۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه

گلریزان سبز

از چندی پیش با مشاهده تمامی اشکها و لبخندهای جنبش سبز موضوعات زیادی برای نوشتن به ذهنم خطور می کرد،اما وقوف به دو رویداد مرا به سوی این موضوع سوق داد:
1. اطلاع از وضعیت جسمی و روحی پر رنج یکی از جوانان این مرز و بوم . جوانی بیست ساله که در روز 25خرداد و در راهپیمایی حماسی سکوت برای آخرین بار از مقابل دانشگاه صنعتی شریف با خانواده اش تماس گرفت و سخن گفت و دیگر هیچگاه! او بیش از یک ماه مفقود شد؛ مادر وخواهرانش هر چه بیشتر خود را به در و دیوار این شهرغمبار و ماتم زده (از اوین تا کهریزک، از دادستانی تا پزشکی قانونی) کوفتند کمتر جواب یافتند؛ تا ...
نمی خواهم قصه پرغصه این جوان و جوانهای این سرزمین را واگویه کنم, به خواهر او قول داده ام تا این راز سربه مهر باقی بماند چرا که آنها نیز برای دریافت جسم نیمه جان ومعلول جگر گوشه اشان قول و تعهد بسیار داده اند تا دم بر نیاورند؛ و اکنون هر لحظه در بیم و نگرانی هستند که نکند آشیانه کوچکشان مورد تاخت و تاز کرکسان قرار بگیرد.اما همین بس بدانید و بدانیم که این جوان تنها پسر باز مانده خانواده ای است که پسر بزرگترشان در سال 1367 در جبهه های جنگ به شهادت رسیده است و پدرشان نیز جانباز 70 درصد اعصاب و روان وشیمیایی است. خانواده ای شل و پل! که مسئولیت آن به عهده مادر ودو دخترش است.
حال این خانواده با چنین وضعیتی باید هزینه های سنگین و جراحی های متعدد (بالغ بر سی میلیون تومان) برای ترمیم چهار شکستگی جمجمه و خرد شدن استخوان در مغز فرزندشان را پرداخت کنند, تا شاید 40تا 50 درصد از سلامتی او باز گردد ویک بار دیگرصدای فرزند دل بندشان را بشنوند. "اللهم اشف کل مریض"
2. وقوف و حضور در ماه مبارک رمضان, افضل ماه ها, ماه نزول قرآن و ماه رحمت و کرامت, ماهی که در آن علی پیشوای مجسم عدالت را در محراب نماز به شهادت می رسانند؛ بعد اشقیا خود می پرسند مگر علی نماز می خواند؟!علی انسان کاملی است که کمالش را در دستگیری از نیازمندان می جوید و رضایت حق را در دستان یتیمانی می بیند که به سویش دراز است.
حال ما نیز به رمضان رسیدیم با تنی خسته , رنجور و دلی زخم خورده از ضربات زهرآگین دشمنان قسم خورده آزادی . اما سر بلند از آزمونی که پیمودیم و امیدوار به آینده.
ما به رمضان رسیدیم . نفس نفس زنان و دست به سوی خدا بلند داریم که " اللهم فک کل اسیر" . به رمضان رسیدیم با سرمایه ای عظیم که مایه اصلی آن شعاری است که می گوید : "نترسید نترسید ما همه با هم هستیم."این با هم بودن است که ما را در کنار دردها و خانواده های شهدا ,زندانیان و مجروحین و معلولین قرار می دهد.
برای تداوم جنبش سبز باید برای همیشه با هم باشیم ,در تمام فرازو نشیب ها؛ دست در دست هم با صفوفی فشرده. در هر مرحله از حرکت تکامل جنبش سبز ,نوع و شکلی از اتحاد و یک پارچگی نیاز است تا در غایت ما را به سوی دموکراسی و آزادی رهنمون سازد.در این مقطع علاوه بر همدردی و قرائت قرآن برای شهدای جنبش و عیادت از مجروحین لازم است که به جهاد مالی بر خیزیم و به لحاظ مالی نیز نگذاریم خانواده های آسیب دیده که خانواده ما نیز هستند در عسر و حرج به سر ببرند.
در مرور تاریخ انقلاب اسلامی نیز می بینیم که از همان دهه چهل که مبارزات مردمی نضبح گرفت کانونهایی پدید آمد تا خانواده زندانیان را در کنف حمایت خویش بگیرد .حتی برخی زندانیان که از تمکن مالی خوبی برخوردار بودند خود از درون زندان ,خانواده دو سه زندانی هم بند خویش را زیر چتر حمایتی خویش می گرفتند.
نمونه های بسیاری داریم که خانواده یک زندانی به دلیل ناتوان شدن در پرداخت اجاره بهای مسکن ,صاحب خانه اشان اسباب و اثاثه آنها را به کوچه ریخته است؛ اما دیگر مبارزان به یاری این خانواده ها رسیده اند و آنها را از خانه به دوشی نجات داده اند. (نمونه هایی از این همراهی با زندانیان را در صفحات 321 تا 324و473 تا 470 خاطرات احمد احمد بخوانید .)
زمانی که انقلاب وسعت گرفت هم برای کمک به انقلاب و هم کمک به خانواده زندانیان یک شماره حساب چهار رقمی بانک ملی از طرف علما برای جمع آوری کمکهای مردمی اعلام شد که حتی این شماره حساب در روزنامه های آن زمان آگهی شد.
امیدواریم که خانواده شهدا و جان باختگان مستغنی از این کمکها باشند . اما واقعا اگر در این میان خانواده ای به دلیل مقرون به حیا و کرامت بودنشان نتوانند استمداد بجویند؛ وظیفه ما چیست؟ ما میدانیم که بسیاری از مجروحین با هزینه های سنگین درمان و جراحی مواجه هستند و برخی از خانواده های آنان قادر به تامین این هزینه ها نیستند. می دانیم که بسیاری از اسرای جنبش را روزنامه نگارانی شکل می دهند و از آنجا که حاکمیت وجودشان را ناخوشایند می انگارد نمی توانند از قانونهای حمایتی و بیمه ای مناسب و شایسته ای برخوردار شوند. لذا با توقیف جریده شان و یا به زندان افتادن شان دریای پر مهر و محبت زندگی شان با تلاطم های شدید مالی مواجه می گردد.
ما که خود می دانیم و نباید تخریبهای دشمن را باور کنیم که سر منشا مالی جنبش وصل به کمکهای بیگانه است پس همان طور که با کمکهای خود ستاد های تبلیغات انتخابات رئیس جمهور موسوی را حمایت کردیم باید به کمک خانواده های آسیب دیده بشتابیم.اکنون زمان "گلریزان سبز" است ,مبادا از این همراهی عقب بمانیم .
از آنجا که حساب بانکی هر حزب ,سازمان و گروه سیاسی از طرف حاکمیت احتمال مسدود شدن دارد ,بهترین راه برای جمع آوری کمک های مردمی جنبش سبز اعلام شماره حسابی از سوی مراجع مورد وثوق جنبش از جمله حضرات آیات منتظری , صانعی و... است؛ یک حساب سبز.
جویا کوشیار

۱ نظر:

  1. سبزباشید و چون جویبار، روان. آنچه گفتید از روزگاران قدیم، به مسلمانی مردم و هدایت مراجع باز می‌گردد؛ اما امروز برخی از مراجع ما از بیم بسیاری مسائل ، کنج عزلت گزیده‌اند و نه تنها از خود که از هم‌لباسان خویش هم دفاع نمی کنند. باید به خود تکیه کنیم و همچنان امیدوار باشیم.

    پاسخ دادنحذف