۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

ما 22 نفر

در ديدار هفته گذشته مردم آمل با رهبري نكته اي جلب توجه ام كرد و آن خواندن سرودي هماهنگ در عشق به رهبري و ولايت بود. چنين همخواني هماهنگ براي آن جمعيت شهرستاني جاي تعجب داشت. كمي كه دقت كردم ديدم دست بسياري از افراد تصويري از آقاي خامنه اي است كه در پشت آن متن سرود نوشته شده بود. آنهايي هم كه كه عكسي نداشتند سر و گردن به كاغذ نفر بغلي مي كشيدند. خلاصه آنكه آنها با اين همخواني فضايي روحاني اما كاملا تصنعي ايجاد كرده بودند.
ديدن اين صحنه ذهن مرا به حدود سه ده پيش برد به زماني كه ما نوجوان بوديم . ايام دهه فجر نزديك بود و معلم تربيتي مدرسه ما 22 نفر را از ميان 500-600 نفر دانش آموز مدرسه براي اجراي سرود معروف "22بهمن " در سالروز پيروزي انقلاب اسلامي انتخاب كرده بود. يك هفته تمام روزي يك ساعت تمرين بي فايده بود. نه اين كه ما بي استعداد بوديم،نه! زمان كم بود و از دست معلم تربيتي هم كاري ساخته نبود. بايد فردا در مقابل تعدادي از مسئولين منطقه؛ هماهنگ اين سرود را مي خوانديم. چاره اي نبود روز آخر آقا معلم دست به ابتكاري زد 5نفر را كه حسابي سرود را حفظ بودند در خط پيش چيد و به پشت لباس آنها و به پشت نفرات خط مياني سرودنوشته را چسباند ، تا 9 نفر خط آخر و 8 نفرخط مياني با نفرات جلويي در همخمواني (روخواني!) هماهنگ باشند. در روز موعود، برنامه سرود در محوطه باز مدرسه به خوبي پيش مي رفت. و ما با "احسنت احسنت" و "آفرين آفرين" حاضرين به وجد آمده و صدايمان را بلندتر مي كرديم: "22 بهمن 22بهمن" " روز آزادي ما روز از خود گذشتن" " روز ..." كه ناگهان يك تند بادي در چشم به هم زدني كاغذ چسبيده به پشت ما را به هوا بلند كرد و آنچه نبايد بشود شد.
حال دراين پندارم آن شور و احساس معنوي طوطي وار حاصل از متن شعرهاي ديكته شده براي آن جماعت آملي در پشت كاغذها، در برابر تند باد حوادث چه خواهد شد؟ اين احساس تصنعي را بگذاريدكنار آن احساس واقعي جوشيده از متن دل مردم در مواجهه با معمار انقلاب حضرت امام خميني(ره) به يك اشاره و كلام او چشمها تر ميشد.
اين مقايسه چه نتيجه اي را دست مي دهد؟ ما چه نيازي به اين احساسات داريم؟ برانگيختن احساسات به هر طريق ممكن چه ارزشي دارد؟ آيا نيل به بصيرت با تحريك احساسات در فضايي كاملا تصنعي و انتشار آن از طريق رسانه انحصاري صدا و سيما نشان از نوعي كمبود و ضعف پايگاه اجتماعي نيست؟
و ما 22 نفر كه روزي با عمل طوطي وار خود و با راهنمايي غلط سعي داشتيم اذهان حاضرين را فريب و به سوي خود جلب كنيم با يك تند باد براي هميشه ادب شديم و آموختيم كه صادق باشيم. و اكنون نيز به راهي ميرويم كه به آن ايمان داريم. ما كوچكيم در برابر بي شمار ياران سبز؛ اما هستيم با تمام شور و شعور بر آمده از درون و عمق قلبمان. ما در روز 22 بهمن چون قطره اي به موج سبز آزادي خواهيم پيوست. نه طوطي وار بلكه با آگاهي و ايمان. ايمان به برچيده شدن بساط دروغ و ريا و برقراري عدل و قسط.
پيرروزي با ماست چرا كه ما خودمانيم؛ خودِ خودمان،بي بدل و بي دروغ،همه "چيز"ي كه هستيم "ما بي شماريم".

جويا كوشار
Jooya.kooshyar@gmil.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر