
سازمان چریکهای فدایی خلق در اسفند 1349 در جنگلهای سیاهکل و سازمان مجاهدین خلق در شهریور 1350 ضربه سختی از ساواک خوردند و بیشترین اعضا و غالب رهبران خود را از دست دادند . در پی این حوادث دادگاه های نمایشی و فرمایشی پر سرو صدایی برگزار شد, برخی از اعضا برخی از اعضا و رهبران را از دم تیغ گذراندند . شاه با پول باد آورده نفتی سوار بر اریکه قدرت (اسب مراد ) تاج و تخت و جلال و شوکتش را در جشنهای 2500 ساله به نمایش جهانیان گذاشت (!)
کمیته مشترک ضد خرابکاری در 1351 تشکیل و فضای سیاسی کشور کاملا پلیسی و منقبض شد . نفس مبارزان و فعالان سیاسی بالا نمی آمد ، تنها راه برایشان اختفا و فعالیت های زیر رمینی بود . بگیر و ببند ها فضای زندان های جمشیدیه ، قصر و قزل قلعه را تنگ کرد . در سال 1352 زندان قزل قلعه غیر استاندارد اعلام شد و تعطیل گردید .به جایش زندان تازه و مدرنی در باغ اوین راه اندازی شد . دست ساواک و کمیته مشترک در دستگیری ها ، بازجویی ها و شکنجه ها باز تر شد . شاه سر مست از قدرت ؛ فرمان تشکیل حزب رستاخیز را در سال 1354 صادر کرد و از مخالفین خواست که کشور را ترک کنند .
اما این همه ماجرا نبود ؛
گرچه گروه ها و سازمانهای مسلحانه و قهر آمیز با سرکوب شدیدی مواجه شدند اما به فعالیتهای زیر زمینی خود ادامه دادند.به موازات پیچیده تر شدن روشهای تعقیب و گریز, بازجویی و شکنجه در ساواک روشهای مبارزه نیز پیچیده تر می شد. با تمام فضای اختناقی که در دهه چهل و پنجاه بود مردم منافذ تنفس فکری را یافته و بر اطلاع و دانسته های خود می افزودند .روشنفکران و اندیشمندانی مانند دکتر شریعتی ، دکتر بهشتی و استاد مطهری و مفتح و ...در منابر مساجد و کرسی های دانشگاه به روشنگری توده ها رو آوردند. کتابها ، مقالات و جزوات ممنوعه در بین مردم دست به دست می چرخید . اعلامیه ها و نوارهای حضرت امام (ره) تکثیر و در میان علاقه مندان توزیع می شد .زندانیان سیاسی تجارب ، مشاهدات و آموزه های خود را در زندان تبادل و گاه برای استفاده عموم تدوین شان می کردند. به این ترتیب ظلم و ستم و مفاسد دستگاه پهلوی پیش از پیش در میان مردم عیان می شد . مردم دیگر اعتمادی به روزنامه ها ، رادیو و تلویزیون نداشتند . اخبار را از رادیو های خارجی و تفاسیر و تحلیلها را در مساجد می شنیدند و این خونی بود که در رگهای نهضت و انقلاب مردمی دوانده می شد.
وحدت و یکدلی مبارزان با مرامها و ایدئولوژیهای مختلف هر چند به استراتژیک کاراترین ابزار مقابله با ساواک بود چنان که ماشین سرکوب آنها را در سال 1357 از کار انداخت . مردم قطراتی بودند که به هم گره خورده و چون سیل بر ظالم خروشیدند .
شاه خیلی دیر صدای خروش و شکستن استخوانهای دستگاه استبدادش را شنید . دست پاچه کارگزرانی چون هویدا ، خلعتبری و شیخ الاسلام زاده, نصیری و ... را بر کنار کرد . دولت آشتی ملی ایجاد نمود و از فرط استیصال دست به خونریزی زد ؛ ستاره هایی را از شانه نظامیانی برداشته و بر شانه نظامیانی دیگر نشاند .دست آخر اعلام حکومت نظامی واستفاده از چهره هایی چون تختبار با وجهۀ ملی و...اما دیر شده بود,دیر؛ و دیگر هیچ فایده ای نداشت . حباب قدرت شاه در سیل پر خروش ملت ترکیده بود .
و حال ...
دولتی عوام فریب و دروغگو چهار سال هر چه خواست کرد ، هر کجا خواست رفت ، هر چه داشت رو کرد . قوانین را زیر پا گذاشت ، عزت نفس ملتی را با توزیع پول و گدا پروری مخدوش کرد . پولهای باد آورده نفتی را صرف تقویت فرقه خویش و نیروهای شبه نظامی کرد . به مراجع و علما تاخت و نظرات آنان را زیر پا گذاشت ، قلم ها برید و کاغذ ها درید ، کرسی های دانشگاه شکست و روزنامه ها توقیف کرد .خرافه ، خیال ،رمالی و کف بینی را رواج داد و با کوفتن بر طبل انرژی هسته ای گوش هر مخالفی را کرد و جسم نحیف اصلاحات را به زیر تازیانه های اتهام "خیانت و خدمت به بیگانه" گرفت.منتقدین در داخل و خارج را مسخره نمود ؛ با بیان سخنان نسنجیده نفرت جهان را به جان ایران و ایرانیان خرید و باعث سرافکندگی شان شد . با ارائه آمار غلط و نادرست اقدام به جعل کارنامه قبولی در نزد افکار عمومی کرد و سعی در فریب عوام نمود .
دروغ گفت و گفت تا دولتش سر آمد ؛ اما غره و سرمست از توزیع سهام عدالت و توزیع زمین های 99 ساله و ...در مقابل دوربین و در برابر رغیب نشست . نشستنی؛ تمامی اهریمن و زشتی در برابر تمامی راستی و صداقت.بدون هیچ واهمه ای بدون ترسی از روز جزا گفت و رفتار کرد و آنچه را که همه دیدیم و شنیدیم .معلوم بود که چنین پدیده شگفتی محال است سر تعظیم در برابر ارده ملتی فرود آورد. پس در تدارک تقلبی بزرگ شد و آنچه که نباید بشود شد .
در روز 22 خرداد کودتا رسمیت یافت . حمله ها و دستگیریها قبل از اعلام نتایج آغاز شد تا تقلب و دروغ به کرسی قدرت بازگردد؛ و بازگشت, اما با دستانی خون آلود و زبانی تحقیر ساز ، آنگاه که معترضین و مردم را خس و خاشاک نامید. قصد نیست که وقایع مربوط به انتخابات و نحوه تدارک و تکوین کودتا و نظامی شدن فضای کشور و چگونگی به خاک و خون کشیدن جوانان سبز وطن را در یکصد روز اخیر مرور کنم ، اما به راستی استبداد رسمیت یافته و سند آن با خون پاک ندا ، سهراب ، محسن و... امضا شد .
دادگاه ها برگزار شد ؛ روزنامه ها یکی پس از دیگری به محاق رفتند ، پیامک قطع شد و سیاهترین روز در 30 خرداد رقم خورد ، صدای ضجه و ناله زن و مرد پیر و جوان بود که فضای غم بار و ماتم زده تهران را آکنده کرد .تمامی اجتماعات با دستگیریها و ضرب وشتم سرکوب شد . برنامه های مجعول و دروغی به صدا و سیما سفارش داده و ساخته شد و صد ها جرم وجنایت دیگر تا موج سبز معترض را فرو بنشانند .
اما در مقابل...
جنبش سبزی که با حضور آماد مردم در قبل از انتخابات شکل گرفته بود به حرکت و خیزشی بعد از انتخابات بدل شد که به اجمال کسی را یارای تصور آن نبود . آن شور و نشاط قبل از انتخابات پتانسیلی بود که در برابر تقلب به انرژی آزادی بدل گردید . شبکه های اجتماعی بیش از پیش تقویت شد راهپیمایی ها ، الله اکبر های شبانه ، ساخت ترانه ها و کلیپ ها ، نگارش مقالات ، پژوهشها و تحقیق ها هر روز بیش از گذشته اوج گرفت تا اینکه جنبش از حالتی تدافعی خارج و به وضع پیشرونده رسید. حرکت رو به اوج جوانه و شکوفه های سبز اکنون دیکتاتور را مستاصل کرده است ، به هر کاری دست می زند تا بتواند حداقل چهار سال دیگر بر اریکه قدرت باقی بماند . باز دروغ می گوید ، به سازمان ملل می رود و به خارجیان امتیاز می دهد ، خود را نماد تغییر می خواند ، در چگونگی برگزاری دادگاه ها تغییر می دهد ، تطمیع می کند آنچنان که با سوریان قهرمان کشتی فرنگی کرد .
اما دیگر بازگشت به نقطه صفر ممکن نیست؛ استبداد و کودتا رو به افول است . هر چند دم از " آشتی ملی " و " وحدت ملی " بزند ، هر چند مردان سیاسی و سیاستش را جابجا کند, تغییر در فرماندهی نیروی بسیج دهد؛ طائب را به معاونت اطلاعات سپاه ارتقا دهد و نقدی سردار خشن و یکی از متهمین حوادث 18 تیر 1378 و نماد ارعاب و وحشت را به فرماندهی نیروهای بسیج بگمارد ، و یا مشاور رسانه ایش کلهر بیاید بوسه بر دستان معترضین بزند ( به شرط مجازات مؤثرین و معترضین !) و احتمالا در سناریوی دیگر دادگاه متهمین و عاملین کهریزک را برای فریب افکار عمومی برگزار کند و ... دیگر فایده ای ندارد این جنبش رو به اوج است و کودتا رو به افول . و کشور هر روز آبستن حوادثی است. امروز متمرکز تر در دانشگاه ها ، فردا در 13 آبان و مقابل سفارت روسیه ، 16 آذر روز دانشجو ،27 آذر روز وحدت حوزه و دانشگاه ، 22 بهمن روز پیروزی انقلاب و ...
امروز فریادهای ( الله اکبر ) و ( یاحسین میر حسین) در ورزشگاه ها طنین انداز است . دیگر وکیل ضد ملت در دانشگاه جایی ندارد و صدای تکبیر در رستوران دانشگاه علم و صنعت به جای صدای قاشق و چنگال شنیده می شود؛ در دانشگاه صنعتی شریف جلسه سخنرانی محمد جواد لاریجانی با شعار علیه دولت کودتا و هو کردن او بهم می ریزد .
اکنون دولت کودتا رو به افول است . و در ضعف و سستی است که امتیاز می دهد و در برابر اوباما و امریکا و دنیای سرمایه داری غرب کرنش می کند .تمام شعارهای هسته ای خود را پس می گیرد و در 10 مهرماه خوار و خفیف در نشست1+5 ظاهر می شود و به همان نقطه ای می رسد که 5 سال پیش دولت اصلاحات به آن رسیده بود. منتها با این تفاوت که خاتمی و حسن روحانی با عزت و تکریم و منطق به این نقطه رسیدند اما امپراطوری دروغ با سیاست های غلط و ارائه گزارشات دروغ به همه موجب شد 3 قطعنامه و تحریم علیه ایران صادر گردد .
حال کودتا ضعیف و زبون قدرت از دست رفته خود را در زیر دولت مزور و دودوزه باز روسی می جوید؛ و جنبش سبز, مقتدر و رو به اوج و در حال درنوردیدن قلبها و افکار است؛ با لشکری از متفکرین, هنرمندان, ورزشکاران, نویسندگان, روشنفکران, دانشجویان و استادان دانشگاه ها, کارگران, و تمام اقشار جامعه.جنبش از پیروزی های به دست آمده نه تنها مغرور نشده بلکه با درایت و درنگ بیشتری وقایع را می کاود و پیش میرود و می داند که قوام و دوامش و نیل به پیروزیش در گرو صبر ، شکیبایی و پرهیز از تندروی و خشونت, تعمیق دانایی و روشن گری مردم و تقویت شبکه های اجتماعی است .
جویا کوشیار

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر