
عید فطر و پاکی فرا رسید ،مومنان روزه دار پس از یک ماه امساک و پرهیز از محرمات ، به شکرانه تمامی نعمات و رحمتهای الهی عطا شده در این میهمانی بزرگ به نماز ایستادند ؛ عده ای به روز یکشنبه 29شهریور و عده ای به روز دوشنبه 30 شهریور 1388.
اگر نگوئیم یک پارچه حداقل قاطبه جنبش سبز امروز ( دوشنبه ) عید گرفتند.
چرا که مراجع و علمای اصلاح طلب از جمله حضرات آیات عظام منتظری و صانعی یکشنبه را سی ام ماه مبارک رمضان دانستند. این اولین ماه رمضان جنبش سبز است. با رشد نهالها و افقهای پیش رو امید است جنبش هر سال در این ماه به تربیت روح و تزکیه نفس بنشیند.
به واقع چه تابستان بلند و درازی داشتیم و چه وقایع سخت و سهمگینی پشت سر گذاشتیم. کثرت حوادث در سه ماه گذشته برای من به اندازه چند سال است. گویی که عقربه های ساعت با تلخ کامی های روزگار از نفس افتاده و حاضر به حرکت نیست. شاید نمی خواهد عمری از عمر کودتا را در دل زمان ثبت کند؛شاید.
آری تابستان طولانی بود و ماه رمضان طولانی تر. رمضانی که متفاوت تر از سالهای پیش بود. همه با دلهای محزون وغمگین باب رحمت الهی را کوفتند و به میهمانی خداوند رفتند.
روحها و جسمها از صدمات و آسیبهای وارد آمده از سوی جناح سر کوب، خمیده و مغموم بر سر سفره های سبز افطار نشستند، سفره هایی که بعضا در پشت درهای اوین توسط سرکوبگران بر خاک کشیده شد.
لبان تشنه و گلوهای خشک زندانیان جنبش سبز در محاکم و دادگاهها نشان از لبیک اسرا به دعوت حق برای شرکت در میهمانی داشتند. معلوم نبود که افطار و سحر بر این مومنان خدا چگونه گذشت. بندگانی که جایشان در میان عزیزانشان خالی بود.
سفره افطار و سحر خانواده شهدا نیز در جای خالی ندا، سهراب، ترانه، امیر، سعیده, محسن و... گسترده شد، و دستهای دعا بود که به سوی خدا بلند بود و صبر برای بازماندگان و خانوادههای شهدا و آسیب دیدگان مسئلت می کرد.
مادران شهدا با چشمانی اشکبار عظمت شبهای قدر را به استمداد طلبیده و سجاده عشق به سوی حق گشودند و در فراغ عزیزانشان می گریستند و از ظلم و ستم ناروایشان به صاحب حق شکوه و شکایت می کردند.
و روز قدس؛ در این ماه به بزرگی وعظمت برای سبزها رقم خورد و تبدیل به روز ایران شد. جنبش سبز پس از حدود دو ماه رخوت و رکود با حضور پر شوکت و مقتدرانه، نفس تازه کرد.روز قدس خون تازه ای به رگهای جنبش سبز دواند و روح و جان زخم خورده اش را صفا و صیقل داد و حیات دوباره بخشید.
و حال عید است؛ جنبش سبز می شنود سخنانی را از زبان رهبری :"سخنان متهمان درباره اشخاص دیگر، حجیت شرعی ندارد."و غرق در اندیشه می شود که چه؛ پس از اولین جلسه نمایشی دادگاه متهمین حوادث اخیر چه بسیار حقوقدانان و صاحب نظران بر این نظر پای فشردند و نقد کردند رویه موجود قضایی را؛ آقای خاتمی آن را محکوم کرد و متفکرین آزاده بر این نمط غلط مقاله ها نوشتند اما دادستانی به جای اعتنا به نقدها و نظرها، با صدور بیانیه ای منتقدین و معترضین را تهدید به برخورد کرد.
احمد خاتمی خطیب خشن نماز جمعه تحت تاثیر این نمایشها درخواست کرد تا با مخالفان به شدت برخوردشود, احمدی نژاد سردمدار کودتا نیز که از اثبات تقلبها و متهم کردن رهبران جنبش سبز به انقلاب مخملی! به وجد آمده بود در مشهد گفت که پس از تنفیذ سر مخالفین را به سقف خواهد کوفت و...
مصیبت آنجاست که قوه قضائیه با این ید بیضاء نمی داند که این نوع اعترافات و اقرارها حجیت ندارد و مسموع نیست. از یاد نمی برم که مردم پس از پخش اولین صحنه دادگاه با بانگهای الله اکبر خود بر روی بامها زودتر از همه به بی اعتبار بودن آنها پی بردند. برایم در ذهن این سؤال تداعی است چرا باید رهبری این قدر دیر هنگام به باطل بودن این اعترافات اقرار کند؟!چنین سکوتی از سوی سوءاستفاده کنندگان تأویل وتعبیر به رضایت شد, سکوتی که دیر شکسته شد دیر تا حدی که به جناح سرکوب آنقدر مجال داد تا به واسطه و مدد قدرت قضا هرچه می خواهد علیه متهمین و از قِبل آن علیه رهبران معترض عقده گشایی نماید. اگر به موقع این نطرات منعکس می شد, اگر همان شب که رئیس دولت نهم در مناظره تلویزیونی, هجوم هتاکانه و توهین خشمناک و بغض آلود علیه منتقدین غایب در آن جلسه رواکرد با چنین تذکری مواجه می شد امروز نتیجه انتخابات و هم وقایع پس از آن به شکلی دیگر منعکس می شد . آب ریخته شده را چگونه می توان به جوی برگرداند. آیا از کسانی که به این ترتیب هتک آبرو شدند آیا اعاده حیثیت خواهدشد؟!
رهبری گفتند : اعترافات و اقرار هر متهم در دادگاه ودر مقابل دوربین ها و بینندگان میلیونی ،"شرعا، عرفا و عقلا " حجت، مسموع و نافذاست.اگر اعترافات واقرار خودزنی باشد و یا اگر این اعترافات تحت فشار ، تهدید ، تحربه و تطمیع و یا حاصل خدعه و فریب باشد و بشود نشانه هایی از این فشارها را در ظاهر و کلام متهمین مشاهده کرد آنگاه باز این اعترافات و اقرارها و به عبارتی خودزنی ها حجت ،مسموع و نافذاست؟!
رهبری اشاره ای داشتند به نقش رسانه های مغرض خارجی که فضا را کدر می کنند.ای کاش ایشان تذکری هم به رسانه ملی صدا و سیما می دادند که از قبل از انتخابات با جانبداری از جناح حاکم و بعد از انتخابات با پشتیبانی همه جانبه از جناح سرکوب و کودتا و پخش گزارشها، خبر و تحلیلهای دروغ فضا را متشنج تر و کدرتر کرد و می کند؛ و بر این رویه باطل خویش پافشاری می کند. عملکرد یک سویه و آکنده از دروغ و فریب که دیگر مردم به آن اقبالی نشان نمی دهند.
رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنان بسیار مهم از فضای تهمت و دروغ وترویج آن به شدت انتقاد کردند.نظرات رهبری در محورهای فوق سخن حقی است که حال بایستی صداوسیما ،قوه قضائیه و رئیس قوه مجریه نسبت اعمال و رفتار خود را با این مطالب مشخص نمایند.
آنجا که تنها رسانه انحصاری ایران با پول و امکانات ملت فضای دروغ و آکنده از توهین را پیش روی همگان می گشاید و جوی یک سویه علیه جناح اصلاح طلب و سبز را سامان می دهد؛ و آنگاه که رئیس جمهور با یک بغل پرونده های مجعول و ساخته شده در مقابل میلیونها بیننده شروع به تهمت زدن به اشخاص و افراد حقیقی می کند باید وضع و موضع خود را با سخنان روز فطر رهبری مشخص کنند. قوه قضائیه نیز که باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشد و پناه بی پناهان ،روزهایی را به یاد آورد که با برپایی دادگاههای سریالی و یکصد نفری چگونه علیه اشخاص غایب جولان می دادو اجازه می داد کیفر خواست بازنویسی شده از طرف متهمین علیه دیگران قرائت شود. حال ایشان باید به تأویل اعمال و رفتار خود بنشیند.
از همه مهمتر جای درنگ است رفتارو سخنان فرمانده کل سپاه پاسداران.کسی که از طرفی به عنوان یک نظامیبا عنایت به نظر حضرت امام خمینی (ره)از دخالت در سیاست منع است و از طرفی دیگر به عنوان یک سرباز مطیع محض فرمانده کل قواست،چگونه به خود اجازه می دهد تا در مسجد ولی عصر (عج) با استناد به اعترافات مجعول برخی متهمین فضایی آکنده از دروغ و تهمت از جمله برانداری و به زیر کشیدن ولایت فقیه را به برخی سران اصلاح طلب از جمله آقایان خاتمی و موسوی خوئینی ها نسبت دهد.
ای کاش فکری هم به حال و روز روزنامه هتاک کیهان شود که نیست روزی بدون تهمت و توهین به این و آن صفحه و عقده نگشاید. لازم است نماینده رهبری در این روزنامه (توپخانه) فکری جدی به حال و رفتار خود و نسبتش با سر فصل سخنان رهبری در خطبه های نماز عید فطر بنماید. بعید میدانم چنین درایتی را.
اگر نگوئیم یک پارچه حداقل قاطبه جنبش سبز امروز ( دوشنبه ) عید گرفتند.
چرا که مراجع و علمای اصلاح طلب از جمله حضرات آیات عظام منتظری و صانعی یکشنبه را سی ام ماه مبارک رمضان دانستند. این اولین ماه رمضان جنبش سبز است. با رشد نهالها و افقهای پیش رو امید است جنبش هر سال در این ماه به تربیت روح و تزکیه نفس بنشیند.
به واقع چه تابستان بلند و درازی داشتیم و چه وقایع سخت و سهمگینی پشت سر گذاشتیم. کثرت حوادث در سه ماه گذشته برای من به اندازه چند سال است. گویی که عقربه های ساعت با تلخ کامی های روزگار از نفس افتاده و حاضر به حرکت نیست. شاید نمی خواهد عمری از عمر کودتا را در دل زمان ثبت کند؛شاید.
آری تابستان طولانی بود و ماه رمضان طولانی تر. رمضانی که متفاوت تر از سالهای پیش بود. همه با دلهای محزون وغمگین باب رحمت الهی را کوفتند و به میهمانی خداوند رفتند.
روحها و جسمها از صدمات و آسیبهای وارد آمده از سوی جناح سر کوب، خمیده و مغموم بر سر سفره های سبز افطار نشستند، سفره هایی که بعضا در پشت درهای اوین توسط سرکوبگران بر خاک کشیده شد.
لبان تشنه و گلوهای خشک زندانیان جنبش سبز در محاکم و دادگاهها نشان از لبیک اسرا به دعوت حق برای شرکت در میهمانی داشتند. معلوم نبود که افطار و سحر بر این مومنان خدا چگونه گذشت. بندگانی که جایشان در میان عزیزانشان خالی بود.
سفره افطار و سحر خانواده شهدا نیز در جای خالی ندا، سهراب، ترانه، امیر، سعیده, محسن و... گسترده شد، و دستهای دعا بود که به سوی خدا بلند بود و صبر برای بازماندگان و خانوادههای شهدا و آسیب دیدگان مسئلت می کرد.
مادران شهدا با چشمانی اشکبار عظمت شبهای قدر را به استمداد طلبیده و سجاده عشق به سوی حق گشودند و در فراغ عزیزانشان می گریستند و از ظلم و ستم ناروایشان به صاحب حق شکوه و شکایت می کردند.
و روز قدس؛ در این ماه به بزرگی وعظمت برای سبزها رقم خورد و تبدیل به روز ایران شد. جنبش سبز پس از حدود دو ماه رخوت و رکود با حضور پر شوکت و مقتدرانه، نفس تازه کرد.روز قدس خون تازه ای به رگهای جنبش سبز دواند و روح و جان زخم خورده اش را صفا و صیقل داد و حیات دوباره بخشید.
و حال عید است؛ جنبش سبز می شنود سخنانی را از زبان رهبری :"سخنان متهمان درباره اشخاص دیگر، حجیت شرعی ندارد."و غرق در اندیشه می شود که چه؛ پس از اولین جلسه نمایشی دادگاه متهمین حوادث اخیر چه بسیار حقوقدانان و صاحب نظران بر این نظر پای فشردند و نقد کردند رویه موجود قضایی را؛ آقای خاتمی آن را محکوم کرد و متفکرین آزاده بر این نمط غلط مقاله ها نوشتند اما دادستانی به جای اعتنا به نقدها و نظرها، با صدور بیانیه ای منتقدین و معترضین را تهدید به برخورد کرد.
احمد خاتمی خطیب خشن نماز جمعه تحت تاثیر این نمایشها درخواست کرد تا با مخالفان به شدت برخوردشود, احمدی نژاد سردمدار کودتا نیز که از اثبات تقلبها و متهم کردن رهبران جنبش سبز به انقلاب مخملی! به وجد آمده بود در مشهد گفت که پس از تنفیذ سر مخالفین را به سقف خواهد کوفت و...
مصیبت آنجاست که قوه قضائیه با این ید بیضاء نمی داند که این نوع اعترافات و اقرارها حجیت ندارد و مسموع نیست. از یاد نمی برم که مردم پس از پخش اولین صحنه دادگاه با بانگهای الله اکبر خود بر روی بامها زودتر از همه به بی اعتبار بودن آنها پی بردند. برایم در ذهن این سؤال تداعی است چرا باید رهبری این قدر دیر هنگام به باطل بودن این اعترافات اقرار کند؟!چنین سکوتی از سوی سوءاستفاده کنندگان تأویل وتعبیر به رضایت شد, سکوتی که دیر شکسته شد دیر تا حدی که به جناح سرکوب آنقدر مجال داد تا به واسطه و مدد قدرت قضا هرچه می خواهد علیه متهمین و از قِبل آن علیه رهبران معترض عقده گشایی نماید. اگر به موقع این نطرات منعکس می شد, اگر همان شب که رئیس دولت نهم در مناظره تلویزیونی, هجوم هتاکانه و توهین خشمناک و بغض آلود علیه منتقدین غایب در آن جلسه رواکرد با چنین تذکری مواجه می شد امروز نتیجه انتخابات و هم وقایع پس از آن به شکلی دیگر منعکس می شد . آب ریخته شده را چگونه می توان به جوی برگرداند. آیا از کسانی که به این ترتیب هتک آبرو شدند آیا اعاده حیثیت خواهدشد؟!
رهبری گفتند : اعترافات و اقرار هر متهم در دادگاه ودر مقابل دوربین ها و بینندگان میلیونی ،"شرعا، عرفا و عقلا " حجت، مسموع و نافذاست.اگر اعترافات واقرار خودزنی باشد و یا اگر این اعترافات تحت فشار ، تهدید ، تحربه و تطمیع و یا حاصل خدعه و فریب باشد و بشود نشانه هایی از این فشارها را در ظاهر و کلام متهمین مشاهده کرد آنگاه باز این اعترافات و اقرارها و به عبارتی خودزنی ها حجت ،مسموع و نافذاست؟!
رهبری اشاره ای داشتند به نقش رسانه های مغرض خارجی که فضا را کدر می کنند.ای کاش ایشان تذکری هم به رسانه ملی صدا و سیما می دادند که از قبل از انتخابات با جانبداری از جناح حاکم و بعد از انتخابات با پشتیبانی همه جانبه از جناح سرکوب و کودتا و پخش گزارشها، خبر و تحلیلهای دروغ فضا را متشنج تر و کدرتر کرد و می کند؛ و بر این رویه باطل خویش پافشاری می کند. عملکرد یک سویه و آکنده از دروغ و فریب که دیگر مردم به آن اقبالی نشان نمی دهند.
رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنان بسیار مهم از فضای تهمت و دروغ وترویج آن به شدت انتقاد کردند.نظرات رهبری در محورهای فوق سخن حقی است که حال بایستی صداوسیما ،قوه قضائیه و رئیس قوه مجریه نسبت اعمال و رفتار خود را با این مطالب مشخص نمایند.
آنجا که تنها رسانه انحصاری ایران با پول و امکانات ملت فضای دروغ و آکنده از توهین را پیش روی همگان می گشاید و جوی یک سویه علیه جناح اصلاح طلب و سبز را سامان می دهد؛ و آنگاه که رئیس جمهور با یک بغل پرونده های مجعول و ساخته شده در مقابل میلیونها بیننده شروع به تهمت زدن به اشخاص و افراد حقیقی می کند باید وضع و موضع خود را با سخنان روز فطر رهبری مشخص کنند. قوه قضائیه نیز که باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشد و پناه بی پناهان ،روزهایی را به یاد آورد که با برپایی دادگاههای سریالی و یکصد نفری چگونه علیه اشخاص غایب جولان می دادو اجازه می داد کیفر خواست بازنویسی شده از طرف متهمین علیه دیگران قرائت شود. حال ایشان باید به تأویل اعمال و رفتار خود بنشیند.
از همه مهمتر جای درنگ است رفتارو سخنان فرمانده کل سپاه پاسداران.کسی که از طرفی به عنوان یک نظامیبا عنایت به نظر حضرت امام خمینی (ره)از دخالت در سیاست منع است و از طرفی دیگر به عنوان یک سرباز مطیع محض فرمانده کل قواست،چگونه به خود اجازه می دهد تا در مسجد ولی عصر (عج) با استناد به اعترافات مجعول برخی متهمین فضایی آکنده از دروغ و تهمت از جمله برانداری و به زیر کشیدن ولایت فقیه را به برخی سران اصلاح طلب از جمله آقایان خاتمی و موسوی خوئینی ها نسبت دهد.
ای کاش فکری هم به حال و روز روزنامه هتاک کیهان شود که نیست روزی بدون تهمت و توهین به این و آن صفحه و عقده نگشاید. لازم است نماینده رهبری در این روزنامه (توپخانه) فکری جدی به حال و رفتار خود و نسبتش با سر فصل سخنان رهبری در خطبه های نماز عید فطر بنماید. بعید میدانم چنین درایتی را.
جویا کوشیار

ای برادر کجای کاری!
پاسخ دادنحذفاز قوة قضاییه و دولت و رادیو و تلویزیون و سپاه و کیهان و این و آن حرف میزنی، گویی یادر اینجا نیستی یا خودت را به خواب زدهای. همه اتفاقا مطیع محضاند. اگر نبودند که با پایان دورة مسئولیتشان بلافاصله جای جدیدی بهشان نمیدادند.الحمدلله خبرگان و شورای نگهبان و نمایندگی ولی فقیه در همه جا حتی ... به وفور یافت میشود. جای شماخالی.
خودت نوشتهای که چرا ایشان دیر چنین گفتهاند. خوب معلوم است ، میخواستند همه آنچه را که باید از زبان آنان گفته آید، نقل شود بعد ایشان سربرارند و دم که مثلا چنین نکنید ، خوبیت ندارد!
میدانی اگر روز قدس شمار سبزها کمتر بود، چه میشد؟ هم خونریزی بود هم این سخنان به ظاهر ملایم را نمیشنیدید.
نباید فریب خورد. مگر هم ایشان در خطبه 29 خرداد نفرمود که چون امید تاثیر در ایشان داشتم در بارة مناظره تذکر دادم؟ و مگر هم اوشان این تذکر را به جان نخرید وبلافاصله در اصفهان بر گفتههایش تاکید کرد و افزود که این تازه اول ماجراست و این سریال ادامه دارد؟
دیدی حالا؟
دلخوش سیری چند؟..... ای برادر.........
جویا با زبان بیزبانی دارد می گوید "نوش دارو پس از مرگ سهراب" اما جرأت نمیکند که یقه طرف اصلی دعوارا بگیرد. به نظرم حق بااوست چرا رهبر یک مملکت باید سیاست یک بام و دو هوا را داشته باشد. چرا مواضعش دیر به دیر تغییر میکند؟ آیا دو زاریش دیر میافتد و یا به قول سرداری ایشان هم خودش را به خواب زده و هروقت قافیه تنگ می آید یک تکانی به خود میدهد. اما به نظر من در زیر کاسه سخنان عید فطر او یک نیم کاسه است. خدا بخیر کند
پاسخ دادنحذف