۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه

در انتظار مردی که پوستین را از وارونگی در بیاورد



در ایام انتخابات که همه مشغول تبلیغ و شرکت در مجامع و محافل بودند ، گروهی از هواداران میرحسین از ستاد منطقه خود به یکی از مجامع سخنرانی منتقل شدند.در بین راه خانم چادری که مسئولیتی در ستاد داشت از خانمها خواست تا کاری کنند که استفاده ابزاری از آنها نشود.

وقتی جمعیت در جمعیتی بزرگتر حل شد، مردی که خود را خبرنگار یکی از شبکه های خارجی معرفی می کرد شروع به مصاحبه کرد. از زنها می پرسید به نظر شما حضور خانم رهنورد در کنار میرحسین موسوی چه شباهتی به حضور همسر اوباما در کنار او دارد؟

دختران جوان هیچکدام حاضر به مصاحبه با این خبرنگار نشدند تا آنکه زن میانسالی جواب او را داد و گفت: میرحسین و خانم رهنورد هر دو برای ما ارزشمند هستند و ضمن اینکه همسرند اما شخصیت مستقل خود را دارند و هیچکدام از نام دیگری وام نمی گیرد.
خبرنگار سمج که سوال خود را بارها به اشکال مختلف تکرار کرده و جوابی جز این نشنیده بود بالاخره از آن محفل بیرون رفت.
یکی از دختران کم سن و سال به زنی که با خبرنگار صحبت کرده بود گفت:به نظرم این مرد خبرنگار نبود...مشکوک به نظر می آمد...

اینجا دو سوال مطرح می شود.
1- چرا زن میانسال چنین برداشتی نداشت؟
2- تیزهوشی نسل جدید چه اثری در این حرکت دارد؟

این که زن میانسال حاضر شد در مصاحبه شرکت کند به تجربه های انقلابی او مربوط می شود و اینکه آنها از نسلی رک گو و صریح بوده اند و کمتر با کسی معامله می کردند.
نسل آنها رهبری داشت که حرکت را به ایشان یادداد.نسل آنها کمتر مدارا دیده بودند.نسل آنها اطلاعات را از منابع موثق می گرفتند.
نسل آنها مبارزه را در اصالتش می جستند.نسل آنها از اول یادگرفته بودند باید زد توی دهن دشمن.نسل آنها جوانیشان را در میان بحث و جدلهای سیاسی سپری کرده بودند.نسل آنها هم خون هم آتش و هم موشک دیده بود.
اما نسل امروز نسل هوشیاری/نسل اینترنت/نسل چت/نسل دهکده جهانی است.نسل امروز دروغ زیاد شنیده و کمتر از منابع موثق اطلاعات به دستش می رسد.
نسل امروز سالهای مدرسه را بدون جنگ و آتش گذرانده و می داند چطور برنامه ریزی و اجرا کند.
نسل امروز موانع ارتباطیش کمتر است اما در عین حال از طریق صراحت و روراستی می داند جواب نمی گیرد.
نسل امروز قانون شکنی را از نوزادی یادمی گیرد و می داند شکایت هرگز راه به جایی نمی برد.
نسل امروز از اولین جامعه اش یعنی مدرسه امتیاز دادن و برتده شدن غیر قانونی را یاد گرفته و می داند اگر می خواهد موفق شود باید انواع راهها را بلد باشد.نسل امروز به پدر و مادرش دروغ می گوید و می داند آنها باور نمی کنند.یاد گرفته دروغ کار راه انداز است.

حالا این نسل است که خود را به کشتن می دهد ...چرا؟
آیا تمام این تجمعات و سبز پوشیدن ها و دلیری ها فقط به خاطر اعتراض به نتیجه انتخابات است؟
نسل سوم انقلاب مردی را شناخت که برای اولین بار با مدارا و ملایمت و رافت مسائل را حل می کرد.
مردی که به همه آزادی می داد تا خود خود درونشان را نشان دهند نه آنچه جامعه می خواهد.مردی که حضورش مانع حضور کسی نمی شد.نسل سوم یادگرفت که پس از انتخابات نهم آرام باشد.
نسل سوم آن مرد را در قلب خود جا داد.
نسل چهارم مردی را شناخت که رو در رو و شفاف و بدون ملاحظات و خطرها حرف می زند و تمام خطرها را با اقتدار تحمل می کند.این نسل، ارتباطی عمیق بین این دو مرد پیدا کرد.
نسل چهارم یادگرفت با آرامش و در سکوت و هوشمندانه اعتراض کند.اما آنچه این حرکت را ادامه داد ادامه اعتراض نبود بلکه اعتراضی به همه نسلهای پیش از خود بوده و هست.اعتراض به دینی که اشتباهی در مدرسه یادگرفته.دین خشونت/دین سیاهپوش/دین جا را تنگ دیدن برای آدمها/
این نسل به انقلاب اعتراض نمی کند به اسلامی که دیده است اعتراض می کند.اسلامی که گفته اند در آخر الزمان مثل پوستینی وارونه معرفی می شود.
این نسل معترض پوستین وارونه است.نسلی آگاه که منتظر است منجی دین رابیاید و دین درست را نشانش دهد.این نسل هم محرم دارد.ماه رمضان دارد عشق دارد قرآن دارد ...
اما دین را درست می خواهد.این نسل تنها رهبر ندارد.رهبری مثل امام که پیشرو باشد و بتواند تمام مردم را به خیابان بکشد.رهبری که دولت تعیین کند.رهبری که توی دهن این دولت بزند.رهبری که خود مجوز راهپیمایی باشد.رهبری که خود قانون باشد.این نسل منتظر است.منتظر مردی که پوستین را از وارونگی در بیاورد.



مرضیه لبخند

۳ نظر:

  1. دورۀ کاریزما تمام شده است. این شعور و ارادۀ ملت است که باید وارد صحنه شود.

    پاسخ دادنحذف
  2. انتظار اگرچه جزیی از فرهنگ شیعیان است اما نباید بغیر از منجی مصلح، دنبال فرد دیگری بود و ماند. باید خود آستینهارا و پاچه‌ها را بالا زد.

    پاسخ دادنحذف
  3. جانا سخن از زبان ما می گویی...

    پاسخ دادنحذف