۱۳۸۸ آبان ۲۶, سه‌شنبه

"خدا، شاه، میهن"؟!

چندی است که رسانه های مکتوب و غیر مکتوب و در جلسات و مناظره هایی که گاه در دانشگاهها و محافل فرهنگی و سیاسی برگزار می شود، برخی سعی می کنند که آقایان خاتمی، موسوی، کروبی و گاه هاشمی را به عنوان رهبران جنبش سیاسی اخیر کشور معرفی کنند و یا اساساً معتقدند که این کونه است. رسانه های دولتی با هدف مشخصی این کا ر را انجام می دهند و آن مقصر دانستن این افراد در چیزی است که آنها اغتشاش و شورش علیه نظام مقدس اسلامی می دانند و به دنبال آن هستند که با طرح اتهام های اینگونه ای این افراد را به دادگاه کشانده و با حذف آنها از صحنه به قول خودشان چشم فتنه را کور کنند. برخی دیگر هم به خاطر فرهنگ استبدادزده ما که همیشه به دنبال یک نام گشته ایم تا در پشت او بایستیم تا به هدف برسیم این کار را دنبال می کنند.
این که یک فرد به عنوان نماد یک کشور یا حرکت معرفی شود چیز غریبی نیست. تقریباً در همه کشورهای توسعه یافته هم این موضوع وجود دارد. رئیس جمهور یا پادشاه در خیلی از کشورها وجود دارد. اما آیا در این کشورها شاه یا رئیس جمهور جایگاه و چهره شاه یا رئیس جمهور در کشورهای کمتر توسعه یافته را دارد؟ مثلاً در سوئد، دانمارک، هلند، بلژیک و اسپانیا حکومت های پادشاهی بر قرار است. ولی کمتر کسی نام پادشاهان این کشورها را شنیده است و یا می داند. از آن سو تقریباً همۀ ما نام پادشاه عربستان یا رئیس جمهور مصر، ونزوئلا یا زیمبابوه را می دانیم. این تفاوت ناشی از فرهنگ استبدادزده و فردگرا و فرهنگ مردمسالار و از نظر اجتماعی توسعه یافته است.
شعار "خدا، شاه ، میهن" را یادتان هست؟ مردم در کجای این شعار جای دارند؟ در زمان صدام ملعون هم شعارهایی این چنینی در عراق وجود داشت. کمابیش در همۀ نظامهای فردگرا از این دست شعارها می توان یافت.
به نظر می رسد در این چند ماهه مردم ما نشان دادند که می توانند از این فرهنگ فاصله بگیرند. به گمان من این نشانی از توسعۀ اجتماعی است. آن تلاشی که در ابتدای سخنم بدان اشاره کردم تا کنون موفق نشده است که کسی را به عنوان رهبر یا به قول دولتی ها مسئول حرکتهای اخیر معرفی کند. چرا که حرکت مردم و حضورشان و خواسته هایشان چندان بستگی ای به آنچه آقایان خاتمی، موسوی و... مطرح می کنند ندارد. آنها در صحنه اند چون خودشان می خواهند در صحنه باشند. نه به فرمان کسی در صحنه اند، نه به فتوای کسی و نه به عشق کسی. آنچه که الهام دهنده آنها است یک وظیفۀ اجتماعی بر خواسته از نیازهای اجتماعی است. نیازهایی چون آزادی های مدنی و فرهنگی.
امیدواریم جنبش سبز همچنان به حرکت آگاهانۀ خود در قالب یک حرکت اجتماعی ادامه دهد و در دام شعارهای فردگرایانه نیافتد. انشالله.
حسین تفرشی
htafreshee@gmail.com

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر