آقای علی لاریجانی درجلسه علنی دیروزمجلس شورای اسلامی در واکنش به تروریک استاد دانشگاه ,علاوه بر امریکا و اسرائیل , معترضان داخلی را نیز هدف گفته هایش قرار داد و از آنان خواست تا امنیت ملی کشور را مدنظر قرار دهند. وی این نکته را باتاکید برسابقه طولانی اش در زمینه امنیت ملی عنوان کرد و هشدارش را ازسر دانایی دانست.
معلوم نیست ترور ناگوار یک شهروند ایرانی تااین پایه رئیس مجلس را به فکر امنیت ملی انداخته یا موضوع دیگری درکار است.
درچندماه گذشته , یعنی طی هفت ماهی که از برگزاری انتخابات ناگوار ریاست جمهوری دهم در ایران می گذرد, چندین نفر از هموطنانمان در کشور و به دست نیروهای امنیتی به قتل رسیده اند و حتی مجلس نیز در گزارشی به پرونده شرم آور زندان کهریزک پرداخت و بر قتل ناجوانمردانه دست کم سه تن از هموطنان جوانمان زیرشکنجه دراین زندان , اطلاعاتی هرچند گزینشی عرضه کرد.این درحالی است که جناب لاریجانی دراین باره سکوت کرده از امنیت ملی سخنی به میان نیاورده اند.
پرسش اساسی این است که اگرایشان در دوره ریاست بر دستگاه عظیم رادیو و تلویزیون , نمایندگی رهبری در شورای عالی امنیت ملی را هم یدک می کشید و در طول هشت سال ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی , با برنامه های مختلف خبری و مستند و فیلم و سریال علیه دولت مستقر تبلیغ می کرد, امنیت ملی درکجای این معادله قرارداشت؟
آیا موضوعات دروغی همچون گوشتهای آلوده , که ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغ رسمی کشور و زیرمجموعه شخص ایشان بود, امنیت ملی را هدف نگرفته بود؟
آیا از گفته های جناب ایشان چنین استنباط نمی شود که آن رفتارهای ضدامنیت ملی , دیکته شده فرادستانشان برای به زانو درآوردن دولت اصلاحات بود و امروز باهمان تجربه ازبه مخاطره افتادن امنیت ملی دم می زند؟
آیا سوء رفتارهای " داروغه " درسالهای اخیر که منجربه حادثه شوم زندان کهریزک شدنیز درمسیر تامین امنیت ملی بوده است که حاضر نیست درباره اش سخن بگوید؟
پس پشت پرده چه خبری است که آن را عیان نمی کنند؟
ترور یک شهروند دانشگاهی را باید هشداری به فرهیختگان جامعه دانست . دانشگاهیانی که اکنون با امضای چندین نفره یک نامه به رهبری , نسبت به وقایع جاری در کشور ابراز خطر کرده اند. حاکمیت نابخردانه با گرفتن زهرچشم از اقشار فرهیخته و نخبه کشور , درپی افکندن چتر مرگ و سکوت در کشور است. این اقلیت حاکم , پیش ازاین از حوزه شروع کرد و باهتک و حمله به عالمان دینی , جسارتش را تا صدور بیانیه سخیف علیه مرجعیت شیعه, تکمیل کرد. اقدامی که خیلی زود با واکنش هرچند ناکافی مراجه و عالملن دینی خنثی شد و اتفاقا راه رابر مرجع تراشی آنان در آینده نیز بست.
به احتمال زیاد ,روند ترورهای کور همچنان ادامه می یابد و از میان دیگر قشرهای معترض نیز اهدافی را قربانی خواهد گرفت. همانگونه که در روز عاشورا چنان کرند, تا پازل وحشت و ارعاب را تکمیل کنند.اما اگر ترورهای کور سالهای دهه 1360 اثرکرد, این رخدادها نیز موثرخواهد بود. بنابراین متخصصان امنیت ملی باید برای این مقوله راهکار دیگری جز وحدت آمرانه و شلاق را دردستور کارخود قراردهند.
معلوم نیست ترور ناگوار یک شهروند ایرانی تااین پایه رئیس مجلس را به فکر امنیت ملی انداخته یا موضوع دیگری درکار است.
درچندماه گذشته , یعنی طی هفت ماهی که از برگزاری انتخابات ناگوار ریاست جمهوری دهم در ایران می گذرد, چندین نفر از هموطنانمان در کشور و به دست نیروهای امنیتی به قتل رسیده اند و حتی مجلس نیز در گزارشی به پرونده شرم آور زندان کهریزک پرداخت و بر قتل ناجوانمردانه دست کم سه تن از هموطنان جوانمان زیرشکنجه دراین زندان , اطلاعاتی هرچند گزینشی عرضه کرد.این درحالی است که جناب لاریجانی دراین باره سکوت کرده از امنیت ملی سخنی به میان نیاورده اند.
پرسش اساسی این است که اگرایشان در دوره ریاست بر دستگاه عظیم رادیو و تلویزیون , نمایندگی رهبری در شورای عالی امنیت ملی را هم یدک می کشید و در طول هشت سال ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی , با برنامه های مختلف خبری و مستند و فیلم و سریال علیه دولت مستقر تبلیغ می کرد, امنیت ملی درکجای این معادله قرارداشت؟
آیا موضوعات دروغی همچون گوشتهای آلوده , که ساخته و پرداخته دستگاه تبلیغ رسمی کشور و زیرمجموعه شخص ایشان بود, امنیت ملی را هدف نگرفته بود؟
آیا از گفته های جناب ایشان چنین استنباط نمی شود که آن رفتارهای ضدامنیت ملی , دیکته شده فرادستانشان برای به زانو درآوردن دولت اصلاحات بود و امروز باهمان تجربه ازبه مخاطره افتادن امنیت ملی دم می زند؟
آیا سوء رفتارهای " داروغه " درسالهای اخیر که منجربه حادثه شوم زندان کهریزک شدنیز درمسیر تامین امنیت ملی بوده است که حاضر نیست درباره اش سخن بگوید؟
پس پشت پرده چه خبری است که آن را عیان نمی کنند؟
ترور یک شهروند دانشگاهی را باید هشداری به فرهیختگان جامعه دانست . دانشگاهیانی که اکنون با امضای چندین نفره یک نامه به رهبری , نسبت به وقایع جاری در کشور ابراز خطر کرده اند. حاکمیت نابخردانه با گرفتن زهرچشم از اقشار فرهیخته و نخبه کشور , درپی افکندن چتر مرگ و سکوت در کشور است. این اقلیت حاکم , پیش ازاین از حوزه شروع کرد و باهتک و حمله به عالمان دینی , جسارتش را تا صدور بیانیه سخیف علیه مرجعیت شیعه, تکمیل کرد. اقدامی که خیلی زود با واکنش هرچند ناکافی مراجه و عالملن دینی خنثی شد و اتفاقا راه رابر مرجع تراشی آنان در آینده نیز بست.
به احتمال زیاد ,روند ترورهای کور همچنان ادامه می یابد و از میان دیگر قشرهای معترض نیز اهدافی را قربانی خواهد گرفت. همانگونه که در روز عاشورا چنان کرند, تا پازل وحشت و ارعاب را تکمیل کنند.اما اگر ترورهای کور سالهای دهه 1360 اثرکرد, این رخدادها نیز موثرخواهد بود. بنابراین متخصصان امنیت ملی باید برای این مقوله راهکار دیگری جز وحدت آمرانه و شلاق را دردستور کارخود قراردهند.
فواد صدیق

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر