۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

امروز توجه کنید , فردا دیراست

شانزده آذر امسال را متفاوت از سالهای پیش خوانده اند . و البته شاید متفاوت از همه تجمعات و راهپیمای ها. در این روز سعی همه بر حفظ ظاهر آرامش در شهر بود . نیروهای امنیتی در مسیرهای محدودتری تجمع کرده بودند و دانشجویان نیز به طور محدودتری حضور خیابانی داشتند اما این تنها ظاهر قضیه بود.
####
دیروز در تاکسی نشسته بودم که به دنبال بحث معمول کرایه تاکسی بین مسافر و راننده دختر دانشجویی گفت:تنها چیزی که در این مملکت وجود ندارد احترام و پذیرش قانون است. او با تندی شروع به گفتن رنج هایی کرد که این روزها تحمل می کنند و گفت:تمام این سختی ها را فقط ما دانشجویان و جوانان داریم تحمل می کنیم.
هر روز تعدادی از دوستانمان مفقود می شوند و مادرانشان روز ها از آنان بی خبرمی مانند و وقتی مادران هم اعتراض می کنند باز دستگیر می شوند. ما چه گناهی کرده ایم که باید این همه سختی و فشار را تحمل کنیم؟
زن میانسالی گفت : ما هم به نوبه خود سختی کشیده ایم تا به اینجا رسیده ایم و در حقیقت امروزمان را خودمان ساخته ایم.بحث که به اینجا رسید سوالی تکراری مطرح شد که "همه می گویند ما در شکل گیری انقلاب شرکت نداشته ایم, پس چه کسی انفلاب کرده؟ زن میانسال گفت: "من".
من در انقلاب حضور داشتم و همان آینده ای را که گفتم در همین حضور دنبال کرده ام.تا امروز هم همین را دنبال می کنم ؛ اما آن چه من و "من ها" می خواستند این نتیجه نبود. ما هنوز هم برای آینده خودمان و شما ها و فرزندانمان تلاش می کنیم و مسلم است کسی که شروع به حرکت و تلاش کند با مانعهایی مثل نیروی انتظامی و زندان و آسیبهای جدی مواجه می شود.
به قول "شهید مطهری" همین که حرکت شروع می شود موانع هم خود را نشان می دهد(نقل به مضمون) .
دختر دانشجو گفت:وقتی دوستانمان به زندان می افتند دیگر حرکت و زندگی چه معنایی پیدا می کند؟آنها دیگر چیزی از زندگی را نمی بینند...
مسئله همین است: کسی که بر هدفی تمرکز کرده در زندان شاید بهترین دوران زندگی را بگذراند.همانطور که بسیاری از زندانیان رژیم شاه هم به خانواده هایشان می گفتند ما به اندازه همین سالهای زندان زندگی کردیم.
اما مسئله تفاوت 16 آذر با سایر تجمعات شعارهای آرام آن بود.از این تجمع می شد دریافت که نسل سوم انقلاب مصمم به تغییر است ؛اما تغییری قابل "مدیریت".هنوز هم وقت باقی است.
هنوز هم می شود با توجه به شعار اساسی و اصلی این نسل یعنی : مخالفت با دروغ و دیکتا توری می توان تنها روش دیکتاتور ما بانه را از بین برد و مدیران بی تعقل را حذف کرد تا کشور در امان بماند. اما امروز مخالفت با یک نفر ,یک رییس جمهور است ولی این زخم اگر درمان نشود چرک می کند و آن وقت باید یک عضو را از بیخ و بن برید.پس امروز به این خواست توجه کنید چون دانشجو حرکتی پیشرو بر کل جامعه دارد.امروز که هنوز این حرکت به اقشار توده ای جامعه نرسیده است.

مرضیه لبخند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر