۱۳۸۸ مهر ۷, سهشنبه
رهبر اتفاقی!
شنیده ام امروز تولد میرحسین موسوی است. همانکه سبزها زئیس جمهور قانونی می خوانندش و اصحاب کیهان نسخه 2009 رجوی و بنی صدر! و قرار است برایش در یکی از میادین تهران جشن تولد بگیرند. انشالله که مبارک باشد!
خدمات دوران دفاع مقدس و سوابق مبارزاتی او در آستانه انقلاب و در جریان آن و اعتبار هنری او به ویژه با تاسیس فرهنگستان هنر، بر کسی پوشیده نیست. اما برای من قدری سخت است که بپذیرم فردی که پس از یک دهه در مرکز محافل سیاسی بودن خود را کنار می کشد و یا کنار کشانده می شود و تا بیست سال از کنار صحنه شاهد اتفاقات متعدد است و موضعی له یا علیه کسی ندارد، در یک تورنمنت انتخاباتی دو سه ماهه به یک رهبرسیاسی در عرصه ملی تبدیل گردد.
رهبری مشخصه هایی دارد که داشتن کاریزما یکی از آنهاست. آیا موسوی چهره ای کاریزماتیک است؟ آیا سبزهایی که به خیابانها آمدند به خاطر مشخصه های رهبری او به میدان آمدند؟
واقعیت این است که کسی پیش بینی نمی کرد که قضایا به اینجاها بکشد. درگیری های خیابانی و کهریزک و اعترافات تلویزیونی و .... بسیاری فکر می کردند رقابت بسیار نزدیکی خواهد بود و حد اکثر به دور دوم خواهد کشید و در دور دوم طرفین با ابزارهای تبلیغاتی تکلیف را معلوم می کردند. اما با آنچه که رخ داد، بخش زیادی از مردم بر این باور شدند که حقشان دارد پایمال می شود و به طور طبیعی به دنبال مجالی برای فریاد کردن حق خواهی خود بودند و بهترین امکان برای این کار ایستادن در پشت سر گزینۀ انتخاباتی شان میرحسین موسوی بود.
به دیگر سخن میرحسین «رهبر هدایتگر» این جنبش نبود، او در یک حرکت اجتماعی پیش بینی نشده «رهبر اتفاقی» شد.
به عقیدۀ من حرکت سبزها دچار دو مشکل اساسی است. نخست فقدان ایدئولوژی و دیگری فقدان رهبری کاریزماتیک. و تا زمانی که این دو موضوع وجود دارند اینکه سبزها به دستاوردی در عرصه سیاسی دست یابند بسیار بعید است.
به گمان من این تلقی نیز که شماری از افراد بازداشت شده تئوریسین یا هدایتگران این حرکتها بوده اند نیز قدری ساده لوحانه است. روز قدس نشان داد که این گونه است.
فرض کنیم از آنهایی که در 25 خرداد میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی را پرکردند، بپرسیم آیا تا کنون مقاله یا کتابی از حجاریان و یا دیگری و دیگری خوانده اند یا نه و یا آیا آنها را به نام و یا چهره می شناسند یا نه؟ پاسخ چه خواهد بود؟! چه تعدادی پاسخ مثبت خواهند داد؟ حتی می توان گفت بخش زیادی از این جوانها خود میرحسین موسوی را هم تا پیش ار انتخابات نمی شاختند، چه رسد به اینکه از افکار او آگاهی داشته باشند. بسیاری شان پس از آنکه او در 1368 از صحنه به درشد پا این دنیا گذاشته اند. اطلاعات بسیاری از آنها منحصر به همان شنیده های دهان به دهان در کوچه و خیابان و محافل خانوادگی و تلویزیون در روزهای انتخابات بود و البته هنوز هم هست.
ظرفیت اجتماعی سبزها، با توجه به حضور پررنگ طبقه دانشگاهی و اهالی فرهنگ و هنر،ظرفیت قابل توجهی است. اما تا زمانی که این بخش پر انرژی از جامعه نداند بر پایۀ کدام اندیشه باید بایستد و تا زمانی که جلودار به سزایی در پیشانی این حرکت نایستد، دستیابی به دستاوردی سریع بیش آنچه که بیاندیشیم دور از ذهن است.
حسین تفرشی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر