قدرت از آن زورمندان است.
حاکم، مسلط بر مردم است.
حاکمان براساس وفاداری بهشخص مستبد انتخاب میشوند.
سخن فردمستبد، قانون است.
میان افراد در اجرای قانون ، تفاوت وجود دارد.
این شش ویژگی را برای " نظام خودکامه " برشمردهاند و در برابر ، شش ویژگی نیز برای " نظام قانونی " تعریف کردهاند؛
حاکم، مسلط بر مردم است.
حاکمان براساس وفاداری بهشخص مستبد انتخاب میشوند.
سخن فردمستبد، قانون است.
میان افراد در اجرای قانون ، تفاوت وجود دارد.
این شش ویژگی را برای " نظام خودکامه " برشمردهاند و در برابر ، شش ویژگی نیز برای " نظام قانونی " تعریف کردهاند؛
قدرت از آن مردم است.
حاکم ، نماینده مردم است.
حاکمان بر اساس صلاحیت و شایستگی انتخاب میشوند.
حاکمان باید براساس قانون عمل کنند.
وبالاخره ، همه افراد درمقابل قانون برابرند.
اگر همه این دوازده مورد را در کتابی از " حسین بشیریه " مییافتیم ، بیکم و کاست و با همین ادبیات ، چندان تعجب نمیکردیم. چراکه او را استاد علوم سیاسی یافتهایم اگرچه مغضوب حاکمان موجود نیز هست. اما همه این موارد را در صفحه 113 کتاب مطالعات اجتماعی سال اول دبیرستان ، از تولیدات وزارت آموزش و پرورش یافتهایم. چاپ یازدهم. 1388 . برای دانشآموزانی که امسال قرار است این مباحث را بیاموزند و چند سال بعد، خود در مسند قدرت قرارگیرند و حکم برانند.
این وجه نظری آموزش ماست و وجه دیگر آن را باید جامعه به او بیاموزاند.چگونه؟ با رفتار و کنش اجتماعی مردمان و حاکمان.فرادستان و فرودستان.
فرض کنیم که یافتههای بالا ، یعنی همانها که فرزندانمان میآموزند، فرآوری شدة علوم غربی باشد، و در این چهارسال ، انقلاب نوپدید دولتساخته ، فرصتی برای باژگونی آن فرانرسیده یا " ماموریتهای " بزرگتری پیشرو داشتهاند که هنوز نوبت این کار نشدهاست ؛ با این همه ، وقتی معادل و نسخه " منساخته "ای برایش تدارک ندیدهاند ، قاعدتا باید به همینها بسنده کرد.در این صورت ، دستکم باید معلمان نوجوانان و جوانان ما دریابند که درپاسخ به " بد " بودن علوم اجتماعی غربی ، کدام نکته " خوب " است و ازچه باید با آنان سخن گفت.
بهنظر میرسد هنوز نسخه تازهای از " راه راست " تهیه و تدوین نکردهاند و هنوز مشخص نیست که آیا باید در نظام خودکامه ، زورمندان ، قدرت را دردست داشتهباشند یا مردم و در نظام قانونی کدام؟ هنوز خود توجیه نشدهاند که آیا در کدام نظام ، سخن فرد مستبد ، قانون است و در کدام نظام اصولا میتوان براساس قانون عمل کرد؟ و آیا همه میتوانند در برابر قانون برابر یاشند؟ یا شمار اندکی ، برابرترند!؟
بهراستی پساز گذشت بیشاز سی سال از پیروزی انقلابی که بنام خدا و با تکیه بر اخلاق و نگاه مثبت به اصول دمکراسی و پذیرفتهشده جهانی شکل گرفت، آیا هنوزهم باید برمدار " کدام خوب " و " کدام بد " گشت؟
قانوناساسی ، که بسیاری برمیثاق بودنش تاکید دارند، در چه مقطعی از این سه دهه ، تابدین پایه دستخوش خودمحوریها بودهاست؟ و درکدام دوره ، فرد رئیس دولت چنین جسارتی داشتهاست که مجلس و دستگاه قضایی و رهبری و حتی دولت زیردستش را دوربزند و خود را برجای قانون بنشاند و فرمانهای همایونی صادر کند؟ یکروز خود را فرماندار خرمشهر بنامد، روز دیگر ملوانان متجاوز انگلیسی را عفوکند، روزی بهره و سود بانکی را تعیین کند ، ساعتی بعد فرمان ادارة امور جزیی از شهر ( مترو ) را دردست بگیرد و یا دستور اکران فیلمی را صادرکند و و و و ....؟
ماعملا دربرابر تئوری ادارة حکومت و نظامات اجتماعی ، چه دربرابر دیدگان متعجب فرزندانمان قرار میدهیم. دروغ و دورویی یا صداقت و یکرنگی؟ نوجوانان و جوانان در سنین پراضطرابی قرار دارند که سرعت و قدرت و هرچیزی که آنان را از دیگران متمایز کند ، جزو علاقهمندیهایشان است. بسیاری از " زورمندان " جهان نیز از همین خصیصه سود بردند تا یارگیری کنند. آنان که در ورزشگاه المپیک برلین گردآمدند تا با دست کشیده شده خود پاسخ " پیشوا " را بدهند ، و در نبردهای طولانی ، آلمان را سرآمد جهان و جهانیان کنند ، در سنین نوجوانی و جوانی بودند و کسی چون " پیشوا " نیز از آنان در همان مقاصد فاشیستی خود سودبرد. والبته کم هم نبودند رهبرانی که از همان خصوصیتهای جوانان برای مقاصد انسانی بهرهبردند.
به نظر میرسد که قانون ، چنانچه از پایه و اساس ، صحیح اجرا شود ،دیگر نیازی به دوختن رداهای تازه برقامت این و آن نیست. اصول فرومانده قانون اساسی هنوز هم پاسخگوی جامعه بحرانزده ماست . هنوزهم اهرمهایی برای بهمسیر قانون بازگرداندن اوضاع و حذف حاکمان مستبد و زورمند وجود دارد. هنوز هم میتوان باکمترین هزینه، بیشترین بهرهها را نصیب مردم کرد ، بهشرط آنکه بگذارند تا مردم ، خود " خوب " و " بد " خود را تشخیص دهند.
فؤاد صدیق

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر