۱۳۸۸ مهر ۱۲, یکشنبه

عجیب و غریب طرح وحدت ملی

" وحدت‌ملی " یا " اتحادملی " یا " آشتی‌ملی " یا هرعنوان دیگری که این روزها بسیار از آن شنیده‌می‌شود، وضعیتی است که نه می‌توان به آن امید بست نه آن را به سادگی کنار گذاشت. اما سؤال اساسی و اصلی و اولیه این است که این پیشوند ( باهر اسم و عنوانی ) برای " ملی " ، چه هدفی را دنبال می‌کند؟ به عبارت دیگر، " ماقال " آن چیست؟ و " من قال " آن کیست؟

آنچه از فحوای طراحان این نظر به دست می‌آید ، بازگرداندن وضعیت جامعه به حالت پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری است. آنان درپی این هدف‌اند که عقربه‌های ساعت فضای حکومت و حاکمان و مردم و سیاسیون را به روزهای سال 1387 بازگردانند؛ اما عقربه روند کنونی و هیئت حاکمه از نیمه دوم سال1388 به حرکت خود ادامه دهد. یعنی انگشت کوچک را به انگشت شست نزدیک کنند و این فاصله یک وجبی را نادیده بگیرند.
اگرچنین اتفاقی بیفتد و همه جریانها بپذیرند که چنین شود، آن‌گاه همه در برابر چندپرسش بزرگ قرار می‌گیرند که:
- تکلیف آنچه که در دوران انتخابات رخ‌داد، اعم از آنچه که گفته شد ( در مناظره‌ها ، سخنرانیها و تبلیغات نامزدها و .. ) و آنچه که در کف خیابانها رخ‌داد و سوء استفادة ابزاری از هرآنچه که شد ، چه خواهدشد؟
- آیا اتهاماتی که در مناظره‌ها زده شد ، نادیده گرفته می‌شود؟ آیا مرجعی بدانها رسیدگی نخواهدکرد؟
- آیا حیف‌و میلهایی که از بودجه بیت‌المال به نفع یک نامزد صورت گرفت، فراموش می‌شود؟
- آیا برتوزیع ثروت مطابق خواست یک نفر برای برآوردن او ، صحه گذارده می‌شود؟
- آیا روند چهارسال گذشته همچنان تکرار خواهدشد؟
- آیا همه آن سخنها ، آمار و ارقام ، دلیل و برهان و حجت علیه دولتی که ناکارآمد بود و خسارتها برجای گذاشت،‌باطل می‌شود و باز روز از نو و روزی از نو خواهدشد؟!
- آیا مردم نخواهند پرسید از نظام – بماهونظام ــ که این خیمه‌شب بازی بود یا انتخابات؟
- پس پاسخ خونهای به‌ناحق ریخته شده را چه کسی خواهد داد؟
- پس جواب زندانیهایی که بدون حکم دربند شدند با چه کسی خواهدبود؟
- پس آن همه زجر و آزاری که عنوان شد و بوی تعفن آن ، مشام هر انسان آزاده‌ای را آزرد، به‌پای چه کسی خواهند نوشت؟
- پس این همه خسارتی که از پس فجایع بعداز 22خرداد رخ‌داد باچه کسی خواهد بود؟
- آیا اصلاح‌طلبان و نامزدهای آنان در قبال این عقب‌گرد، چه دستاوردی خواهند داشت؟
- آیا حاکمان چهارسال گذشته قرار است دست از لجاجت بردارند و عاقلانه رفتارکنند؟
- آیا قرار است در امور حکومت ،‌عینکهای تنگ‌نظری و خودبینی برداشته شود و همه را در امور مملکتی مشارکت دهند؟
" من قال "ها چه کسانی هستند؟
براستی قراراست این اتحاد و وفاق باچه‌کسانی برقرار شود؟ طرفهای " وفاق‌ملی " چه کسانی خواهند بود؟ همانها که روزی هرکاری ازدستشان برآمد کردند و آنچه راکه نکردند، نتوانستند؟
- آیا خانواده لاریجانی‌ را ازیاد برده‌ایم؟ آیا یادمان رفته است علی لاریجانی را آن زمان که دستگاه عریض و طویل رادیو و تلویزیون را تمشیت می‌کرد، با دولت اصلاحات چه کرد؟ موضوع گوشتهای آلوده ، کنفرانس برلین ، خبرهای یکسویه و نادرست از مجلس ششم، طنزهای نیشدار، برنامه چراغ ، ...را چه کسی علیه اصلاح‌طلبان کوک می‌کرد و برپرده نمایش خانگی به خورد مردم می داد؟ آیا تبلیغات او را در انتخابات نهم ریاست جمهوری از یاد برده‌ایم؟ " هوای تازه"‌اش راچه ؟
- برادر دیگرشان ، جواد ، را که به خاطر داریم. با " نیک براون " فالوده می‌خورد تا حماسه دوم خرداد رخ ندهد. او از چه کسی حمایت می‌کرد؟ ماجرای معاونتش در دستگاه دیپلماسی کشور در دوران جنگ را فراموش نکرده‌ایم. اورا برای چه از وزارت امور خارجه برداشتند؟ و چرا به مجالس بعدازپنجم راهی نیافت؟ او اینک از چه دم می‌زند؟ و از چه واهمه دارد؟
- برادر تازه کارشان در قوة‌قضاییه ، کیست؟ آیا در شورای نگهبان نبود؟ همان شورایی که انتخابات را پیش از برگزاری، تایید کرده بود؟ همان شورایی که هنوز مهلت پذیرش شکایتها پایان نیافته‌بود ، برخی اعضایش ، شکایتهای مطرح نشده را وارد ندانسته‌بودند؟ این آقا حتی از آنان انتقاد هم نکرد!
- آن همه سخنرانی و مصاحبه یکطرفه علیه نامزدهای معترض اصلاح‌طلب از 23 خرداد الی یومنا هذا را چه کسانی برگزار کردند؟ چه‌ها که نگفتند. آیا در این طرح ، برهمه آنها مهر تایید زده خواهدشد؟
- آیا با حدادعادل باید وفاق کرد یا با ولایتی؟ با محسنی‌اژه‌ای یا با محصولی؟ باچه کسی باید دست دوستی داد؟ آنان که زده‌اند و حاضر نیستند ذره‌ای مردانگی به‌خرج دهند و پای رفتار ناجوانمردانه خود بایستند؟
- آیا سخنان احمدی‌مقدم و طائب و جعفری و کلهر و شریعتمداری و .... را نخوانده و نشنیده‌ایم؟ يا کلامی از ایشان مانده که برزبان نرانده باشند؟آیا حرمتی از گروه مقابل نگه‌داشته‌اند؟ آنان که حتی به مراجع تقلید هم رحم نکرده‌اند و مخالفانشان را ساواکی و منافق و عامل سیا و اجنبی خوانده‌اند و همه را از دم تیغ زبان و قلم و رفتار و گفتار و کردار خویش گذرانده‌اند و دستانی به خون حرمت سی ساله این انقلاب و انقلابیون خضاب کرده‌اند، جایی برای فشردن دست و مصافحه گذارده‌اند؟
- آیا اگر اصلاح‌طلبان در این مسیر گام بردارند، در همان نخستین قدمها به مسیری جز کهریزک و اوین و ... راهنمایی خواهندشد؟ آن گونه که اکنون شده است.
- آیابه شکایت احدی از اتهام خورندگان در مناظره احمدی‌نژاد با موسوی رسیدگی شد یا همه آنها به زنجیر کینه رئیس دولت گرفتار شده‌اند؟
- نکته اساسی این است ؛ زمانی که حاکمان کمر به نابودی شهروندان بسته باشند و از قضا خود نعرة شاکیانه نیز سردهند و خود را مظلوم جابزنند ، نیاید امیدی به اصلاح و برطرف شدن نابسامانیها داشت .
به‌قول خواجه شیراز:

عجیب واقعه‌ای و غریب حادثه‌ای

انااصطبرت قتیلا و قاتلی شاکی


این طرح جز نیرنگی کهنه نیست که سی سال پیش هم دردی از آن رژیم دوانکرد. مقاومت و ایستادگی هوشیارانه می‌تواند راه نجات باشد.
فؤاد صدیق

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر