۱۳۸۸ بهمن ۲, جمعه

تنهایی حاکمان

آیا تا به حال فکر کرده اید چرا برخی ، از فردای انتخابات اینقدر از آنچه خواص می نامند، خواسته‌اند که سخن بگویند ویه تازگی هم خواسته‌اند که شفاف باشند و از سخنان دو پهلو بپرهیزند ؟
به نظر می رسد این توصیه ویا به عبارت بهتر این درخواست بیشتر ناشی از تنهایی ونشنیدن سخنی هماهنگ و باب میل از کسانی است که به شدت نیازمند حمایت آنان اند .
شاید گفته شود در ماههای اخیر برخی حامیان رهبری سخنانی گفته اند که باب میل ایشلن هم بوده است مثلا آقایان احمدی نژاد،نوری همدانی،رحیم پور ازغدی ، ولایتی ،حداد عادل، فیروز آبادی ،احمد خاتمی ، علم الهدی،فرماندهان نظامی وافرادی از این قماش ! به راستی اگر نخبگان وخواص حامی رهبری هستند ؛ چه نیازی به درخواست برای همراهی آنان است؟
اگر به تعبیرایشان در مقابل ریزش ها، رویشهای زیادی هم بوده دیگر چه نگرانی از سکوت نخبگان است؟
آیا این سخنان بیانگر آن نیست که هیچیک از کسانی که پیرامون رهبری هستند افراد تاثیر گذار و برجسته ای نیستند؟ مثلا کدام یک از اینها با نخبگان معترض و ساکت در حوزه ودانشگاه وحتی در میان نیروهای نظامی وارزشی(!) قابل مقایسه هستند؟؟
کسانی که اطلاعاتی از زمان شاه دارند می گویند در ماهای آخر عمر رژیم پهلوی، شاه به شدت تنها شده بود وبه شدت در ناراحتی و افسردگی بود. در آن روزها یا از دست کسی کاری بر نمی آمد یا کسی حاضر نبودپاسخی به شاه دهد .علت هم روشن بود؛ شاه همه را از خود دور کرده بود وجماعتی نادان ، ناکارآمد ،چاپلوس و فرصت طلب را گرد خود جمع کرده بود .
جالب این است کهامروز هم حتی برخی از همان گروهی که با استفاده از رانت قدرت به نوایی هم رسیده اند حاضر نیستند سخنی باب میل حکومت بگویند. لابد آنها هم فهمیده اند که روزهای خوش پایان یافته وباید فکری برای آینده کنند.
اسماعیل بنده‌نواز

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر