سالها بلکه قرنهاست که مردم این جمله را ازهم شنیدهاند و بارها تکرار کردهاند: " دوره آخرالزمان شدهاست." و البته هربارهم دلایل و نشانههایی هم برایش آوردهاند؛ اما این آخرالزمان فرا نرسید. این روزها هم همین را میگویند و میشنویم و به قول آن متولی مهدویت و رئیس ستاد ظهور(!) از چند ده دلیل و آیه و نشانه ظهور که همه محقق شده ، تنها پنج نشانه باقی است که احتمالا این ستاد درصدد تکمیل آن پنج نشانه است تا همه چیز به خیر و خوشی تمام شود. بهنظرم ، یکی از دلایل ظهور که حضرات بهدنبالش هستند و در راه تحققش هم میکوشند و دستبرقضا خوب هم از عهدهاش برآمدهاند ، گسترش ظلم و جور است که در زیارت آلیاسین میخوانیم :" الذی یملاء الارض عدلا و قسطا کما ملات ظلما و جورا. "
ظلم چیست؟ همان است که حق را درجایگاه غیرخود نشانند و ظلم و ناحقی برجای آن تکیه زند و اتفاقا رنگی از حق برآن بپوشانند و تزویرکنند و بهنام حق و عدل ، برخلاف آن رفتار نمایند.
آنچه پساز انتخابات 22خرداد درکشور شاهدیم ، تفسیرتازهای از دین است. دینی که همه چیز را به نفع خود تفسیر و تعبیر میکند والبته به نفع گویندگانش.
همه چیز دراین دین مباح و مجازاست. فقط برای متولیانش. دیگران را سهمی از آن نیست که آن را جرم میدانند و آنان را مجرم. بعید نیست که این نشانه دیگرظهور را نیز همینان جامة عمل بپوشانند که حرام آل محمد را حلال و حلالش را هم حرام کنند.
مگرنه اینکه دروغ ، حرام است؟ ظلم نیز؟ هتک حرمت مسلمانان و ریختن آبروی آنان؟ و مگر نهاینکه این روزها همه اینها سکه رایج حکومتی شده که رئیسخودخواندهاش مظهر همه این کمالات(!) است؟ بازار این دورهگرد چنان گرم شده که بهراحتی در انظار جهانیان میبافد آنچه را که نیست و میفروشد آنچه را که ندارد! و خود را عالمالغیبظهور میداند و میبافد تا مخالفانش را در عداد اعداعدوالله و یاران سفیانی قلمدادکند. هرچند که او را از ورود به مناقشات باز داشتهباشند.
این روزهاشاهد صدور احکام متعددی برای بازداشتشدگان حوادث پساز انتخاباتیم. آنها که به نفع حاکمان سخن گفتند و آنها که نگفتند،اغلب مجازاتی یکسان یافتند. آنها که مثلا در دادگاه علنی حرفی علیه خود زدند ، و آنها که علیهشان سخن رفت و در مثلا دادگاه غیر علنی محاکمه شدند ؛ همه باحکمی تقریبا واحد مواجه شدند. و عموما تعزیری. و آنان که کسی را نداشتند و کمتر شناخته شده بودند ، در گمنامی ماندند و کسی هم سراغی از آنان نگرفت. و از قضا حکم بیشتر و شدیدتری هم نصیبشان شد. و البته باز هم برد با انگلیسیها بود. آنها که نیامده رفتند و حکمی هم نگرفتند. شاید تهدید روباه پیر بود که خیلی زود جواب داد؟! و اینبار بدون عذرخواهی کذایی! و این هم مرتبهای و مرحلهای از تبدیل احکام الهی است که " اشداء علیالکفار رحماء بینهم " را به " اشداء علیالمؤمنون رحماء بینالکفار " بدل کردند.
آنان که زدند و بردند و آبرو ریختند و کشتند و ... ، لاجرم دوباره دم از نیکسیرتی زدند ؛ بهراستی تاکی باید لبخند فریبندهاشان را تحمل کرد که سخن از وحدت و اتحاد به میان میآورند ولی همچنان دندانهای تیزشدهاشان را بهرخ مردم میکشند؟ کدام چشمی تحمل دیدن پنجههای تیزکرده آنان را دارد که آغوش گشودهاند برای مثلا مصافحه؟
من ماندهام با این همه بزرگواری حضرات که بااین دین تازه ، چه برسر ملت کهن خویش خواهند آورد؟
" ای پدر و مادرم به فدای آن مبارزان انگشت شمار که نامشان بلندآوازه است و در زمین ناشناس.
هشدارید که در روند کنونی باید افول جریان انقلابتان ، گسستن پیوندها و حاکمیت کوچکترانتان را چشم دارید. و آن به هنگامی باشد که مؤمن را تحمل ضربه شمشیر از یافتن درهمی حلال آسانتر نماید، و هم به هنگامی که درویشان کمک گیرنده از توانگران انفاق کننده ، پاداششان افزون باشد، این همه آنگاه عینیت یابد که شما نه از باده ، بلکه از رفاه و نعمت ، مست شوید، بیضرورتی سوگند یادکنید و بی تنگنایی دروغ بگویید ، و این در زمانی باشد که گرفتاریها شما را بگزند؛ بدان سان که جهاز ، کوهان اشتران را. وه که آن رنج چه دراز است و امید گشایش چه دور! "
( گفتاری از امیرمؤمنان علی (ع) / نهجالبلاغه )
هشدارید که در روند کنونی باید افول جریان انقلابتان ، گسستن پیوندها و حاکمیت کوچکترانتان را چشم دارید. و آن به هنگامی باشد که مؤمن را تحمل ضربه شمشیر از یافتن درهمی حلال آسانتر نماید، و هم به هنگامی که درویشان کمک گیرنده از توانگران انفاق کننده ، پاداششان افزون باشد، این همه آنگاه عینیت یابد که شما نه از باده ، بلکه از رفاه و نعمت ، مست شوید، بیضرورتی سوگند یادکنید و بی تنگنایی دروغ بگویید ، و این در زمانی باشد که گرفتاریها شما را بگزند؛ بدان سان که جهاز ، کوهان اشتران را. وه که آن رنج چه دراز است و امید گشایش چه دور! "
( گفتاری از امیرمؤمنان علی (ع) / نهجالبلاغه )
فؤاد صدیق

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر