اين روزها خواهي نخواهي ميگذرد. درست مثل روزهايي كه از توهين آن دانماركي به دين و پيامبر اسلام گذشت و بازتاب ماجرا در ايران، تغيير نام يك شيريني بود كه آن هم دوام نياورد و پيامبر اسلام در اين سرزمين همچنان مظلوم است و حتي عشق به ايشان، آنچنان كه ادعا ميشود، ديده نميشود.
اين روزها هم ميگذرد و باز هم كمتر كسي ميفهمد كه آيتالله خميني، چه ميخواست و چه شد و بعد از او با افكارش چه كردند!؟ اگر حافظهها فعال شوند به ياد ميآورند كه همين شش ماه پيش و در شب سالگرد درگذشت آيتالله، مسوول كابينه دهم در مواجه با رقيب خود، دوره رهبري آيتالله خميني را رسما زير سوال برد و از طرف مقامات رسمي كشور توهين محسوب نشد!
بلاي توهين پنهان و بدون اطلاعيه پيش از اينها بر سر افكار تئوريسينهاي انقلاب ايران آمده؛ مثل مرتضي مطهري كه قائل به آزادي انديشه بود و هيچ كس ازاو ياد نميكند كه چرا چنين شخصي بلافاصله پس از پيروزي انقلاب ترور شد و افكار واقعياش و نه آنچه حكومت اكنون ايران ـ آن هم گاهي ـ به ياد ميآورد، گويي در كنار مزارش آرميده است.
نوعي از اين بلا هم با تولد كابينه نهم نازل شد و كار را به آنجا رساند كه عبدالله جوادی آملی (زاده ۱۳۱۲ در آمل) و مفسر قرآن، از اقامه نماز جمعه كنارهگيري ميكند. در اين فاصله مسوول كابينههاي نهم و دهم، با اشارههاي مختلف خود را برتر از جايگاه سنتي روحانيت در ايران نشان داد و سعي كرد تاييديه اين مرجعيت جديد را از شخصيتهايي مانند آقاي جوادي آملي بگيرد كه واكنش او در فيلم معروف هاله نور مضبوط است. البته مسوول كابينههاي نهم و دهم در مناظره با شيخ مهدي كروبي گفت كه اين فيلم ساختگي است و براي اين اهانت او به آقاي جوادي آملي هم هيچ اطلاعيهاي صادر نشد!
تاريخ انقلاب ايران گواهي خواهد داد كه توليد و استفاده از انواع توهين مستقيم به اشخاص و مجموعهها در در همين 4 سال اخير باب شده و هزينه آن تا سالها توسط حاكمان اين سرزمين پرداخت خواهد شد. و نيز اين نصيحت همواره در گوش شان مينوازد كه ميزان ادب يك نفر مسوول كابينه، قطعا ازتعداد طرحهاي او مهمتر است.
فريد صفا
۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر