فشار را بر مردم افزایش داده اند.
رئیس پلیس کشور بااقتدار(!) می گوید که " اس ام اس ها و ایمیل های مردم را کنترل می کنیم." این اقدام رسمی پلیس رسما با قانون اساسی کشور مخالف است ؛ آنجا که تفتیش عقاید و امور شخصی آحاد ملت را ممنوع کرده است.
هفته گذشته , رئیس پلیس مطبوعات کشور نیز در تذکری آمرانه به روزنامه هایی مشخص , از آنان درباره چاپ مطالبی درانتقاد از دولت , خواسته بود تا به انتقاد از استکبار جهانی بپردازند.
آقای نماینده اصولگرای مجلس خبر از ترورهای تازه تری در آینده از میان جنبش سبز می دهد و آن دیگری با افتخار می گوید که خواب راحت را از چشمانتان می گیریم.و ...
همه و همه آمده اند و در برابر مردم به تناسب تواناییهایشان , شاخ و شانه می کشند و هل من مبارز می طلبند. این افاضات البته پس از آن حضور گسترده (!) مردم در روز 9 دی رخ می دهد.
آیا باید این خودنماییها را ناشی از پیروزی دانست؟
مسلما پیروزی در هر مقطعی و با هر وسیله ای , اقتضائات خاص خود را دارد و پیروزمندان , مگر قوم مغول که همه را از دم تیغ گذراندند, با اسرایشان و مردم مغلوب , برای ادامه اشغالگری و ماندگاری , دست کم روی خوش نشان می دهند.
درسالهای آغازین همین قرن شمسی ؛ یعنی درابتدای به قدرت رسیدن رضاخان میرپنج با کمک انگلیسیها , برای کنترل مکاتبات مردم و جلوگیری از انتقال اخبار و اطلاعات و نیز تفحص و تفتیش در احوال شخصی مردم , پاسبانهایی درکنار صندوقهای پست گماشتند تا هرکه می خواست نامه ای در صندوق بیندازد, ابتدا آن پاسبان بی سواد , نامه را بخواند و اگر به شخص اعلیحضرت و دولت علیه و دولت فخیمه و مرغ و خروس شاهنشاه قدرقدرت اهانتی نکرده و برای وی خط ونشانی نکشیده بود, اجازه ارسال مرسوله رابدهد , والا فلا و چوب و فلک و ... همانا.
آیا رضاخان , پیروز ماجرا بود؟ تاریخ چیز دیگری می گوید.
امروز نیز رفتارهای حاکمیت به گونه ای است که تاریخ چیز دیگری خواهد گفت. نمونه دیگرش برپایی مناظراتی است با نمایندگان رده های دوم و سوم اصلاحات آن هم پس از گذشت هفت ماه از انتخابات 22 خرداد و آن همه اتفاقات ناگواری که برسرملت رفت؛ ازتهمت و افترا و ناسزا و ضرب و جرح و زندان بگیرید تا آزار و شکنجه و قتل.
چنین قومی که حتی از دخالت آشکار و غیرقانونی درامور شخصی ملت ابایی ندارد ؛ آیا درصورت پیروزی , آنان را به همدلی فرامی خوانند؟آیا تبلیغات رادیو و تلویزیونی و مطبوعاتی و منبری آنان قطع یا دست کم کاهش یافته است؟ خیر. پس آنان همچنان در موضع ضعف و ایصال اند و همچنان محتاج نگاه محبت آمیز مردمی هستند که همچنان زیر فشارهای خصمانه اینان قراردارند.
درخوش بینانه ترین حالت برای آنان ؛ باید گفت که در وضعیت پنجاه پنجاه قرار دارند. آنان با قدرت زور در آن سو و دراین سو مردم باقدرت ایمان ایستاده اند.
پایان راه نامعلوم است و دراز و باید به روشن و امید دلبست.
ماییم و نوای بی نوایی
بسم اله اگر حریف مایی
رئیس پلیس کشور بااقتدار(!) می گوید که " اس ام اس ها و ایمیل های مردم را کنترل می کنیم." این اقدام رسمی پلیس رسما با قانون اساسی کشور مخالف است ؛ آنجا که تفتیش عقاید و امور شخصی آحاد ملت را ممنوع کرده است.
هفته گذشته , رئیس پلیس مطبوعات کشور نیز در تذکری آمرانه به روزنامه هایی مشخص , از آنان درباره چاپ مطالبی درانتقاد از دولت , خواسته بود تا به انتقاد از استکبار جهانی بپردازند.
آقای نماینده اصولگرای مجلس خبر از ترورهای تازه تری در آینده از میان جنبش سبز می دهد و آن دیگری با افتخار می گوید که خواب راحت را از چشمانتان می گیریم.و ...
همه و همه آمده اند و در برابر مردم به تناسب تواناییهایشان , شاخ و شانه می کشند و هل من مبارز می طلبند. این افاضات البته پس از آن حضور گسترده (!) مردم در روز 9 دی رخ می دهد.
آیا باید این خودنماییها را ناشی از پیروزی دانست؟
مسلما پیروزی در هر مقطعی و با هر وسیله ای , اقتضائات خاص خود را دارد و پیروزمندان , مگر قوم مغول که همه را از دم تیغ گذراندند, با اسرایشان و مردم مغلوب , برای ادامه اشغالگری و ماندگاری , دست کم روی خوش نشان می دهند.
درسالهای آغازین همین قرن شمسی ؛ یعنی درابتدای به قدرت رسیدن رضاخان میرپنج با کمک انگلیسیها , برای کنترل مکاتبات مردم و جلوگیری از انتقال اخبار و اطلاعات و نیز تفحص و تفتیش در احوال شخصی مردم , پاسبانهایی درکنار صندوقهای پست گماشتند تا هرکه می خواست نامه ای در صندوق بیندازد, ابتدا آن پاسبان بی سواد , نامه را بخواند و اگر به شخص اعلیحضرت و دولت علیه و دولت فخیمه و مرغ و خروس شاهنشاه قدرقدرت اهانتی نکرده و برای وی خط ونشانی نکشیده بود, اجازه ارسال مرسوله رابدهد , والا فلا و چوب و فلک و ... همانا.
آیا رضاخان , پیروز ماجرا بود؟ تاریخ چیز دیگری می گوید.
امروز نیز رفتارهای حاکمیت به گونه ای است که تاریخ چیز دیگری خواهد گفت. نمونه دیگرش برپایی مناظراتی است با نمایندگان رده های دوم و سوم اصلاحات آن هم پس از گذشت هفت ماه از انتخابات 22 خرداد و آن همه اتفاقات ناگواری که برسرملت رفت؛ ازتهمت و افترا و ناسزا و ضرب و جرح و زندان بگیرید تا آزار و شکنجه و قتل.
چنین قومی که حتی از دخالت آشکار و غیرقانونی درامور شخصی ملت ابایی ندارد ؛ آیا درصورت پیروزی , آنان را به همدلی فرامی خوانند؟آیا تبلیغات رادیو و تلویزیونی و مطبوعاتی و منبری آنان قطع یا دست کم کاهش یافته است؟ خیر. پس آنان همچنان در موضع ضعف و ایصال اند و همچنان محتاج نگاه محبت آمیز مردمی هستند که همچنان زیر فشارهای خصمانه اینان قراردارند.
درخوش بینانه ترین حالت برای آنان ؛ باید گفت که در وضعیت پنجاه پنجاه قرار دارند. آنان با قدرت زور در آن سو و دراین سو مردم باقدرت ایمان ایستاده اند.
پایان راه نامعلوم است و دراز و باید به روشن و امید دلبست.
ماییم و نوای بی نوایی
بسم اله اگر حریف مایی
فؤاد صدیق

0 نظرگاه شما:
ارسال يک نظر