سیزدهم آبان آنچنان از زدن به قلب دشمن می گفتند که اول باورم شد جنگی درمیان است.جنگی و گریزی.فراری و قراری.
نسل سومی ها و چهارمی ها آنچنان از حوادث پس از انتخابات حرف می زنند که گویی نسل ها پیشتر افتاده اند از مرد نسل اولی نسلها پیشترند.آنها همه با هم سبز می پوشند.همه با هم فریاد می زنند وهمه با هم نماینده مجلس را از دانشگاه بیرون می کنند.حالا سوال این است که معنای حرکت و کتاب انقلابشان چیست؟
آیا معنایی نزد این نسل است که هنوز به بیانی و منشوری در نیامده و یا مبنای این حرکت/شورش/خواسته و حرکت تنها بیان نمادین خواسته ای است که هنوز مبنای نظری پیدا نکرده است؟
استادان زیادی در رشته های جامعه شناسی/ارتباطات/حقوق و علوم سیاسی هستند که نظرشان حکم است برای نسل دوم و برخی از دانشجویان نسل سوم اما دانشجویان پر شور حرکتهای اخیر هرگز به آنان مراجعه نمی کنند .گویا این نسل منشوری نا نوشته دارند.
اما کتاب انقلاب اسلامی که جوانان نیز هنوز بستگی نسلی بدان دارد کتابی بوده که سالها در زندانها و شکنجه ها و بحثها و اجتهاد ها نوشته شده تا توانسته است نسل به نسل مبنا شود و بچرخد.هر چند این کتاب از ابتدا نیز نقد شد و بیم خروج از اصول آن می رفت اما کتابی محکم بود و نسل اولش بارها این کتاب را خوانده بودند. آن نسل زندان رفته بارها و بارها این کتاب را به چالش کشیده و ساخته
بودند.آن نسل با کتاب اتقلاب خویش ابتدا مبنای نظری حرکت را تبیین می کردند و سپس به راه می افتادند.و اینگونه است که پیران این راه هنوز به زندان می روند و مردانه از اعتقاد خود دفاع می کنند.
اینگونه است که نسل اول انحراف راه را می توانند تشخیص دهند.
اعتراض و نقد سالهاست به شکل قطعات جدا افتاده یک پازل در ذهن دانشجویان وجود دارد اما امسال این قطعات یکباره به هم چسبیدند اما اگر اعتراض میرحسین بر مبنای ادعای خروج از اصول انقلاب و دین نبود هرگز حرکتی صورت می گرفت؟
آیا نسل تازه ما حرکت خویش را می تواند انسجامی نظری و عملی بخشد و کتاب انقلاب (#)خویش را بنگارد؟
---------------------------------------------------------------------------#منظوراز انقلاب حرکتی است اجتماعی نه انقلابی بر انقلاب اسلامی
مرضیه لبخند

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر