۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

مدعیان دروغین !

با خودم فکر می کردم سی سال پیش از این بزرگانی چون شهید مطهری ، مهندس بازرگان ودکترشریعتی که درشکل گیری حرکات انقلابی نقش ارزنده ای داشتند درسخنرانی های خود از شناخت دین اسلام و سیره وافکار اهل بیت می گفتند و شاید این همان مسئله ای باشد که امروز نیز به آن نیازمندیم . اگرمردم حقیقت دین را می دانستند و علی (ع) وفرزندانش رامی شناختند ، دوباره شاهد تکرار تاریخ نبودیم . درتمام طول این سال ها که برای مظلومیت علی(ع) و امام حسین(ع) به سینه می زدیم ومی گریستیم ، کارمردمان شام و کوفه و مدینه برایمان قابل هضم نبود ، اینکه چرا مردم قرآن ناطق را تنها گذاشتند وفریب قرآن های سرنیزه راخوردند . اینکه چرا مردم امام حسین(ع) را تنها گذاشتند وفریب اسلام یزید ومعاویه را خوردند.
شهید مطهری درکتاب ده گفتاربیان می کند که " دلیل اینکه ائمه این همه تاکید کردند که مجلس عزا بپا دارید این بوده است که خواسته اند مکتب حسین(ع) دردنیا باقی بماند . شهادت حسین (ع) به صورت یک مکتب ، مکتب مبارزه حق با باطل برای همیشه باقی بماند والا چه فایده به حال امام حسین(ع) که ما گریه بکنیم یا نکنیم وچه فایده به حال خود ما دارد که صرفا بنشینیم یک گریه ای بکنیم و بعد برویم .ائمه خواستند قیام امام حسین(ع) برای همیشه بماند، این چراغی است از حق از حقیقت دوستی ، از حقیقت خواهی و ندایی است از حق طلبی و حریت و آزادی . این مکتب حریت و مبارزه با ظلم راخواستند برای همیشه باقی بماند ".
خدایا توخود شاهدی درزمانه ای هستیم که به شیوه بنی امیه وبنی عباس عمل می کنند و خود را درپشت نام علی(ع) و اولاد علی(ع) مخفی می کنند وبازهم آنچه زمینه را برایشان هموارمی سازد جهل عوام نسبت به دستورات دین تو وهادیان واقعی است .
خدایا تو شاهد باش که من مسلمانم اما به دین اسلامی که رسولش رحمة للعالمین است. رسولی که فرمود برای کامل کردن مکارم اخلاقی مبعوث شده است. پیامبر مهربانی که وقتی مکه را فتح کرد به ساکنین آن امان داد،هم او که فرمود بر امتم از دوچیز بیم دارم :جهل وفقر .
شهادت می دهم که مولای من علی (ع) است .بزرگی که قدرش را نشناختند و نمی شناسند .چه زیانکارند آنانکه خود را با علی(ع) یکسان می دانند .مظلومی که حتی بین پیروانش نیز مظلوم است چرا که عده ای تنها به نامش بسنده کرده وسیره وافکارش را نمی جویند وکار به آنجایی می رسد که وقتی عده ای به شیوه دشمنان علی(ع) ولی به نام او عمل می کنند برایشان فرقی ندارد .
شهادت می دهم به ولایت امیری که در فرمانش به مالک فرمود :"پیوسته قلبت را از مهر رعیت آکنده وبا لطف ومحبت ورزیدن به آنان مالامال کن .زنهار نسبت به مردم همچون جانوران درنده ای که برای خوردنشان دنبال فرصت می گردند مباش .چه ،آنان بر دودسته اند : یا برادر دینیت به شمار می روند ویا اینکه در آفرینش همانند تو هستند .خطایی که از آنان سر میزند ویا دانسته وندانسته کار زشتی از آنان سر می زند باید که آنان را ببخشی واز گناهشان بگذری ،همانطور که دوست داری خدا تو را ببخشد واز گناهانت بگذرد .هیچگاه از گذشت وچشم پوشی پشیمانی به خود راه مده واز کیفر کسی شادی مکن ودر تندی وسختگیری که از دستت بر می آید مشتاب ونگو که من قدرت دارم وفرمان می دهم وباید فرمان مرا اطاعت کنند .چه این روش نکوهیده قلب را پلید وبنیاد دین را سست می سازد .هیچ چیز مانند ستم موجب از بین رفتن نعمت خدا وبرانگیختن خشم او نیست.همواره کسانی را که بیش از همه از مردم عیبجویی می کنند از پیرامونت دور ساز .البته در مردم کم وبیش زشتی هایی است که والی ویا فرماندار از دیگران سزاوارتر است که پرده روی آنها بکشد ،مبادا بکوشی که پرده اسرار مسلمانان را بدری و آبروی آنان را ببری ........."
چگونه عده ای دم از پیروی علی(ع) می زنند ، در حالیکه پیرو امیال و هواهای نفسانی خود هستند؟ .مگر علی (ع) نبود که وقتی حاکم جامعه اسلامی است با فرد یهودی نزد قاضی رفته وقاضی به نفع یهودی حکم می دهد ،چرا که در ظاهر علی(ع) شاهدی ندارد وخود یهودی که می داند سپر برای علی(ع) است از این برخود مسلمان می شود !
بارها بارها گفته شده که امام حسین(ع) حج را ناتمام رها کرد وقصد کربلا کرد که حرمت حرم امن الهی حفظ شود ولشگریان یزید که ادعای کشتن فرزند رسول خدا را به خاطر رضای خدا داشتند حرمت ماه حرام را آنگونه پاس داشتند .....
بعد از گذشت 1400سال باز هم قرآنها برسر نیزه شد وحرمت ماه حرام شکسته شد .خون بیگناهان در روز عاشورا بر زمین ریخت وصدها نفر به اسارت رفتند ، بازهم مکر وحیله وجهل مردم.
حکومتی که در آن روحانی را به جرم حق گویی ودفاع از دین به دادگاه ویژه احضارکنند ،برعلیه مرجع تقلید طومار جمع کنند،عالمان را حقير وحقیران را عالم جلوه دهند و بی حرمتی به پیر وجوان وزن ومرد را مباح بدانند ، چه تفاوتی با حکومت اموی وعباسی دارد ؟
مگر میرزای شیرازی با فتوای خود بر خلاف نظر شاه عمل نکرد ؟آیا به او بی حرمتی شد ؟وعلیه مرجعیت او طومار جمع شد ؟ ویا میرزای شیرازی در خانه اش زندانی شد ؟
هرچند سخن وتألمات در این باب بسیار است اما چاره شاید همان باشد که حضرت زینب (س) به آنانکه دیر به کربلا رسیدند وکسب تکلیف کردند فرمود .به ایشان فرمود که زمینه را برای سخنرانی من در کوفه وشام مهیا کنید وایشان نیز با شعار نویسی بر روی دیوارها وپرسیدن سؤالهایی کلیدی در جهت آگاه کردن مردم همان کردند واوضاع چنان شد که مردمی که با آمدن کاروان اسرا هلهله می کردند وکف می زدند و به خیال خود در پیروزی امیر بر فتنه خارجی ها پایکوبی می کردند بعد از سخنرانی صدای شیون وفغانشان بلند شد .
امیدوارم که بر آمدن ناله فریب خوردگان زمان ما نیز چندان دور نباشد .
آرزو تابان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر