۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

از این به بعد...

دهه اول بعد از 22 بهمن 1357، انقلابی بودن، مرسوم بود و مظاهر آن مشتری داشت. چون به کار می آمد. اما انقلابیون حقیقی گمنام بودند و بی سروصدا.

در همین دهه، جبهه رفتن و از میهن دفاع کردن، کلاس خاص خودش را داشت. اما رزمندگان خط مقدمی و واقعی، کمتر از نان خوران از این وضعیت، به چشم می آمدند.

این سال ها، مبارزه با نفس و آرزوی شهادت، شعارهای مطرح و جذابی بودند. اما در تراکم حوادث، میزانی برای سنجش عمل به آن ها، موجود نبود.

این سال ها، به ظاهر کسی در فکر دنیا نبود. اقتصاد، قناعت معنا می شد و پول درآوردن، مکروه تر از هزار کار حرام فرض می شد.

دهه دوم جمهوری اسلامی ایران و بعد از پایان جنگ تحمیلی، سازندگی باب شد. پای پول و قرارداد و توسعه که به میان آمد، ذات بسیاری از سینه چاکان انقلاب و جنگ، رو شد. آب فراهم و شناگران ماهری شدند. زندگی هم از مبارزه با نفس و آرزوی شهادت، معاف شد. اما شعار آن ها به جا بود.

مردم، این سال ها را تماشا می کردند و البته راهپیمایی انقلابی و شرکت در انتخابات و این واگویه که اگر مشکلی هست، درست می شود. اما نمی شد و نشد.

دهه سوم را مردم، کلید زدند و از سال 1376 به بعد آزادی بیان و پاسخ گویی شفاف در برابر ابهامات و خطاها را طلب کردند. اما در پایان این دهه، با پافشاری نظام حاکم بر هزاران حرکت انقلابی و اقتصادی ناموفق، روبرو شده اند.

مردم، از این به بعد و به مناسبت های مختلف به خیابان ها می آیند و خواسته های خود را فریاد می زنند تا مگر خداوند مبارزه ملی و مذهبی آن ها با دروغگویی را دریابد و به دادشان برسد.

فرید صفا

۲ نظر:

  1. فردی جان! چرا پای خدا را وسط میکشی؟ اون بابا که بتو و من و امثال ما کاری نداره. خدا فقط با ازمابهترونه و بس. همونایی که محور عالمند و عالم بر مدار اونا میچرخه. همونایی که بعداز انتخابات و مشخص شدن تعداد شرکت کنندگان ، فاش میکنند که از خدا چی میخواستن و خدا هم چی بهشون داده. همونایی که علیلنو ذلیلنو و دارن ریق رحمتو سرمیکشن و اگه دیگران بذارن ، میرن و برمیگردنو حساب همه رو یکجامیرسن.خدا به ماها کاری نداره که برادر. قلم از روی اونا برداشته شده و رو ماها فشارمیاره!

    پاسخ دادنحذف
  2. مردمی که بی مطالعه و فقط بر اساس احساس می روند به قانون اساسی جمهوری اسلامی در 58 با اکثریت 98% رای می دهند و یک دهه بعد به نسخۀ عقب مانده ترش دوباره رای می دهند، مقصرند.
    تا وقتی باورهای مذهبی مان صرفا میتنی بر احساسات باشد. اوضاع همین است. از دست خدا هم کاری بر نمیاد!

    پاسخ دادنحذف