دیروز از برابر مغازهای میگذشتم . قدیمی و پراز اجناس ریز و درشتی که شاید امروز دیگر کمترکسی رغبتی به خرید آنها داشتهباشد. کارایی چنان اجناسی از بین رفته است. مگرکسی سراغی از آنها بگیرد که بخواهد برای تزیین خانه و دکورش از آنها استفاده کند.
یادم افتاد که چندین سال پیش این مغازه برای خودش برو بیایی داشت. و همین اجناس چه مشتریانی. اما امروز به نگاهی هم از آن یاد نمیشود.
آیا با مردمان و دیگر مقولات طرف توجه انسانها هم همینگونه برخورد میشود؟
این روزها در تریبونهای رسمی و ایضا عمومی که با پول مردم و البته پیشاز فرو رفتن در کیسههایشان ، به جیب تولید کنندگان تبلیغات رسمی واریز میشود ؛ دائم میشنویم که : طرفداران منافین ، بقایای جبهه ملی ، لیبرالها ، و ... که نماد سبز دردست دارند .... چه کردند و چه میکنند.
در جریان دادگاه محکومان اخیر حادثه دستساز حکومت در روز عاشورا ، جوانی را به اتهام همکاری با مثلا انجمن پادشاهی یا آن دیگری را به بهانه نفاق و یا غیرو ذلک ، به مردم تلویزیون بین معرفی میکنند و خود نیز حکمی برای آنان صادر میکنند تا شاید بدین وسیله ، دیگر فریب خوردگان(!) عبرت گیرند و حسابکار دستشان بیاید.
میپرسم که فریب چه چیز را باید خورد؟ آفتاب یا ابری که بر خورشید سایه افکندهاست؟
در دنیایی که به کوچکی دهکدهای میماند که همه از حال و روز یکدیگر باخبرند و حکومتگران نیز از دانستن اخبار ، نگران ؛ چگونه میتوان مرگ جوانان را از برابر دیدگان پدران و مادران دور داشت؟
آیا میشود که به خیابان آمد و دنبال روزی بود اما بر جای خالی دیگران خیره نشد و بادیدن چهرههایی که به مردم نیشخند میزنند و برای کشتگان ، لباس سرخ میپوشند ، دلت را چرکین نکند.
مگر دلی از سنگ داشتهباشی که مردمت را دربرابر آتش گلوله ببینی و مستانه دکلمههایی از گذشتهها بکنی و فریادهای دروغین را به اعتبار خود بگیری!
وقتی غمی بردلی سایه میافکند ، باید که چشمی ببارد و چهرهای درهم فرو رود.اما نه آنکه درهم شکند و فرو ریزد. که فرو ریختن ، از آن زورمندان است نه گرمدلان امیدوار.
ما دل در گرو روزهای آفتابی آینده سپردهایم. به ششمین روزی مینگریم که بافریادهایمان ، ابرهای غمزده را از فراز شهرهایمان بیرون کنیم. بزداییم و به روشنی برسیم. به نور خیرهکنندهای که خورشید را هم به نظاره وادارد. به روزی که جان و دل سبزمان را به رخ جهانیانی بکشیم که درپی سرخ شدن رنگ سبزمان هستند. به آنانی که با ظلم خود ، ظالمان را سرپا نگهمیدارند تا برمردم خویش بتازند.
یادتان باشد و یادمان هست که میدانند ولی برای ثبت در تاریخ مینویسم که همه بدانند :
سرخی رنگ سبزمان به اشارت مدعیان سپیدی است.
فؤاد صدیق
fooadseddiq@gmail.com

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر