
آبي + قرمز = سبز
واما قبل ،از زماني که يادم مي آيد يعني دوران طفوليت بازي آبي و قرمزها که تو زمين انجام مي شد يکطرف ،کل کل کردن و کرکري خواندن طرفداران دو تيم براي همديگر هم يک طرف .
در زمان هاي قديم که من هم جز يکي از افرادي بودم که ورزشکار نبودم اما ورزشکارها را دوست داشتم ،البته الان هم ورزشکار نيستم ولي بعضي ورزشکارها رو دوست ندارم (فکر بد نکنيد ،منظورم سياسي بود ،اشاره به بعضي ها ) چقدر از اين چرند و پرندهاي دهخدا مي گفتيم، مثلا خون تو رگ سرخه اونا مي گفتند آسمون همه جا آبيه و.... ما مي گفتيم قلب سرخه ، اونا مي گفتند دريا آبيه ( کلا حس طبيعت گرايي بالايي داشتيم فقط دنبال اين بوديم ببينيم چي چه رنگيه ؟ تازه چقدر هم بعضي وقتها حرص مي خورديم که چرا فلان چيز اين رنگيه !) غافل از اينکه رنگ زيبايي به نام سبز هم وجود دارد که داراي قابليتي بالا در جهت ايجاد وحدت بين کل کل کنندگان است .
جالب انگيزناک تر از همه اينکه دوستان آبي و قرمز که هميشه بعد مسابفه سايه همديگر را با صندلي نشاني مي رفتند ( دقت کنيد فقط سايه !)اين بار در کنار هم راه رفتند و به جاي آبي و قرمز سبز ديده شدند ، البته گوش شيطون و اياديش کر يه چيزهايي هم گفتند .يعني انسان حالشو مي بره از اين همه سبزي و طراوت ، البته انسان ( طبق اصل منطق صغري ،کبري کنيد هرکي حالشو نبرد انسان نيست ) در اينجا بود که بنده را هم جوي سبز گرفت و داشتم فکر مي کردم چقدر سبز واژه لطيفيه !اگر آزادي بعضي موارد کوچک مثل آزادي بيان اگر بعدش سريعا نيان وجود داشت چقدر مقالات و پايان نامه ها که درمورد سبز در ادبيات و هنر و....کار نمي شد . ولي خوب الان چون مدار رنگ سبز بعضي ها سوخته اصولا علاقه دارند همه چيز را سياه و سفيد ببينند و احتمالا تا اطلاع ثانوي استفاده از سبز و سبزي و سبزها و ... به علت آنفولانزاي خوکي تعطيل مي باشد و احتمالا بعضي ها که به قول خودشون در جلساتشون مي خواهند فارسي را پاس بدارند به جاي رنگ سبز رنگ ديگري را جايگزين خواهند کرد . چه شود !
مثلا من بعد از اين به جاي ضرب المثل " پشت لبت سبز شده " بگوئيم : پشت لبت .......
1/ سياه شده 2/ پرچم ايران نقش بسته 3/ خس و خاشاک روئيده 4/ چي شده ؟
ديگه واي به حال شعراي طبيعت گرايي که توي ديوانشون سبزي و سبزه زياده ، تا اطلاع ثانوي ديوان ممنوع الچاپ مي شه !
واما قبل ،از زماني که يادم مي آيد يعني دوران طفوليت بازي آبي و قرمزها که تو زمين انجام مي شد يکطرف ،کل کل کردن و کرکري خواندن طرفداران دو تيم براي همديگر هم يک طرف .

در زمان هاي قديم که من هم جز يکي از افرادي بودم که ورزشکار نبودم اما ورزشکارها را دوست داشتم ،البته الان هم ورزشکار نيستم ولي بعضي ورزشکارها رو دوست ندارم (فکر بد نکنيد ،منظورم سياسي بود ،اشاره به بعضي ها ) چقدر از اين چرند و پرندهاي دهخدا مي گفتيم، مثلا خون تو رگ سرخه اونا مي گفتند آسمون همه جا آبيه و.... ما مي گفتيم قلب سرخه ، اونا مي گفتند دريا آبيه ( کلا حس طبيعت گرايي بالايي داشتيم فقط دنبال اين بوديم ببينيم چي چه رنگيه ؟ تازه چقدر هم بعضي وقتها حرص مي خورديم که چرا فلان چيز اين رنگيه !) غافل از اينکه رنگ زيبايي به نام سبز هم وجود دارد که داراي قابليتي بالا در جهت ايجاد وحدت بين کل کل کنندگان است .
جالب انگيزناک تر از همه اينکه دوستان آبي و قرمز که هميشه بعد مسابفه سايه همديگر را با صندلي نشاني مي رفتند ( دقت کنيد فقط سايه !)اين بار در کنار هم راه رفتند و به جاي آبي و قرمز سبز ديده شدند ، البته گوش شيطون و اياديش کر يه چيزهايي هم گفتند .يعني انسان حالشو مي بره از اين همه سبزي و طراوت ، البته انسان ( طبق اصل منطق صغري ،کبري کنيد هرکي حالشو نبرد انسان نيست ) در اينجا بود که بنده را هم جوي سبز گرفت و داشتم فکر مي کردم چقدر سبز واژه لطيفيه !اگر آزادي بعضي موارد کوچک مثل آزادي بيان اگر بعدش سريعا نيان وجود داشت چقدر مقالات و پايان نامه ها که درمورد سبز در ادبيات و هنر و....کار نمي شد . ولي خوب الان چون مدار رنگ سبز بعضي ها سوخته اصولا علاقه دارند همه چيز را سياه و سفيد ببينند و احتمالا تا اطلاع ثانوي استفاده از سبز و سبزي و سبزها و ... به علت آنفولانزاي خوکي تعطيل مي باشد و احتمالا بعضي ها که به قول خودشون در جلساتشون مي خواهند فارسي را پاس بدارند به جاي رنگ سبز رنگ ديگري را جايگزين خواهند کرد . چه شود !
مثلا من بعد از اين به جاي ضرب المثل " پشت لبت سبز شده " بگوئيم : پشت لبت .......
1/ سياه شده 2/ پرچم ايران نقش بسته 3/ خس و خاشاک روئيده 4/ چي شده ؟
ديگه واي به حال شعراي طبيعت گرايي که توي ديوانشون سبزي و سبزه زياده ، تا اطلاع ثانوي ديوان ممنوع الچاپ مي شه !
آرزو تابان

آرزو بانوی گرامی،
پاسخ دادنحذفآنچه که به آن پرداخته ای، معزل یا مرضی اجتماعی-تاریخی در این مملکت است. اینکه همواره عرض را به جای جوهر جدی می گیریم. غرض از آبی و قرمز ایجاد رقابت در ورزش است، غرض از سبز هم فریاد کردن آزادی است. اما وقتی با زور دگنک قضیه را جمع می کنند، به جای اینکه بیاندیشند برای آزادی چه باید کرد به این فکر می کنند که چگونه جلوی نمود رنگ سبز را بگیرند.
اشتباه دگنک به دستان این است که فکر می کنند وقتی کسی از درد دیگر فریاد نمی کند، دیگر دردی ندارد؛ حال آنکه خفقان گرفته است!
خانم تابان عزيز
پاسخ دادنحذفرسيدن بخير،قلم شيوايي داريد، از يادداشتتان لذت بردم. واقعا جاي اين نثر دراين وبلاگ خالي بود. اميدوارم نوشته هايتان مستدام باشد.