
امروز دستگاه یزید فاتحانه اسرای کربلای حسین را در بازار و کوچه و خیابان های شام به حرکت در می آورد. امروز بی شمار جیره خواران خود را از اطراف و اکناف شام فرا خوانده تا هلهله کنان سنگ بر سر و روی زینب و طفلان حسین بریزند. دستگاه اموی یزید تمام رسانه های تبلیغی و منابر و امکانات خویش را به کار گرفته تا به تحمیق ملت و مردم عمق دهند.
یزید و یزیدیان می کوشند تا با وارونه جلوه دادن حقیقت و بازی با اعتقادات و باورهای مردم برای خود وحدت و اتحادی هر چند تو خالی دست و پا کند.گاهی جهل پر قدرت است، آن زمان که مکاران و سیاست بازان خوب بدانند از آن به چه نحو استفاده کنند. یزیدیان می کوشند با تحریک احساسات و باورهای خشک و جمود جماعتی معلوم و از قدرت جهل مستتر در آنها برای بقای حکومت خود استفاده کنند.
و اکنون تاریخ در حال تکرار است ...
چند روزی است که در سیاست "فرار به جلو"؛ یزید زمان برای سر پوش گذاشتن به جرم و جنایت خویش در عاشورای خونین، دوباره قرآن به نیزه کرده و " وا اسفا " و "وا مصیبتا" سر می دهد که چه؛ لشگر حسین قرآن آتش زده و کشف حجاب کرده است. فاجعه ای که در عاشورای تهران رقم خورد به قدری عمیق است که تنها سیاست عمرو عاصی و فریب و نیرنگ می تواند دستگاه اموی را موقتا از زیر بار مکافات این عمل ننگین نجات دهد. بیش از 72 ساعت است که دیکتاتور با هدایت و آتش تهیه توپخانۀ روزنامه کیهان و با استفاده از تمام امکانات و ظرفیت های تبلیغی و رسانه ای خود از قبیل صداوسیما،تریبونهای ائمه جماعت سعی دارد با تحریک احساسات مذهبی و دینی مردم آنها را به حمایت از خویش تحریک کند.
دیشب (8 دی 88) بخش خبری 30/20 رکورد شکست و برای اولین بار مدتی حدود 40 دقیقه به دروغ پراکنی پرداخت.از بیانات شدید اللحن علی لاریجانی تا به عمامه زدن مجتهد شبستری در تبریز و راهپیمایی نمادین مجلسیان ! و... اما آنچه که بر دل زینب و زینبیان خون کرد کلیپ ها و گزارشهای احساسی ساخته شده همراه با تصاویر منتخب از تخریبها و شعله های آتش بود. این گزارشها با تصاویری از " همایش شیرخوارگان حسینی، و آهنگهای حزن انگیز و مداحی مداحان حکومت فقط و فقط احساسات و باورهای مردم را نشانه گرفته بود.
جدا از پیروزیهای کوتاه مدت و مقطعی جناح سرکئب, سؤال است که چرا حکومت نمی تواند بر جنبش سبز فائق آید کما اینکه دستگاه یزید و خلافت اموی نتوانست آثار قیام امام حسین(ع) را بزداید. به نظر من علت در ماهیت غیر خدایی و غیر الهی این ساز و برگ است. چنین ماهیتی برای ماندن در قدرت به راحتی به زرو زور و تزویر دست می یازد. ممکن است چنین سیاست و مشی یی سبب شود چند صباحی به عمر مستبد افزود گردد اما با بالارفتن آگاهی مردم به زودی حقیقت آشکار خواهد شد و این حقیقت است که دم و دستگاه طاغوت را به زیر خواهد کشید. به واقع چرا سیاست و تلاش حاکمان در این هفت ماه برای سرکوب جنبش سبز جواب نمی دهد؟
و این جنبش بیش از پیش و عمیق تر در تکاپو و حیات است.چرا؟ معتقدم که پاسخ این سؤال در اصل و اساس دیکتاتور نهفته که بر مدار دروغ استوار شده است.ببینید رسانه میلی در حوادثی چون عاشورای خونین فیلمها،کلیپ ها و گزارشهایی را تدوین کرده و به نمایش می گذارد که عاری از حقیقت و یا حداقل تمام واقعیت نیست. مردم میلیونی یی که در روز عاشورا سینه زنی و عزاداری می کردند و بعد در برابر تهاجم نظامیان سرا پا مسلح از خود دفاع کرده و شعار داده اند خود در صحنه بوده اند و از نزدیک تمام ماجرا را دیده اند, چگونه می توان این دروغها را به خورد آنان داد.
پس انتظار ریزش از جنبش سبز با این ترفند ها عبث است و بلکه آنها را به راهشان مؤمن و معتقدتر می کند.
آیا به راستی حاکمان مستبد از تخریبهای صورت گرفته ناراحتند و یا از اینکه قدرت شان توسط عده ای جوان شجاع و با شهامت به چالش کشیده شده است عصبانی هستند؟
آیا طرح دروغ مسئله آتش زدن قرآن سناریویی برای فرار از خونهای ریخته شده در روز عاشورا و ماه حرام نیست؟ ساخت فیلم های دروغی چون "زنده بودن ترانه موسوی" "احمد کارگر نجاتی" و حال گزارش "حرمت شکنی در عاشورا"! تا کی می تواند مرگ دیکتاتور را به تأخیر بیندازد؟
به نظر من عاشورای خونین تهران نقطه عطف عظیم جنبش سبز است و می رود تا تومار ظلم و ستم را در هم بپیچد. جنبش در این هفت ماه شهدای بسیاری را تقدیم آزادی کرده است اما از این به بعد رسالتی عظیم بر دوشش قرار می گیرد و آن کار زینبی است. آنان که مانده اند باید پیام عاشورا و پیام شهدا را به گوش جهانیان و تاریخ برسانند.
در نهضت پیام رسانی است که می توان سطح آگاهی،فرهیختگی و دانشوری مردم را بالا برد.پیام رسانی یعنی روشنگری. کار زینبی کم از کار حسینی نیست و بلکه در پاره ای مواقع و جوامع سخت تر است. من تمام جنبش سبز را یک پارچه به نهضت زینبی دعوت می کنم. با رشد آگاهی و روشن بینی مردم است که می توان دشمن قویِ جهل را نابود کرد. خیلی از موضع گیریهای مردم عادی که بر آمده از احساسات پاک و بی غل و غش آنان است و نیز بسیاری از گفتار و رفتار خواص ریشه در جهل دارد. ببینید که چگونه آیت الله نوری همدانی بر سبز اندیشان می تازد و سؤال می کند حال به مردم عزادار حمله می کنید؟! اگر این روحانی را فرض کنیم که عامل استبداد نیست باید بپذیزیم که نسبت به آنچه که در عاشورا رخ داده بی اطلاع است. یا آن هموطنی که در برابر دوربین صدا و سیما می گوید ما از هر چه بگذریم از امام حسین(ع) نمی گذریم باید برای او روشن کرد که هدف امام حسین(ع) و فلسفه قیام امام چه بوده است باید او خود را متعهد به این هدف، آرمان و فلسفه بداند وبداند که پشت چه کسی سینه می زند.
در کار زینبی و روشنگری باید دست به دست بدهیم و مستدل و منطقی بگوئیم که در 22خرداد در 25 خرداد در 26تیر در چهلم شهدا و در روز قدس ،13 آبان در 16 آذر و نهایتا در عاشورای خونین چه گذشت.چه کسانی حرمت شکستند چه کسانی خون ریختند، چشم کور کردند، دست و پا شکستند و فرق شکافتند. این رسالت بس رسالتی سنگین است باید هر کجا که هستیم به هر طریق ممکن رو به روشنگری بیاوریم.
شنیدم که رسانه ضد ملی تبلیغ می کند که در عاشورا هلهله کردند، قرآن آتش زدند و کشف حجاب کردند. باید فیلم و تصاویر این روز غمبار را به دست مردم رساند تا ببینند هلهله را چه کسانی کردند؟ چه کسانی به مردم بی دفاع یورش بردند؟ چه کسانی به جماران حمله کردند؟ آنگاه آقای مجتهد شبستری در تبریز به جای آنکه دو دستی بر عمامه اش بکوبد باید آن را به زمین بکوبد لباس روحانیت از تن به در کند و در پیشاپیش خلق خون بگرید. اگر پیام عاشورا درست به مردم به ویژه عوام برسد دیگر آقای لاریجانی و جعفری دولت آبادی جرأت نمی کنند به مردم آدرس غلط بدهند. چرا که مردم در خواهند یافت که باید با کدامین حرمت شکنان و جنایتکاران به اشد مجازات برخورد شود.
جالب است که به عکسی توجه کنید که در روز عاشورا پس از حمله یگان ویژه و به اسارت افتادن تعدادی از آنها توسط مردم چند مرد و زن خود را سپر انسانی می کنند تا کسانی را که تا لحظاتی پیش با باتوم بر فرق و صورت شان می کوبیدند از خشم مردم خشمگین حفظ کنند. حال زنی در برابر این هجوم سنگین روسری اش به خاطر دفاع از آن سرباز و مأمور از سر می افتد آیا خیلی تأسف انگیز نیست که اقدام قهرمانه و شجاعانه این شیر زن را به کشف حجاب تعبیر کنیم. باید تصویر و فیلمهایی را که مردم سبز در حال عزاداری بودند و بعد مورد تهاجم قرار گرفتند به دست آحاد مردم رساند.در چنین وضعی است که حق از باطل تمییز داده خواهد شد.
و اما روی سخن من با دوستان و هواداران جنبش سبز است به ویژه هنرمندان و نویسندگان, لازم است که از تمام توان و هنر خود برای رسیدن پیام عاشورا استفاده کنیم. ما وارد مرحله خطیری شده ایم، حاکمیت در تلاش است با بهره مندی از امکانات و تجهیزات فراهم آمده از پول و سرمایه مردم, آنها را در برابر مردم قرار دهد. اما با کار زینبی و روشنگری می توان توطئۀ دیگر جائران و ستمگران را خنثی نمود.
اکنون زمانه آن است که جنبش سبز بدل به جنبش سبز زینبی گردد.
"آنان که رفتند کار حسینی کردند، آنان که ماندند باید کار زینبی کنند." - دکتر علی شریعتی
یزید و یزیدیان می کوشند تا با وارونه جلوه دادن حقیقت و بازی با اعتقادات و باورهای مردم برای خود وحدت و اتحادی هر چند تو خالی دست و پا کند.گاهی جهل پر قدرت است، آن زمان که مکاران و سیاست بازان خوب بدانند از آن به چه نحو استفاده کنند. یزیدیان می کوشند با تحریک احساسات و باورهای خشک و جمود جماعتی معلوم و از قدرت جهل مستتر در آنها برای بقای حکومت خود استفاده کنند.
و اکنون تاریخ در حال تکرار است ...
چند روزی است که در سیاست "فرار به جلو"؛ یزید زمان برای سر پوش گذاشتن به جرم و جنایت خویش در عاشورای خونین، دوباره قرآن به نیزه کرده و " وا اسفا " و "وا مصیبتا" سر می دهد که چه؛ لشگر حسین قرآن آتش زده و کشف حجاب کرده است. فاجعه ای که در عاشورای تهران رقم خورد به قدری عمیق است که تنها سیاست عمرو عاصی و فریب و نیرنگ می تواند دستگاه اموی را موقتا از زیر بار مکافات این عمل ننگین نجات دهد. بیش از 72 ساعت است که دیکتاتور با هدایت و آتش تهیه توپخانۀ روزنامه کیهان و با استفاده از تمام امکانات و ظرفیت های تبلیغی و رسانه ای خود از قبیل صداوسیما،تریبونهای ائمه جماعت سعی دارد با تحریک احساسات مذهبی و دینی مردم آنها را به حمایت از خویش تحریک کند.
دیشب (8 دی 88) بخش خبری 30/20 رکورد شکست و برای اولین بار مدتی حدود 40 دقیقه به دروغ پراکنی پرداخت.از بیانات شدید اللحن علی لاریجانی تا به عمامه زدن مجتهد شبستری در تبریز و راهپیمایی نمادین مجلسیان ! و... اما آنچه که بر دل زینب و زینبیان خون کرد کلیپ ها و گزارشهای احساسی ساخته شده همراه با تصاویر منتخب از تخریبها و شعله های آتش بود. این گزارشها با تصاویری از " همایش شیرخوارگان حسینی، و آهنگهای حزن انگیز و مداحی مداحان حکومت فقط و فقط احساسات و باورهای مردم را نشانه گرفته بود.
جدا از پیروزیهای کوتاه مدت و مقطعی جناح سرکئب, سؤال است که چرا حکومت نمی تواند بر جنبش سبز فائق آید کما اینکه دستگاه یزید و خلافت اموی نتوانست آثار قیام امام حسین(ع) را بزداید. به نظر من علت در ماهیت غیر خدایی و غیر الهی این ساز و برگ است. چنین ماهیتی برای ماندن در قدرت به راحتی به زرو زور و تزویر دست می یازد. ممکن است چنین سیاست و مشی یی سبب شود چند صباحی به عمر مستبد افزود گردد اما با بالارفتن آگاهی مردم به زودی حقیقت آشکار خواهد شد و این حقیقت است که دم و دستگاه طاغوت را به زیر خواهد کشید. به واقع چرا سیاست و تلاش حاکمان در این هفت ماه برای سرکوب جنبش سبز جواب نمی دهد؟
و این جنبش بیش از پیش و عمیق تر در تکاپو و حیات است.چرا؟ معتقدم که پاسخ این سؤال در اصل و اساس دیکتاتور نهفته که بر مدار دروغ استوار شده است.ببینید رسانه میلی در حوادثی چون عاشورای خونین فیلمها،کلیپ ها و گزارشهایی را تدوین کرده و به نمایش می گذارد که عاری از حقیقت و یا حداقل تمام واقعیت نیست. مردم میلیونی یی که در روز عاشورا سینه زنی و عزاداری می کردند و بعد در برابر تهاجم نظامیان سرا پا مسلح از خود دفاع کرده و شعار داده اند خود در صحنه بوده اند و از نزدیک تمام ماجرا را دیده اند, چگونه می توان این دروغها را به خورد آنان داد.
پس انتظار ریزش از جنبش سبز با این ترفند ها عبث است و بلکه آنها را به راهشان مؤمن و معتقدتر می کند.
آیا به راستی حاکمان مستبد از تخریبهای صورت گرفته ناراحتند و یا از اینکه قدرت شان توسط عده ای جوان شجاع و با شهامت به چالش کشیده شده است عصبانی هستند؟
آیا طرح دروغ مسئله آتش زدن قرآن سناریویی برای فرار از خونهای ریخته شده در روز عاشورا و ماه حرام نیست؟ ساخت فیلم های دروغی چون "زنده بودن ترانه موسوی" "احمد کارگر نجاتی" و حال گزارش "حرمت شکنی در عاشورا"! تا کی می تواند مرگ دیکتاتور را به تأخیر بیندازد؟
به نظر من عاشورای خونین تهران نقطه عطف عظیم جنبش سبز است و می رود تا تومار ظلم و ستم را در هم بپیچد. جنبش در این هفت ماه شهدای بسیاری را تقدیم آزادی کرده است اما از این به بعد رسالتی عظیم بر دوشش قرار می گیرد و آن کار زینبی است. آنان که مانده اند باید پیام عاشورا و پیام شهدا را به گوش جهانیان و تاریخ برسانند.
در نهضت پیام رسانی است که می توان سطح آگاهی،فرهیختگی و دانشوری مردم را بالا برد.پیام رسانی یعنی روشنگری. کار زینبی کم از کار حسینی نیست و بلکه در پاره ای مواقع و جوامع سخت تر است. من تمام جنبش سبز را یک پارچه به نهضت زینبی دعوت می کنم. با رشد آگاهی و روشن بینی مردم است که می توان دشمن قویِ جهل را نابود کرد. خیلی از موضع گیریهای مردم عادی که بر آمده از احساسات پاک و بی غل و غش آنان است و نیز بسیاری از گفتار و رفتار خواص ریشه در جهل دارد. ببینید که چگونه آیت الله نوری همدانی بر سبز اندیشان می تازد و سؤال می کند حال به مردم عزادار حمله می کنید؟! اگر این روحانی را فرض کنیم که عامل استبداد نیست باید بپذیزیم که نسبت به آنچه که در عاشورا رخ داده بی اطلاع است. یا آن هموطنی که در برابر دوربین صدا و سیما می گوید ما از هر چه بگذریم از امام حسین(ع) نمی گذریم باید برای او روشن کرد که هدف امام حسین(ع) و فلسفه قیام امام چه بوده است باید او خود را متعهد به این هدف، آرمان و فلسفه بداند وبداند که پشت چه کسی سینه می زند.
در کار زینبی و روشنگری باید دست به دست بدهیم و مستدل و منطقی بگوئیم که در 22خرداد در 25 خرداد در 26تیر در چهلم شهدا و در روز قدس ،13 آبان در 16 آذر و نهایتا در عاشورای خونین چه گذشت.چه کسانی حرمت شکستند چه کسانی خون ریختند، چشم کور کردند، دست و پا شکستند و فرق شکافتند. این رسالت بس رسالتی سنگین است باید هر کجا که هستیم به هر طریق ممکن رو به روشنگری بیاوریم.
شنیدم که رسانه ضد ملی تبلیغ می کند که در عاشورا هلهله کردند، قرآن آتش زدند و کشف حجاب کردند. باید فیلم و تصاویر این روز غمبار را به دست مردم رساند تا ببینند هلهله را چه کسانی کردند؟ چه کسانی به مردم بی دفاع یورش بردند؟ چه کسانی به جماران حمله کردند؟ آنگاه آقای مجتهد شبستری در تبریز به جای آنکه دو دستی بر عمامه اش بکوبد باید آن را به زمین بکوبد لباس روحانیت از تن به در کند و در پیشاپیش خلق خون بگرید. اگر پیام عاشورا درست به مردم به ویژه عوام برسد دیگر آقای لاریجانی و جعفری دولت آبادی جرأت نمی کنند به مردم آدرس غلط بدهند. چرا که مردم در خواهند یافت که باید با کدامین حرمت شکنان و جنایتکاران به اشد مجازات برخورد شود.
جالب است که به عکسی توجه کنید که در روز عاشورا پس از حمله یگان ویژه و به اسارت افتادن تعدادی از آنها توسط مردم چند مرد و زن خود را سپر انسانی می کنند تا کسانی را که تا لحظاتی پیش با باتوم بر فرق و صورت شان می کوبیدند از خشم مردم خشمگین حفظ کنند. حال زنی در برابر این هجوم سنگین روسری اش به خاطر دفاع از آن سرباز و مأمور از سر می افتد آیا خیلی تأسف انگیز نیست که اقدام قهرمانه و شجاعانه این شیر زن را به کشف حجاب تعبیر کنیم. باید تصویر و فیلمهایی را که مردم سبز در حال عزاداری بودند و بعد مورد تهاجم قرار گرفتند به دست آحاد مردم رساند.در چنین وضعی است که حق از باطل تمییز داده خواهد شد.
و اما روی سخن من با دوستان و هواداران جنبش سبز است به ویژه هنرمندان و نویسندگان, لازم است که از تمام توان و هنر خود برای رسیدن پیام عاشورا استفاده کنیم. ما وارد مرحله خطیری شده ایم، حاکمیت در تلاش است با بهره مندی از امکانات و تجهیزات فراهم آمده از پول و سرمایه مردم, آنها را در برابر مردم قرار دهد. اما با کار زینبی و روشنگری می توان توطئۀ دیگر جائران و ستمگران را خنثی نمود.
اکنون زمانه آن است که جنبش سبز بدل به جنبش سبز زینبی گردد.
"آنان که رفتند کار حسینی کردند، آنان که ماندند باید کار زینبی کنند." - دکتر علی شریعتی
جویا کوشیار

-1.jpg)
-1.jpg)
+-1.jpg)
-1.jpg)






