۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

دوستی های سبز

(برای میقات بهمن)
جنبش سبز یک حرکت عمومی و تحول خواهانه است.شبکه ای اجتماعی که از سلول های بی شمار شکل یافته است. از این روست که همواره می گوئیم : ما بی شماریم.
جدا از آرمانهای بلند و متعالی, جنبش در سطوح سلولی یا به عبارت میان همان اعضا دارای ارتباطی ارگانیک است. این سلولها با عصبهایی ظریف و حساس با هم ارتباط یافته اند. عصبها و راههای سبزی که با عکس العملهایی سریع ما را از اوضاع و احوال یکدیگر مطلع می سازد. در چنین رویکردی جمعی است که جنبش سبز بسان یک پیکره عمل می کند لذا می بینیم به محض عارض شدن درد و مسئله ای در عضوی از این پیکره, سایر اعضا نیز به درد می آیند و یا با بروز یک توفیق و خبر خوب تمامی سلولهای این شبکه به شعف درمی آیند و خرسندی و خشنودی آن را در بر می گیرد.
درچنین ارتباط ارگانیک است که علیرغم سانسور خبری و قطع و یا سکوت رسانه های ارتباط جمعی, به یکباره می بینیم در روز 25 خرداد همراهان جنبش سبز بسان قطرات بارانی از آسمان نازل شده, به هم پیوندخورده و آن رود عظیم و حماسه بزرگ را خلق می کنند.
وقتی نیک به وضع امروزِ جنبش سبز می نگرم به این نتیجه محتوم می رسم که دیگر چه بخواهند و چه نخواهند شبکه های راه اجتماعی سبز امید واقعیتی غیر قابل انکار است. حتی بسیاری از قبیله زور و ستم نیز به وجود آن اعتراف دارند؛ و در مناسبات بین المللی نیز مطالبات این جنبش در محاسبه می آید. امروز جنبش روح خود باوری و هویت ایرانی را در میان آحاد ملت ایران دمیده است. به عبارتی این جنبش بسان نهالی است که در قلبها و روح های آزاد هر ایرانی ریشه دوانده است؛ و محال است با تهدید و ارعاب و دروغ و توطئه خشک شود. چرا که این نهال ریشه در عمق جانها دارد و از صفای باطن و فکرهای ناب انسانی اعضایش سیراب می شود و رشد می کند.
پدیده جنبش سبز موجب شد تا آلام, دغدغه ها و آمال مشترک جامعه انسانی ایرانی از پرده برون افتد. و در این فرایند ارتباطات و مناسبات جدیدی شکل بگیرد و حتی روابط گذشته در شَمای جدیدی دنبال شود.آگاهی از دردها و غمهای یکدیگر, دردمندیها و غمخواریهایی را در پی آورد و دوستیهای نویی را سبب شد و دوستیهای قدیمی را نیز احیا کرد و عمق بخشید.
از طرفی خلوص و پاکی اهداف جنبش سبز و راههای مدنی و انسانی تحقق این اهداف و از طرف دیگر ناپاکی و نادرستی و دروغ جبهه حاکم و روشهای مستبدانه ,خشن و گاه عوام فریبانه آنها باعث خلق مناسبات و روابط تازه ای در جامعه انسانی ایران شده است. دیگر امروز جامعه ایرانی در برابر آنچه می بیند و می شنود بی تفاوت گذر نمی کند و ساکت نیست و در برابر تضییع حقوق خود سکوت نمی کند.
در جبهه سبز و در فضای تازه روابط, دوستی های جدید سبب رشد و بالندگی و تعامل هم افزا در توانائیها است. دوستی های قدیم نیز احیا شده و عمق می یابند. به یاد دارم که در سالهای گذشته روابط میان برخی دوستان بسیار مرزبندی شده و گاه برمبنای سوداگری بود. ما چنان مشغول به مسائل زندگی خود بوده و روزمرگیها چنان بر ما پیله کرده بود که سالی یک بار با ارسال کارت پستال و یا تماس تلفنی و این اواخر با ارسال فقط یک پیامک یاد آور دوستی قدیم می شدیم. اما حال فضا کاملا دگرگون شده است اکنون منافع جمع را به منافع خود ترجیح می دهیم. اگر نگویم هر روز بلکه هر هفته و یا حداقل در هر مناسبت جویای احوال یکدیگر هستیم. درهر برخورد خشن و خونین حاکمیت با معترضین و یاران سبز به یکباره قلبهایمان به تپش در می آید و نگران هم می شویم و می کوشیم به انحاء مختلف خبر از سلامت یکدیگر بگیریم.
علیرغم تلخی ها و فجایعی که از سوی جبهه غدار و ظالم بر سر جنبش سبز هوار می گردد, باید به فضای پاک, دلنشین, همدردانه و زیبایی که بر آن سایه افکنده است اذعان داشت. ببینید وقتی دانشجویی دستگیر, استادی اخراج و معلمی ترور می شود چقدر ما "باهم" ناراحت می شویم و از طرفی وقتی یار سبز در بندی آزاد ویا به مر خصی می آید چقدر خوشحال می شویم. اصلا دقت کنید مایی که تا دیروز سال به سال پی گیر حال عزیزان و نزدیکانمان نمی شدیم اکنون با وسواس اخبار خانواده سبز را دنبال می کنیم.
اگر تا دیروز ما با دلیل و بی دلیل عمدتا به سبب روزمرگیها از رفتن به جشنها, مراسمها, و جمعها طفره می رفتیم اما امروز خود را شتابان به محافل و این مناسبتها می رسانیم تا از نزدیک همدیگر را ببینیم. جالب اینکه در این مراسمها و حتی جمع های اعتراضی که شکل می دهیم به چهره همدیگر رانمی شناسیم اما یک آشنایی دیرین را در خود سراغ می گیریم. گویی دست در دست هم از فراخنای تاریخ آمده ایم.ممکن است ما با گویشها و زبانهای مختلف سخن بگوییم اما یک دل و یک زبان هستیم و حرفهای هم را می فهمیم. این یعنی رویش. نه آنچه که از جبهه مقابل رجز خوانده و ادعا شود که رویش شان دو برابر ریزش است!
دوستی ها و رویش ها در جبهه سبز به دلیل وجود دغدغه های مشترک انسانی با سرعتی شگفت آور در حال گسترش است و زنگ خطر را برای جناح سرکوب به صدا در آورده است. لذا دیکتاتور به روش های گوناگون و با فریب, خدعه, توطئه, عوام فریبی و بازی با باورها و اعتقادات مردم و ایجاد چند دستگی میان آنها می کوشد تا راه این توسعه و پیشرفت را سد کند. اما از آنجا که شبکه های اجتماعی راه سبز امید یک واقعیت است و اخبار واقعی و حقیقی در آن به سرعت انتقال می یابند؛ این توطئه ها و دستاویزها نه تنها رشد جنبش را کند نمی کند بلکه سبب تحکیم رشته های مودت و دوستی یاران موج سبز می شود.
بزرگترین سرمایه جنبش سبز چنین حال و فضا و فرهنگی است که در آن غوطه می خورد. در چنین حال و هوایی است که ما قبل از اینکه چیزی را برای خود بخواهیم آن را برای جنبش سبز و یارانش می خواهیم و چیزی را که برای خود نمی طلبیم به طبع اولی برای دوستان سبزمان نیز تجویز نمی کنیم.
حال جنبش سبز در معرض آزمون بزرگی است و با این موجودی و سرمایه می خواهد در صحنه بزرگ 22 بهمن حاضر شود. ما به عنوان سرمایه واقعی جنبش آماده می شویم تا دست در دست هم از این آزمون بزرگِ شرافت و آزادگی سربلند بیرون بیائیم و به قول میرحسین موسوی در بیانیه شماره 13 " میقات بهمن" در این روز بی اثر بودن سیاستها و روشهای پر خطر حاکمیت را به اثبات خواهیم رساند. این مهم در گرو حفظ دوستی ها و بسط و گسترش آنها و خرج مرام دوستی در چنین روزی است.

جویا کوشیار


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر