بنا داشتم این یاد داشت را در باب هفته بسیج بنویسم . ولی مواجهه با دو خبر یکی فوت علی کردان و دیگری سخنان آقای ری شهری در مکه مکرمه ناچارم کرد تا به این دو موضوع هم اشاراتی کنم .
علی کردان
علی کردان
مرد 51 ساله مازندرانی را از معاونت اداری و مالی صداو سیما و در بحبوحه تحقیق و تفحص مجلس از عملکرد این رسانه یکه تاز شناختم . شاید اگر قدرت و قوت کردان در آن زمان نبود شانه های لاریجانی ( نه آملی لاریجانی!) یارای تحمل فشارهای مجلس را نداشت . به پاس چنین خدماتی به نومحافظه کاران بود که می پنداشتم در صورت پیروزی لاریجانی (نه اردشیر لاریجانی ! )در انتخابات نهم ریاست جمهوری ، کردان نیز بر مسند وزارت تکیه زند . اما بخت یار نشد و لاریجانی پس از انتخابات از حوزه انتخابی قم در مجلس شورای اسلامی به کرسی ریاست آن بسنده کرد .کردان که به توانمندی اجرایی و مدیریتی در نظر محافظه کاران و اصول گرایان شهره بود در کنار دست جهرمی ( وزیر کار دولت نهم ) قرار گرفت و بر سازمان آموزش فنی حرفه ای مدیریت نمود، وقتی احمدی نژاد به دنبال کشف مافیای نفتی بود و وزرای نفت تغییر می کرد ، کردان نیز به عنوان یکی از گزینه های احتمال وزارت مطرح شد اما قائم مقامی نصیب او شد . تا آنکه مصطفی پور محمدی دل احمدی نژاد را زد ، و همای وزارت با کلی فشار و دادن علائم غلط به نمایندگان مجلس بر سر علی کردان نشست . اما این مرغِ بخت جا خوش نکرد و با آن استیضاح جنجالی پر کشید . در آن زمان دِین ِ دکتر لاریجانی ( نه دکتر باقر لاریجانی ! ) به کردان سبب شدتا با موضوع استیضاح کج دار مریز رفتار کند .
راستش من از نحوه و نوع برخورد دوگانه نمایندگان مجلس با کردان ناراحت شدم . چرا که نه رای دادن و نه پس گرفتن رای از کردان مأخوذ از اراده نمایندگان نبود . رئیس دولت نهم با آدرس غلط مبنی بر رضایت رهبری از این انتخاب سبب شد تا نمایندگان مصلوب الاراده ار پی آن آدرس بدوند و بعد در زیر فشار افکار عمومی آن رای را پس بگیرند .
کردان هر که بود و هر چه کرد موجب شد تا روی دیگری از فریب و دروغ دولت حاکم برای مردم افشا شود .موضوعاتی چون مدرک و استیضاح کردان ، ثروت باد آورده محصولی ، افاضات مشایی و ... سهم به سزایی در تنویر افکار عمومی نسبت به ماهیت قدرت طلبانه دولت حاکم داشته اند . از این رو کردان با قربانی شدن در این فرایند سهم به سزائی در این روشنگری دارد, و جنبش سبز به این امر واقف است و قدر آن را می داند.
کردان هر که بود و هر چه کرد پاسخ تمام کاستی هایش را در همین دنیا داد و فشار روحی و روانی یی که بر سر موضوع استیضاح تحمل کرد ، سبب شد تا او سبک به لقاء حق بشتابد .
مرگ کردان هشداری است برای تمام کودتاگران و مستبدان تابه قول حضرت مولانا بدانند :
راستش من از نحوه و نوع برخورد دوگانه نمایندگان مجلس با کردان ناراحت شدم . چرا که نه رای دادن و نه پس گرفتن رای از کردان مأخوذ از اراده نمایندگان نبود . رئیس دولت نهم با آدرس غلط مبنی بر رضایت رهبری از این انتخاب سبب شد تا نمایندگان مصلوب الاراده ار پی آن آدرس بدوند و بعد در زیر فشار افکار عمومی آن رای را پس بگیرند .
کردان هر که بود و هر چه کرد موجب شد تا روی دیگری از فریب و دروغ دولت حاکم برای مردم افشا شود .موضوعاتی چون مدرک و استیضاح کردان ، ثروت باد آورده محصولی ، افاضات مشایی و ... سهم به سزایی در تنویر افکار عمومی نسبت به ماهیت قدرت طلبانه دولت حاکم داشته اند . از این رو کردان با قربانی شدن در این فرایند سهم به سزائی در این روشنگری دارد, و جنبش سبز به این امر واقف است و قدر آن را می داند.
کردان هر که بود و هر چه کرد پاسخ تمام کاستی هایش را در همین دنیا داد و فشار روحی و روانی یی که بر سر موضوع استیضاح تحمل کرد ، سبب شد تا او سبک به لقاء حق بشتابد .
مرگ کردان هشداری است برای تمام کودتاگران و مستبدان تابه قول حضرت مولانا بدانند :
نردبان اين جهان ما و مني است
عاقبت اين نردبان افتادني است
لاجرم هركس كه بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شكست
پس تا فرصت باقی است باید برای احیای حق الناس و جبران صدمات وارده به حقوق اولیه انسانها(همانا آزادی در اندیشه و بیان, و احترام به کرامت انسانی) بکوشید.
در این مجال از یک یک اعضای جنبش سبز دعوت می کنم تا دو رکعت نماز اول شب قبر (نماز وحشت) را به جا آورده وهدیه نثار روح مرحوم کردان نمایند.
در این مجال از یک یک اعضای جنبش سبز دعوت می کنم تا دو رکعت نماز اول شب قبر (نماز وحشت) را به جا آورده وهدیه نثار روح مرحوم کردان نمایند.
سخنان امیرالحاج
نکته جالب دیگری که روز یکشنبه اول آذر 1388 توجه ام را جلب کرد سخنان آقای ری شهری در مکه مکرمه بود . او منتقدان و معترضان به انتخابات دهم را خطاب قرار داد و گفت :" آیا اصلاح امور این است که صدای دوستان امام ( ره ) و سخن آنها در کنار صدای دشمنان امام (ره ) و از حلقوم معاندان انقلاب شنیده شود ؟ "
من برای سؤال وی پرسشهای اساسی دیگری طرح می کنم .
اصلاح امور چه گونه ؟ با سیلی زدن بر صورت مراجع عظام تقلید, با قتلهای زنجیره ای, با تهمت و افترا, با دستگیری صاحبان فکرو اندیشه ، با توقیف روزنامه ها و فیلتر سایت های خبری ، با حملات تند و پی در پی رسانه ملی ، با برگزاری دادگاههای نمایشی ، با فجایع کهریزک ، با به خاک و خون کشیدن جوانان در اعتراضات خیابانی و...با چه چیزی اصلاح امور ممکن است؟ تا شما و حاکمان از آن تعبیر به همصدایی با دشمن و بیگانه نکنید . به چه طریقی باید اعتراض نمود که به زعم حاکمیت امنیت جامعه مخدوش نشود ؟!
آیا پر کردن شکاف فرهنگ و حاکمیت با ممنوع الخروج کردن هنرمندان ، با شکستن قلمها و دوختن دهانها و ساختن مستنداتی نظیر فمینیسم و حقوق بشر و ... ممکن است .
آقای ری شهری ، برادر عزیز ! آخر این چه شیوه و روش برخورد با مردم و معترضین است؟! می شود راهی منطقی و عقلانی نشان بدهی تا انتقاد و اعتراض به شکلی طرح و بحث شود که آقایان از آن نرنجند ؟ به جنبش سبز چه ربطی دارد که دشمن از خواسته ها و مطالبات آن چه برداشت و استفاده ای می کند؟! وقتی حکمی از احکام اسلام در این کشور به اجرا گذاشته می شود مگر دشمن از آن سوءاستفاده نمی کند ، آیا به این دلیل اجرای احکام نورانی اسلام باید تعطیل شود ؟ جنبش سبز خاستگاهی اسلامی و انسانی دارد به دنبال رهایی انسان از زیر یوغ استبداد و بی عدالتی است حال هر که می خواهد هر چه می خواهد برداشت کند .
آیا می توان صرف سوءاستفاده دشمنان هر ندای حق طلبانه ای را خفه و خاموش کرد؟ امروز هر نقد و بحثی بر سیاست ها و روشهای عوام فریبانه و ریاکارانه دولت, نه تنها به دشمنی با نظام بلکه معاذالله به دشمنی با خدا و امام زمان (عج) تعبیر می شود. برخی خود را مساوی با نظام قرار داده اند و به اعتبار آن صداها را در گلو خفه می کنند ؟ حال با کدام حلقوم باید اعتراض کرد ؟
این تعبیر شما ((حلقوم معاندان انقلاب )) اتفاقا بر روش و منش دولت فریبکار صدق می کند که هر از گاهی با یکی از امپراطوریهای رسانه ای غرب به گفت و شنود و مصاحبه می نشیند. آیا دولت خاتمی در ازای گرفتن آب نباتی ، گوهر و دُرّ از دست داد یا دولت حاکم ( در نشست 1+5) ؟ کدام دولت و سیاست مسیر مظلوم نمایی صهیونیست ها را هموار کرد ؟ آیا به نظر شما حلقوم شورای نگهبان با آن سمت و سوهای جانبدارانه اش از دولت فریب و دروغ, راهی مناسب برای اظهار اعتراضات است ؟! یا صدا و سیمای ضرغامی که تریبونها و برنامه هایش فهم و شعور و آگاهی نسلی را به سخره گرفته است ؟ کدام مسیر, کدام حلقوم, مناسب است ؟!
من پاسخ می دهم تا امثال ری شهری که با گلوگیر و انحصاری شدن تمامی مسیرها و حلقوم ها اما همچنان صدای اعتراض وانتقاد در دل جامعه ایرانی طنین انداز است. هر ایرانی سبز اندیش همچو اشاره میر حسین موسوی خود به تنهایی یک رسانه است . شبکه های اجتماعی راه سبز امید ؛ جنبش بر آمده از بطن مردم را بی نیاز از منو پل رسانه ملی و حلقوم معاندن انقلاب کرده است . وقتی در اوج خفقان و سرکوب ناگهان در بعد ازظهر 25 خرداد 1388 سه میلیون نفر در خیابان انقلاب و آزادی حاضر و ظاهر می شوند و اعتراضشان را با سکوت فریاد می کنند .، قدرت" هر ایرانی یک رسانه" در شبکه راه اجتماعی سبز امید نمایان می شود .
به نظرم سخنان آقای ری شهری و سخنانی از این دست فقط اتهامی است به مردم آزاده و سبز ایران؛ تا دیکتاتور بتواند با فراغ خاطر به سرکوب آن بپردازد.
نکته جالب دیگری که روز یکشنبه اول آذر 1388 توجه ام را جلب کرد سخنان آقای ری شهری در مکه مکرمه بود . او منتقدان و معترضان به انتخابات دهم را خطاب قرار داد و گفت :" آیا اصلاح امور این است که صدای دوستان امام ( ره ) و سخن آنها در کنار صدای دشمنان امام (ره ) و از حلقوم معاندان انقلاب شنیده شود ؟ "
من برای سؤال وی پرسشهای اساسی دیگری طرح می کنم .
اصلاح امور چه گونه ؟ با سیلی زدن بر صورت مراجع عظام تقلید, با قتلهای زنجیره ای, با تهمت و افترا, با دستگیری صاحبان فکرو اندیشه ، با توقیف روزنامه ها و فیلتر سایت های خبری ، با حملات تند و پی در پی رسانه ملی ، با برگزاری دادگاههای نمایشی ، با فجایع کهریزک ، با به خاک و خون کشیدن جوانان در اعتراضات خیابانی و...با چه چیزی اصلاح امور ممکن است؟ تا شما و حاکمان از آن تعبیر به همصدایی با دشمن و بیگانه نکنید . به چه طریقی باید اعتراض نمود که به زعم حاکمیت امنیت جامعه مخدوش نشود ؟!
آیا پر کردن شکاف فرهنگ و حاکمیت با ممنوع الخروج کردن هنرمندان ، با شکستن قلمها و دوختن دهانها و ساختن مستنداتی نظیر فمینیسم و حقوق بشر و ... ممکن است .
آقای ری شهری ، برادر عزیز ! آخر این چه شیوه و روش برخورد با مردم و معترضین است؟! می شود راهی منطقی و عقلانی نشان بدهی تا انتقاد و اعتراض به شکلی طرح و بحث شود که آقایان از آن نرنجند ؟ به جنبش سبز چه ربطی دارد که دشمن از خواسته ها و مطالبات آن چه برداشت و استفاده ای می کند؟! وقتی حکمی از احکام اسلام در این کشور به اجرا گذاشته می شود مگر دشمن از آن سوءاستفاده نمی کند ، آیا به این دلیل اجرای احکام نورانی اسلام باید تعطیل شود ؟ جنبش سبز خاستگاهی اسلامی و انسانی دارد به دنبال رهایی انسان از زیر یوغ استبداد و بی عدالتی است حال هر که می خواهد هر چه می خواهد برداشت کند .
آیا می توان صرف سوءاستفاده دشمنان هر ندای حق طلبانه ای را خفه و خاموش کرد؟ امروز هر نقد و بحثی بر سیاست ها و روشهای عوام فریبانه و ریاکارانه دولت, نه تنها به دشمنی با نظام بلکه معاذالله به دشمنی با خدا و امام زمان (عج) تعبیر می شود. برخی خود را مساوی با نظام قرار داده اند و به اعتبار آن صداها را در گلو خفه می کنند ؟ حال با کدام حلقوم باید اعتراض کرد ؟
این تعبیر شما ((حلقوم معاندان انقلاب )) اتفاقا بر روش و منش دولت فریبکار صدق می کند که هر از گاهی با یکی از امپراطوریهای رسانه ای غرب به گفت و شنود و مصاحبه می نشیند. آیا دولت خاتمی در ازای گرفتن آب نباتی ، گوهر و دُرّ از دست داد یا دولت حاکم ( در نشست 1+5) ؟ کدام دولت و سیاست مسیر مظلوم نمایی صهیونیست ها را هموار کرد ؟ آیا به نظر شما حلقوم شورای نگهبان با آن سمت و سوهای جانبدارانه اش از دولت فریب و دروغ, راهی مناسب برای اظهار اعتراضات است ؟! یا صدا و سیمای ضرغامی که تریبونها و برنامه هایش فهم و شعور و آگاهی نسلی را به سخره گرفته است ؟ کدام مسیر, کدام حلقوم, مناسب است ؟!
من پاسخ می دهم تا امثال ری شهری که با گلوگیر و انحصاری شدن تمامی مسیرها و حلقوم ها اما همچنان صدای اعتراض وانتقاد در دل جامعه ایرانی طنین انداز است. هر ایرانی سبز اندیش همچو اشاره میر حسین موسوی خود به تنهایی یک رسانه است . شبکه های اجتماعی راه سبز امید ؛ جنبش بر آمده از بطن مردم را بی نیاز از منو پل رسانه ملی و حلقوم معاندن انقلاب کرده است . وقتی در اوج خفقان و سرکوب ناگهان در بعد ازظهر 25 خرداد 1388 سه میلیون نفر در خیابان انقلاب و آزادی حاضر و ظاهر می شوند و اعتراضشان را با سکوت فریاد می کنند .، قدرت" هر ایرانی یک رسانه" در شبکه راه اجتماعی سبز امید نمایان می شود .
به نظرم سخنان آقای ری شهری و سخنانی از این دست فقط اتهامی است به مردم آزاده و سبز ایران؛ تا دیکتاتور بتواند با فراغ خاطر به سرکوب آن بپردازد.
هفته بسیج
بسیج دیروز برای من یادآور سپاه محمد (ص) ، سپاه مهدی (عج) بود و امروز یادآور انصار حزب الله و لباس شخصی ها است .بسیج دیروز یادآور عملیاتهای فتح المبین ، کربلا ، والفجر ،بیت المقدس و مرصاد بود امروز یاد آور ایستگاههای ایست و بازرسی شهری ، سرکوب اعتراضات دانشجویی در 18 تیر 78 و قدرتی در به خاک و خون کشیدن اعتراضات مردمی در وقایع اخیر است . نماد بسیج دیروز چفیه بود و عطر گل محمدی و امروز کلاه خود و باتوم . دیروز سلاح بسیج دشمنان آب و خاک وطن را نشانه رفته بود و امروز باتوم آن فرق زن و مرد معترض و آزادیخواه ایرانی را می شکافد . دیروز بسیجی بی مزد و حقوق به جبهه های جنگ می شتافت و امروز در صف اول رانت خوران و سهمیه گیران در دانشگاه و ادارات و ... قرار دارد . دیروز بسیجی کالاهای کوپنی خود را هدیه به رزمندگان و جبهه های جنگ می کرد و امروز برایش کوپن ارزاق و سهمیه ویژه بنزین در نظر می گیرند .
دیروز میر حسین موسوی می گفت: " بسیج مدرسه عشق است ." امروز مردم می گویند : "مایه نفرت و کین" .
دیروز بسیج به روستاها و مناطق دوردست برای عمران و آبادی می رفت و امروز به همان مناطق می رود به عنوان پیاده نظام تبلیغ برای یک جناح . دیروز بسیج لشگر ی بود در اموری مانند واکسیناسیون کودکان در برابر امراض مختلف اما امروز لشگری است برای سازماندهی آراء جناح حاکم سیاسی . دیروز بسیج لشگر مهر و صفا در مدرسه عشق بود و امروز مظهر تقلب و ابزاری در دست قدرتمندان .
امید آنکه با این یادآوری ها بسیج لشگر خوبان باشد و از سنگر ها و پایگاههای ضرب و شتم مردم به مدرسه عشق بازگردد و در ازای خدماتش به مردم ، رانت و حقی را طلب نکند .
دیروز میر حسین موسوی می گفت: " بسیج مدرسه عشق است ." امروز مردم می گویند : "مایه نفرت و کین" .
دیروز بسیج به روستاها و مناطق دوردست برای عمران و آبادی می رفت و امروز به همان مناطق می رود به عنوان پیاده نظام تبلیغ برای یک جناح . دیروز بسیج لشگر ی بود در اموری مانند واکسیناسیون کودکان در برابر امراض مختلف اما امروز لشگری است برای سازماندهی آراء جناح حاکم سیاسی . دیروز بسیج لشگر مهر و صفا در مدرسه عشق بود و امروز مظهر تقلب و ابزاری در دست قدرتمندان .
امید آنکه با این یادآوری ها بسیج لشگر خوبان باشد و از سنگر ها و پایگاههای ضرب و شتم مردم به مدرسه عشق بازگردد و در ازای خدماتش به مردم ، رانت و حقی را طلب نکند .
اين جهان كوه است و فعل ما ندا
سوي ما آيد نداها را صدا
فعل تو كان زايد از جان و تنت
همچو فرزندي بگيرد دامنت
پس تو را هر غم كه پيش آيد ز درد
بر كسي تهمت منه، بر خويش گرد
فعل تست اين غصه هاي دم به دم
اين بود معناي قَد جَفٌَ القَلَم!(مولانا)
جویا کوشیار


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر