidVI/AAAAAAAAAKk/9NrSi7MhHu0/s400/1388+azar+30+(28)-1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzDbCxhu4-I/AAAAAAAAAKU/oYHlecsqJc0/s1600-h/1388+azar+30+(31)-1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5418071192427750370" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzDbCxhu4-I/AAAAAAAAAKU/oYHlecsqJc0/s400/1388+azar+30+(31)-1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzDbCOFi8FI/AAAAAAAAAKE/qD_4_re9Gwc/s1600-h/1388+azar+30+(12)+-1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5418071182914285650" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzDbCOFi8FI/AAAAAAAAAKE/qD_4_re9Gwc/s400/1388+azar+30+(12)+-1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzDbBagsfBI/AAAAAAAAAJ8/09I8m4npf2M/s1600-h/1388+azar+30+(48)-1.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5418071169069513746" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 300px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzDbBagsfBI/AAAAAAAAAJ8/09I8m4npf2M/s400/1388+azar+30+(48)-1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;هنوز اذان صبح را نگفته اند که خیابانها و کو چه پس کوچه های تاریک تهران را به قصد قم پشت سر می گذاریم. خدا را شکر می کنم که فرصتی ایجاد شد تا ما نیز خود را شتابان به قم برسانیم.آخر دیروز (یکشنبه 29/9/88) شنیدم که حاکمیت بر بیت معظم منتظری فشار وارد می آورد تا جنازه را همان روز عصر دفن کنند، تا به خیال خود از شلوغی و ازدحام مقلدان و علاقه مندان به وی جلوگیری کنند.از خودم می پرسم یعنی حاکمیت تا این حد ضعیف و سست شده که از جنازه این مرحوم نیز می ترسد و در وحشت است.&lt;br /&gt;در عوارضی خروجی تهران،سنگینی ترافیک محسوس است. نماز صبح را در مسجد همان عوارضی به تکبیر می ایستیم.در میانه نماز می شنوم: "شادی روح شهدا،نثار روح ملکوتی آیت الله العظمی منتظری صلوات." بعد از نماز به سختی خود را از میان انبوه نمازگزاران بیرون کشیده به سوی صبح و روشنایی حرکت می کنیم.&lt;br /&gt;دیشب از فرط ناراحتی نخوابیده ام، با این حال بدون کوچکترین خواب آلودگی با دو دوست همکارم به بحث و نظر مشغولم. مسیر کوتاه قم کوتاهتر می شود. در عوارضی ورودی شهر قم به جز پلیس, نیروهایی از سپاه با سلاح کلاش چشمان هر تازه واردی را به سوی خود جلب می کنند. ماشین را در ابتدای شهر رها کرده با تاکسی خود را به حرم کریمه اهل بیت می رسانیم، پس از سلامی به بارگاه ملکوتی اش به سوی بلوار شهید منتظری رهسپار می شویم. قدم به قدم نیروی انتظامی(نه خیلی مرتب) قرار و نظام یافته اند.ساعت حدود 8 صبح در مقابل کوچه دهم و دوازدهم در حالی به جمعیت انبوه داغدار پیوند می خوریم که در حال سر دادن شعار "ننگ ما ننگ ما،صدا وسیمای ما"هستند. نمادها و نشان های سبز به همراه تصاویر مرجع مجاهد بر بالای دست جمعیت عزادار خودنمایی می کند. لحظه ای شعار قطع نمی شود. هنوز موبایل ها قطع نشده است، مردی میانسال به کسی در آن سوی خط موبایل با لهجه ای اصفهانی می گوید :" از دیشب که راه افتادیم،ساعت 4صبح رسیدیم ..."معلوم است بسیاری از حاضرین در مراسم از اصفهان،نحف آباد و تهران و دیگر شهرها آمده اند. این در حالی است که زمان فاصله فوت تا مراسم تشییع به قدری کوتاه است که بسیاری از علاقه مندان و مقلدان از شهرهای دور نتوانسته اند خود را به قم برسانند.&lt;br /&gt;شعاری در فواصل مختلف با قدرت سرداده می شود و شرر به جانها می زند:"منتظری مظلوم، آزادیت مبارک".به راستی اگر منتظری کمی چشم و لب فروبسته و از کنارمسائلی چون کشتار زندانیان در سال 67 به آرامی می گذشت اکنون چه سر نوشتی می داشت؟ معتقدم با توجه به جایگاه قائم مقامی رهبری وی اکنون نقطه ثقل قدرت و در رأس هرم بود،و جنازه او را چند روز مراقبت و نگهداری می کردند و با بهره مندی از امکانات ارتباطات جمعی نظیر کیهان و شبکه های مختلف صداو سیما و قطع تمام برنامه های عادی تلویزیونی و اعلام یک هفته عزای عمومی،تمام مردم صغیر و کبیر را از اقصی نقاط کشور برای شرکت در مراسم سازماندهی می کردند.اما منتظری مفتخر است که آزادی خود را در مقابل قدرت دو روز دنیا ذبح نکرد و امروز این جمعیت انبوه در بایکوت خبری رسانه های حکومتی این چنین عاشقانه برای تکریم روح بزرگ و آزاده وی گرد هم آمده اند.&lt;br /&gt;جنبش سبز به خود می بالد که رهبر معنوی اش کسی است که خود سالها در برابر ظلم و جور ستم و استبداد مبارزه و مقاومت کرد و از برای آن به زندان رفت و شکنجه شد، و آنگاه که به قدرت رسید فریب آفتاب پرستان را نخورد و تلون رنگی آنها را با منشور بینش عمیق خود دید و حاکمان و مسئولان را به سقوط دردره دیکتاتوری و استبداد هشدار داد. منتظری با صیانت از نفس از تمام پیچ و خم های هوای قدرت به سلامت عبور کرد و شب زدگان که وجود او را پر مخاطره در مسیر منافع خویش می دیدند به حصر خانگی افکندنش؛و امروز به حق جنبش سبز ظلم ستیز به وجود چنین رهبری افتخار می کند و تمام قد به عزای فقدان او ایستاده است. همان طور که در شعار امروز است: "عزاعزاست امروز, روزعزاست امروز,ملت سبز ایران صاحب عزاست امروز"&lt;br /&gt;از آنجا که حیات این مرجع عالی قدر در طریق مبارزه با ظلم و ستم گذشت ممات وی نیز نقطه عطفی در همین طریق و راه روشن است. از این روست که پیروان آن پیر دیر به خود اجازه می دهند تا در مراسم تشیعش شعارهای ظلم ستیز سر دهند: "مرگ بر دیکتاتور","این همه لشکر آمده،ظلم و ستم سر آمده" در میان مشت های گره کرده به سوی آسمان صدای گریه و ناله برخی داغداران جالب توجه است :"بگذار بگریم چون ابر در بهاران, کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران" همین شعر از بلندگویی که می کوشد شعارهای مردم را هدایت کند شنیده می شود.&lt;br /&gt;فشار و ازدحام به قدری شدید است که تعدادی از آقایان دست به کار شده ومسیری را باز می کنند تا خانمها در حاشیه کنار دیوار قرار بگیرند. این تلاش تا حدودی موفقیت آمیز است, وقتی خانمها در کنار هم قرار گرفتند صدای ظلم ستیز آنها بسیار بلندترورساتر از فریاد مردان است آنان برای مردی فریاد می کشند که در صدور احکام مترقی برای تساوی حقوق زنان با مردان پیشرو بود.&lt;br /&gt;ثانیه به ثانیه به سیل جمعیت افزوده می شود. دیگر صدر و ذیل آن را نمی توانم ببینم. شعارها رنگ و بوی محرم دارد و این برخاسته از فلسفه قیام امام حسین (ع) است: "خون بر شمشیر پیروز است؛دیکتاتوری نابود است", "این ماه ماه خون است، یزید سر نگون است", " ابوالفضل علم دار ریشه ظلم و بردار"،"یا حجة بن الحسن ، ریشه ظلم و بکن", " سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن". این شعارها مرا به یاد فیلمهایی از تاسوعا و عاشورای سال 57 می اندازد؛ روزها و ایامی که پیر و جوان دست در دست هم, همین شعارها را زمزمه می کردند.حال این شعارها زنده اند چون ظلم باقی است چون ستم تغییر ماهیت نداده و فقط شکل و صورت آن تغییر کرده است.&lt;br /&gt;از بلندگوی مردمی که در دهنه آن نوشته شده "ظروف کرایه یزدی" شعارهایی در تنظیم و تکریم مرجع بزرگ شیعیان سر داده می شود. ناگهان عده ای معدود و تازه نفس لباس شخصی باچهار دسته چهارتایی بلندگوی نو و سازمانی خود را به جمعیت تحمیل می کنند. بلندگویی که در پیش است خیلی امری دستوری و از موضع بالا برخورد می کند :"آقا ساکت! گوش کن!" و بعد شروع به پخش قرآن و دادن شعارهای مورد دلخواه خود کرد،مردم نیز ابتدا با شعار خویش سعی به مقابله با آن برخاستند. اما ادامه طبالی فریب و نیرنگ , سبب شد تا مردم داغدار بوق تبلیغاتی آنها را خفه و قطعه قطعه کنند. با این اقدام سه دستگاه بوق دیگر عقب می نشینند. این اقدام تحریک آمیز عاملان دیکتاتور, باعث تندتر شدن شعارها می شود: "اونی که تقلب کرده،عکسها را پاره کرده"، "اگر اما زنده بود ،شک نکنید با ما بود"، "ای محمود خائن آواره گردی، خاک وطن را ویرانه کردی،کشتی جوانان وطن, الله اکبر،مرگ بر تو مرگ بر تو."، "عمروعاص، عمروعاص, 63 درصد اینجاست"، "اگر امام زنده بود میزان رأی ملت بود."&lt;br /&gt;خوب نمی شنوم می گویند فردی به نام افتخاری یا اعتمادی می خواهد پیام بیت آیت الله منتظری را بخواند. این شخص میکروفون را در دست می گیرد و می گوید که از سوی حجت الاسلام احمد منتظری دو پیام کتبی و شفاهی دارد. در پیام کتبی تسلیت و تعزیت و در پیام شفاهی دعوت به نظم و آرامش است. عزاداران با حرکت نمادهای سبز خود ندا سر می دهند:" موسوی،کروبی، تسلیت تسلیت"، "این همه لشکر آمده،به عشق ملت آمده"، "عزاعزاست امروز منتظری مظلوم با شهداست امروز" بر روی پلاکاردی می خوانم "منتظری مظلوم به نداها،به سهراب ، به شهدا برسان سلام ما را"&lt;br /&gt;ساعت حدوداً 15/9 دقیقه؛ خودرویی با جامه ای تمام سیه حامل پیکر مطهر آیت الله منتظری در حلقه مردم قرار میگیرد.جالب است که در این حین از بلندگو شعری خوانده می شود که در وداع پیکر مرحوم آیت الله طالقانی خوانده می شد : " کِه جای خالی تو را پر کند رنج رهت را تحمل کند ..."&lt;br /&gt;سیل جمعیت از پی جنازه مطهر به سوی حرم حضرت معصومه(س) روان می شوند. در حالی که اشک به پهنای صورت جاری است از مقابل کوچه ای رد می شویم که پلاکاردی آویخته برسر آن حاوی پیام تسلیت آیت الله العظمی صانعی است و از آیت الله منتظری به فقیه و عارفی نستوه یاد شده است. جالب است جمعیت به مناظر و مکانهای مختلفی که می رسد شعاری مناسب با آن سر می دهد. در همین جا فریاد می زنند: "درود بر دو مرجع واقعی ، منتظری،صانعی" و در مکانی دیگر: " درود بر دو مرجع واقعی منتظری ،طاهری" نمی دانم در خیابان حجتیه به چه نقطه و مکانی می رسیم که جمعیت یک صدا فریاد می زنند:" اشک تمساح نمی خوایم دولت مصباح نمی خوایم "، "تسلیت کینه ای ،نمی خوایم نمی خوایم"&lt;br /&gt;در خیابان ارم انبوه جمعیت به قدری است که از رفتن بازمی ماند, خود را به یک بلندی می رسانم تا شاهد عظمت مردم عزادار باشم. در حالی که از این ضایعه مغمومم با دیدن چنین جمعیت انبوهی زبان به تحسین می گشایم: "دست مریزاد بر این مردم وفادار, قدر شناس و آزاده" به دوستم می گویم پیچ و خم های خیابان های قم نتوانسته مانع از دیدن عظمت و بزرگی جمعیت شود، با این حال فکرش را بکن اگر قرار بود این جمعیت مسیر تهران به بهشت زهرا را می پیمود دوباره قدرتی مانند 25خرداد به نمایش در می آمد, و دشمن بهتر از ما به این امر واقف است چرا که این سوگواری را بایکوت خبری نموده و اجازه نداده پیکر مطهر مرحوم منتظری بیش ازیک روز منتظر علاقه مندانش باشد و دستور سریع کفن و دفن آن را داده است.&lt;br /&gt;ساعت حدود ده جمعیت کاملا متوقف می شود. درهای حرم را بسته اند (شاید صحن دیگر گنجایش این همه نفوس را ندارد), در خیابان ارم و سه راهی شبستان هستیم که صدای الله اکبر نماز میت در فضا طنین افکن می شود, همه سکوت می کنند, آیت الله شبیری زنجانی عالمی سعادتمند است که بر پیکر چنین مَردی نستوه و بلند به قامت تاریخ انقلاب نماز خواند.&lt;br /&gt;نماز که خوانده شد سوگواری از سر گرفته می شود. شکوه و عظمت ملت در این مراسم باعث رشک و ناراحتی دشمن است. تعدادی لباس شخصی خلاف جمعیت شعار می دهند مردم نیز محکم جواب آنان را می گویند: "ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید بایستیم"، "پول نفت چی شده خرج بسیجی شده"،"حکومت زور نمی خوایم دولت مزدور نمی خوایم"، "عدالت شعارتون ، کهریزک افتخارتون" به این ترتیب مزدوران رخنه کرده در دل مردم سبز ساکت می شوند و از میدان بدر می روند.&lt;br /&gt;آنچه که برایم جای تأمل است سرعت و تعجیل در تشییع جنازه و کفن و دفن این مرجع مبارز است. مراسم تشییع از لحظه خروج پیکر مطهر تا دفن به یک ساعت هم نکشید. معلوم است که حضور میلیونی جمعیت آرامش دیکتاتور را بر هم خواهد زد پس بهتر که این مراسم زودتر فیصله یابد! این امر نشان از مظلومیت مضاعف این مرد بزرگ تاریخ انقلاب است. مظلومی که با تمام قدرت در برابر ظالم ایستاد. وقتی به زندگی او دقیق می شوم میبینم او از آن زمان که خود را شناخته در مسیر حق قدم برداشته و در تمام لحظات با تمام توان و قدرت با ظلم و ستم و برای رهایی و رستگاری انسانها مبارزه کرده است. زندگی یی چنین سعادتمند و سرشار از جهاد و تلاش آیا جزایش جز مغفرت و ثواب و محشور شدن با ائمه اطهار (ع) است؟! سخت بر این باورم که منتظری مصداق بارز "عاش سعیدا و مات سعیدا" است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;جویا کوشیار&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;em&gt;&lt;a href="mailto:jooya.kooshyar@gmail.com"&gt;jooya.kooshyar@gmail.com&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-1212043118829469373?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/1212043118829469373/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_22.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1212043118829469373'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1212043118829469373'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_22.html' title='وداع با مرجع مجاهد'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SzDbw4WidVI/AAAAAAAAAKk/9NrSi7MhHu0/s72-c/1388+azar+30+(28)-1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-6474120627703044433</id><published>2009-12-20T21:17:00.000+03:30</published><updated>2009-12-20T21:19:17.885+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فؤاد صدیق'/><title type='text'>عاشورا و ابتلائات دنیوی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;1370سال پس از آن روز واقعه , اینک در پی راهی قرار گرفته ایم که از آن حادثه تلخ کوله باری از تجربه را بر دوش دارد.واقعه ناگوار عاشورای 61 هجری , اگرچه چندان دلخراش بود و ناگوار ؛ اما بیش از همه ناباورانه بود. از آن جهت که هنوز نیم قرن از رحلت پیامبر نگذشته بود که  نوه گرامی اش را بدان وضع فجیع در خون کشیدند و با خاندان او چنان کردند و در تبلیغاتشان آن گفتند که اهل اسلام براین باور افتادند که اینان خارجیانی هستند که بر پیامبر و اسلام خروج کرده اند و ای بسا که باید هم به نابودی می رفتند و خلافت اسلامی و جانشینان رسول خدا بدرستی با آنان رفتار کردند!&lt;br /&gt;بیش از رفتار سبعانه حاکمان جامعه اسلامی با خاندان پیامبر , تبلیغات نا صواب و دروغین بنی امیه علیه اسلام با استفاده از ثروت و قدرت و شوکت خلافت اسلامی , کار را تمام کرد و برای سالیان سال , پرده ای از نیرنگ بر جهان اسلام گستراند  که تا به امروز هم بقایایش در ممالک اسلامی مشهود است.&lt;br /&gt;دستگاه خلافت در ادوار مختلف , از امویان و عباسیان و ... تا این اواخر , عثمانی و آل سعود و شاه ایران , همه و همه در را بر یک پاشنه گرداتدتد و شیوه رفتارشان با اسلافشان تنها در به روز بودنشان بود.&lt;br /&gt;امروز چه؟ امروز هم شیوه ای امروزین به کار می بندند. اگر رضاخان در اواخر عمر سلطنتش بر عزاداران حسینی سخت گرفت و کارناوال شادی در معابر به راه انداخت و پسرش از مدیران هیئتها می خواست که قبلا نوحه ها را به تایید کلانتریها برسانند؛ حضرات حاکم بر ما به هیئتها دستور داده اند که از جریان سبز و فجایع اخیر چیزی نگویید و تا ساعت 9 شب کارتان را تمام کنید و حتما از عکس اول شخص مفرد در مجلس استفاده کنید.&lt;br /&gt;همه این موارد را بگذارید کنار هم  تا اینکه در سومین روز ماه محرم , فقیهی از میان شیعیان دارفانی را وداع می گوید. مرحوم آیت الله منتظری که عمری را در مبارزه و مجاهده گذراند, درست در شرایطی ازدنیا رفت که بسیاری از همین مردم , مقلد اویند و این روزها در وقایع اخیر , چشم به او دوخته بودند. مرگ برای او راحتی به ارمغان آورد و او را از رنج روزگاران ما رهانید و از شر برخی دوستان سابقش و شاگردانی که سالها به امید روزی بدون خمینی , دورش را گرفتند تا آینده خود را تضمین و تامین کنند , خلاص شد.&lt;br /&gt;امروز او نیست و یاد او در خاطره این ملت همواره خواهد ماند . مردم فراموش نخواهند کرد که در مرگ فقیه محصور ,از ابتلائات او یاد می کنند و   بر عمر پر فراز و نشیبش طعنه می زنند.&lt;br /&gt;زمانه ازاین بازیها بسیار دارد و تاریخ ما مشحون از این رخدادهای خیره کننده است. کسی می آید و می رود و کسی می آید و می برندش و کسی نیامده می رود و ..... از خاندان برمکی گرفته تا دیالمه و  صفویان و قاجاریان و رضاخان و محمدرضا....&lt;br /&gt;منتظری هر که بود , رفت اما سالها برای این ملک و ملت زحمات و صدمات فراوان دید و خدمات شایانی کرد. دلیریهایش در دوران مبارزات ستمشاهی و صراحت لهجه اش  و شفافیت فتاوایش را باید از ویژگیهای آن فقیه عالیقدر دانست.اگرچه برخی از شیفتگانش, او را "بوعلی ثانی" لقب داده بودند ؛ اما چه بسا همین امر بوده باشد که برخی از معاندانش برای رسیدن به جایگاه او , شاگردانش را به لطایف الحیلی  گردخود آوردند تا شاید به جانشینی او شناخته شوند.&lt;br /&gt;از عبرتهای عاشورا یکی هم همین است. تکیه زدن بر جایی بلند و رفیع که جایگاه شخص نیست. بی شک.این همه از ابتلائات دنیوی ماست. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;فواد صدیق&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="mailto:fooadseddiq@gmail.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-6474120627703044433?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/6474120627703044433/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_20.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6474120627703044433'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6474120627703044433'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_20.html' title='عاشورا و ابتلائات دنیوی'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-2667628321015827195</id><published>2009-12-19T09:38:00.002+03:30</published><updated>2009-12-19T09:41:33.864+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آرزو تابان'/><title type='text'>محرم  ماه شناخت</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SyxudCtasyI/AAAAAAAAAJs/VoHBjYdk8-o/s1600-h/73860.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5416825897042490146" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 226px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SyxudCtasyI/AAAAAAAAAJs/VoHBjYdk8-o/s320/73860.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;محرم آمد با تمام درس ها ونکته هایش ، با تمام غم ها وزیبایی هایش .همان طور که سال قمری با محرم نو می شود ،بسیاری از قلبها نیز در محرم نو شده وجلا می یابند ،چرا که می توان از محبت به معرفت رسید ، زیرا محرم ماه شناخت است .شناخت حق از باطل ، شناخت ظاهر دروغین از باطن ،شناخت رذیلت ها وفضیلت ها ، شناخت این معنی که انسان در راه خود خواهی وخواهش های نفسانی تا کجا پیش خواهد رفت ؟&lt;br /&gt;وشناخت عظمت دین اسلام که برای بقایش به ذبح عظیمی چون حسین (ع)نیاز است [ انا فدیناه بذبح عظیم .آیه 107 صافات ]&lt;br /&gt;شهید مطهری در سخنرانی ای در سال 52 با عنوان " نقش حادثه کربلا درتحول تاریخ اسلامی " (کتاب 15 گفتار ) بیان می کند که : " هرگاه یک جریان صحیح ومفید وخدمتگزارانه ای برای بشر به وجود می آید ،دشمن وقتی که می بیند از مواجهه ورودر روی آن قرار گرفتن نتیجه ای نمی برد به فکر این می افتد که به آن ملحق بشود وخودش را درهمان جریان قرار بدهد .ولی در این جریان ،پوسته را حفظ می کند هسته را که درون است خالی می کند ومی خورد ؛ ظاهر را نگه می دارد باطن را تغییر می دهد به طوری که اکثریت قریب به اتفاق مردم احساس نمی کنند که آن وجود ندارد .با رنگ آمیزی ،یک مرده ای را به صورت یک زنده نشان می دهند " ایشان در ادامه متذکر می شوند که این امر اختصاص به جریان دینی وانقلاب های دینی ندارد .همه انقلابهای دنیا نیز همین طورهستند.انقلابهای آزادیخواهی در اروپا ،انقلابهای مشروطیت که در کشور ما وکشورهای دیگر دنیا پیدا شدند، تمام این ها مصداق این جریان هستند . در واقع جریان های نفوذی بدون اینکه مردم بفهمند مسیر انقلاب را عوض می کنند .مثل اتفاقاتی که برای انقلاب ما رخ داد .عده ای که در آن زمان انقلابیون را مسخره می کردند وبا آنان مخالف بودند امروز داعیه حفظ نظام را دارند واگر به عملکرد آنان نقدی شود از اسلام وانقلاب برای بقای خود خرج می کنند !&lt;br /&gt;در دین اسلام بسیار بر روی تفکر وعقلانیت تاکید شده است تا آنجا که 1ساعت تفکر برتر از70سال عبادت شمرده شده ، متأسفانه بسیاری از مشکلات ناشی از جهل است واگر نبود جهل مردم ، امثال عمروعاص ها ومعاویه ها ، یزیدها به نام خدا ودین خدا حقیقت دین را ذبح نمی کردند .&lt;br /&gt;شاید محرم فرصت خوبی باشد برای کسانی که تا به حال خود را به دلایل واهی توجیه کرده اند وچشمان خود را بر حقایق بسته اند .مگر نه این است که امام صادق (ع)فرمودند : کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا . عزاداری بی معرفت حاصل چندانی نخواهد داشت .&lt;br /&gt;این مهم است که بدانیم چرا امام حسین (ع) ویارانش شهید شدند ؟&lt;br /&gt;چرا شهید مطهری فریاد می زند که شمر زمانت را بشناس ؟&lt;br /&gt;برادر وخواهر مسلمان ! اگر برای امام حسین (ع)عزاداری می کنی یاور ظالم نباش . چرا که از وصیت های حضرت به امام سجاد (ع) است که بترس از ظلم بر کسی که جز خدا پناهی ندارد .&lt;br /&gt;اگر برای امام حسین (ع)عزاداری می کنی فریب تبلیغات دروغین را نخور که پسر رسول خدا را به نام خارجی وخروج کننده در برابر خلیفه کشتند .&lt;br /&gt;وهزاران اگر دیگر که امیدوارم با تعقل بیشتر به آن ها برسی !&lt;br /&gt;به هرحال دفاع از ظالم ،مشارکت در ظلم اوست . نهضت امام حسین (ع) یک نقطه عطف در تاریخ اسلام است زیرا از آن روز مسئله خلافت واولیای اموری که بر اوضاع مسلمین مسلطند با خود اسلام کاملاً دو مسئله شد . پس خود را گول نزنیم واجازه ندهیم تا حاکمیت باطل از احساسات وعقاید ما در راه امیال خود سواستفاده کند .ظلم ، ظلم است ، اینکه چه کسی آن را انجام داده از زشتی آن نمی کاهد .&lt;br /&gt;محرم فرصتي است براي شناخت مسير درست .پس با شناخت صحيح دين و تمييز بين حق وباطل اجازه نده که هر خرافه ودروغي را به نام دين به خورد اجتماع دهند وارزش هاي ديني را به سخره در آورند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;آرزو تابان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-2667628321015827195?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/2667628321015827195/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_19.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/2667628321015827195'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/2667628321015827195'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_19.html' title='محرم  ماه شناخت'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SyxudCtasyI/AAAAAAAAAJs/VoHBjYdk8-o/s72-c/73860.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-2372523571655204512</id><published>2009-12-18T17:10:00.001+03:30</published><updated>2009-12-18T17:13:31.316+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='از نگاه میهمان'/><title type='text'>بازی با ارزشها</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;در میان برخی عرب زبانان ضرب المثلی بوده که می گوید "النصر لمن لعب بالاخلاص"یعنی پیروزی از آن کسی است که ارزشها و اخلاص را به بازی بگیرد .&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;شاید در تاریخ هیچ جریانی را نتوان یافت که مانند بنی امیه چنین شیوه هایی داشته باشد . در حقیقت بنی امیه بنام خلافت رسول خدا بر مردم حاکم شدند اما تمام ارزشهایی که آن حضرت بنا نهاده بود را لگد مال کردند. تمام پلیدی ها را داشتند وهمه زشتی ها را مرتکب می شدند اما باز هم خود را وارث خلافت اسلامی می دانستند وزمانی که حسین ابن علی  از بیعت سر باز زد , بنام دفاع از اسلام وخلافت به خشن ترین شکل ممکن با او رفتار کردند. از نظر بنی امیه بهترین راه , بازیچه قرار دادن ارزشها و  جابجایی آنها  بود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;این را گفتم تا به رفتارهای اخیر درباره پاره شدن یک عکس برسم . اینکه همه زشتی ها وبی عدالتی ها در جامعه به وقوع می پیوندد .انسانهای بیگناه کشته می شوند .آبروی افراد ازبین میرود, نالایقان ومتقلبان حاکم می شوند؛  اما حاکم اسلامی خم به ابرو نمی آورد و در عوض برای پاره شدن یک عکس که مشخص نیست چگونه انجام شده به گونه ای رفتار می کند که که گویا بزگترین گناه تاریخ انجام شده است . &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;حال شما قصاوت کنید کدام گروه سبز اموی است وکدام گروه سبز علوی؟ &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسماعیل بنده نواز &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-2372523571655204512?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/2372523571655204512/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_18.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/2372523571655204512'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/2372523571655204512'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_18.html' title='بازی با ارزشها'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-95468037200606353</id><published>2009-12-17T09:57:00.002+03:30</published><updated>2009-12-17T10:02:01.250+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مرضیه لبخند'/><title type='text'>همین چند روز پیش</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;همین چند روز پیش بود که آتش فلفلی ریختند توی چشم زهرا خانم. چرا؟ چون چشمهایش زیادی می بیند و گوشهایش زیادی می شنود.&lt;br /&gt;چون سالها قبل اشتباهی تصمیم گرفته و با یک آدم ضد انقلاب ازدواج کرده.&lt;br /&gt;ما ها خیلی هایمان اشتباه تصمیم گرفته ایم و بابت این اشتباه باید اصلاح شویم.&lt;br /&gt;حالا بابت همین اشتباه هم هست که گفته اند امسال در هیاتهای عزاداری برایتان همیار پلیس می گذاریم تا مبادا اشتباهی "امام حسین" را صدا کنید.&lt;br /&gt;تصمیماتی که این روزها برای جویدن خرخره خیلیها گرفته می شود البته تصمیماتی به جاست.هر چند که لغتش به جا نیست.&lt;br /&gt;همه نیروهای انتظامی و امنیتی کشورها وظیفه دارند از جان و مال و آبروی شهروندان و همینطور رییس جمهور و دولتمردان حفاظت کنند و اگر توطئه ای در راه است شناسایی و خنثی کنند اما من متاسفانه به دلیل ضعف حافظه به یاد نمی آورم که این عزم و همت در دوره آقای خاتمی هم به کار گرفته شده باشد.&lt;br /&gt;چند شب پیش اخبارنشان داد که رییس قوه قضایی گفته است:&lt;br /&gt;حتی در سایتها کسی حق ندارد به رییس جمهور اهانت کند.&lt;br /&gt;اصلا آدم با ادب نه در سایت و نه حتی در خصوصی ترین مکان خانه خود نسبت به کسی اهانت نمی کند.&lt;br /&gt;چون همه آدمها آفریده خدا هستند و ضعفهاو قوت هایی دارند.این از آأم با ادب.&lt;br /&gt;اما من یادم میاید که بچه با ادبی چند سال پیش با جراتی عجیب حریم ها را شکست و در برابر اعتراض رییس جمهور کشورش به مدیریت ترافیک در هنگام رانندگی گفت:"تو کلاه سر مردم گذاشته ای".&lt;br /&gt;من یادم نمیاید نه آقای آملی لاریجانی به عنوان یک شخص حقیقی به این اهانت اعتراض کرده باشند و نه برادرشان و نه آن یکی برادرشان که می گفتند سوار چتر می شوند و پایین هم نمی آیند ( پیرمردانی مثل میرحسین موسوی ).&lt;br /&gt;خوب بالاخره تکلیف ما را روشن کنید که اهانت به رییس جمهور بد است یا خوب؟&lt;br /&gt;راستی همین چند روز پیش بود که دانشجو ها در خیابان کتک خوردند و کسی نگفت اینها هم آدمند.&lt;br /&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;مرضیه لبخند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="mailto:m.labkhand@gmail.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;m.labkhand@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-95468037200606353?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/95468037200606353/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_17.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/95468037200606353'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/95468037200606353'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_17.html' title='همین چند روز پیش'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-5262129393903499868</id><published>2009-12-16T19:41:00.002+03:30</published><updated>2009-12-16T19:45:25.125+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرید صفا'/><title type='text'>توهين‌هاي پنهان و بدون اطلاعيه</title><content type='html'>اين روزها خواهي نخواهي مي‌گذرد. درست مثل روزهايي كه از توهين آن دانماركي به دين و پيامبر اسلام گذشت و بازتاب ماجرا در ايران، تغيير نام يك شيريني بود كه آن هم دوام نياورد و پيامبر اسلام در اين سرزمين همچنان مظلوم است و حتي عشق به ايشان، آنچنان كه ادعا مي‌شود، ديده نمي‌شود. &lt;br /&gt;اين روزها هم مي‌گذرد و باز هم كمتر كسي مي‌فهمد كه آيت‌الله خميني، چه مي‌خواست و چه شد و بعد از او با افكارش چه كردند!؟ اگر حافظه‌ها فعال شوند به ياد مي‌آورند كه همين شش ماه پيش و در شب سالگرد درگذشت آيت‌الله، مسوول كابينه دهم در مواجه با رقيب خود، دوره رهبري آيت‌الله خميني را رسما زير سوال برد و از طرف مقامات رسمي كشور توهين محسوب نشد!&lt;br /&gt;بلاي توهين پنهان و بدون اطلاعيه پيش از اين‌ها بر سر افكار تئوريسين‌هاي انقلاب ايران آمده؛ مثل مرتضي مطهري كه قائل به آزادي انديشه بود و هيچ كس ازاو ياد نمي‌كند كه چرا چنين شخصي بلافاصله پس از پيروزي انقلاب ترور شد و افكار واقعي‌اش و نه آنچه حكومت اكنون ايران ـ آن هم گاهي ـ به ياد مي‌آورد، گويي در كنار مزارش آرميده است.&lt;br /&gt;نوعي از اين بلا هم با تولد كابينه نهم نازل شد و كار را به آنجا رساند كه عبدالله جوادی آملی (زاده ۱۳۱۲ در آمل) و مفسر قرآن، از اقامه نماز جمعه كناره‌گيري مي‌كند. در اين فاصله مسوول كابينه‌هاي نهم و دهم، با اشاره‌هاي مختلف خود را برتر از جايگاه سنتي روحانيت در ايران نشان داد و سعي كرد تاييديه اين مرجعيت جديد را از شخصيت‌هايي مانند آقاي جوادي آملي بگيرد كه واكنش او در فيلم معروف هاله نور مضبوط است. البته مسوول كابينه‌هاي نهم و دهم در مناظره با شيخ مهدي كروبي گفت كه اين فيلم ساختگي است و براي اين اهانت او به آقاي جوادي آملي هم هيچ اطلاعيه‌اي صادر نشد!&lt;br /&gt;تاريخ انقلاب ايران گواهي خواهد داد كه توليد و استفاده از انواع توهين مستقيم به اشخاص و مجموعه‌ها در در همين 4 سال اخير باب شده و هزينه آن تا سال‌ها توسط  حاكمان اين سرزمين پرداخت خواهد شد. و نيز اين نصيحت همواره در گوش شان مي‌نوازد كه ميزان ادب يك نفر مسوول كابينه، قطعا ازتعداد طرح‌هاي او مهم‌تر است. &lt;br /&gt;فريد صفا&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-5262129393903499868?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/5262129393903499868/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_16.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5262129393903499868'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5262129393903499868'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_16.html' title='توهين‌هاي پنهان و بدون اطلاعيه'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-697558131227635429</id><published>2009-12-15T18:00:00.001+03:30</published><updated>2009-12-15T18:03:36.893+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حسین تفرشی'/><title type='text'>شاید سبز، …</title><content type='html'>چند روزی است که بخش های خبری صدا و سیما پیوسته اخبار و تصاویر تظاهرات مردم در حمایت از امام را پخش می کنند و دائماً هم بر قضیۀ ولایت فقیه با نشان دادن پلاکاردها و تصویر و ... تکیه می کنند. تماشای این تصاویر، آن هم با این حجم، به شکلی خبر برنامه صبحگاهی هم که کلاً 4 تا 5 دقیقه است باید بخشی را به آن اختصاص دهد، آدمی را به فکر فرو می برد. چرا این تصاویر و به عبارت بهتر تظاهراتها چند روز قبل که پوستر عریض ولی فقیه که معلوم هم بود چه کسی آن را از هم می درد، به پایین کشیده شد، به راه نیافتاد؟! یا چرا آن تصاویر از 20:30 پخش نشدند؟ چرا به کسی آن چنان بر نخورد که بخواهد به خیابان بیاید و فریاد خشم برکشد؟&lt;br /&gt;به نظر می رسد کفگیر انحصارطلبان به ته دیگ خورده است. در این شش ماه از فیلترینگ تا اعدام و حبس و تبعید و اخراج و خطبه های آتشین در نماز جمعه و بد وبی راه در مطبوعات و کتک و باتوم و چماق هر چه بوده است به کار گرفته اند، اما ماحصل همۀ تلاشهایشان 16 آذر را آفرید. اکنون تنها آبروی امام مانده بود تا به کار بگیرند. اکنون آن را هم به میان کشیده اند تا بلکه اوضاع را پیش از محرم جمع کنند. اما آیا نتیجه ای حاصل می شود؟ آیا مردم حقیقت را در نمی یابند؟ آیا مردمی را که بهره هوشی آنها از متوسط جهانی بالاتر است، می توان با حربه ای چون نمایش این تصاویر فریفت؟&lt;br /&gt;محرم در پیش است. می گویند بر برخی پرچم هایی که برای این ایام حاضر می شوند، به جای «یا حسین»، «یا میرحسین» نقش بسته است. محرم امسال رنگ دیگری دارد. شاید سبز، شاید سرخ و شاید سیاه!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حسین تفرشی&lt;br /&gt;htafreshee@gmail.com&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-697558131227635429?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/697558131227635429/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_15.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/697558131227635429'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/697558131227635429'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_15.html' title='شاید سبز، …'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-5189020882205901440</id><published>2009-12-14T15:07:00.001+03:30</published><updated>2009-12-14T15:11:24.462+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فؤاد صدیق'/><title type='text'>من شک کرده‌ام</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;من شک کرده‌ام. به همه چیز! اول از همه به خدا! که آیا واقعا هست یا نه؟ این همه خرابی اوضاع و دروغ و فتنه و دروغ و خون و دروغ و فساد و دروغ و ظلم و دروغ و تعدی و دروغ و تجاوز و دروغ ونادرستی و دروغ و... و دروغ را می‌بیند و دم‌برنمی‌آورد؟مگر نمی‌تواند؟ مگر این خبرها را نشنیده‌است؟ یا مگر ندیده‌است؟ اما بعد دیدم هست. حتما هم هست. چرا که سابقه‌اش را داریم. با پیشینیانمان . با پیامبران و بزرگان. عتاب و خطابش به نزدیکانش بیش‌از دیگران است. اگرچه دوستی‌اش هم جور دیگری است. پس هست. می‌بیند و می‌شنود. چون کسی توان فیلترکردن حرفهای دل مردم را ندارد تا او نشنود.&lt;br /&gt;پس نمی‌توان در امور ماورایی شک کرد. چون جای شکی باقی نگذاشته و نمی‌ماند. باید از مافوقیان به ماتحتیان بیایم. آنجا که کسانی خود را جای خدا نشانده‌اند و درپی فروکشیدن اویند. چون خود بالارونده نیستند.&lt;br /&gt;پس اینک من باید درباره اینان شک کنم. در اینکه اساسا کسی یا کسانی که قصد به راه آوردنم را دارند؛ آیا خود در راه هستند یا نه ؟&lt;br /&gt;کسانی که می‌خواهند انگشت اشاره خود را در چشم ما کنند تا گمراه نشویم. تا واضح‌تر ببینیم و روشن‌تر بفهمیم و تشخیص دهیم که مثلا جای دوست کجاست و جای دشمن کجا؟! یا دوست کیست و دشمن کیست؟ چون نه فهم حقیقت آسان است و نه درک وبیان آن. زیرا همه قدرتمندان و زورمداران و دنیاداران ، دشمنان حقیقت‌اند و قاعدتا نمی‌گذارند که اصل و حقیقت هرچیز به ما برسد. پس لازمه آن ، انگشت فروبردن آنان در چشم ماست تا بفهمیم. ماکه نه جزو خواصیم نه... .البته عوام هم که جایی ندارند. خواص هم که فعلا دو گروه شده‌اند: بفهم و نفهم. بفهمشان اندک و عموما نفهم. و این شک آنان نیز مثل موریانه دارد پای جامعه را می‌خورد.( اگر چوبین باشد که دیگر واویلا!)&lt;br /&gt;یعنی همین خواص نفهم ، مایه جان گرفتن دوباره دشمنان شده‌اند. بعدهم فلسفه‌بافی می‌کنند. چون خس و خاشاک‌اند، گرد و خاک به راه می‌اندازند. تا اجانب علیه خواص اندک بفهم تصمیم بگیرند. نه براساس اقدامات عاقلانه و دوراندیشانه همان خواص اندک نفهم که طی این چند سال اخیر هیچ چیز جز عقل کم نگذاشتند.&lt;br /&gt; معلوم نیست چرا این خواص کثیر نفهم حالیشان نمی‌شود! و درس نمی‌گیرند. وقتی دیدند دیگران از حرفهایشان سوء استفاده می‌کنند،‌توبه نمی‌کنند. چرا نمی‌بینند خواص اقل بفهم را در این سالها بااعمال نیکشان چگونه دشمن را تا پشت درخانه‌هایمان آوردند. معلوم نیست پس کی می‌خواهند بفهمند که باید با دشمن مبارزه کرد و او را از جایش جنباند و به اقدام واداشت ؛ والا اگر از موضع به‌اصطلاح عقل عمل کردید و نگذاشتید دشمن حتی به شما جسارت کند که جزو خواص نفهم خواهیدبود.&lt;br /&gt;پس اکنون باید به این نفهمها شک کنم که حتی یک تشر و سیلی هم نخورده‌اند ؛ والا بفهمها که حداقل یک سیلی را که خورده‌اند. بماند از اینکه دراین راه‌ها چه‌ها که نداده‌اند.&lt;br /&gt;پس شک می‌کنم ، چون هستم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;فؤاد صدیق&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="http://www.blogger.com/fooadseddiq@gmail.com"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-5189020882205901440?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/5189020882205901440/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_14.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5189020882205901440'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5189020882205901440'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_14.html' title='من شک کرده‌ام'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-8990437186443810924</id><published>2009-12-13T13:32:00.005+03:30</published><updated>2009-12-13T13:41:55.367+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جویا کوشیار'/><title type='text'>قرآن های سر نیزه</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SyS9ZfyR3UI/AAAAAAAAAJk/gy0tvKdfuJs/s1600-h/13aban_flag.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5414660897732943170" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 213px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SyS9ZfyR3UI/AAAAAAAAAJk/gy0tvKdfuJs/s320/13aban_flag.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SyS87nv8XvI/AAAAAAAAAJU/tpzaRYYdt58/s1600-h/22bahman.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;آنگاه که در صفین معاویه جنگ با امیرمومنان علی (ع) را مغلوبه دید. دست به دامان عمروعاص شد، و عمرو از سر نیرنگ قرآن ها را بر سر نیزه کرد. با این خدعه جماعتی که بعد بر علی (ع) خروج کردند سلاح بر زمین نهادند. هر چه علی (ع) فریاد زد که من خود قرآن ناطقم و آن قرآنها کاغذی بیش نیستند افاقه نکرد و آن شد که ابو موسی اشعری با ساده لوحی و خشک مغزی در حکمیت تسلیم فرزند نیرنگ باز عاص شد. اکنون نیز حاکمیتِ مستبد که در برابر اعتراضات مردمی به تنگ آمده و تحت فشار شدید قرار دارد؛ برای نجات خویش به مفرو منفذ مکاران و دسیسه بازان امید بسته است. آنان در حالی که هیچ اعتقادی به مشی مردمی و حکومت مردم مدار امام ندارند و در حالی که فرزندان به حق او را ذبح می کنند، و اجازه هیچ بروز و ظهور نظری و عملی به یاران دیرینش نمی دهند و کسانی چون مرحوم آیت الله توسلی را به دلیل دفاع جانانه از خاندان امام(ره) به زیر بار توهین و افترا می گیرند؛ حال در نیرنگی و خدعه ای تمام عیار تصویر امام(ره) پاره می کنند و از طریق رسانه انحصاریی که دارند آن را بر سر نیزه می زنند و به مکر فریاد "انا لحق" سر می دهند.&lt;br /&gt;در خاطرات یکی از مبارزان معروف به نام عزت شاهی می خواندم وقتی موفق به فرار از دست ساواک می گردد ماموران که غافلگیر شده و در پی او می دویدند فریاد می زدند : " بگیریدش، بگیریدش" و مبارز پریده از قفس نیز خود در حال فرار فریاد می زده که "بگیریدش بگیریدش". مردم کوچه و خیابان که شاهد این صحنه بودند نمی دانستند که چه کسی را باید گرفت؟! آیا به راستی این حرکت جناح حاکم در پاره کردن تصویر امام و بر سر نیزه کردن آن را نباید فرار به جلو آنها از ترس و وحشت از قیام مردم تعبیر کرد؟&lt;br /&gt;در تاریخ اسلام نیز کسانی که دست شان به خون خلیفه آلوده بود پیراهن خونین او را بر سر نیزه کردند و خود به خونخواهی اش برخواستند. این طریق اکنون مشی و استراتژی حاکمیت کودتا شده است. روزی ندا آقاسلطان را در خون خود غوطه ور می کنند و بعد جلوی سفارت انگلیس رژه می روند و عکس او را به پیش می کشند و خواهان قصاص قاتلش می گردند! روزی هم محسن روح الامینی را زیر شکنجه به شهادت می رسانند و بعد پدر او را در میان خود می گیرند وتسلیت می گویند. حال هم پشت سنگر حضرت امام(ره) مخفی شده وعکسش را پاره می کنند و به صورت بسیار تصنعی در کنار هزار تومانی تا شده ای قرار می دهند و از آن فیلم و عکس تهیه و در سطح جهان منتشر می کنند. بعد به دنبال دفاع و پشتیبانی از حضرت ایشان مدارس دینی را با گرای روزنامه کیهان تعطیل می کنند.و حتی به نوه گرانقدر وی توهین می کنند که چرا بیانیه می دهد و علیه صدا و سیما موضع می گیرد.&lt;br /&gt;چندی پیش در مقاله ای خواندم که اگر برخی واژه های سخنرانان دولت کودتا را با واژه های ادبیات چپ عوض کنیم, مانند کارگر به پرولتر و سرمایه داری به بورژوازی و ... خواهیم دید که این علاقه مندان و عاشقان کشور های کمو نیستی آمریکای لاتین از آنها تأسی گرفته و با همان ادبیات چپ و کمونیستی سخن می گویند و بلکه فکر می کنند. جای تاسف است که سلطه گرایان در پیروی از همین مکتب پوسیده با تمسک به استراتژی" هدف وسیله را توجیه می کند " امروزه به هر وسیله مشروع و نا مشروع دست می زنند تا به هدف خویش نائل گردند. در رهرویی از همین استراتژی است که دیکتاتور سعی دارد با بر انگیختن احساسات مردم, آنان را با خود همراه سازد. لذا ابایی ندارد از این که عکسی از امام را پاره کند و بعد کار شنیع خود را به دل سوختگان و علاقه مندان آن عزیز سفر کرده نسبت دهد. جالب این که صداوسیما به عنوان یک ابزار متعالی برای سلطه گران،در جهت توجیه و اشاعه عمل فجیع خود از دامن زدن رسانه های خارجی به مسئله بهانه می آورد, در حالی که منبع این رسانه ها فیلم و تصویری است که رسانه میلی ایرانی منتشر کرده است, و جالب تر اینکه کار آنقدر ناشیانه است که حاکمیت با این همه ادعا مبنی بر فیلم برداریهای گسترده و عمیق از تمام حوادث اخیر قادر نیست صحنه پاره کردن عکس را نشان بدهد؟! به واقع چرا؟! و چرا تصاویر و فیلمهای پاره و لگد مال شدن تمثال آیت الله خامنه ای و احمدی نژاد را که در سایتهای مختلف انباشته است برای دفاع و به قول حسینیان برای جهاد به نمایش عموم در نمی آورد؟! چرا فیلم آتش زدن پرچم مقدس جمهوری اسلامی و منقش به نام مبارک الله را توسط بسیجیان در مقابل سفارت آمریکا در 13 آبان را پخش نمی کنند؟! چرا طلاب حوزه علمیه قم به رهبری احمد خاتمی آن روز کفن نپوشیدند و عزاداری نکردند؟! و حال بعد از اعتراض به موقع شیخ مبارز مهدی کروبی به خط نفاق صدا و سیما, چنین سراسیمه گشته اند؟!&lt;br /&gt;البته جای ذکر و تذکر است که در برخی مناسبت ها مانند 22بهمن،بنگرید به تصاویر مربوط به سال های گذشته، مردمی که از صبح پای پیاده مسیر طولانی را پیموده و تصاویر و پرچم های تکثیر شده از سوی سازمان تبلیغات اسلامی و دیگر ارگانهای حکومتی را به دوش می کشند در پایان مراسم برخی خسته شده و آن تصاویر و پرچم های منقوش به نام مبارک الله را روی زمین و یا در گوشه ای رها می کنند. به یاد دارم که این بی دقتی را یک بار حجت الاسلام محسن قرائتی با صراحت و جدیت تذکر دادند و اظهار تأسف کردند از اینکه کلمه"الله" زیر دست و پا در این آئینها و مراسمها می ماند.حال آیا باید باور کرد دیکتاتوری که به چنین بی دقتی ها و بی حرمتی ها بی تفاوت است در سناریوی پاره کردن تصویر امام(ره)رگ غیرتش به حجت قوی گردد؟!&lt;br /&gt;به نظرم حاکمیت دروغ می کوشد با توسل به جنگ روانی و با استفاده از هر روش و هر وسیله ای موج اعتراض مردم را خاموش نماید.بخشی از این مأموریت وبرنامه های فریب و دروغ را خبرگزاری فارس(ارگان مجازی سپاه)دنبال می کند.نمونه ای از آن را در برخورد با دانشجوی جوان و مبارز دانشگاه امیر کبیر مجید توکلی ببینید . سرکوبگران یا با همان روش استفاده از نرم افزار فتوشاپ (تبدیل پرتاب سه موشک دور برد به چهار موشک و پر کردن جاهای خالی مردم در استادیوم تبریز به هنگام سخنرانی رئیس کودتا) و یا به زور؛ به سر این جوان مومن و انقلابی چادر و مقنعه می کنند تا به خیال خود او را تحقیر و توهین کرده باشند و بعد برای تکمیل پروژه؛ آن عکس را در کنار عکس بنی صدر هنگام فرار از ایران قرار می دهند.&lt;br /&gt;بدیهی است که خبرگزاری فارس بنابر طرز تفکر جمود و خشکی که دارد با انتشار این عکسها در وهله اول به خانم ها توهین کرده است.مگر پوشیدن لباس خانمها ننگ و گناه است؟ چرا باید زن در وضع و جایگاهی باشد که پوشیدن لباس زنانه باعث سرافکندگی و خجالت باشد؟! در وهله بعد فرض محال که محال نیست ِ گیریم مجید توکلی برای فرار از دست دژخیم, لباس مبدل پوشیده باشد مگر یادمان رفته است که حجت الاسلام هادی غفاری بعد از سخنرانی در مساجدی از تهران و آبادان با استفاده از همین تاکتیک و شیوه و با به سر کشیدن چادر زنانه و گاهی حتی با عبور از میان قسمت خانمها موفق به فرار از چنگال مأموران ساواک می شد. به نظر من در فرض محال فرض کنیم مجیدهم با زیرکی و هوشیاری ِ تمام برای گریز از حلقه محاصره سرکوبگران چنین تاکتیکی را به کار بسته باشد باید اورا تحسین کرد.گرچه او خود موفق نشده اما به دیگران این راه و روش را آموخته و یاد آور شده است.&lt;br /&gt;پیداست حضور مؤثر مردم معترض در مراسمها و آئین هایی چون نماز جمعه 26تیر،راهپیمایی روز قدس،تظاهرات روز 13 آبان و 16 آذر چون ضربات پتکی است که بر سر اهریمن فرود می آید. حضور مؤثر و پررنگ مردم در این روزها دیوار قطور ظلم وستم را به لرزه در آورده است و حال بیم از آئین عزاداری سالار شهیدان حسین بن علی(ع) است. دیکتاتور بیم آن دارد که مردم آگاه و روشن ضمیر ایران این آئین مذهبی را با وضعیت روز امروز جامعه تفسیر و ترسیم نماید، پس از سراستیصال به هر روش و قدر ممکن می کوشد تا پایان عمر خود را به تأخیر بیندازد.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;جویا کوشیار&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="mailto:jooya.kooshyar@gmail.com"&gt;&lt;em&gt;jooya.kooshyar@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-8990437186443810924?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/8990437186443810924/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_13.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/8990437186443810924'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/8990437186443810924'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_13.html' title='قرآن های سر نیزه'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SyS9ZfyR3UI/AAAAAAAAAJk/gy0tvKdfuJs/s72-c/13aban_flag.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-4812498980046016522</id><published>2009-12-12T10:23:00.004+03:30</published><updated>2009-12-12T10:28:06.121+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آرزو تابان'/><title type='text'>بعضی ها، هارت وپورت می کنند ،تا بگویند هستند !</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SyM-FQsqNrI/AAAAAAAAAJE/2XyckVPjS9k/s1600-h/04.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5414239437132019378" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 274px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SyM-FQsqNrI/AAAAAAAAAJE/2XyckVPjS9k/s320/04.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;نمی دونم عده ای خواب بوده اند ،یا در خواب می دیدند که 16 آذرهمه ترسیدند و خبری نیست ،ولی وقتی در بیداری ،بیداری مردم ودانشجویان را دیدند یک مقداری بد خواب شدند .معمولاً آدمهای قاطی وقتی بدخواب می شوند چرت وپرت زیاد می گویند واز آن جمله حکایت آقایان است که گفتند : ما تاحالا مماشات می کردیم !؟ مِن بعد از این برخورد می کنیم !!&lt;br /&gt;بابا ، مماشات! نمُردیم و معنای مماشات روهم فهمیدیم ! البته از بعد از کودتا معنای خیلی &lt;span style="color:#009900;"&gt;چیز&lt;/span&gt;ها رو فهمیدیم .در مورد مماشات هم چند گزینه مطرح است :&lt;br /&gt;الف/ مماشات معانی مختلفی برحسب شرایط مکانی ،زمانی ، پُِِِِستی و مقامی دارد.&lt;br /&gt;ب / رو که نیست ،سنگ پای قزوینه !&lt;br /&gt;ج / اژه ای حیا کن ، ملت رو رها کن .&lt;br /&gt;د / ببخشید ،آخرین باری که با بروبچ کودتا داروی روانگردان مصرف کردید کِی بود ؟&lt;br /&gt;به هر حال دست آقای اژه ای و عوامل پشت صحنه درد نکند که مارا توجیه کردند . چون تا حالا فکر می کردیم که کتک و شکنجه وقتل وتجاوز ،کارهای بدی هستند ،ولی الان فهمیدیم که نه این ها تازه مماشات بوده و ما خبر نداشتیم !آقای اژه ای عجالتاً یک سؤال؛ اگر نمی خواستید مماشات کنید ،اونوقت چه کار می کردید که نکرده باشید؟&lt;br /&gt;در ادامه مکذبٌ له فرموده اند : "پدرها ومادرها حواستون به بچه هاتون باشه که اگر کاری کردند و ما کاری کردیم مقصر شمائید" !. یک مقدارخیلی کمی شباهت این صحبت ها با صحبت های ساواک آدم را به شک می اندازد (شک می کنیم ...! خیلی وقت بود نگفته بودم. ) با عرض معذرت بازهم سؤالی برایم ایجاد شد ،آقای اژه ای به نظر شما اگر امثال مجید توکلی در زمان شاه هم دانشجو بودند ،چه می کردند ؟ وساواک به پدرها و مادرهایشان چه می گفت؟&lt;br /&gt;اگر طبق منطق صغری وکبری کنید :&lt;br /&gt;الف/بعضی ها با ساواکی های زمان شاه مو نمی زنند !&lt;br /&gt;ب / بعضی ها قبل انقلاب کجا بودند وچه می کردند ؟&lt;br /&gt;ج / چرا بعضی ها آلزایمر دارند ؟&lt;br /&gt;د / بی زحمت قرص هاتون روبخورید بعد مصاحبه کنید !&lt;br /&gt;به هرحال آقای اژه ای ، ممنون که تکلیف ما را مشخص کردید .ما می خواستیم بدونیم مقصر چه کسی است که شما فرمودید .مشکل ماهم حل شد .&lt;br /&gt;ولی آقای اژه ای اگر این شیوه مماشات کردنها جواب می داد ،محمدرضا ودوستان نرفته بودند که شما و دوستان جای خالیشان را پر کنید .در ضمن به اطلاعتون می رسونم که مقصر واقعی کسی است که به جای فرونشاندن خشم مردم بر آن می افزاید وبه عزت و شرف وهیثیت ...یک ملت دهن کجی می کند . مقصر واقعی شما و دوستانتان هستید ! کاش می فهمیدید !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#009900;"&gt;فصل دهم : اندر حکایت رویکرد فرهنگی بی فرهنگان یا ضد فرهنگان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;آورده اند در روزگاران ما (غرض تبلیغ وبلاگ نبودی بلکه وضعیت حال بودی !) دولتی با وقاحت بسیار ،آنسان که نگارنده را از بیانش شرم آید ،کودتا کردی و برسر کار آمدی (که خداوند قلم پایشان بشکناد ).ونیز گویند کلهم اجمعینشان از کهتر 2ساله تا مهتر ...ساله اهل هارت وپورت بودی و ارادت بسیار به سنگ پای قزوین داشتی ! این شیوه هارت وپورت گویی چنان بودی که در 4سال اول (که کودتای مخملین بودی واز خواب شیخُنا مهدی بهره جستندی ) عده ای کثیر از سادگان و جاهلان را باور آمدی که وی راست گفتی و وعده ها عمل کردندی و درآن 4سال امثال ما را، کار سخت وصعب بودی که چنین مردمان را به حقیقت امر توجیه کنندی .اما در 4سال دیّم که حادثه نحس کودتا (که لعنت الله علی زمینه سازانش ) واقع شدندی ،بازهم مردمان جاهل در کنار مردمان نافع عَلم طرفداری از وی را در هوا کردندی .هرچند که فی الحال مرا حرفی با ایشان نبُود ،این ها را مقدمتاً عرضه بکردی تا بدین جا رسیم که منحوس الدوله کذایی که ذکر کودتایش گوش جهان کر بکردی ، داعیه عدالت اقتصادی داشتندی (قال پیرُنا :زرشک !)ودراین مورد هر ارزشی را لجن مال کردندی ،آن سان که واژه عدالت را شرم آید که از دهان چون احمدی نژادی خارج شوندی !&lt;br /&gt;وفِرت وفِرت به این استان وآن استان آمد وشد کردندی وهارت وپورت که اِل کنم و بِل کنم و یک ساعته صدها طرح زیر بنایی تصویب کردندی و وعده اجرا بدادندی !&lt;br /&gt;عاقل مردمان را شاخ تعجب به سر &lt;span style="color:#009900;"&gt;سبز&lt;/span&gt;گردید که چگونه یک ساعته صدها طرح تصویب کنندی آن هم از نوع زیربنایی ؟که با تحقیقات وتفحصات کاشف شدندی که متوهم الدوله کذایی و دوستان ،حتی خرید یک فقره وانت برای حمل و نقل غذای کارگران را جز زیرساخت های اقتصادی محسوب کردندی !!!مع الاسف وقتی در 4سال حساب صندوق ذخیره ارزی وبسیاری صندوق های دیگر را کنتر صفر آمدی و زد وخردهای آقایان را پایان نه ،به فکر چاره شدندی که دیگر از کجای پول به جیب زنیم ؟ این بار برای بنزین نقشه کشیدندی که سهمیه بندی کنیم و پولش به جیب زنیم که این طرح نیز به کمک رسانه ضدملی وهزار دروغ ونیرنگ انجام شدندی وفشار برگَُرده مردم بیشتر .هرچند که این کار با شعار جلوگیری از قاچاق بنزین آغاز شدندی، لیکن آنچه با این طرح افزایش داشتی همان قاچاق ودزدی بنزین بودی وپول هنگفت حاصل از آن نیزکه قرار بود خرج ملت شوندی با پرتقال فروشی که همیشه در پی اش هستند یکجا رفتندی !(پیدا کنید پول و پرتقال فروش را ). هرچند که اگر از خودش بپرسند در جواب نام پسران هاشمی آورندی و ملت را ....فرض کردندی . خلاصه که در عرصه اقتصاد گلی نبودی که به سر ملت زده نشدندی ،از ورشکستگی بازار بورس و شرکت ایران خودرو (که در آسیا یلی بودی )تا خردترین مسائل اقتصادی ،و دودهایی که از جمیع جهات بر ملت فرو شدندی( چشم ملت ).وقتی دروغ الرعایا ،اوضاع اقتصادی مملکت از سروسامان انداختی وبه فلاکت کشاندی (وخزانه ها را پول جاروب کردی وکفگیر به ته دیگ رسیدندی ودیگر ضایع بودی که شعار اقتصادی دهندی ) رویکرد فرهنگی آغاز کردندی ! فرزانه ای گفتا :مور بی فرهنگ چه باشد که رویکرد فرهنگیش چه ؟&lt;br /&gt;آورده اند شبی در رسانه ضد ملی مصاحبه ای با بی ادب الدوله کودتاچی انجام شدی و مجری از وی سؤال کردی که ما را تحریم بکردند ،چه کنیم ؟ در جواب گفتندی : "ابرقدرتند دیگر. 4تا ورق پاره امضامی کنند ،زکی " هرچند که مرا از تفسیر این قسمت شرم آید، لا جرم این نکته بگویم که چشم آنانیکه ا ز وی حمایت می کنند روشن باد . البته این نکته ذکر نمایندی که سخن من چون آب کوبیدن در هاون است چرا که طرفداران وی نیز بسیار در خلق و خو به وی شباهت دارند ،آنسان که وکیل الرعایا از نوع طرفدار نکبت الدوله وقتی در عرصه سخن در تضاد با نماینده مخالف وزیر پیشنهادی کم می آورد ،انگشت وسطین را بالا می آورد (تو خود حدیث بی ادبی بخوان از این انگشت ).لیکن این حرف مرا به فکر بردی که یک کلمه" 4ورق پاره " چرا چندین استعمال داشتندی ؟ آنجا که در ماضی ، کردان را به علت مدرک جعلی استیضاح می کردندی ،در دفاع از او گفتندی :"حالا 4تا ورق پاره اینقدر مهم شده ........" ولی در مناظره با "ادب مرد به ز،دولت اوست" ناگهان چنان 4ورق پاره مهم شدی که عکس همسر وی را در برابر وی بالا بردی وبه دروغ او را متهم کردی که وی مدرک نداشتندی !&lt;br /&gt;وفی الحال نیز درمورد تحریم هایی که برگرده مردم فشار آورندی واژه 4ورق پاره استعمال کردندی !به هرحال ایشان که به گفته خود نخبه وکارشناس بودندی آنچنان در عرصه اقتصاد گند زنندی که تومارها در وصف آن باید نوشتن ،پس وای به حال فرهنگ این مملکت که چون اویی پرچم دار آن باشد ! ودرپایان با تاسف فراوان با این سؤال دست از صفحه کلید کشیدندی که جز اجنبی سرسپرده وخائن به مملکت چه کسی با ملک خود این کند که ایشان کنند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt; آرزو تابان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-4812498980046016522?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/4812498980046016522/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_12.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4812498980046016522'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/4812498980046016522'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_12.html' title='بعضی ها، هارت وپورت می کنند ،تا بگویند هستند !'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SyM-FQsqNrI/AAAAAAAAAJE/2XyckVPjS9k/s72-c/04.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-6281106813078281342</id><published>2009-12-10T15:46:00.002+03:30</published><updated>2009-12-10T15:49:43.987+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مرضیه لبخند'/><title type='text'>امروز توجه کنید , فردا دیراست</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;شانزده آذر امسال را متفاوت از سالهای پیش خوانده اند . و البته شاید متفاوت از همه تجمعات و راهپیمای ها. در این روز سعی همه بر حفظ ظاهر آرامش در شهر بود . نیروهای امنیتی در مسیرهای محدودتری تجمع کرده بودند و دانشجویان نیز به طور محدودتری حضور خیابانی داشتند اما این تنها ظاهر قضیه بود.     &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;                                                          ####&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;دیروز در تاکسی نشسته بودم که به دنبال بحث معمول کرایه تاکسی بین مسافر و راننده دختر دانشجویی گفت:تنها چیزی که در این مملکت وجود ندارد احترام و پذیرش قانون است. او با تندی شروع به گفتن رنج هایی کرد که این روزها تحمل می کنند و گفت:تمام این سختی ها را فقط ما دانشجویان و جوانان داریم تحمل می کنیم.&lt;br /&gt;هر روز تعدادی از دوستانمان مفقود می شوند و مادرانشان روز ها از آنان بی خبرمی مانند و وقتی مادران هم اعتراض می کنند باز دستگیر می شوند. ما چه گناهی کرده ایم که باید این همه سختی و فشار را تحمل کنیم؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;زن میانسالی گفت : ما هم به نوبه خود سختی کشیده ایم تا به اینجا رسیده ایم و در حقیقت امروزمان را خودمان ساخته ایم.بحث که به اینجا رسید سوالی تکراری مطرح شد که "همه می گویند ما در شکل گیری انقلاب شرکت نداشته ایم, پس چه کسی انفلاب کرده؟ زن میانسال گفت: "من".&lt;br /&gt;من در انقلاب حضور داشتم و همان آینده ای را که گفتم در همین حضور دنبال کرده ام.تا امروز هم همین را دنبال می کنم ؛ اما آن چه من و "من ها" می خواستند این نتیجه نبود. ما هنوز هم برای آینده خودمان و شما ها و فرزندانمان تلاش می کنیم و مسلم است کسی که شروع به حرکت و تلاش کند با مانعهایی مثل نیروی انتظامی و زندان و آسیبهای جدی مواجه می شود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;به قول "شهید مطهری" همین که حرکت شروع می شود موانع هم خود را نشان می دهد(نقل به مضمون) .&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;دختر دانشجو گفت:وقتی دوستانمان به زندان می افتند دیگر حرکت و زندگی چه معنایی پیدا می کند؟آنها دیگر چیزی از زندگی را نمی بینند...&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;مسئله همین است: کسی که بر هدفی تمرکز کرده در زندان شاید بهترین دوران زندگی را بگذراند.همانطور که بسیاری از زندانیان رژیم شاه هم به خانواده هایشان می گفتند ما به اندازه همین سالهای زندان زندگی کردیم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;اما مسئله تفاوت 16 آذر با سایر تجمعات شعارهای آرام آن بود.از این تجمع می شد دریافت که نسل سوم انقلاب مصمم به تغییر است ؛اما تغییری قابل "مدیریت".هنوز هم وقت باقی است. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;هنوز هم می شود با توجه به شعار اساسی و اصلی این نسل یعنی : مخالفت با دروغ و دیکتا توری می توان تنها روش دیکتاتور ما بانه را از بین برد و مدیران بی تعقل را حذف کرد تا کشور در امان بماند. اما امروز مخالفت با یک نفر ,یک رییس جمهور است ولی این زخم اگر درمان نشود چرک می کند و آن وقت باید یک عضو را از بیخ و بن برید.پس امروز به این خواست توجه کنید چون دانشجو حرکتی پیشرو بر کل جامعه دارد.امروز که هنوز این حرکت به اقشار توده ای جامعه نرسیده است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مرضیه لبخند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="mailto:m.labkhand@gmail.com"&gt;&lt;em&gt;m.labkhand@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-6281106813078281342?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/6281106813078281342/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_10.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6281106813078281342'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6281106813078281342'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_10.html' title='امروز توجه کنید , فردا دیراست'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-1590042006004662394</id><published>2009-12-08T11:11:00.000+03:30</published><updated>2009-12-08T11:13:43.979+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حسین تفرشی'/><title type='text'>این همه انرژی برای چه؟!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;16 آذر را پشت سر گذاشتیم. نزدیک به شش ماه از انتخابات می گذرد و دیروز نشان داد که هنوز التهاب برخاسته از آن پایان نیافته است. برخی خیلی دلشان می خواست که دیروز مرگ جنبش سبز باشد و برای آن خیلی هم تلاش کردند. از چند هفتۀ پیش احضار دانشجویان به شورای انضباطی و دادن تذکر کتبی شروع شده بود. ظاهراً آمار آنهائی که باید به شورا می رفتند را بسیج دانشجویی یا همان یگان سپاه مستقر در دانشگاهها تهیه دیده بود. دیروز دور هر دانشگاه تقریباً یک ارتش با باتوم و سپر و تجهیزات و کاروانی از ون های پلیس و دهها افسر و درجه دار پر کرده بودند. از روز شنبه وبسایتهای ایمیل هم علاوه بر بیش از 5 میلیون سایت فیلتر شدۀ پیشین از کار افتاده بودند. روزنامه ها هم که مدل آگهی رادیو پیام برای شان تذکر و دستور امنیتی ارسال می شود. به خبرنگارهای خارجی هم گفته اند تا سه روز از دفترتان حق خروج ندارید.از آدمهایی هم باید به قول روزنامه ای دولتی این اغتشاش را هدایت می کردند، کسی در خانه اش نبود، همه یا زندانند یا بیمارستان. بسیج هم که چند هفته است آماده باش است و تقریبا همه نیروهایش در استان تهران را که حدود 70 هزار نفر می شود حاضر به یراق نگهداشته تا در صحنه باشد. انصافاً هم که خوب درصحنه بودند؛ در حالی از دانشجوها 18 دفعه کارت دانشجویی می گرفتند و سین و جیم شان می کردند دانشجوهای بسیجی (شما بخوانید آدمهای سپاه) صدتا صدتا بی هیچ کنترلی وارد دانشگاهها می شدند. رسانه های دولتی که تا توانسته اند برای ارعاب به اصطلاح اغتشاشگران خبر و اطلاعیه و تحلیل پخش کرده اند. آن قدر بر این طبل نخنمای وابستگی این جوانها به آمریکا و انگلیس کوبیده اند که دیگر سوراخ شده و صدای خارج می دهد. و حالا 16 آذر را پشت سر گذاشتیم. فایده این همه صرف انرژی چه بود؟! بر سردر دانشگاه هنر نوشتند موسوی، در امیرکبیر بادکنک سبز هوا کردند، در شریف مر گ بر دیکتاتور گفتند و خلاصه در هر جایی که دانشجویی بود، فریادی علیه این همه تلاش و انرژی برای خفه کردن این جوانها، بلند شد.&lt;br /&gt;همانطور که هفته پیش هم نوشتم، اندیشه ای که حکومت به زور دگنک می خواهد به کلۀ جوانها بچپاند برخاسته از سنتی است که در قالب قرائت خاصی از اندیشه اسلامی می خواهد چیزی به نام حکومت اسلامی را حفظ کند. این اندیشه امروزین نشده و آنهایی که بالای سرش نشسته اند مثالشان مثال کبک است و نمی خواهند ضرورت امروزین شدن را بپذیرند. به گمان من تا وقتی که این فضا در میان طرفداران این اندیشه وجود دارد راهی به قلوب جوانها و خصوصاً دانشجوها باز نخواهد کرد.&lt;br /&gt;کاش این همه انرژی که صرف ایجاد خفقان در کشور شده صرف حل مشکلات مردم می شد. کاش این همه پولی که صرف خرید و واردات تجهیزات امنیتی شده پاداش پایان خدمت معلمان می شد، کاش خرج راه آهن اصفهان شیراز می شد، کاش صرف بیابان زدایی از کویر مرکزی می شد، کاش صرف اب رسانی به انارستان های کرمان می شد، کاش خرج خرید محصول چایکاران گیلان می شد و هزاران ای کاش دیگر!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسین تفرشی&lt;br /&gt;htafreshee@gmail.com&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-1590042006004662394?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/1590042006004662394/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_08.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1590042006004662394'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1590042006004662394'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_08.html' title='این همه انرژی برای چه؟!'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-1650602938873619308</id><published>2009-12-07T12:33:00.005+03:30</published><updated>2009-12-07T12:44:38.508+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جویا کوشیار'/><title type='text'>نون و گلدون</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SxzHWzFPxSI/AAAAAAAAAI8/Au6XTOUbkl4/s1600-h/gol.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5412420046675756322" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 135px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SxzHWzFPxSI/AAAAAAAAAI8/Au6XTOUbkl4/s200/gol.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;دیشب بغض فروخفته خود را از بسیار مصائب و ظلمهای رفته بر سر آزاداندیشان سرزمین مادریم را به سوی آسمان فریاد کشیدم. وقتی پژواک صدایم را در فریادهای دیگر همفکران سبزم می شنیدم. طاقت نیاورده گریستم. گریستم؛ به شبهای سیاه و تنهایی بهمن احمدی امویی در سلول انفرادی اوین, به خون پاشیده عبدالله رمضان زاده بر سقف خودروش, به مظلومیت و آزادگی صفایی فراهانی در شب مناظره, به صدای لخ لخ دمپائی های بهزاد نبوی, به شلاقهایی که قرار است بر تن بیمار تاجرنیا فرود آیند, به ضربان ناهمگون قلب هنگامه شهیدی, به 9سال زندان سعید لیلاز برای فعالیتهای روزنامه نگاریش, به چشمان تاجزاده که در صحن دادگاه دو دو می زد, به نگاه نگران قوچانی که اعماق دادگاه را می کاوید, به اتفاق عظیمی(!) که برای عطریانفر در بازجویی رخ داد و به رمزآشوب(!) ابطحی و به ... گریستم و ضجه زدم برای تمامی بی پناهان و بی کسانی که نه نام دارند نه نشان و با جرأت بیشتری برایشان احکام سنگین تری صادر می شود حتی اعدام.&lt;br /&gt;گریستم برای مظلومیت ندا که علم خونخواهی او را قاتلینش به دوش می کشند و در برابر سفارت انگلیس جمع می شوند و خواهان استرداد پزشکی می شوند که در آخرین ثانیه های حیات ندا بر بالینش حاضر بود. گریستم برای جای خالی کیانوش آسا و دیگر دانشجویان شهیدی که امروز غایبان (نه ناظران) بزرگ روز 16 آذر هستند.&lt;br /&gt;وقتی صفیر "الله اکبر" هایمان با آه و ناله دل آسمان را شکافت تا به خدا رسید, آسمان با رعد غرید و از این همه جفا و ظلم اشکش جاری شد بارید و بارید. ما فریاد می زدیم و آسمان ما را می شست؛ و تن رجور و خسته امان را غسل پاکی, غسل شرف و غسل آزادگی می داد. آسمان با گریه بی امان دیشبِ خود جان ما را زهر چه زنگار و وابستگی بود شست. وقتی جان صفا یافت و روح صیقل خورد, رو به آسمان مغموم پرسیدم؛ فردا را چه می شود؟ چه بر سر جوان و دانشجوی ما خواهند آورد؟ و این خون به ناحق ریخته تا کدامین افق جاری خواهد بود؟ قصه هابیل و قابیل تا به کی تکرار خواهد شد؟ و تا صبح از این سؤالات بی امان آرام نگرفتم. تا که...&lt;br /&gt;بعد از ساعت 7صبح می بینم که خانه علم و دانش در محاصره نظامیان است.اطراف دانشگاه تهران و امیرکبیر لبالب از نیروهای گارد است. وقتی می نویسم گارد ناخودآگاه به یاد گارد شاهنشاهی رژیم گذشته می افتم.نیروهایی تا بن دندان مسلح که تا چند لایه آن طرف تر و دورتر از دانشگاه به خود تابیده و پیچیده است. یادم می افتد که فرمانده سپاه سيدالشهدا(ع) گفته بود که قرار است در این روز, بسیج و سپاه به دانشجویان گل بدهند(!) ناگهان ذهنم به طرف فیلم " نون و گلدون" مخملباف کشیده می شود. او در 17 سالگی به پاسبانی حمله کرده بود تا خلع سلاحش کند. اما خود گرفتار شده بود. پس با یاد اشاره های همین فیلم نگران خنجر و سلاحی می شوم که در زیر این گلها پنهان است تا سینه دانشجو را بدرد, و بر خود می لرزم.&lt;br /&gt;در بلوار کشاورز هستم که پیام وزیر علوم (کامران دانشجو) را از رادیو پیام می خوانند. گزافه های او از آزاد اندیشی و تضارب آرا در محیط دانشگاه با محاصره نظامی دانشگاه که شاهدش هستم مضحک به نظر می رسد. وقتی از لایه های مختلف نظامیان گذشتم حضور این لشکر نظامی را برای حرکت اعتراضی بدون دفاع و بدون سلاح دانشجویان را جز به صلابت و قدرت جنبش سبز نتوانستم تعبیر کنم. این همه نظامی یعنی جنبش سبز به کوری چشم دشمنان زنده است, یعنی دانشجو, دانش آموز, کارگر و... همچنان در صحنه هستند.یعنی ما هستیم, با هم, همه با هم.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;جویا کوشیار&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;em&gt;&lt;a href="mailto:jooya.kooshyar@gmail.com"&gt;jooya.kooshyar@gmail.com&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-1650602938873619308?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/1650602938873619308/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_07.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1650602938873619308'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1650602938873619308'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_07.html' title='نون و گلدون'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SxzHWzFPxSI/AAAAAAAAAI8/Au6XTOUbkl4/s72-c/gol.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-6548285563065596145</id><published>2009-12-05T14:30:00.002+03:30</published><updated>2009-12-05T14:39:58.352+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فؤاد صدیق'/><title type='text'>مارا چه می‌شود؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;سالها بلکه قرنهاست که مردم این جمله را ازهم شنیده‌اند و بارها تکرار کرده‌اند: " دوره آخرالزمان شده‌است." و البته هربارهم دلایل و نشانه‌هایی هم برایش آورده‌اند‌؛ اما این آخرالزمان فرا نرسید. این روزها هم همین را می‌گویند و می‌شنویم و به قول آن متولی مهدویت و رئیس ستاد ظهور(!) از چند ده دلیل و آیه و نشانه ظهور که همه محقق شده ، تنها پنج نشانه باقی است که احتمالا این ستاد درصدد تکمیل آن پنج نشانه است تا همه چیز به خیر و خوشی تمام شود. به‌نظرم ، یکی از دلایل ظهور که حضرات به‌دنبالش هستند و در راه تحققش هم می‌کوشند و دست‌برقضا خوب هم از عهده‌اش برآمده‌اند ، گسترش ظلم و جور است که در زیارت آل‌یاسین می‌خوانیم :" الذی یملاء الارض عدلا و قسطا کما ملات ظلما و جورا. "&lt;br /&gt;ظلم چیست؟ همان است که حق را درجایگاه غیرخود نشانند و ظلم و ناحقی برجای آن تکیه زند و اتفاقا رنگی از حق برآن بپوشانند و تزویرکنند و به‌نام حق و عدل ، برخلاف آن رفتار نمایند.&lt;br /&gt;آنچه پس‌از انتخابات 22خرداد درکشور شاهدیم ، تفسیرتازه‌ای از دین است. دینی که همه چیز را به نفع خود تفسیر و تعبیر می‌کند والبته به نفع گویندگانش.&lt;br /&gt;همه چیز دراین دین مباح و مجازاست. فقط برای متولیانش. دیگران را سهمی از آن نیست که آن را جرم می‌دانند و آنان را مجرم. بعید نیست که این نشانه دیگرظهور را نیز همینان جامة عمل بپوشانند که حرام آل محمد را حلال و حلالش را هم حرام کنند.&lt;br /&gt;مگرنه اینکه دروغ ، حرام است؟ ظلم نیز؟ هتک حرمت مسلمانان و ریختن آبروی آنان؟ و مگر نه‌اینکه این روزها همه اینها سکه رایج حکومتی شده که رئیس‌خودخوانده‌اش مظهر همه این کمالات(!) است؟ بازار این دوره‌گرد چنان گرم شده که به‌راحتی در انظار جهانیان می‌بافد آنچه را که نیست و می‌فروشد آنچه را که ندارد! و خود را عالم‌الغیب‌ظهور می‌داند و می‌بافد تا مخالفانش را در عداد اعداعدوالله و یاران سفیانی قلمدادکند. هرچند که او را از ورود به مناقشات باز داشته‌باشند.&lt;br /&gt;این روزهاشاهد صدور احکام متعددی برای بازداشت‌شدگان حوادث پس‌از انتخاباتیم. آنها که به نفع حاکمان سخن گفتند و آنها که نگفتند،‌اغلب مجازاتی یکسان یافتند. آنها که مثلا در دادگاه علنی حرفی علیه خود زدند ، و آنها که علیه‌شان سخن رفت و در مثلا دادگاه غیر علنی محاکمه شدند ؛ همه باحکمی تقریبا واحد مواجه شدند. و عموما تعزیری. و آنان که کسی را نداشتند و کمتر شناخته شده بودند ، در گمنامی ماندند و کسی هم سراغی از آنان نگرفت. و از قضا حکم بیشتر و شدیدتری هم نصیبشان شد. و البته باز هم برد با انگلیسیها بود. آنها که نیامده رفتند و حکمی هم نگرفتند. شاید تهدید روباه پیر بود که خیلی زود جواب داد؟! و این‌بار بدون عذرخواهی کذایی! و این هم مرتبه‌ای و مرحله‌ای از تبدیل احکام الهی است که " اشداء علی‌الکفار رحماء بینهم " را به " اشداء علی‌المؤمنون رحماء بین‌الکفار " بدل کردند.&lt;br /&gt;آنان که زدند و بردند و آبرو ریختند و کشتند و ... ، لاجرم دوباره دم از نیک‌سیرتی زدند ؛ به‌راستی تاکی باید لبخند فریبنده‌اشان را تحمل کرد که سخن از وحدت و اتحاد به میان می‌آورند ولی همچنان دندانهای تیزشده‌اشان را به‌رخ مردم می‌کشند؟ کدام چشمی تحمل دیدن پنجه‌های تیزکرده آنان را دارد که آغوش گشوده‌اند برای مثلا مصافحه؟&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;من مانده‌ام با این همه بزرگواری حضرات که بااین دین تازه ،‌ چه برسر ملت کهن خویش خواهند آورد؟&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;" ای پدر و مادرم به فدای آن مبارزان انگشت شمار که نامشان بلندآوازه است و در زمین ناشناس.&lt;br /&gt;هشدارید که در روند کنونی باید افول جریان انقلابتان ، گسستن پیوندها و حاکمیت کوچک‌ترانتان را چشم دارید. و آن به هنگامی باشد که مؤمن را تحمل ضربه شمشیر از یافتن درهمی حلال‌ آسان‌تر نماید، و هم به هنگامی که درویشان کمک گیرنده از توانگران انفاق کننده ، پاداششان افزون باشد، این همه آن‌گاه عینیت یابد که شما نه از باده ، بلکه از رفاه و نعمت ، مست شوید، بی‌ضرورتی سوگند یادکنید و بی تنگنایی دروغ بگویید ، و این در زمانی باشد که گرفتاریها شما را بگزند؛ بدان سان که جهاز ، کوهان اشتران را. وه که آن رنج چه دراز است و امید گشایش چه دور! "&lt;br /&gt;( گفتاری از امیرمؤمنان علی (ع) / &lt;em&gt;نهج‌البلاغه&lt;/em&gt; )&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;فؤاد صدیق&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="mailto:fooadseddiq@gmail.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-6548285563065596145?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/6548285563065596145/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_05.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6548285563065596145'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6548285563065596145'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_05.html' title='مارا چه می‌شود؟'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-834592711139449327</id><published>2009-12-05T09:58:00.001+03:30</published><updated>2009-12-05T10:10:37.841+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آرزو تابان'/><title type='text'>16 آذر ،16آذر است با همه مخلفات !</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/Sxn_fO4jxhI/AAAAAAAAAIc/XVdFSHi3FV4/s1600-h/untitled.bmp"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5411637339298711058" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 270px" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/Sxn_fO4jxhI/AAAAAAAAAIc/XVdFSHi3FV4/s320/untitled.bmp" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;رفته بودم دانشگاه ، داشتم از راهرو رد می شدم ، تو حال خودم بودم ، با شنیدن سرود یار دبستانی یک لحظه ذوق کردم . برگشتم نگاه کردم ،ذوق فروکش شده گشتم .البته باید حدس می زدم طبق روال کارهای آقایان که در برخورد با امری که با آن مخالفند، اول تمسخر می کنند بعد تهجم (قافیه تنگ آمد! ) و در نهایت تقلید ، این سرود هم جنبه تقلیدی دارد و از قدیم گفتنه اند  : تقلید کار میمونه ،میمون جز حیوونه ، تو جنگلها فراوونه (ما که نگفتیم ،قدیمیا گفتند! ). پیش خودم گفتم : خوبه از روز دانشجو سرودش یادتون مونده ! واقعاً بعضی ها  اگرخیلی چیزها  از جمله وجدان و عقل و...نداشته باشند سنگ پای قزوین را خوب دارند ! خلاصه همین طور که با خودم مکالمه ذهنی می کردم ،دیدم آقایی که پشت میز نشسته بود یه جورایی نگاه می کنه !حالا نمی دانم مثل قاضی زید آبادی ذهن خوانی بلد بود یا به ساق سبز من نگاه می کرد .خلاصه که منم چپ چپ نگاش کردم و رد شدم ولی مکالمه ذهنیم همچنان ادامه داشت .&lt;br /&gt;داشتم فکرمی کردم مملکت جالبی داریم. برای روز دانشجو گرامیداشت می گیریم در حالیکه،  دانشجو  دهان را باز می کند که نطق کند بسته شدن دهان در اوین صورت می پذیرد ، تازه با پیشرفت تکنیک های بازجویی ، بعضی ها هم که در همان مرحله ذهن خوانی لو رفته و به اوین منتقل می شوند واین ها همه در حالیست که قرار بود دانشگاه مبدأ تحولات باشد ،( خوب حتما ًامام اشتباه گفته بوده چون دانشگاه مبدأ اغتشاشات است و همه این کارها هم به خاطر امنیت ملی است !).به هر حال پیشگیری بهتر از درمان  است ، یعنی برای اطمینان بیشتر، از هم اکنون که جامعه نیازمند یاری سبز است دانشجویان را محروم از تحصیل یا زندانی می کنند که نکند خدای ناکرده دو روز دیگر مجبور به دستگیری اساتیدی چون رمضانزاده و میردامادی باشند (به هرحال همه این ها در راستای اصلاح الگوی مصرف است). از اونجایی که مکالمه ذهنی بود ،ذهنم گفت : این قضیه 16 آذر را چه طور ماستمالیزیشن می کنند ؟ سه یار دبستانی ، ترکه بیداد و ستم ، اینکه چرا 16 آذر16 آذره؟ و....؟&lt;br /&gt; به ذهنم گفتم : خنگول جان ! سه یار دبستانی که مال اون موقع بودند وشهدای مبارزه با استکبار جهانی ، اگر الان بودند که جز دسته اغتشاشگر محسوب می شدند و مهدور الدم . تازش هم  ، ترکۀ بیداد و ستم هم کی خورده ؟ کی برده ؟ منظور شاعر از ترکه هم شکنجه های زمان شاه بوده !16 آذر هم روزی است که می توان همزمان هم دانشجویان را سرکوب کرد هم گرامیداشت ! (تا اینکه شما در کدام زمره باشید! )16آذر روزی است که می توان از ظلم وستم گذشته، گفت بدون اینکه ربطی به حال داشته باشد (اگر هم کسی ربط داد خودمون حالش رو می گیریم اساسی !) 16 آذر روزی است که وقتی از ما بپرسند چه تمهیدی برای آن اندیشیده اید ؟ بگوییم :مگر 16 آذر خبری هست ؟ کسی هست ؟ ولی از ترسمون تعطیل کنیم که نکند یک وقت جمعیت زیاد بشود .   ذهنم گفت : این یعنی تعطیل می کنند، پس هستیم !&lt;br /&gt;به ذهنم گفتم : خدایی نمی دانم اینا پیش خودشون چی فکر می کنند (البته بعید می دانم که اصلاً فکر کنند ) یا دانشجو را چی فرض کردند.اگر Iq آدم در حد ایکیوسان هم نباشد می توان فهمید که 16 آذر به خاطر قربانی شدن سه یار دبستانی در راه مبارزه با ظلم و استبداد 16آذرشد،16 آذر روز دانشجوست ، روز تمام کسانی که به نا حق از حق مسلم خود محروم شده اند ، روز آنانیکه به جای دانشگاه به ناحق در بازداشتگاه به سر می برند،16آذر 16آذر است با همه مخلفات ، پس بعضی ها به خودشون زحمت ندهند که شقه شقش کنند !              ممنون که می فهمید !  &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#33cc00;"&gt;حداد ، کز محنت دیگران بی غمی ..... !&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;چند روز پیشترها درسایت داشتم می سرچیدم (اَه،اَه احساس چریدن بهم دست داد) که  خبری بین مقالات علمی ( گوش استادم نشنوه )  وقفه ای در روند علمی ام ایجاد کرد (یعنی کلاً بعضی ها ،چه خودشون چه اعوان و انصارشون چه خبرهاشون (رو بیارند) مزاحمند ! ) از سایت اومدم بیرون که مغزم هوا بکشد که چشمم به دارودسته اغتشاشگر یا به قولی خس و خاشاک افتاد .خواستم خیر سرم غافلگیرشون کنم ، بنابراین به نیت شیرجه وسطشون قربة الی دل خودم در هوا معلق شدم که نامردها (از جنس مؤنث) رادارشون یکبار درست کار کرد ومرا در هوا دیده و جای خالی نمودند! (واین در حالیست که  اگراستاد از بغلشون رد بشه ومشغول فک زدن در موردش باشند ،بال بال هم بزنی دوزاریشون نمی افته، تازه  گاهی بهتره که اصلاً به روی خودت نیاری ، چون بدتر هم سوتی می دهند.)خلاصه که روم به دیواربا مخ رفتم توی دیوار !&lt;br /&gt;.واینجا بود که فهمیدم نیوتن چطور قانون سومش را کشف کرد ،ولی وقتی درد عارض شد از حالت خلسۀ ارشمیدسیِّّت خارج شدم و احساس کردم که دچار مننژیت از نوع کهریزکی شدم ،دوستان زیر پا خالی کن هم دور بنده حلقه ارادت نوشدارو بعد مرگ آرزو،زدند و برای امتحان کردن کارآیی مخ بنده شروع به بازجویی نمودند: به کی رأی دادی ؟  16آذر چه روزیه ؟ 63%که میگن کوش ؟ یکیشون هم دستش رو به شکل  Vگرفته بود و می گفت این چندتاست؟.....&lt;br /&gt; در حالیکه سرم رو ماساژمی دادم تا دست اندازش زهکشی شود، گفتم : وقتی سران مملکتی اون طوری زیر پای مردم رو خالی کنند ،دیگه از شما چه انتظاری می ره ! هرچی میکِشیم از دست این نکبت الدوله است .اگراون خبر کذایی رو،آقایان خالی بند مثل سایر آمارهای علمی و موثقشون نشر اکاذیب نکرده بودند، بنده هم داشتم مثل قبل انتخابات زندگیمو می کردم و اینجوری نقش زمین نبودم .... یکی از بچه ها گفت :خوب بابا ! معلومه که سالمی ! بهشون گفتم :شماها هم بگذارید به حساب تا در اسرع وقت پرداخت خواهید شد  .&lt;br /&gt;لطیفی گفت :حالا خبرکذایی چی بود ؟ گفتم: هیچی عزیزم جناب حداد و بانو به عنوان زوج نمونه از طرف دولت انتخاب شدند ؟!؟! دیدم همشون کُپ کردند و  به حالت لال ،زل زدند به من .یک لحظه به خودم شک کردم ،گفتم نکنه حداد عادل که می گن منم، خودم خبر ندارم.گفتم :دقت نکردید ، گفتم آمار دولتی است! یکی از بچه ها گفت: اونوقت ملاکِشون ؟ گفتم : عزیزم ملاک دو معنی دارد، اگر از جانب امثال ما مطرح شد جواب این است که ملاک کیلویی چنده؟ اما ملاک از نظر آقایان :اولاً قرار بوده خود نکبت الدوله غزنوی و بانو را به عنوان زوج نمونه انتخاب کنند ولی از آنجا که آقا به قول خانوم از صبح تا شب مشغول خدمت رسی به مردم هستند (یعنی به خدمت مردم می رسند ) اصلاً در منزل رؤیت نمی شوند .اگر هم بروند منزل به اصل خویش برگشته و مشغول باغبانی ،وجین کردن سبزیها می شوند (البته اون منزلشون که برای فیلم برداری تهیه شده، الباقی را بنده نمی دانم. الله اعلم !). جدیداً هم که فِرت وفِرت شب نشینی می روند خانه بروبچ پائین قاره آمریکا ، بنابراین خانم هم محض احتیاط همراهشون می روند ،بالاخره نیست این چاوز غیر از دیکتاتور و کمونیست بودن ،لاابالیه، ترسیدند نکند شوهرشون اثر بگیره خدای نکرده به کانون خانواده آسیب وارد شود حالا اثرپذیریهای قبلی که ایران بدبخت کن بود به خانواده چه مربوط ! یکی از بچه ها گفت :یعنی رفت و آمد خانوادگیه ؟ گفتم :هرچی که هست اینقدر خوش می گذره که وقتی به جای سرود جمهوری اسلامی سرود شاهنشاهی پخش می شود کسی عین خیالش هم نباشد. (البته به جز 20:30 که طبق معمول حقیقت را شایعه و دروغ را حقیقت معرفی می کند این موضوع را شایعه عنوان کرد اما جرأت نکرد سرود را پخش کند ) تازه می گویند :دروغ نگیید سرود خودمون بود، البته حق هم دارند !&lt;br /&gt; گزینه بعدی الهام آچار فرانسهِ شونصد شغلی بود که دیدند اگر بخواهند ایشان را معرفی کنند یک مقدار زیادی ضایع است چون آقا اگر بخواهند بین دفاتر کاری طی الارض هم بکنند باز هم وقتی ، برای منزل نمی ماند (البته اگر واقعاً کار کنند !)&lt;br /&gt;مشایی هم احتمالا از بعد قضیه رقاصی ترکیه که خیلی هم خوش گذشته بوده خانومش شاکی شده .یکی از بچه ها گفت :از کجا معلوم شاید مشایی شاکی شده !&lt;br /&gt;به هر حال چه گزینه ای بهتر از حداد عادل که اگر ایران ویران شود و کنام پلنگان وشیران ،( ولی  بودجه تأسیس مؤسسۀ سعدی شناسی در خارج برای ایشان تأمین شود) از رأی خود برنگشته وهمچنان از بعضی ها طرفداری می کنند . لطیفی گفت : بعد احتمالا فکر نکردند که این شعر "تو کز محنت دیگران بی غمی ....." مال همین سعدی بوده ؟ بهش گفتم : تا منظور سعدی را از محنت و دیگران چی تفسیر کنند .شما هم ساده ای ! آقایان در راه اهداف خود قرآن و حدیث را تفسیر به رأی می کنند حالا شعر سعدی که جای خود دارد . به هرحال فکر کردند که حداد خوشحال باشه مثل این است که ملت ایران خوشحالند !.البته عمراً اگر برعکسش صادق باشد. (چون اگر ملت پر پر بزنند وبمیرند حداد می گوید :شلوغش نکنید ،خبری نیست که نیست!  )&lt;br /&gt;لطیفی که معمولا خیلی لطیف تشریف دارند متفکرانه گفت : واقعاً این همه دروغ شرم آوره ! بهش گفتم :  مکیاول چه می کنه !چنان حقیقت را ذبح می کند که بیا و ببین ! یکی از بچه ها گفت : راستی گفتی ذبح ، یادم اومد. شنیدید  احمد خاتمی در خطبه های نماز عید برای اینکه بگوید بسیجی خوبه ،کلهم اجمعین پیامبر(ص) و ائمه و امام زمان (عج) را بسیجی معرفی کرد؟! فقط کم مانده بود بگوید :خدا هم بسیجی است ! که حالا نمی دانم ترسید ، حیا کرد یا به ذهنش نرسید ؟! (که البته دو مورد اول را بعید می دانم ! ) یکی از بچه ها گفت ، خوبه نگفته مطیع ولایت فقیه اند ! لطیفی گفت : با روند پیش روی آقایان احتمالا به آنجا هم می رسند !&lt;br /&gt;گفتم : خوب بابا جان بر خلاف اسلام ما ، در اسلام آقایان دروغ گفتن بلامانع است .به حساب اسلام ما آقایان کلید دار اعظم اتاق گناهان هستند .&lt;br /&gt; بعدش هم بهشون گفتم :  بنی امیه و بنی عباس هم ادعای جانشینی پیامبر(ص) را داشتند . سر پسر پیغمبر(ص) را هم به نام دین و به نیت قربة الی الله جدا کردند ، در خطبه های نماز جمعه هم سب و لعن علی (ع) می کردند تا به قول خود امیرالمؤمنین معاویه راضی شود !!! .  ابوهریره ها هم برای صاف کاری قضیه  چه حدیثها که جعل نکردند !..........بی خود نبود که شهید مطهری می گفت : شمر زمانتون رو بشناسید ................ دیگه شما از این آقایان چه انتظاری دارید ؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;آرزو تابان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-834592711139449327?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/834592711139449327/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/16-16.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/834592711139449327'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/834592711139449327'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/16-16.html' title='16 آذر ،16آذر است با همه مخلفات !'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/Sxn_fO4jxhI/AAAAAAAAAIc/XVdFSHi3FV4/s72-c/untitled.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-6158666806028984049</id><published>2009-12-03T14:54:00.001+03:30</published><updated>2009-12-03T14:54:00.742+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مرضیه لبخند'/><title type='text'>بگذار خوشبختی دوباره زنده شود</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;نمی شود به زندگی سیاسی و آدمهای سیاسی فکر نکرد چون سیاست کشور و نحوه مدیریت آن به خوشبختی آدم در زندگی برمی گردد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;وقتی آدمهایی مثل "عزت مطهری" را می دیدم که سالها در زندان شاه بدترین شکنجه ها را تحمل کرده و مردانه ایستاده اند تا ما طعم آزادی را بچشیم , بفهمیم و لمس بکنیم شرمگین می شدم.از خودم و از مردانگی آنها. و از خودم می پرسیدم اینها چگونه انسانهایی بوده و هستند؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;و الان وقتی وضعیت "بهزاد نبوی" را می بینم و می خوانم یا می شنوم دچار حیرت می شوم.چرا در رژیم شاه شکنجه شد و ایستاد تا دوباره در رژیمی که به خاطرش ایستادگی کرده دوباره به زندان بیفتد آن هم در سن پیری؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;چرا بهزاد با اینکه 3 سال پیش عمل سخت و خطرناک قلب باز را گذرانده الان باید در سلول انفرادی یک کشور خوب و مهربان زندگی کند و چرا باید دوباره تا سر حد مرگ برود(چون از این عمل خیلیها سالم بیرون نمیایند) و در سلول انفرادی حالش به هم بخورد و در بیمارستان , تازه حکم آزادی مشروط به دستش برسد؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;و این همه فقط به خاطر 6 سال حبس تعزیری؟واقعا در باره انسانیت و انصاف دچار حیرت می شوم. وقتی فرزند کوچکم در باره اشکهایم می پرسد نمی توانم چیزی به او بگویم چرا که او می داند ما با ظهور انقلاب خوشبخت شده بودیم.این را بارها از حرفهایمان احساس کرده و فهمیده است. نمی توانم بگویم که حالا دیگر از آن همه خوشبختی تنها اسمی باقی مانده است.نمی توانم بگویم که از عدالت و آزادی که به دست آورده بودیم و به آن افتخار می کردیم دیگر کمترش مانده و بیشترش رفته.ما در انقلاب زاده شدیم و شخصیت پیدا کردیم.با انقلاب رنگ خوشبختی بر زندگی هایمان ریخته شد.در جنگ خوشبخت بودیم.سر فراز بودیم.با نشاط بودیم.همه با هم نان و لوبیا و سیب زمینی می خوردیم.همه با هم در صف گوشت می ایستادیم.همه با هم کم نفت مصرف می کردیم.همه رنگ هم بودیم.همه با هم زیر موشک باران سبزه سبز می کردیم.چه راحت رییس جمهور و نخست وزیر را می دیدیم.چقدر آنها همیشه خود را شرمنده ما می دانستند.چقدر با ما راحت و بی تکلف حرف می زدند.و اگر کسی می پرسید خوشبختی یعنی چه؟ اصلا لازم نبود تعریف کنیم چون با تمام وجود احترام , انسانیت , از خود گذشتگی و عشق را زندگی می کردیم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;زنگ تفریح در مدرسه , صدای وحشتناک آژیر قرمز را می شنیدیم اما والیبالمان تعطیل نمی شد.ما برای بچه های دزفول اشک می ریختیم اما هیچوقت از جنگ متنفر نمی شدیم.ما نسل خوشبختی بودیم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;اما امروز دیگر خوشبختی را فقط باید تعریف کنیم و برایش مثال و مصداق بیاوریم و به فرزندانمان بگوییم ما از نسلی هستیم که هرگز تکرار نمی شود.کسی بین بسیجی و غیر بسیجی مان تفاوتی قائل نبود الا با شهادت.با ایثار و با سوختن.سوختنی عاشقانه.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;دیگر هرگز نوجوان 16 ساله نخواهد فهمید چرا بسیجی همسن او عاشقانه روی مین می رفت.اینها مفاهیمی بود که با جنگ متولد شد و در همان میدانهای مین سوخت...حالا نوجوان ما دنبال مفهوم دیگری از این دست است.و سرخی این الفاظ را در سبزی صداقت و سادگی یکی از مردان آن نسل پیدا کرده.&lt;br /&gt;وقتی به فرزندم می گویم:"مادر! شما باید فردا را بسازید ....بهتر از امروز." می گوید: "فکر نمی کنم فردا بهتر از امروز باشد."&lt;br /&gt;من ولی به این پرچم سبز صداقت ایمان آورده ام که مفهوم خوشبختی دوباره زنده می شود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مرضیه لبخند&lt;br /&gt;m.labkhand@gmail.com&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-6158666806028984049?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/6158666806028984049/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_03.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6158666806028984049'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/6158666806028984049'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post_03.html' title='بگذار خوشبختی دوباره زنده شود'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-3484186659672813033</id><published>2009-12-01T15:21:00.000+03:30</published><updated>2009-12-01T15:23:39.541+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='حسین تفرشی'/><title type='text'>دانشجو: سنت یا مدرنیته</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;روز دانشجو نزدیک است. دانشجو در این کشور همواره و در همه دوره ها طبقه ای بوده است که هر تشکل و تحولی در جامعه به آن چشم داشته است.&lt;br /&gt;اینکه در 16 آذر 32 دانشجویان آفرینندۀ حرکتی هستند که تاثیرش نیم قرن را پشت سر گذاشته و نسلهای بعد را رهنمون می شود خود بیانگر دلیل این چشم داشت است.&lt;br /&gt;دانشجو طبقه ای است که به شدت بر جامعه تاثیر گذار است و هم اکنون این تاثیر گذاری فراتر از یک حرکت اعتراضی رفته است. در جریان تحولات چند ماهۀ اخیر نقش پر رنگ و هدایتگر آنها را دیدیم. و دیدیم که دستگاه تا چه حد از این طبقه و تاثیرش بر جامعه هراسان است. از پیش از 13 آبان سخن از 16 آذر در محافل مختلف مطرح بود و در روزهای اخیر باز در رسانه های دولتی می شنویم که تجمع در خارج از دانشگاهها ممنوع است و تنها بسیج دانشجویی در داخل دانشگاه مجوز برپایی مراسم دارد.&lt;br /&gt;اینکه آقایان با چپاندن نیروهای سپاه در دانشگاهها به اسم دانشجوی بسیجی سعی در کنترل اوضاع دانشگاهها دارند خود نشاندهندۀ دیگری برای قدرت و عمق تاثیر گذاری این طبقه است. اما آیا تلاشهای دولتی موفق خواهد شد؟&lt;br /&gt;به نظر بعید می رسد؛ زیرا دانشگاه اساساً یک پدیدۀ مدرن است و آشتی سنت و مدرنیته تا زمانی که سنت در قالب مدرن ریخته نشده است بسیار بسیار بعید است. دولت دارد زور می زند تا مفاهیم سنتی را با زور بخشنامه و دستور در دانشگاهها اعمال کند، حال آنکه تلاشی برای روزآمد کردن آنها نکرده است.&lt;br /&gt;در دورۀ پهلوی آمدند برای گسترش ملی گرایی برنامه هایی طراحی کردند تا در آنها چهره هایی از دورۀ کهن را برای امروز کاربردی کنند و به نظر می رسد که موفق هم بودند. نماد ساختن چهره هایی چون فردوسی، حافظ، سعدی، خیام، مولوی، ابن سینا، و ...،  بهره گیری از سبک و سیاق معماری کهن در شهرهای سازی مدرن در عصر رضاخان همگی از جمله کارهایی بودند که تاثیر شگرفی بر ایجاد حس ملی گرایی در این کشور داشتند. تاثیری که امروز بیش از همیشه با خلق شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» لمس می شود.&lt;br /&gt;به نظر می رسد تا وقتی اندیشۀ حکومت، که مدعی است «اسلامی» است، در قالب مدرن ارائه نشود، آشتی پذیری آن با فضای دانشگاه و دانشجو دور از ذهن است.&lt;br /&gt;16 آذر امسال نشان می دهد که تا چه حد سنت و مدرنیته در کشورمان به هم نزدیک یا دور شده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسین تفرشیhtafreshee@gmail.com&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-3484186659672813033?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/3484186659672813033/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/3484186659672813033'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/3484186659672813033'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='دانشجو: سنت یا مدرنیته'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-7565361863941810209</id><published>2009-11-30T15:09:00.006+03:30</published><updated>2009-11-30T15:21:01.266+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جویا کوشیار'/><title type='text'>آذر اهورایی</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SxOv0zKGcnI/AAAAAAAAAIU/KXWfpRULgok/s1600/shohada.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5409860899022729842" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 225px; CURSOR: hand; HEIGHT: 320px" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SxOv0zKGcnI/AAAAAAAAAIU/KXWfpRULgok/s320/shohada.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;em&gt;"اگر اجباری که به زندان ماندن دارم نبود ، خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم ، همان جایی که بیست و دو سال پیش " آذر" مان در آتش بیداد سوخت ، او را در پیش پای نیکسون قربانی کردند .&lt;br /&gt;این " سه یار دبستانی " که هنور مدرسه را ترک نگفته اند . هنوز از تحصیلا تشان فراغت نیافته اند . نخواستند همچون دیگران کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه ، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند . از آن سال ، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند ؛ اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید بیاموزند . هر که را می رود سفارش کنند . آنها هرگز نمی روند ، همیشه خواهند ماند . آنها " شهید " ند . این " سه قطره خون " که بر چهره دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است . کاشکی می توانستم این سه آذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم ؛ تا در این سموم که می وزد ، نفسرند . اما نه ، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه ام نگاه دارم . "&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;دکتر علی شریعتی – 1354&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;و باز آذر ، و باز دانشجو ؛ و یک دنیا سؤال . شانه های جوان دانشجوی ایرانی زیر بار مسئولیت اجتماعی و تاریخی اش دارد له می شود ، دارد پیر می شود . صدای شان را در حلقوم می شکنند و فکرشان را به بند می کشند و خون شان را روی سنگ فرش خیابان جاری ...&lt;br /&gt;دانشجوی ایرانی امروز طلایه دار سه قطره خونی است که در 16 آذر 1332 در دانشکده فنی دانشگاه تهران به پای نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا ریختند . مهدی شریعت رضوی برادر پوران ( همسر دکتر علی شریعتی ) ، احمد قند چی ، مصطفی بزرگ نیا سه یار دبستانی و سه قربانی هستند که در مسلخ استبداد سلاخی شدند . اما نمردند و نخواهند مرد آنها زنده تاریخ اند و معلم تاریخ . این سه یار دبستانی همواره می آموزند؛ درس عشق ، آزادی و آزادگی را . آتش این سه آذر اهورایی در آتش دان قلب و فکر انسانهای مسئول هماره روشن است . خون این " سه قطره خون " همچنان تازه و گرم در رگهای جنبش دانشجویی در جریان است . اگر در آذر 1332 لشکر 2 زرهی را به دانشگاه تهران بردند و دسته ای از نظامیان معروف به " دسته جانبازان " در دانشکده فنی دانشجویان را به خاک و خون کشیدند امروز نیز فضای مقدس دانشگاه جولانگاه نظامیانی چون بسیج است . روز 18 تیر 1388 دیدم نظامیان تا بن دندان مسلحی را که بر روی سپرهایشان حک شده بود : " فدائیان رهبر " و با ضربات باتوم خویش فرق جوانان و دانشجویان را می شکافتند .این یعنی در رگ های دانشجوی امروزی خون اهورایی آذر می دود . اگر به سیاست و به اجبار هم از محل تحصیل دورش کنند در هر جایی که باشد خونش از مشاهده ظلم و ستم صورتش را سرخ می کند.&lt;br /&gt;دانشجوی مسئول از برای کوپن نانی آزادگی و مسئولیت خویش را لگد مال نمی کند . سر او هیچگاه در آخور هیچ ستمی فرو نمی رود . دانشجو غم نان خویش ندارد او علیه تبعیض و بی عدالتی می خروشد. وقایع پس از انتخابات دل مردم را به دانشجویان گرم کرد. دانستند سالها سعی و تلاش برای بی هویت کردن دانشجو و با روزمرگی و به خود مشغول کردن و بی تفاوت کردن او نسبت به مسائل و مشکلات جامعه بی اثر و بی ثمر بوده است.&lt;br /&gt;دانشجو همچنان مسئول است وهمچنان پیشانی مبارزه با بیداد و ستم. از این رو است که دشمن هر از گاه به خانه و کاشانه او یورش می برد ، می زند ، می شکند ، می کشد و خون پاکش را نقش زمین می کند. اما باز هم دانشجو عقب نمی نشیند و همچنان در صف اول میدان است و بیدار. آگاه است و می داند که شعار " کرسی آزاد اندیشی " با مهار و محدودیت علوم انسانی محقق نمی شود. دانشجو امروز چشم و چراغ جامعه است در مسیر روشنگری و اعتراض به سیاهی و تباهی.&lt;br /&gt;به راستی چه کسی می تواند این بار امانت آگاهی و بینش را جز دانشجو به دوش بکشد . دانشجو امروز بیش از پیش در برابر فرهنگ دروغ ، ریا و خرافه پرستی مسئول است ، و چه خوب رسالت تاریخی اش را ایفا می کند . به جد جوان دانشجوی ما پس از 22 خرداد 1388 چشم بر هم نگذاشته و نخفته است ؛ بیدار بیدار . می بیند که به نام اسلام و به نام انقلاب چه بر سر مردم بی گناه و بی پناه می آورند. او اقتدار طلبان را با افکار آزاد اندیش خویش به چالش کشیده است. اردوگاه ظالمان به هر کید و مکری متوسل شده است تا این غزال تیز پای آگاهی و دانش را در بیشه زار جهل و نادانی به کمند خویش گیرد, اما مگر فکر و اندیشه به حصار و دام در می آیند ؟! گر چه امروز شاهدیم که استادان و معلمانی را به صرف داشتن فکر و اندیشه محاکمه و مجازات می نمایند .&lt;br /&gt;روز 13 آبان شاهد بودم دختری دانشجو مورد حمله یک نظامی قرار گرفت ، نظامی به زور باتوم ، دستبند سبز را از دست دختر خارج ساخت اما آن دختر فریاد بر آورد که " ای بیچاره ! نشان سبزم را به تاراج می بری با فکرم چه خواهی کرد ؟ "&lt;br /&gt;دانشجو آتش اهورایی در سینه دارد او نمی رود او می ماند . می داند که تاریخ به او نیاز دارد . پدران ، مادران و فرزندان ایران به او نیاز دارند. او می داند که پا به دانشگاه نگذاشته است تا به درد دیگران پشت پا بزند . او می داند که دشمن نیز از نقش روشنگرانه وی در هراس است می خواهد شمع آگاهی اش را پف کند . اما چراغ امید او در دل هر ایرانی سوسو می زند . ایرانی به دانشجو چشم امید دوخته است.&lt;br /&gt;رژیم شاه بسیار کوشید تا 16 آذر را در تاریخ محو کند ، اما دانشجو نگذاشت و هر سال و هر سال پیدا و پنهان آن را گرامی داشته است. اما دراواخر دهه شصت بود که جامعه اسلامی دانشجویان که از جیب بازار و حاکمیت ارتزاق می شد و می شود در برابر تحکیم وحدت ( تشکیلات سیاسی خود جوش و فراهم آمده از انجمن های اسلامی سراسر دانشگاهها ) سر بر آورد تا با مشابهت سازیهایی زنجیر تحکیم دانشجویان را سست کنند و در ادامه سیاست های مزورانه خویش نامه ای چند صفحه ای به رهبری نوشتند تا روز دانشجو را از 16 آذر به 16 دی نقل زمان و نقل معنا دهند . 16 دی روز شهادت شهید علم الهدی و تعدادی از دانشجویان در کربلای هویزه است . این روز برای هر ایرانی گرامی است .اما نه به معنای مصادره یک هویت و یک تاریخ . معلوم بود که هدف این اقتدارگرایان نه گرامی داشتن شهدای عزیزی چون حسین علم الهدی بلکه هدف شان گم کردن آدرس 16 آذر و به باد دادن خاکستر آذر اهورایی دانشجو بود . آنان در پی بی هویت کردن دانشجو از تاریخ و ماهیت ناب پر مسئول او بودند .&lt;br /&gt;اما امروزه شاهدیم که با تمام این ترفند ها و تزویرها دانشجو همچنان در صحنه حاضر است و با پشت پا زدن به همه تطمیع ها و تهدید ها به ایفای رسالت تاریخی خود می پردازد . او زنده است و می ماند چرا که ایران و تاریخ ایرانی زنده است .&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;em&gt;&lt;strong&gt;جویا کوشیار&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="mailto:jooya.kooshyar@gmail.com"&gt;&lt;em&gt;jooya.kooshyar@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-7565361863941810209?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/7565361863941810209/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/11/blog-post_30.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7565361863941810209'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/7565361863941810209'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/11/blog-post_30.html' title='آذر اهورایی'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/SxOv0zKGcnI/AAAAAAAAAIU/KXWfpRULgok/s72-c/shohada.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-5468576168240748360</id><published>2009-11-29T15:34:00.005+03:30</published><updated>2009-11-29T16:30:58.535+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فؤاد صدیق'/><title type='text'>امروز ، همان‌روز است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;سالهای دهه‌اول انقلاب بود و روزی نخست‌وزیر به میان دانشجویان دانشگاه تهران آمد و با آنان گفت‌و‌گو کرد. بعداز سخنان او ،نوبت به پرسش و پاسخ رسید. دانشجویان چنان با حرارت او را سؤال‌پیچ کرده‌بودند و از جنگ و رابطه‌با امریکا و روابط داخلی گرفته تا اقتصاد و اختلافات سیاسی می‌پرسیدند که گویی کسی از کشور دیگری را پیدا کرده‌اند. بعد هم نه شعاری علیه حکومت داده‌شد و نه کسی به قوه‌قضاییه که آن روز شورای عالی قضایی نامیده می‌شد و نه به دادگاه انقلاب بابت انقلاب مخملی معرفی شد.&lt;/div&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;سال 68 بود. اولین سال تحصیلی در فضایی بعداز رحلت امام. در دولتی جدید و با اتفاقاتی تازه. به غیراز مجلس سوم که اکثریت آن با جناح چپ بود، مملکت تقریبا یکدست بود. البته نه به یکدستی الآن. همه داشتند یکرنگی(!) را تجربه می‌کردند. آن‌گونه که دو - سه سال بعد و در انتخابات مجلس چهارم ، آن را تکمیل کردند.&lt;/div&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;بااین حال ،‌هنوز فضای دانشگاهها با ترفندهای گروهسازی جناح راست، وبه قول مفسران فوتبال،" مالخود"‌ نشده‌بود. درهمان ایام، یک زندانی جاسوس انگلیس، بعداز سفر رینالدو گالیندوپل ، فرستاده ویژه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل به ایران ،از زندان آزاد شد و به کشورش بازگشت. دانشجویان به این روند اعتراض کرده‌بودند. آنها معتقدبودند که این فعل و انفعالات ، نوعی بازگشت کاپیتولاسیون به ایران است. آن هم درست پس از درگذشت امام خمینی که به جرم انتقاد از برقراری چنین روندی، به تبعید فرستاده‌شده‌بود. به‌یاددارم که پس‌از اقامه نماز جماعت در مسجد دانشگاه شهیدبهشتی به امامت نماینده رهبری دردانشگاه و نماینده سابق قائم‌مقام سابق رهبری سابق ، تعدادی از دانشجویان دور ایشان حلقه‌زده‌بودیم و نسبت به این موضوع با ایشان صحبت می‌کردیم.سخنان جناب ایشان که تماما برپایه وحدت! از نوع حکومتی آن وازبالا به پایین استوار بود و می‌گفت که نباید حرف و سخنی بزنید که بوی مخالفت با ولی‌فقیه از آن به مشام برسد و ایشان که تازه سکان رهبری را به‌دست گرفته‌اند، خود بهتر می‌دانند که چه‌کنند و معلوم است که جوان خامی مثل شما نمی‌تواند به ایشان خرده بگیرد و درباره مسائلی که از پشت پرده و کنه آن خبر ندارید ، اظهار نظر کنید؛ و همه را به "وحدت الموتی" فرامی‌خواند، یکی از دانشجویان گفت این موضوع آزادی جاسوس انگلیسی یعنی بازگشت کاپیتولاسیون! اما جناب نماینده رهبری چنان از سر موضع وحدت برآشفت که بلافاصله تهدید کرد که من این دانشجو را به قوه قضاییه معرفی می‌کنمم تا پاسخگوی این سخنان آلوده‌اش باشد.&lt;/div&gt;&lt;p align="justify"&gt;در سالی بعد، دوستی از مغضوبان &lt;em&gt;کیهان&lt;/em&gt;" نصیری" درباره وضعیت دانشگاهها می‌پرسید و اینکه دانشجویان دربرابر وقایع جاری چه نظری دارند؟ به او گفتم همه را اخته کرده‌اند!&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;روزگار چرخید وچرخید تا اتفاق دیگری در دانشگاهی از دانشگاههای تهران بیفتد.در دانشکده علوم سیاسی که باید ازقضا محل تضارب آرا و تحمل عقاید و دیدگاههای مختلف باشد. پیش‌از اقامه نماز ظهری ، بریده جراید را از تابلو می‌خواندیم. اظهارات بهزادنبوی بود درباره شرکتی از زیرمجموعه وزارت نیرو یا نفت.و اینکه نخواهیم گذاشت نظر به شرق دولت خاتمی را به غرب متمایل کنند. احدی از برادران بسیج دانشکده بی‌اعتنا به دیگران و درمقابل دیدگان همه ، دست وحدت‌بخش و التیام‌آفرینش را به تابلو برد و آن بریده روزنامه را به غضب دشمن‌شکنانه‌اش بریده‌تر کرد و رفت.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;امروز اما دیگر نه رئیس دولتی هست که به دانشگاه یکدست و وحدت‌بخش‌ما بیاید و نه دانشجوی جیره‌خواری که دم از بازگشت کاپیتولاسیون بزند تا او را به محاکم صالحه ! قضایی معرفی‌اش کنند( البته ملوانان جاسوس هم به خاطر وحدت میان عالم بشریت! آزاد شدند) و نه بهزادنبوی‌ای درکار است تا درباره مخالفت و مبارزه با غرب سخن بگوید که خودش را هم مثل بریده روزنامه ، تکه تکه کنند. چون خودش را که  زار و نزار روی تخت بیمارستان انداخته‌اند.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;اگرچه پاسخ آن‌روزم به آن مغضوب &lt;em&gt;کیهان&lt;/em&gt; جلب توجه می‌کرد؛ اما نکته اساسی آن در این است که بسیاری ازاخته‌شدگان سیاسی به خونخواهی خود و نسل‌سوخته آینده‌اشان برخواهند خاست. آن‌گاه چه پاسخی باید داد؟&lt;/p&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;امروز همان روز است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;فؤاد صدیق&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="mailto:fooadseddiq@gmail.com"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;fooadseddiq@gmail.com&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-5468576168240748360?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/5468576168240748360/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/11/blog-post_29.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5468576168240748360'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/5468576168240748360'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/11/blog-post_29.html' title='امروز ، همان‌روز است'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-1549423513350445855</id><published>2009-11-27T16:47:00.004+03:30</published><updated>2009-11-29T15:34:43.672+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سردبیری'/><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;عیدقربان &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;برعارفان و عاشقان حق مبارک باد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;قربان را به مسلخ بردن خویشتن برای رهانیده شدن از غیرخدا و رسیدن به لقا و قرب حق تعالی نیز خوانده اند.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;امروز مانیز برای رسیدن به درجه ای والاتر از آنچه که هستیم و در آن گام می زنیم و رسیدن به مرتبه ای بالاتر , باید از خودبگذریم و گام بر جای پای پیامبر و ائمه اطهار نهیم. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;اصلاح امورمان جز با اصلاح خویشتن میسر نمی گردد و باید از خود و خویشتن خویش آغاز کنیم که ان الله لایغیربقوم حتی یغیروا مابانفسهم.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;آنان که خاک را بنظر کیمیا کنند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;آیا شود که گوشه چشمی بماکنند&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;سردبیری&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-1549423513350445855?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/1549423513350445855/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/11/blog-post_27.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1549423513350445855'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1549423513350445855'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/11/blog-post_27.html' title=''/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-1227042716423452364</id><published>2009-11-26T16:14:00.003+03:30</published><updated>2009-11-26T16:20:26.429+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آرزو تابان'/><title type='text'>ویروس شناسی سیاسی</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/Sw55gJ6rmUI/AAAAAAAAAIM/e5GY7PKDapY/s1600/ddd.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5408393795843365186" style="FLOAT: right; MARGIN: 0px 0px 10px 10px; WIDTH: 300px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/Sw55gJ6rmUI/AAAAAAAAAIM/e5GY7PKDapY/s320/ddd.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;از بعد روز 13 آبان و ادامه روند پافشاری آقایان در رفتارهایی که اگر حیوان شعور داشت از آن سر نمی زد ، و مشاهده رفتارهای عجیب، وارد سیر تحقیقاتی جدیدی شدم .این مدت که خودم سرما خورده بودم آن هم با منشا ویروسی (البته ویروسش از نوع خوکی نبود، کی به کیه طاووسی بود ) زدم تو کار ویروس شناسی . مطالعه در زمینه ویروس شناسی را از مدتها قبل آغاز کرده بودم از همان زمان که آقایان به سلیقه خود اسم ویروس آنفولانزای خوکی را با چند دلیل کردان پسندانه و قابل چاپ در نشریه علمی دانشجو ،به ویروس آنفولانزای نوع A تغییر دادند.&lt;br /&gt;هرچند که به خاطر موارد متعدد گلاب به دیوار، دزدی علمی آقای رئیس دولت و دوستان، مقامات رسما علمی اعلام کردند که دیگر برای مقالات ایرانیان اهمیتی قائل نیستند ولی من از رو نرفتم وبه کار خودم ادامه دادم .خلاصه که افتادم تو کار ردیابی ویروس های مختلفی که احتمال آلودگی انسان به آنها وجود دارد البته تا حالا تعدادی رو هم شناسایی کردم فقط از ترس کامی و دوستان منتشر نکردم به شما هم یواشکی می گم ....&lt;br /&gt;البته اکثر این ویروسها یا روی سیستم اعصاب مرکزی اثر می گذارند یا قلبی-احساسی، هرچند که در نهایت نتیجه یکسانی دارند چون باعث از کار افتادن هر دو سیستم خواهند شد.&lt;br /&gt;ویروس شبه هاری : بدون اینکه توسط حیوان هار گاز گرفته شوید در اثر عواملی دیگر چون Money واینا امکان آلودگی وجود دارد و در صورت آلودگی چنان هار خواهید شد که به محض دیدن هدف ( البته بستگی دارد در چه راستایی ویروسی شده باشید مثلا در بیماران حاد حتی با دیدن رنگ سبز علائم بیماری ظاهر خواهد شد ) طوری رفتار خواهید کرد اگر حیوان هاری در صحنه باشد شرمنده خواهد شد .این نوع ویروس چنان بر سیستم اعصاب مرکزی اثر می گذارد که نه تنها بر روی احساسات و ادراکات که حتی روی دید ظاهری افراد نیز اثر گذاشته وآن را دچار اختلال می کند (که به این مورد اخیر کوری روانی اطلاق می گردد.) آن سان که این افراد تفاوتی میان زن و مرد ،کوچکتر و بزرگتر ، جوان تر و پیرتر قائل نخواهند بود وهمه را به یک چشم می بینند ( از اثرات دولت عدالت گستر ) و چون تعداد این افراد کم هم نیست به یک چشم تنگ آمده و بنابراین افراد مبتلا با تنگ نظری هر چه تمامتر به پاچه گیری خواهند پرداخت .طبق گزارشهای رسمی نشده تعداد مبتلایان به این ویروس بسیار بالاست و تاسف دوبله از آن روست که بسیاری از مبتلایان دارای پست های مهم مملکتی هستند و از آنجایی که وزارت بهداشتشون آنفولانزای خوکی را که کلهم اجمعین دنیا می گویند خطر مرگ دارد کبریت بی خطر معرفی کرد دیگه این ویروس که جای خود دارد .(به هرحال ویروسی که خیرش به دولت برسد چه باک !)&lt;br /&gt;با وجود سخنرانی های بعضی ها ، ویروسی هم خانواده با این ویروس نیز شناسایی شده که روی مرکز رو در انسانها اثر می گذارد و در نتیجۀ رفتار مبتلایان، سنگ پای قزوین شرمنده خواهد شد و متاسفانه چون تعداد این افراد نیز کم نیست اگر کسی وجود چنین ویروسهایی را افشا کند خود متهم خواهد شد . اگر زندگی واقعی هم مثل فیلمهای علمی –تخیلی بود حتما به مرور زمان انسانهای مبتلا به این ویروسها تبدیل به حیوانات درنده می شدند. چه کنیم که زندگی فیلم نیست و انسان هم گاهی بدتر از حیوان !&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;آرزو تابان&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1566139520858247998-1227042716423452364?l=roozgaranema.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://roozgaranema.blogspot.com/feeds/1227042716423452364/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/11/blog-post_26.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1227042716423452364'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1566139520858247998/posts/default/1227042716423452364'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://roozgaranema.blogspot.com/2009/11/blog-post_26.html' title='ویروس شناسی سیاسی'/><author><name>روزگاران‌ما</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11629233094629457691</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='33' height='26' src='http://3.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/So_KbV-YG2I/AAAAAAAAABI/L3QGBbc8WGM/S220/sabz.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_9SLDN7-wDb0/Sw55gJ6rmUI/AAAAAAAAAIM/e5GY7PKDapY/s72-c/ddd.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1566139520858247998.post-1484578625425419068</id><published>2009-11-25T16:09:00.004+03:30</published><updated>2009-11-26T08:33:01.414+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مرضیه لبخند'/><title type='text'>داستان نا مکرر آذر</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;چه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کسی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;است&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;صدایش&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آمده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;گوید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;تا&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دیر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نشده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;با&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;حفظ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آرامش&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;راهی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;پیشنهاد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بدهید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;!&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;فکر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کنید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;مسئولین&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;پیشنهادتان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;شنوند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;به&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;فکر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کنند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;جامه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;عمل&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; (&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;لباس&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کار&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;)&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;پوشانند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بله !درست خواندید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; :&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;لباس&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کار&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آنها&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;به&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;تن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;همه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کارگرانی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بتوانند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آنان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;سر پا&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نگه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دارند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;لباس&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کار&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;پوشانند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;16 &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آذر نزدیک&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;شده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.16 &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آذری&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خیلی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;ها&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آماده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خون&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بریزند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;به&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;گروه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; 3 &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آذر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اهورایی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بپیوندند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اما چه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;راحت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;شد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;این&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خونها&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;ریخته&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نشود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خیلی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;از&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آذر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نامکرر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دور&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نشده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;ایم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آذری&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;هرگز&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;برای&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;هیچ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کس&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دیگر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اتفاق&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نیفتاد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اگر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;روز&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خیلی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;احساس پیشرو&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بودن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نکرد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بودیم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;حالا&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نمی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بایست&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دانشگاه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;منتظر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کسانی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;باشیم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;لباس&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;سبزمان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;درمیاورند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;به&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;زندانمان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;برند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;مگر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;سید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;محمد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خاتمی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;با&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;ما&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نسل&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;روشنفکر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دانشگاهی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;چه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کرده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;روز&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;او&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; "&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;هو&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;" &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کردیم؟&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;مگر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دوران&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;او&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;روزنامه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خوان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نشدیم؟مگر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دوره&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;او&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نبود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;گفتند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دانستن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;حق&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;ملت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;است؟&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;مگر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دوره&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;او&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نبود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;واژه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;جوان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;سر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;زبان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;افتاد؟&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;مگر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دوره&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;او&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نبود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دولت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;از&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;تونل&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بحران&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;با&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;لبخند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;عبور&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کرد؟&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;مگر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خاتمی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نبود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بحران&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; 18 &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;تیر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;با&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;متانت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;با&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کمک&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بسیج&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خاموش&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کرد؟&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و مگر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;ما&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نبودیم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;هی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;گفتیم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; :&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خاتمی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;فقط&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;حرف&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;زند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خاتمی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دروغ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;گوید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خاتمی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اهل&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;عمل&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نیست&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و در همین&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دانشگاه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خاتمی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; "&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;محاکمه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;" &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;به&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;صد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;ها&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; "&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;هو&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;" &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;محکوم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کردیم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آن&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;روز&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;خاتمی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;صورتش&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;سرخ&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;شده&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بود&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;از حیا&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;یا&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;از&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;تاسف&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نمی&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دانم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;اما&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;جملاتش&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;این&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;راگفت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;:&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آیندگان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آیند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و شما می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;بینید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;چه&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;کنند&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;."&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA"&gt;این&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;روز&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;او&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;در&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;همان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; 16 &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آذر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;نامکرر&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دید&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;که&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;آنچنان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;برافروخته&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;شد&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;ما&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;فقط&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;پیش&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;پای روشنفکریمان&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;را&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;می&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;دیدیم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-family:'Calibri','sans-serif';"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" alig
