۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

وداع با مرجع مجاهد











هنوز اذان صبح را نگفته اند که خیابانها و کو چه پس کوچه های تاریک تهران را به قصد قم پشت سر می گذاریم. خدا را شکر می کنم که فرصتی ایجاد شد تا ما نیز خود را شتابان به قم برسانیم.آخر دیروز (یکشنبه 29/9/88) شنیدم که حاکمیت بر بیت معظم منتظری فشار وارد می آورد تا جنازه را همان روز عصر دفن کنند، تا به خیال خود از شلوغی و ازدحام مقلدان و علاقه مندان به وی جلوگیری کنند.از خودم می پرسم یعنی حاکمیت تا این حد ضعیف و سست شده که از جنازه این مرحوم نیز می ترسد و در وحشت است.
در عوارضی خروجی تهران،سنگینی ترافیک محسوس است. نماز صبح را در مسجد همان عوارضی به تکبیر می ایستیم.در میانه نماز می شنوم: "شادی روح شهدا،نثار روح ملکوتی آیت الله العظمی منتظری صلوات." بعد از نماز به سختی خود را از میان انبوه نمازگزاران بیرون کشیده به سوی صبح و روشنایی حرکت می کنیم.
دیشب از فرط ناراحتی نخوابیده ام، با این حال بدون کوچکترین خواب آلودگی با دو دوست همکارم به بحث و نظر مشغولم. مسیر کوتاه قم کوتاهتر می شود. در عوارضی ورودی شهر قم به جز پلیس, نیروهایی از سپاه با سلاح کلاش چشمان هر تازه واردی را به سوی خود جلب می کنند. ماشین را در ابتدای شهر رها کرده با تاکسی خود را به حرم کریمه اهل بیت می رسانیم، پس از سلامی به بارگاه ملکوتی اش به سوی بلوار شهید منتظری رهسپار می شویم. قدم به قدم نیروی انتظامی(نه خیلی مرتب) قرار و نظام یافته اند.ساعت حدود 8 صبح در مقابل کوچه دهم و دوازدهم در حالی به جمعیت انبوه داغدار پیوند می خوریم که در حال سر دادن شعار "ننگ ما ننگ ما،صدا وسیمای ما"هستند. نمادها و نشان های سبز به همراه تصاویر مرجع مجاهد بر بالای دست جمعیت عزادار خودنمایی می کند. لحظه ای شعار قطع نمی شود. هنوز موبایل ها قطع نشده است، مردی میانسال به کسی در آن سوی خط موبایل با لهجه ای اصفهانی می گوید :" از دیشب که راه افتادیم،ساعت 4صبح رسیدیم ..."معلوم است بسیاری از حاضرین در مراسم از اصفهان،نحف آباد و تهران و دیگر شهرها آمده اند. این در حالی است که زمان فاصله فوت تا مراسم تشییع به قدری کوتاه است که بسیاری از علاقه مندان و مقلدان از شهرهای دور نتوانسته اند خود را به قم برسانند.
شعاری در فواصل مختلف با قدرت سرداده می شود و شرر به جانها می زند:"منتظری مظلوم، آزادیت مبارک".به راستی اگر منتظری کمی چشم و لب فروبسته و از کنارمسائلی چون کشتار زندانیان در سال 67 به آرامی می گذشت اکنون چه سر نوشتی می داشت؟ معتقدم با توجه به جایگاه قائم مقامی رهبری وی اکنون نقطه ثقل قدرت و در رأس هرم بود،و جنازه او را چند روز مراقبت و نگهداری می کردند و با بهره مندی از امکانات ارتباطات جمعی نظیر کیهان و شبکه های مختلف صداو سیما و قطع تمام برنامه های عادی تلویزیونی و اعلام یک هفته عزای عمومی،تمام مردم صغیر و کبیر را از اقصی نقاط کشور برای شرکت در مراسم سازماندهی می کردند.اما منتظری مفتخر است که آزادی خود را در مقابل قدرت دو روز دنیا ذبح نکرد و امروز این جمعیت انبوه در بایکوت خبری رسانه های حکومتی این چنین عاشقانه برای تکریم روح بزرگ و آزاده وی گرد هم آمده اند.
جنبش سبز به خود می بالد که رهبر معنوی اش کسی است که خود سالها در برابر ظلم و جور ستم و استبداد مبارزه و مقاومت کرد و از برای آن به زندان رفت و شکنجه شد، و آنگاه که به قدرت رسید فریب آفتاب پرستان را نخورد و تلون رنگی آنها را با منشور بینش عمیق خود دید و حاکمان و مسئولان را به سقوط دردره دیکتاتوری و استبداد هشدار داد. منتظری با صیانت از نفس از تمام پیچ و خم های هوای قدرت به سلامت عبور کرد و شب زدگان که وجود او را پر مخاطره در مسیر منافع خویش می دیدند به حصر خانگی افکندنش؛و امروز به حق جنبش سبز ظلم ستیز به وجود چنین رهبری افتخار می کند و تمام قد به عزای فقدان او ایستاده است. همان طور که در شعار امروز است: "عزاعزاست امروز, روزعزاست امروز,ملت سبز ایران صاحب عزاست امروز"
از آنجا که حیات این مرجع عالی قدر در طریق مبارزه با ظلم و ستم گذشت ممات وی نیز نقطه عطفی در همین طریق و راه روشن است. از این روست که پیروان آن پیر دیر به خود اجازه می دهند تا در مراسم تشیعش شعارهای ظلم ستیز سر دهند: "مرگ بر دیکتاتور","این همه لشکر آمده،ظلم و ستم سر آمده" در میان مشت های گره کرده به سوی آسمان صدای گریه و ناله برخی داغداران جالب توجه است :"بگذار بگریم چون ابر در بهاران, کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران" همین شعر از بلندگویی که می کوشد شعارهای مردم را هدایت کند شنیده می شود.
فشار و ازدحام به قدری شدید است که تعدادی از آقایان دست به کار شده ومسیری را باز می کنند تا خانمها در حاشیه کنار دیوار قرار بگیرند. این تلاش تا حدودی موفقیت آمیز است, وقتی خانمها در کنار هم قرار گرفتند صدای ظلم ستیز آنها بسیار بلندترورساتر از فریاد مردان است آنان برای مردی فریاد می کشند که در صدور احکام مترقی برای تساوی حقوق زنان با مردان پیشرو بود.
ثانیه به ثانیه به سیل جمعیت افزوده می شود. دیگر صدر و ذیل آن را نمی توانم ببینم. شعارها رنگ و بوی محرم دارد و این برخاسته از فلسفه قیام امام حسین (ع) است: "خون بر شمشیر پیروز است؛دیکتاتوری نابود است", "این ماه ماه خون است، یزید سر نگون است", " ابوالفضل علم دار ریشه ظلم و بردار"،"یا حجة بن الحسن ، ریشه ظلم و بکن", " سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن". این شعارها مرا به یاد فیلمهایی از تاسوعا و عاشورای سال 57 می اندازد؛ روزها و ایامی که پیر و جوان دست در دست هم, همین شعارها را زمزمه می کردند.حال این شعارها زنده اند چون ظلم باقی است چون ستم تغییر ماهیت نداده و فقط شکل و صورت آن تغییر کرده است.
از بلندگوی مردمی که در دهنه آن نوشته شده "ظروف کرایه یزدی" شعارهایی در تنظیم و تکریم مرجع بزرگ شیعیان سر داده می شود. ناگهان عده ای معدود و تازه نفس لباس شخصی باچهار دسته چهارتایی بلندگوی نو و سازمانی خود را به جمعیت تحمیل می کنند. بلندگویی که در پیش است خیلی امری دستوری و از موضع بالا برخورد می کند :"آقا ساکت! گوش کن!" و بعد شروع به پخش قرآن و دادن شعارهای مورد دلخواه خود کرد،مردم نیز ابتدا با شعار خویش سعی به مقابله با آن برخاستند. اما ادامه طبالی فریب و نیرنگ , سبب شد تا مردم داغدار بوق تبلیغاتی آنها را خفه و قطعه قطعه کنند. با این اقدام سه دستگاه بوق دیگر عقب می نشینند. این اقدام تحریک آمیز عاملان دیکتاتور, باعث تندتر شدن شعارها می شود: "اونی که تقلب کرده،عکسها را پاره کرده"، "اگر اما زنده بود ،شک نکنید با ما بود"، "ای محمود خائن آواره گردی، خاک وطن را ویرانه کردی،کشتی جوانان وطن, الله اکبر،مرگ بر تو مرگ بر تو."، "عمروعاص، عمروعاص, 63 درصد اینجاست"، "اگر امام زنده بود میزان رأی ملت بود."
خوب نمی شنوم می گویند فردی به نام افتخاری یا اعتمادی می خواهد پیام بیت آیت الله منتظری را بخواند. این شخص میکروفون را در دست می گیرد و می گوید که از سوی حجت الاسلام احمد منتظری دو پیام کتبی و شفاهی دارد. در پیام کتبی تسلیت و تعزیت و در پیام شفاهی دعوت به نظم و آرامش است. عزاداران با حرکت نمادهای سبز خود ندا سر می دهند:" موسوی،کروبی، تسلیت تسلیت"، "این همه لشکر آمده،به عشق ملت آمده"، "عزاعزاست امروز منتظری مظلوم با شهداست امروز" بر روی پلاکاردی می خوانم "منتظری مظلوم به نداها،به سهراب ، به شهدا برسان سلام ما را"
ساعت حدوداً 15/9 دقیقه؛ خودرویی با جامه ای تمام سیه حامل پیکر مطهر آیت الله منتظری در حلقه مردم قرار میگیرد.جالب است که در این حین از بلندگو شعری خوانده می شود که در وداع پیکر مرحوم آیت الله طالقانی خوانده می شد : " کِه جای خالی تو را پر کند رنج رهت را تحمل کند ..."
سیل جمعیت از پی جنازه مطهر به سوی حرم حضرت معصومه(س) روان می شوند. در حالی که اشک به پهنای صورت جاری است از مقابل کوچه ای رد می شویم که پلاکاردی آویخته برسر آن حاوی پیام تسلیت آیت الله العظمی صانعی است و از آیت الله منتظری به فقیه و عارفی نستوه یاد شده است. جالب است جمعیت به مناظر و مکانهای مختلفی که می رسد شعاری مناسب با آن سر می دهد. در همین جا فریاد می زنند: "درود بر دو مرجع واقعی ، منتظری،صانعی" و در مکانی دیگر: " درود بر دو مرجع واقعی منتظری ،طاهری" نمی دانم در خیابان حجتیه به چه نقطه و مکانی می رسیم که جمعیت یک صدا فریاد می زنند:" اشک تمساح نمی خوایم دولت مصباح نمی خوایم "، "تسلیت کینه ای ،نمی خوایم نمی خوایم"
در خیابان ارم انبوه جمعیت به قدری است که از رفتن بازمی ماند, خود را به یک بلندی می رسانم تا شاهد عظمت مردم عزادار باشم. در حالی که از این ضایعه مغمومم با دیدن چنین جمعیت انبوهی زبان به تحسین می گشایم: "دست مریزاد بر این مردم وفادار, قدر شناس و آزاده" به دوستم می گویم پیچ و خم های خیابان های قم نتوانسته مانع از دیدن عظمت و بزرگی جمعیت شود، با این حال فکرش را بکن اگر قرار بود این جمعیت مسیر تهران به بهشت زهرا را می پیمود دوباره قدرتی مانند 25خرداد به نمایش در می آمد, و دشمن بهتر از ما به این امر واقف است چرا که این سوگواری را بایکوت خبری نموده و اجازه نداده پیکر مطهر مرحوم منتظری بیش ازیک روز منتظر علاقه مندانش باشد و دستور سریع کفن و دفن آن را داده است.
ساعت حدود ده جمعیت کاملا متوقف می شود. درهای حرم را بسته اند (شاید صحن دیگر گنجایش این همه نفوس را ندارد), در خیابان ارم و سه راهی شبستان هستیم که صدای الله اکبر نماز میت در فضا طنین افکن می شود, همه سکوت می کنند, آیت الله شبیری زنجانی عالمی سعادتمند است که بر پیکر چنین مَردی نستوه و بلند به قامت تاریخ انقلاب نماز خواند.
نماز که خوانده شد سوگواری از سر گرفته می شود. شکوه و عظمت ملت در این مراسم باعث رشک و ناراحتی دشمن است. تعدادی لباس شخصی خلاف جمعیت شعار می دهند مردم نیز محکم جواب آنان را می گویند: "ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید بایستیم"، "پول نفت چی شده خرج بسیجی شده"،"حکومت زور نمی خوایم دولت مزدور نمی خوایم"، "عدالت شعارتون ، کهریزک افتخارتون" به این ترتیب مزدوران رخنه کرده در دل مردم سبز ساکت می شوند و از میدان بدر می روند.
آنچه که برایم جای تأمل است سرعت و تعجیل در تشییع جنازه و کفن و دفن این مرجع مبارز است. مراسم تشییع از لحظه خروج پیکر مطهر تا دفن به یک ساعت هم نکشید. معلوم است که حضور میلیونی جمعیت آرامش دیکتاتور را بر هم خواهد زد پس بهتر که این مراسم زودتر فیصله یابد! این امر نشان از مظلومیت مضاعف این مرد بزرگ تاریخ انقلاب است. مظلومی که با تمام قدرت در برابر ظالم ایستاد. وقتی به زندگی او دقیق می شوم میبینم او از آن زمان که خود را شناخته در مسیر حق قدم برداشته و در تمام لحظات با تمام توان و قدرت با ظلم و ستم و برای رهایی و رستگاری انسانها مبارزه کرده است. زندگی یی چنین سعادتمند و سرشار از جهاد و تلاش آیا جزایش جز مغفرت و ثواب و محشور شدن با ائمه اطهار (ع) است؟! سخت بر این باورم که منتظری مصداق بارز "عاش سعیدا و مات سعیدا" است.

جویا کوشیار


۱ نظر:

  1. گزارش جامعی بود. دست شما درد نکند. به نظر می آید که دیگر جای نگرانی نیست. دیر یا زود جنبش سبز پیروز می شود.

    پاسخ دادنحذف