۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

روی سخنم با شماست !

روی سخنم با شماست ! شمائی که به ناشایستگی میان پیروان خدا فرمانروائی می کنید ! *
در اینکه برای بشر حقوقی مطرح است تردیدی نیست ،اما سخن این است که نگرش دین به این حقوق چگونه است ؟ آیا دین حقوق انسان را به رسمیت می شناسد ؟
بخش عمده دین که مجموعه ای از بایدها ونبایدهاست ،برای تأمین وحفظ حقوق انسانی است .بایدها طرق تأمین حقوق ونبایدها نشان دهنده موانع وآفات تأمین حقوق هستند .
مهمترین حق انسان ،حق حیات است وسایر حقوق از این حق نشأت می گیرند ،زیرا اگر زندگی وحیاتی نباشد حقوق دیگر مصداقی نخواهد داشت .حیات وزندگی بزرگترین موهبت الهی است که به انسان اعطا شده است ،به همین جهت احدی حق از بین بردن یا ضعیف کردن آن را ندارد .این حق از جانب خداوند در امانت اوست وانسان مأمور ومکلف به حفظ آن است .در حدیث آمده است :
" کل المسلم علی المسلم حرام دمه وماله وعرضه ".
اما مشکل اینجاست که عده ای از بندگان دنیا ونه بندگان خدا برای رسیدن به اهداف خود ،خدا ودین خدا را بهانه قرار داده وبا تحریف وتفسیر به رأی کردن کتاب خدا سعی در موجه جلوه دادن خود می کنند ،هرچند که امام حسین (ع) فرموده اند : مردم ، بندگان دنیا هستند ودین لقلقه زبان آنهاست ، هنگامیکه به بلا دچار می شوند دین داران اندک اند .
در واقع مسئله این است که اگر آقایان داعیه دین داری وعمل به دستورات دینی را دارند ،عملکرد وسیره پیشوایان دین که مفسران حقیقی قرآن اند خلاف این را نشان می دهد .
اینکه افراد را تنها به دلیل معترض بودن به محارب بودن متهم کنند وبه راحتی حکم قتلشان را صادر کنند به شیوه حکومت علی (ع)شبیه است یا حاکمان اموی وعباسی ؟
بر فرض محال که آرش حجازی ،قاتل ندا آقاسلطان است ،چرا پدر ومادرندا در زندان هستند ؟
چرا خانواده افرادی که به قول صدا وسیما توسط بیگانگان ویا به شکل مشکوک کشته شده اند حق عزاداری ندارند ؟ چرا در کهریزک آن همه جنایت صورت گرفت !؟ چرا عاملان آن ترفیع گرفتند ؟؟
مگر فرمایش حضرت امیر را در مورد خلخال پای زن یهود نشنیده اند ؟
چه چیز حرمتش بیش از آبروی مؤمن و خون بی گناه است ؟
این همه ترس ودروغ ومکر وزندان وشکنجه وقتل برای چیست ؟
دو حالت دارد ،یا خود را دین دار می دانند یا بی دین .
اگر دین دارند ،از بیانات حضرت علی (ع) در نکوهش اصحاب جمل است که فرموده :
".........این سپاه بر عامل من وخزانه دار بیت المال مسلمین به بصره وارد شدند ،گروهی را به ظلم وجور وعده ای را به تزویر وریا کشتند .به خدا سوگند، اگر از مسلمانان جز یک تن را از روی عمد وبی آنکه او را جرمی باشد نکشته بودند ، کشتن همه آن لشگر بر من روا بود ،زیرا آن سپاه هنگام قتل آن مسلمان ،حاضر وناظر بودند ونهی از کار زشت ننمودند وبا بیان ورفتار مانع این کار ناجوانمردانه نگردیدند ، تا چه رسد به آنکه آنان به شمار تمام لشگریانشان مسلمان کشی کرده اند ."
باز از فرمایشات حضرت در فرمانش به مالک است که فرمود : " تو ای مالک ،از خونی که بناحق ریخته شود ،سخت بپرهیز .زیرا هیچ چیز عذاب را نزدیکتر ورنج را بزرگتر ونعمت را نابود کننده تر وپیمان را کوتاهتر از خونیکه به ناروا ریخته شود ،نکند. بدان کردگار سبحان در روز رستاخیز نخستین محاکمه ای که به آن می رسد ،موضوع خون های بناحق ریخته شده است .مبادا که به اتکا مقام سلطنت ،دست به خون بیگناهی بیالائی که چنین کاری دوام وقوام پادشاهی را سست وشهریار را خوار وبی مقدار می کند و مقام او را به دیگری می سپارد ......از رسول خدا (ص) شنیدم که به تکرار می فرمود :هرگز ملتی پاک وپیراسته نگردد ،مگر آنکه میان قوم وملت ،حق ناتوان بی کوچکترین ترس ونگرانی ،از ستمگر زورمند گرفته شود . "
همچنین در خطبه 17 در وصف کسی که داوری میان مردم را عهده دار شود وشایسته آن نباشد فرمود : "...... به خدا سوگند ،نه راه صدور حکم را دانسته است ونه منصبی را که به عهده اوست شایسته است .چه بسیار خونها که بر اثر فرمان ظالمانه وستمکارانه اش ریخته وچه بسیار ناله های حزین ومویه های غمین که از کردارخصمانه اش به پا شده وبسا میراث های غارت شده ای که از دست او به آوای بلند ،شکوه ونفرین سر می دهند .گله خود را با خدا می کنم از مردمی که عمر خود را به نادانی به سر می برند وبا گمراهی رخت از این جهان به در می برند .کالایی خوارتر نزد آنان از کتاب خدا نیست ،اما زمانیکه این کتاب را برای ناپسند خود دگرگون کنند ودر بازگوکردن آن از شیوه تحریف وتبدیل سود جویند ،آنوقت این کتاب بنظرشان متاعی پرارج ورایج می نماید .بدینسان نزد آنان هیچ چیز پلیدتر از راستی ونیکوتر از زشتی نیست . "
در رساله حقوق امام سجاد (ع) درخصوص "حق طرفی که علیه تو ادعایی دارد " آمده است :
اگر در آنچه ادعا کرده برتو حقی دارد ،دلیلش را نشکن ودادخواهی او را باطل نکن وبه سود او با خود طرف شو (کلاه خود را قاضی کن )وعلیه خودت حکم صادر کن وبدون گواهی دادن شاهدان ،خودت گواه حق او باش زیرا این حق خداوند بر توست واگر آنچه او ادعا می کند باطل باشد با او به نرمی رفتار کن ......
در مورد " حق کسی که تو علیه او ادعا داری " آمده است : اگر آنچه را ادعا می کنی واقعاً حق توست در گفتگو برای بیان مدعا نیک رفتار و آرام باش ،زیرا شنیدن ادعا بر گوش طرف مقابل سخت وگران می آید ودلیل خود را با نرمی به او بفهمان وبه او مهلت بده ،وبیانی روشن ولطیف ترین نرمش ها را به کار گیر .
حال ، خود قضاوت کنیم . برخوردهای حکومت با مردم حتی در صورت ذی حق بودن به کدامیک از این فرامین شباهت دارد ؟
پس به ناچار گزینه دوم باقی می ماند ، ای کاش حداقل به فرموده امام حسین (ع) آزاده بودند ، چرا که ذره ای انصاف کافیست تا بفهمیم، محارب واقعی آن است که خون بیگناهان را در ماه حرام (که عرب جاهلی حرمت آن را نگه می داشت ) می ریزد نه آنکه ، معترض به عملکرد غلط آقایان است .چه می شود کرد که دنیا پرستی ، نه مروت وحریت می شناسد ونه اوامر دینی ومتأسفانه دنیاپرستی آقایان را پایانی نیست !
---------------------------------------------
*برگرفته از خطبه 17 نهج البلاغه

آرزو تابان

۱ نظر:

  1. به نظر می رسد شما یک نکته را فراموش کرده اید. آنهایی که شما در اینجا مورد خطاب قرار داده اید، همۀ حق را نزد خود می دانند. فلذا خونی که می ریزند برایشان مثل آن است خون کافر حربی را بر زمین می ریزند. مشکل این است که شما اول باید راهی برای این بیابید که آقایان اول بپذیرند همۀ حق نزد آنها نیست. و این چیزی است که ابعد است!

    پاسخ دادنحذف