۱۳۸۸ دی ۲۸, دوشنبه

منابع و مصارف جنبش سبز

آقای میر حسین موسوی به کرات در بیانیه های خویش مستقیم و غیر مستقیم از شبکه های راه سبز امید خواسته است که حرکتها و اعتراضات باید به شکلی پیش بروند که هزینه های آن به حداقل برسد. فلسفه صدور بیانیه شماره 17 نیز بر همین پایه استوار است. برقرای عدالت, تحقق آزادی, بازگشت به اصول اخلاقی و انسانی (مانند صداقت و راستی , پرهیز ازتهمت و افترا و جلو گیری از پرونده سازی برای افراد), احترام به قانون و رعایت حقوق بشر, پاسخ گویی مسئولین و ... برای رسیدن به این اهداف جنبش منابع و سرمایه هایی دارد که باید بداند و بتواند درست آنها را مصرف کند.

منابع: سرمایه اصلی جنبش عبارت است از:
1.دانایی و بینش تمامی آحاد شکل دهنده آن اعم از پیروان و رهبران. البته رهبران و سیاست گذاران از جمله جناب مهندس موسوی اعتراف دارند که رهبران حقیقی خود مردم هستند و آنها خود را در پشت سرمردم می بینند نه در پیش آنها.
2. اتحاد و یکدلی حاکم بر فراز جنبش؛ این یک پارچگی به کونه ای است که طیف وسیعی از فعالین و معترضین را از داخل کشور تا بیرون مرزها با نگاهها و ایئولوژیهای مختلف در برمی گیرد. به عبارتی: " ما بیشماریم"
3.توافق بر فردای پیروزی؛ از آنجا که خواسته اصلی و مشترک همه گروههای موجود در جنبش سبز تحقق آزادی و ایجاد دموکراسی است. همه به خواست اکثریت گردن خواهند گذارد. این تفاهم و احترام یکی از بزرگترین سرمایه هاست که می تواند تمام گروهها و احزاب را با سلایق مختلف گرده بیاورد
4.همراهی و همدلی مراجع عظام و روحانیت آگاه.
5.همراهی گروههای مرجع اجتماعی با جنبش سبز از قبیل : هنرمندان, نویسندگان, اساتید دانشگاهها, دانشجویان و ورزشکاران و...
6. همراهی سندیکاهای کارگری.
7. بی طرفی ظاهری ارتش و همراهی باطنی ارتشیان با جنبش.
8.حضور مؤثر کارمندان در شکل گیری شبکه های اجتماعی سبز امید
9.حمایت قاطع جهان و دولت های آزاد از جنبش سبز
10.از همه مهمتر استعداد و نیروی پرشور و پر انگیزه جوانان که خواستار تغییر و اصلاح وضع موجود هستند

مصارف:
برای جنبش سبز بایسته ها و شایسته های بسیاری می توان برشمرد. داشته ها و توانائیهایی در افاق و انفس اندیشه ها و جانها, که باید جنبش به درستی بداند در کجا و در چه زمانی آنها را خرج کند. جنبش سبز در مصرف منابع خود باید مقتصد باشد. بی جهت و بی مورد در هرجایی این سرمایه های ارزشمند را بی رویه خرج نکند. به قول آن ظریف ایمنی: " مصرف بی رویه کار خیلی بدی ِ"
برای این مهم وظیفه رهبران و سیاست گذاران حساستر و پر مسئولیت تر است. آنان باید بر این منابع و مصارف مدیریت کنند. ما اندوخته و سرمایه های بس گرانبها را باید در جایی هزینه کنیم که امید برداشت و سود داریم. یا حداقل اینکه در نقطه سربه سر هزینه و درآمد قرار بگیریم. این که هر لحظه و در هر زمان این پشتوانهِ بی شمار و امیدوار به جنبش را به برنامه و مراسمی دعوت کنیم درست نیست. باید به نتایج این هزینه کرد بیاندیشیم.
اگر در جایی بیم آسیب و یا امکان سوءاستفاده دیکتاتور از برنامه های راه سبز است باید با تمهیداتی جلوی سوءبرداشت را بگیریم. مثلا باید با دقت منافع و مضار حضور در مناظره های تلویزیونی محاسبه و بعد نسبت به حضور در آن تصمیم گیری شود. پر پیداست که دیکتاتور برای خوشامد جنبش این برنامه ها را نمی سازد. آنها به دنبال پیاده کردن اهداف پیدا و پنهان خود هستند. و جنبش سبز نباید با دست خود آنان را در رسیدن به منویات باطل شان یاری نماید. باید دید که آیا ما بازی مکارانه آنها را می توانیم به خودشان برگردانیم یا نه؟ آیا ما توان انکسار از لایه های ارتجاعی و انسدادی آنها را داریم؟
جنبش سبز تا کنون پیش رونده و جناح سرکوب در انفعال عمل کرده است.ما نباید این مزیت را به راحتی از دست بدهیم. برای رفتن باید در سر بعضی پیچها و گردنه ها باید کمی از سرعت کاست تا از این گذرگاه های خطرناک به سلامت عبور کرد. مهم پیش رفتن است و پیوسته رفتن. نباید چنان شتاب کرد که با سر به زمین خورد. لذا در نقشه راه جنبش سبز؛ راهها و خانه های عبور و توقف (برای کمی تنفس و تجدید قوا) باید به گونه ای برنامه ریزی و پی ریزی شود که امکان کمین و شبیخون دشمن از بین برود.
از آنجا که استبداد مسلح به سلاح جهالت ِ بخشی از توده های مردم است و بی هیچ واهمه ای باورها و اعتقادات مذهبی آنها را به بازی می گیرد, لازم است که ما در برنامه و تداکارات خود ابتدا دست به روشنگری و تبیین افکار و ذهنها بزنیم, بعد اقدام نمائیم.
ما در روزهای آینده اربعین آیت الله العظمی منتظری و اربعین شهدای عاشورا و مراسم 22 بهمن را پیش روداریم. این فرصت ها را نباید به راحتی از کف بدهیم. قبل از ورود به هریک از این مناسبتها, باید در سطحی وسیع اذهان و افکار عمومی را نسبت به مظالم حاکمیت و نعلهای وارونه و ابوسفیانی آنها روشن کرد. این مهم باید با صرف توانائیهای نویسندگان و هنرمندان و امکانات گروههای مرجع جنبش شکل بگیرد. در چنین وضع حساب شده و دقیقی, حیله های عمروعاصی مانند آنچه که بر سر واقعه عاشورای تهران رخ داد و اذهان بخشی از توده های مردم را فریب داد خنثی و یا کم اثر خواهد شد.
آری گروههای مرجع و هنرمند و نویسنده و رهبران در این کارزار فکری و روشنگری وظیفه سخت و سنگینی به دوش می کشند. سختی و مرارتهای این طیف از شبکه های اجتماعی راه سبز امید, ضامن نتایج مطلوب و حفظ آثار پیروزیها و بقای دستاوردها است. آثار تولید شده نویسندگان و خلاقیتهای هنری هنرمندان به واسطه دیگر گروههای مرجع مانند استادان دانشگاه و دانشچویان می تواند به هر کوی و برزن در سراسر ایران راه یابد و دلها و فکرهایی را با خود همراه نماید.
جویا کوشیار

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر