1370سال پس از آن روز واقعه , اینک در پی راهی قرار گرفته ایم که از آن حادثه تلخ کوله باری از تجربه را بر دوش دارد.واقعه ناگوار عاشورای 61 هجری , اگرچه چندان دلخراش بود و ناگوار ؛ اما بیش از همه ناباورانه بود. از آن جهت که هنوز نیم قرن از رحلت پیامبر نگذشته بود که نوه گرامی اش را بدان وضع فجیع در خون کشیدند و با خاندان او چنان کردند و در تبلیغاتشان آن گفتند که اهل اسلام براین باور افتادند که اینان خارجیانی هستند که بر پیامبر و اسلام خروج کرده اند و ای بسا که باید هم به نابودی می رفتند و خلافت اسلامی و جانشینان رسول خدا بدرستی با آنان رفتار کردند!
بیش از رفتار سبعانه حاکمان جامعه اسلامی با خاندان پیامبر , تبلیغات نا صواب و دروغین بنی امیه علیه اسلام با استفاده از ثروت و قدرت و شوکت خلافت اسلامی , کار را تمام کرد و برای سالیان سال , پرده ای از نیرنگ بر جهان اسلام گستراند که تا به امروز هم بقایایش در ممالک اسلامی مشهود است.
دستگاه خلافت در ادوار مختلف , از امویان و عباسیان و ... تا این اواخر , عثمانی و آل سعود و شاه ایران , همه و همه در را بر یک پاشنه گرداتدتد و شیوه رفتارشان با اسلافشان تنها در به روز بودنشان بود.
امروز چه؟ امروز هم شیوه ای امروزین به کار می بندند. اگر رضاخان در اواخر عمر سلطنتش بر عزاداران حسینی سخت گرفت و کارناوال شادی در معابر به راه انداخت و پسرش از مدیران هیئتها می خواست که قبلا نوحه ها را به تایید کلانتریها برسانند؛ حضرات حاکم بر ما به هیئتها دستور داده اند که از جریان سبز و فجایع اخیر چیزی نگویید و تا ساعت 9 شب کارتان را تمام کنید و حتما از عکس اول شخص مفرد در مجلس استفاده کنید.
همه این موارد را بگذارید کنار هم تا اینکه در سومین روز ماه محرم , فقیهی از میان شیعیان دارفانی را وداع می گوید. مرحوم آیت الله منتظری که عمری را در مبارزه و مجاهده گذراند, درست در شرایطی ازدنیا رفت که بسیاری از همین مردم , مقلد اویند و این روزها در وقایع اخیر , چشم به او دوخته بودند. مرگ برای او راحتی به ارمغان آورد و او را از رنج روزگاران ما رهانید و از شر برخی دوستان سابقش و شاگردانی که سالها به امید روزی بدون خمینی , دورش را گرفتند تا آینده خود را تضمین و تامین کنند , خلاص شد.
امروز او نیست و یاد او در خاطره این ملت همواره خواهد ماند . مردم فراموش نخواهند کرد که در مرگ فقیه محصور ,از ابتلائات او یاد می کنند و بر عمر پر فراز و نشیبش طعنه می زنند.
زمانه ازاین بازیها بسیار دارد و تاریخ ما مشحون از این رخدادهای خیره کننده است. کسی می آید و می رود و کسی می آید و می برندش و کسی نیامده می رود و ..... از خاندان برمکی گرفته تا دیالمه و صفویان و قاجاریان و رضاخان و محمدرضا....
منتظری هر که بود , رفت اما سالها برای این ملک و ملت زحمات و صدمات فراوان دید و خدمات شایانی کرد. دلیریهایش در دوران مبارزات ستمشاهی و صراحت لهجه اش و شفافیت فتاوایش را باید از ویژگیهای آن فقیه عالیقدر دانست.اگرچه برخی از شیفتگانش, او را "بوعلی ثانی" لقب داده بودند ؛ اما چه بسا همین امر بوده باشد که برخی از معاندانش برای رسیدن به جایگاه او , شاگردانش را به لطایف الحیلی گردخود آوردند تا شاید به جانشینی او شناخته شوند.
از عبرتهای عاشورا یکی هم همین است. تکیه زدن بر جایی بلند و رفیع که جایگاه شخص نیست. بی شک.این همه از ابتلائات دنیوی ماست.
بیش از رفتار سبعانه حاکمان جامعه اسلامی با خاندان پیامبر , تبلیغات نا صواب و دروغین بنی امیه علیه اسلام با استفاده از ثروت و قدرت و شوکت خلافت اسلامی , کار را تمام کرد و برای سالیان سال , پرده ای از نیرنگ بر جهان اسلام گستراند که تا به امروز هم بقایایش در ممالک اسلامی مشهود است.
دستگاه خلافت در ادوار مختلف , از امویان و عباسیان و ... تا این اواخر , عثمانی و آل سعود و شاه ایران , همه و همه در را بر یک پاشنه گرداتدتد و شیوه رفتارشان با اسلافشان تنها در به روز بودنشان بود.
امروز چه؟ امروز هم شیوه ای امروزین به کار می بندند. اگر رضاخان در اواخر عمر سلطنتش بر عزاداران حسینی سخت گرفت و کارناوال شادی در معابر به راه انداخت و پسرش از مدیران هیئتها می خواست که قبلا نوحه ها را به تایید کلانتریها برسانند؛ حضرات حاکم بر ما به هیئتها دستور داده اند که از جریان سبز و فجایع اخیر چیزی نگویید و تا ساعت 9 شب کارتان را تمام کنید و حتما از عکس اول شخص مفرد در مجلس استفاده کنید.
همه این موارد را بگذارید کنار هم تا اینکه در سومین روز ماه محرم , فقیهی از میان شیعیان دارفانی را وداع می گوید. مرحوم آیت الله منتظری که عمری را در مبارزه و مجاهده گذراند, درست در شرایطی ازدنیا رفت که بسیاری از همین مردم , مقلد اویند و این روزها در وقایع اخیر , چشم به او دوخته بودند. مرگ برای او راحتی به ارمغان آورد و او را از رنج روزگاران ما رهانید و از شر برخی دوستان سابقش و شاگردانی که سالها به امید روزی بدون خمینی , دورش را گرفتند تا آینده خود را تضمین و تامین کنند , خلاص شد.
امروز او نیست و یاد او در خاطره این ملت همواره خواهد ماند . مردم فراموش نخواهند کرد که در مرگ فقیه محصور ,از ابتلائات او یاد می کنند و بر عمر پر فراز و نشیبش طعنه می زنند.
زمانه ازاین بازیها بسیار دارد و تاریخ ما مشحون از این رخدادهای خیره کننده است. کسی می آید و می رود و کسی می آید و می برندش و کسی نیامده می رود و ..... از خاندان برمکی گرفته تا دیالمه و صفویان و قاجاریان و رضاخان و محمدرضا....
منتظری هر که بود , رفت اما سالها برای این ملک و ملت زحمات و صدمات فراوان دید و خدمات شایانی کرد. دلیریهایش در دوران مبارزات ستمشاهی و صراحت لهجه اش و شفافیت فتاوایش را باید از ویژگیهای آن فقیه عالیقدر دانست.اگرچه برخی از شیفتگانش, او را "بوعلی ثانی" لقب داده بودند ؛ اما چه بسا همین امر بوده باشد که برخی از معاندانش برای رسیدن به جایگاه او , شاگردانش را به لطایف الحیلی گردخود آوردند تا شاید به جانشینی او شناخته شوند.
از عبرتهای عاشورا یکی هم همین است. تکیه زدن بر جایی بلند و رفیع که جایگاه شخص نیست. بی شک.این همه از ابتلائات دنیوی ماست.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر