1 - حديثي است منسوب به پيامبر اكرم (ص) كه در آن، اول علم را شناخت خداوند و آخر آن را واگذاري امور به او شمرده است. "اولالعلم معرفةالجبار و آخرالعلم تفویضالامر الیه".
این حدیث شریف را همه آن کسانی که به مدارس علمیه وارد میشوند تا درس دین بیاموزند ، در نخستین سطر از نخستین کتابی که میگشایند، با آن روبهرو میشوند؛ کتاب جامعالمقدمات.
جبار دراین کلام شریف به خداوندمتعال بازمیگردد و یکی از صفات اوست.
2 – جبار در فرهنگ لغت به معنای پادشاه ، سرکش ، گردن کش ، مسلط ، قاهر، متکبری که غیر را بر خود حقی ننهد و تکبرکننده است. غیرازاین نیز معانی چندی برایش شمردهاند و از آنجمله نیکوکننده ٔ حال و توانگرسازنده ٔ فقیر .
3 – بهنظر سیاستمداران اما ؛ جبار را حکایتی دگراست. به عقیده آنان، بزرگترین خطری که دمکراسی را تهدید میکند، خطر جباریت اکثریت است که در آن،اکثریت تازه بهدوران رسیده در التهاب برابریهای قانونی و اجتماعی تازه بهدستآمده، حاضراست از آزادیهای فردی و اجتماعی اقلیتهای فرهنگی و سیاسی با خشونت جلوگیری نماید.
4 – جباریت یا جبارسالاری ، حکومتی است که در آن همه چیز مردم دردست فرمانروا یا زمامداری ستمگر و مستبد قرارگرفتهباشد.بهعقیده افلاطون ، حکومت ستمگر، حاصل اوضاع آشفته کشمکشهای ناشی از مسخ دمکراسی است. بسیاری از فرمانروایان خودرای، چه درگذشته و چه درحال، نخست از رهبران ملی بودهاند ولی بعدا به بهانه ازبین بردن هرج و مرج و کشمکشهای اجتماعی، به راه استبداد افتادهاند.افلاطون معتقدبود که اولین ویژگی هرحکومت ستمگری، شخصیبودن ماهیت حکومت است. یعنی تمام اختیارات دردست یک شخص است که تنها اراده خود را معیار دوستی و خوبی میداند و همه کارها را مطابق میل خود اداره میکند.دیگر ویژگی حکومت جباران، آنکه آنان خود، تباه کننده خویشتناند. زیرا زمامدار ستمگرچون مایل به دیدن هیچ رقیبی نیست، تمام افراد اندیشمند ، آگاه و بلندنظر را ازمیان برمیدارد و در نتیجه ، کشورش از وجود نیکان خالی میشود و کارها به دست نادانان و کوتهنظران میافتد و معلوم است که چه نتایج مضری بهوجود میآورد.همچنین فرمانروا برای منحرفساختن توجه مردم از عیبهای کارحکومت، مدام به جنگهای خارجی محتاج است و این خود برمشکلاتش میافزاید.سومین ویژگی حکومت ستمگر، شباهت رئیس آن به بزهکاران است.
5 – اکنون ماییم و دورهای که لاجرم درآن بهسر میبریم. بسیاری از ادارهکنندگان حکومت ما را طلابی تشکیل میدهند که لابد و حتما جامعالمقدمات را خواندهاند و آن حدیث شریف را. بیگمان " جبار " در آن حدیث، اشاره به خداوند است و نه حاکم ستمگر که اگر جزاین بود ، چه لزومی به ارسال رسل و نزول وحی. نیز خداوند در برابر گردنکشان و ستمگران ، سختگیر است و در برابر مظلومان، حامی.
این حاکمان " تازه بهدوران رسیده" اگر حتی " جباریت اکثریت " را هم اعمال میکردند ، دستکم اکثریتی از آنان در امان بودند؛ اما " توهم " اکثریت داشتن به ضرب و زور قدرت ، آنان را در مقام نابهجای اکثریت نشانده است. آنان از راه آشفتهسازی اوضاع آرام و جاری جامعه ، یا به تعبیری همان گلآلودن آب ، به دنبال صید مقصود خویشاند. و اتفاقا همان بهانههای " اغتشاش " و " آشوب " و سرکوب آن را درپیش گرفتهاند تا بهاصطلاح خود ، " انقلاب نرم و مخملین " را از میانه " جر" دهند.
ویژگیهای همین حکومت جباری را افلاطون برشمرده و میتوان آن را به عنوان شاخصی برای سنجش حکومتها به کاربرد. از شخصی بودن حکومت و انحصار اختیارات دردست یکفرد بگیرید تا ناشکیبایی و بیتحملی در دیدن رقیب و افتادن امور به دست "نااهلان و نامحرمان" و نادانان و کوتهنظران. و انحراف افکارعمومی از نابسامانیهای حکومت و اینکه "فقط از نقاط قوت حمایت می کنم و هرکس دیگری نیز این گرایش، تحرک و جدیت را از خود نشان دهد مورد حمایت خواهد بود" و " تأکید بر نقاط ضعف، به سیاه نمایی و ناامیدی می انجامد " ؛ همه و همه نشانههایی از همین " جباریت " در حکومت است. نیز براینها بیفزایید توبههایی " گالیله"وار را که دراین حکومت شاهد آنیم.
حال معلوم نیست که این طلاب جوان قدیم و درآستانه بانگ رحیل جدید و فرمانروایان مطلقالعنان ، جای " جبار " را با که عوض کردهاند ؛ آیا غیراز" خود " ؟
فؤاد صدیق

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر