" حکومت از دیدگاه اسلام ، برخاسته از موضع طبقاتی و سلطهگری فردی یا گروهی نیست ؛ بلکه تبلور آرمان سیاسی ملتی همکیش و همفکر است که بهخود سازمان میدهد تا در روند تحول فکری و عقیدتی، راه خود را بهسوی هدف نهایی ( حرکت بهسوی الله) بگشاید."( از مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران)
در نظامهای سیاسی مختلف ، آنجاکه از آن بهعنوان دمکراسیهای پیشرفته یاد میشود و برنقش مردم بهعنوان عوامل اصلی و تعیینکننده حکومتها تاکید میشود ، حکومتها تابعی از اراده عمومیاند و همین نکته ، تضمینکننده سلامت روند دمکراسی است. بهعبارت دیگر ،آنجا که مردم صاحبان ذخایر اصلی اقتصاد کشورهایند و نبض اقتصاد را دردستان خود دارند و دولتها ، تنها از محل مالیاتها و پرداختهای مردمی اداره میشوند و لاجرم همه توان خود را نیز باید صرف مالیاتدهندگان خود کنند، درآن صورت حکومت برمدار میل و خواسته عمومی گام برمیدارد و دولت ، مالک ملت نخواهد بود ؛ بلکه کارگزار عمومی است و هرگاه از دایره اختیارات خود خارج شد، عزل میشود و مردم کسان دیگری را بهجای آنان مینشانند. ازینرو ، دولت بهمعنای اصل نظام درچنین کشورهایی هرگز متزلزل نخواهدشد ؛ بلکه این حکومتها هستند که درصورت تخریب روابطشان با مردم ، سقوط میکنند و چنانچه رابطهای درخور با ملت برقرار کردهباشند، برای چند دوره در خدمت ملت خواهند ماند. درچنین نظاماتی ، پنهانکاری ، دروغگویی و خیانت به ملت ، نخستین گام برای سقوط است و در برابر ، صراحت و صداقت ،رمز ماندگاری در حکومت خواهدبود.
در برابر چنین نظامهایی ، آنجا که ثروت و قدرت به تمامی در اختیار دولت قرار دارد و مردم ، رعیت چشم بهدست دولت باشند تا روزی و مقرری آنان را بدهد، و عملا مردم ، کارگزاران حکومت باشند و درهر لحظه پاسخگوی رفتار خصوصی و اجتماعی خود به حکومت ؛ درآن صورت ، نه دمکراسی در چنین کشورهایی رخمینماید و نه فعالیتهای اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و حتی سیاسی معنا مییابد. دراین صورت ، حتی تشکیل احزاب و برگزاری انتخابات و فعالیتهایی ازین دست ، جنبه صوری و تزیینی بهخود میگیرد.
در دوران اخیر ، کشورهایی چون فرانسه و هند از یکسو و شوروی و اقمارش در سوی دیگر ، شاهد اعتراضات عمومی بوده و هستند. اما نه فرانسه و نه هند ، دستخوش سرنکونی دولتها نشدند ، هرچندکه حکومتی با رای عمومی رفت و یا حکومتی دیگر برسرکار آمد. درحالی که در شوروی و اقمارش ، دولتها سرنگون شدند و نظامها از هم پاشید و همه چیز از دست رفت.
در آن دو کشور، چه اروپایی و چه آسیایی ، چه در غرب و چه در شرق ، مردم ، کارگزارانشان را بردند و آوردند ، و خود ماندند و دولتهایشان. و دراین کشور اوراسیایی ، طومار دولت و حکومت درهم پیچید.
نکته اساسی درنقش مردم است. هرجاکه مردم حرف آخر رابزنند ، ثبات دولت و حکومت برقرار است و هرجا که مردم ، رعایای حاکمان باشند، درفش و تیغ هم هست و خبری از رفاه و پیشرفت نیست. وعدههای بیشمار هست و اقدام عملی ، هیچ. مردم نامحرماند و در معادلات به هیچ هم گرفته نمیشوند.
در کشور خودمان، که نمونه بارزی از نظام مدرن ارباب و رعیتیاست، مردم نامحرمان حکومتاند. از هیچ چیز باخبر نیستند. با دنیای اطلاعات و ارتباطات باید بیگانه باشند. حکومت به خود حق میدهد تا جریان باریک و اندک ارتباطات موجود را ازآنان بگیرد و برای هرمدت که خود بخواهد، قطع کند. حکومت را دراختیار معدودی سپاهی قرار دهد تا از فرهنگ و سیاست و اجتماع و اقتصاد گرفته تا دین مردم را تمشیت کنند. به آنان سهمیه بدهند و چون کودکان به کارهایی که خود میپسندند،وادارندشان.
به این دو مورد بنگرید؛
او با اشاره به برخی سخنان به ظاهر زیبا و پیغامهای مکرر شفاهی و کتبی رئیس جمهور جدید امریکا، برای مذاکره با ایران و حل مشکلات، تأکید کرد:جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا تصمیم گرفت پیش داوری نکند و در عمل شعار «تغییر» را ملاحظه کند اما در این مدت هرچه در عمل دیده شده، خلاف سخنانی بوده که بر زبان جاری شده است."
"... سفارش اساسی اینجانب نزدیک کردن و رساندن این رسانه فرهنگ ساز، به طراز رسانهای است که دین وَ اخلاق وَ امید وَ آگاهی، بارزترین نمود آن باشد و رفتار اجتماعی مخاطبان و نیز نهاد حساس و مهمی چون خانواده بر اساس آن شکل گیرد و هنر و شیوه های گوناگون حرفهای و آزموده شده یا نوپدید، یکسره در خدمت رشد این شاخصها در آید. از تجربه های موفق یا ناموفقِ دوره پنجساله باید برای رساندن این رسانه به این کیفیت برتر سود ببرید و با زمانبندی برنامه ها و تعیین شاخصهای قابل اندازه گیری، حرکت مجموعه را تکمیل یا تصحیح نمایید. "
بهراستی مردم در کجای این معادلهاند؟ وقتی هیج اطلاعی از این پیغامهای رد و بدل شده ندارند و حتی در تعیین خط مشی رئیس رسانه دیداری و شنیداری ، هیج محلی از اعراب به عنوان مخاطبان اصلی ، برایشان قایل نمیشوند.آیا بازهم باید این حکومت را " تبلور آرمان سیاسی ملت " دانست؟
فؤاد صدیق

دین ابزاری برای سواری گرفتن از مردم است و جمهوری اسلامی نسخه مدرن آن است.
پاسخ دادنحذفالان هم روحانیت سوار مردم شده و قانون اساسی و ...، همه اش تعارفه!
رضا شاه در فیلم کمال الملک می گفت:"مجلس و عدلیه و نظمیه تعارفه، امر امر ماست!"
خر همون خره اخوی، فقط پالونش عوض شده!
سلام اخوی اینقدرام که تند میری نیست همون خری که گفتی ، به هر کسی سواری نمیده مسیر اشباه بود
پاسخ دادنحذفاگه منظورت آقاس که خر خودتی. بعدشم اگه با قانون مشکل داری ، برو عوضش کن.اگه خـ..یشو داری.
پاسخ دادنحذف