این روزها که بیش از 4 ماه از انتخابات ریاست جمهوری می گذرد هنوز مردم پیراهنهای سبزشان را در نیاورده اند.
پیش از این هم 9 دوره انتخابات برای تعیین رییس جمهور برگزار شده است ولی در هیچ کدام از آنها دنباله ای بر حسب توفیق یا عدم توفیق هواداران یک نامزد وجود نداشت.حتی در دور نهم که نامزدهایی مثل "کروبی" یا "هاشمی" و یا " معین" نماینده طیف یا تفکر اصلاح طلبی بودند ارتباط شان پس از انتخابات با هواداران خود قطع شد و نتیجه به دست آمده اگرچه همراه با اعتراض و انتقاد، پذیرفته شد.
اما این بار به هر نشانه یا بهانه طرفداران رنگ سبز الله اکبر می گویند یا حرکتی اعتراض آمیز از خود بروز می دهند.و این چیزی است که به مذاق دولتمردان و دیگر مخالفان این حرکت خوش نمی آید.
آنچه به عنوان "حکمیت" مراجع و حتی رهبری برای ختم به خیر ماجرای انتخابات مطرح می شود و تلاشهایی که برای رضایت میرحسین موسوی صورت می گیرد نگاهی به سبز پوش بودن مردم تا به حال نمی کند.تمام خیرخواهان به این اندیشه اند که با کوتاه آمدن میرحسین ماجرا ختم می شود غافل از این که این بار مردم باید "بله" را بگویند نه میرحسین.
"میرحسین " موسوی جهت اصلاحاتی دیگر در دولت نماینده شد تا در صورت ریاست جمهوری با کمک مردم این اصلاحات را صورت دهد.مردم به او در ابتدا چندان اطمینان نداشتند.آنها که او را و صداقت و درایتش را دیده بودند اعتماد داشتند اما جوانان باید او را می شناختند...باید او را می دیدند...می پذیرفتند تا نماینده تفکر پیشرو و اصلاحطلبانه خود در درون نظام می یافتند.
میرحسین نه با نیت پذیرفته شدن بلکه با افکار خود پیش آمد و با صراحت به بیان شفاف دیدگاههای خود پرداخت.
میرحسین تنها با صداقت و اخلاص سخن گفت و همین صفات اعتماد را برای او در میان مردم خرید.
این شد که مردم اعتراض می کردند و میرحسین کنارشان بود نه بالعکس.میرحسین اعتراض نمی کرد تا مردم در کنارش باشند.
مردم نشانههای سبز را اگرچه زیر تهدید و فشار و زندانی شدن و ...برای نماد نگاه داشته شدن "دیدگاه " خود ، هنوز نگاه داشته اند.پیامکهای حرکت و حضور، حرکتی است خود جوش.آدمهای راهپیمایی ها و اجتماعات همین همسایهها و شهروندان هستند و اعتراض ، نشانه زنده بودن مخالفت با این نوع دولت داری است.اینها تنها با تغییر منش و روش در دولت ایجاد می شود.
و الا حکمیت ها و بله گفتن ها و رضایت دادن میرحسین هیچ چیز را عوض نمی کند.این مردم هستند که باید رضایتشان را به دست آورد.نه میرحسین موسوی تفکر خویش را به محمود احمدی نژاد نزدیک می کند و نه برعکس.
خواسته مردم خواسته ای ریشه دار و حقیقی است که با تغییر تفکر سیاستمردان عوض نمی شود و تنها این کشور است که مثل کودکان طلاق، مثله می شود. پس به جای حرکت سیاسی حرکتی اجتماعی – انسانی لازم است زیرا که مردم آسیب دیده اند.
مرضیه لبخند

قضیه آشتی و کنار امدن و این حرفها. همش سر کاری است. مردم راه خودشان را می روند و کاری به این اقایان ندارند. نه احمدی نژاد متوهم و نه موسوی سبز قبا!
پاسخ دادنحذف