۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه

من مقلد آیت‌الله العظمی صانعی‌ام


شیخ محمد یزدی از طرف جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در خبری کوتاه و ناقص و گنگ ، اعلام کرده‌است که " ایشان { آقای حاج شیخ یوسف صانعی } فاقد

ملاک‌های لازم برای تصدّی مرجعیت می‌باشد. "
من یکی از مقلان ایشان هستم؛
1 - در آن سال که این جامعه در بدعتی عجیب و آشکار اقدام به معرفی هفت نفر به عنوان مرجع تقلید کرد ، نام ایشان در آن فهرست نبود. بنابراین نمی‌تواند بر مجاز بودن یا مجاز نبودن " مؤمنین " برای تقلید از ایشان تصمیم بگیرد. مگر کاردینالها تعیین پاپ کرده بودند که اکنون درپی لغو تصمیم خود برآمده‌اند؟
2 - آیت‌الله العظمی صانعی بیش‌از سه دهه پیش درس خارج می‌داده‌اند و در زمان امام به عنوان فقیه و قاضی‌القضات منصوب شد و دست کم دو دهه است که صاحب رساله‌اند و در عداد مراجع عظام تقلیدند و به اعتبار حزب و گروهی خاص هم یک شبه آیت‌الله و مرجع نشده‌اند که با همان اعتبار هم حذف شوند.
3 - از دیرباز تعیین مرجع تقلید بر عهده مقلدان بوده‌است و آنها می‌توانستند خود ازمیان اعاظم ، احدی را به مرجعیت خویش برگزینند.و گزینش و معرفی مرجع از سوی حزب سیاسی تاکنون جز برای اعضای خود همان حزب معمول نبوده‌است.
4 - از جمله شرایط مرجعیت ، گذشته از علم و تقوا ، داشتن آگاهی از مسائل جامعه و شجاعت و شناخت روزگار و ورود به مسائل سیاسی است. اگر قرار باشدفقیهی نه به امور جامعه خود آگاه باشد و نه علاقه‌ای بدان نشان دهد و نه پناه و ملجایی برای مردم زمانه خود باشد ، پس برای چه بدین عرصه گام نهاده‌است؟
5 - فرض کنید که بنده با نظر جامعه مدرسین بخواهم از ایشان عدول کنم ؛ باید سراغ که بروم؟ قاعتا باید در میان مراجع موجود به سراغ کسی بروم که قبلا اینان معرفی‌اش کرده‌اند.
از آن هفت نفر که سه تن آنان به رحمت خدا رفته‌اند.حضرات آقایان فاضل لنکرانی و تبریزی و بهجت. می‌ماند آقایان خامنه‌ای و شبیری زنجانی و مکارم شیرازی و وحیدخراسانی.آقای خامنه‌ای که خود گفته است در داخل ازمن تقلید نکنید و از دیگران تقلید کنید و من برای خارج از کشور. آقایان شبیری و وحید خراسانی هم که هیچ کاری به مسائل سیاسی و اجتماعی مردم ندارند و آنان را به حال خود رها کرده‌اند. می‌ماند جناب مکارم شیرازی.
آیا می‌توان از ایشان تقلید کرد درحالی که از بی‌آبرویی چون حسین شریعتمداری تقدیر می‌کند و هتاکی چون او را می‌ستاید؟آیا این از ورع و تقواست که همواره یکطرفه به قاضی می‌رود و هرگز تذکری به او نمی‌دهد؟ فقط همین یک مورد کافی است. بعلاوه که هرگاه عکس و صدای ایشان را در رادیو و تلویزیون پخش نمی کنند، صدایش بلند می‌شود و گلایه می‌کند و ....
در میان بقیه هم که لابد باید به سراغ آقایان نوری همدانی و سبحانی و صافی برویم. درحالی که هیچ‌کدام ازآنها مورد تایید جامعه مدرسین قرار نگرفته‌اند! و لابد هرکه تایید آنان را نداشته باشد ، مورد تایید خداوند هم نیست.!
6 - اگر بنابه گرفتن تایید از حضرات باشد، نتیجه‌اش می‌شود دست‌کم یکی از آقایان که بدون فکر و اندیشه سخن می‌گویند و حکم صادر می‌کنند و درجریانات مختلف برای آنکه درصدر اخبار باشند ، مجبور به مجیزگویی می‌شوند و خود را تا حد یک سمپات حزبی پایین می‌آورند.
7 - اگر بخواهیم نظر جامعه مدرسین را بپذیریم ، اول باید خود جامعه را پذیرفته باشیم. دست کم در تقوا و عدالت. رئیس آن که خود عضو فقهای شورای نگهبان است و روزی رئیس دستگاه قضایی بوده‌است ؛ از کمترین تقوا و عدالتی برخوردار نیست. دلیلش موضع‌گیریهای او در دوره انتخابات است که باید بی‌طرف باشد و دست کم عقایدسیاسی‌اش را در کارش دخالت ندهد.که می‌دهد.بنگرید به مصاحبه‌هایش در زمانی که هنوز مهلت شکایت انتخابات ریاست جمهوری پایان نیافته بود که او شکایتهای نرسیده را رد می‌کند و درباره نامزدها اظهار نظر هم می‌کند، به صراحت.
احکامش در هنگام عصبانیت و در موضع خطابه جمعه که اذعان خودش را هم درپی داشت ، در تاریخ معاصرمان ثبت است.
8 - به نظر می‌رسد که جامعه مدرسین و در راس آن آقای یزدی نگران مقلدان بی‌شمار مرحوم آیت‌الله منتظری هستند که مبادا اکنون به آیت‌الله العظمی صانعی روی آورند و از این رو دست به چنین اقدامی زده‌اند.
9 - درباره سایر اعضای جامعه مدرسین تا وقتی دراین باره اظهار نظری نکرده‌اند ، سخن نمی‌گویم.تنها سیداحمد خاتمی است که به احتمال فراوان درپی جانشینی یزدی است و از همین رو دوره افتاده‌است و به هتاکی نسبت به این و آن می‌پردازد و گلویش را به نائره جنگ بدل کرده‌است. با این حال ؛ اگر آنان این اطلاعیه را خودسرانه ندانند و برآن یا صحه گذارند یا دربرابرش سکوت کنند ، شریک همین بدعت خطرناک‌اند و در عواقب آن سهیم.اما امیدوارم این خبط بزرگ تاریخی خود را هرچه زودتر جبران کنند که فردا دیراست..
فؤاد صدیق

۲ نظر:

  1. سلام
    مطالب جالبی می نویسید که خواندنی هستند
    خواستم ازتون اجازه بگیرم که لینکتون کنم

    پاسخ دادنحذف
  2. دوست گرامی! ضمن تشکر از ابراز لطفتان، استفاده ازمطالب " روزگاران‌ما" با ذکر منبع و یا درج لینک ما در صفخه شما ، آزاد است.
    باسپاس

    پاسخ دادنحذف