۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

ورزش و ورزشکاران سبز


صبح روز اول مهر وقتی با شتاب آماده می شدم تا فرزندم را در آغازین روزسال تحصیلی به موقع به مدرسه برسانم. به ناگاه متوجه خبری از مسابقات جهانی کشتی آزاد شدم . درنگ کردم؛ شنیدم که فردین معصومی کشتی گیر با غیرت ایرانی نتوانسته است که از سد بلال ما خوف روس بگذرد و به رتبه دوم در مسابقات جهانی کشتی آزاد در وزن 120 کیلوگرم بسنده کرده است . گرچه معصومی از رسیدن به مدال طلا و مرتبه قهرمانی بازماند، اما صحنه ای را که من از تلویزیون شاهدش بودم کمتر از قهرمانی وی نبود. او هنگام توزیع مدالها با شال سبز به روی سکو رفت و مدال نقره گرفت .
به راستی حرکت معصومی با ارزش تر از دهها مدال طلاست. پهلوانی فقط شکستن رکوردها و بردن فولاد سرد ما فوقِ توان انسانی بر بالای سر و سر دادن ندای " یا ابوالفضل (ع) " نیست . بلکه تمسک به سیره عملی حضرت ابوالفضل (ع) و شناخت زمان و دستگیری از مظلوم و ایستادگی در مقابل ظالم ملاک قهرمانی است. در گذشته ای نه چندان دور بودند قهرمانانی که ندای " یا ابوالفضل (ع) " فقط لقلقه زبان شان بود و محبوبیتی در میان مردم داشتند اما به محض اینکه دست دیکتاتور ظالم را فشردند و در کنارایشان ایستادند از منظر و چشم مردم افتادند.
اما فردین معصومی به راستی جهان پهلوانی است چون تختی که به حوادث و مصائبی که بر سر هموطنانش می گذرد بی تفاوت نیست و خود را در کنار آنان می بیند و با استفاده از نماد سبز که امروزه نماد اعتراض و مخالفت با ظلم وبی عدالتی است به همراهی با جنبش سبز بر خاسته است .
متاسفانه این اقدام ارزشمند جهان پهلوان معصومی در هیاهوی اخبار مربوط به سفر احمدی نژاد به نیویورک و سازمان ملل متحد گم شد و بازتابی نیافت . حتی سایتهای دقیق و پی گیری چون موج سبز و جرس نیز از پرداختن به آن غفلت کردند.
راستش تا کنون من با ورزش میانه ای و با ورزشکاران سر سازشی نداشتم و نقد وسخن بسیار پیرامون برخی ورزشها مانند فوتبال با آن دنیای پر از هیاهویش داشتم. برایم همیشه سوال بود که چطور و با چه انگیزه ای حامیان و هوادارانی با مصیبت و مشکلات زیاد بلیط تهیه کرده و خود را برای تماشای بازی و حمایت و تشویق تیم مورد علاقه به استادیوم می رسانند ویا در بعضی بازیهای مهم از شهرستان به تهران آمده و حتی شب را پشت در استادیوم می خوابند.
خلاصه مشاهده تمام حرکات و سکنات و شعارهای طرفداران این ورزش جنجالی و نیز در آمدهای سرشار بازیکنان آن برایم مایه تعجب بوده است . تعجب از اینکه چطور یکصد هزار نفر در یک روز با هر وسیله خود را را به ورزشگاه می رسانند و وقت و زمان خود را به پای بازی کسانی می ریزند ؛ که ممکن است سال بعد همین بازیکنان در تیم فوتبال حریف قرار بگیرند.
در ایران تغییرات مدیریتی در یک باشگاه و یا فدراسیون با رفتن مدیری و آمدن دیگری انعکاس و بازتابش خیلی خبرسازتر و مهمتر از تغییرات در یک وزارتخانه است.
شنیدن اخباری مانند؛ افزون بودن در آمد یک ساله یک بازیکن مطرح و ستاره از در آمد تمام طول عمر یک هنرمند و نویسنده, یا پیام تبریک مسئولان درجه یک کشور به یک ورزشکار برنده در میادین بین المللی ورزش, در برابر سکوت و بی تفاوتی آنهادر فوت یک استاد و هنرمند یگانه...از جمله مواردی بودند که تاسفم را بر می انگیختند و باعث ناسازگاریم با ورزش و ورزشکاران می شد.
اما از برکات جنبش سبز به دست آوردن نگاه جدید و رسیدن به تحلیلهای تازه است؛ در 27خرداد 1388 زمانی که راهپیمایی سکوت نقطه آغازش از میدان هفت تیر بود در میان یاران سبز عکسهای پنج- شش بازیکن تیم ملی را دیدم که در بازی با کره جنوبی با مچ بند سبز در زمین بازی ظاهر شده بودند. جالب اینکه از این بازی ساعتی نمی گذشت که مردم چنین از آن استقبال کرده بودند و جالب تر اینکه تلخی باخت تبم ملی در برابر تیم کره جنوبی فراموش شد و نگاه ها معطوف حرکت حماسی ورزشکاران گردید . بدین ترتیب برای اولین بار از دامنه تاثیر فوتبال بر روی افکار عموم مردم خوشحال می شدم. دانستم ورزش نیز مانند هنر می تواند مسیری برای ایجاد وحدت و یکدلی باشد و احساسات خفته جامعه ای را زنده کند.نه فقط ورزش بلکه هر توان, مهارت و هنری می توانند آئینه تمام نمایی از یک جامعه باشند.
در خبری دیگر از رقابتهای تنیس ویمبلدون در لندن نیز مشاهده کردم که منصور بهرامی ورزشکار ایرانی الاصل در این تورنمنت با مچ بند سبز ظاهر شده است .چندی بعد قایقرانی به نام محسن شادی برای اولین مرتبه توانست مقام نخست مسابقات قایقرانی را به دست آورد. او نیز با نماد سبز که امروزه نماد مخالفت و اعتراض به دولت کودتا است بر روی سکو رفت.حتی پرس.تی.وی که حاضر نبود از خیر این خبر بگذرد تصویر شادی را از مچ به بال نشان نداد و آن را سانسور کرد.
بدین ترتیب مشاهده چنین حرکتها و عکس العمل هایی از سوی ورزشکاران نگاه تازه و دیگری را در من ایجاد کرد .نیک که نگریستم دیدم جنبش سبز برکاتی دارد . همان طور که قبلا طی مقاله ای با عنوان " همراه با هنرمندان سبز " به نقش و همراهی هنرمندان با این جنبش پرداختم ،اکنون نیز به فراگیری آن معترفم, و معتقدم جنبش حد و اندازه ای پیدا کرده که هرکس می تواند به میزان قدر وقدرتی که دارد در آن نقش ایفا نماید و به آن یاری رساند. در این نسبت بدیهی است برخی اقشار که از اقبال عمومی بیشتری بهره مندند اعمال و حرکاتشان الگو و ازتاثیر گذاری بیشتری برخوردار است . بدین روی هنر و ورزش ؛ به عبارتی هنرمندان و ورزشکاران به سبب دامنه وسیع مخاطبین و فراوانی در حوزه سیاست نبز بسیار مورد توجه هستند. هر حرکت و موضع هنرمند و ورزشکار می تواند تاثیرات مثبت و منفی زیادی در برداشته باشد .
کما اینکه دیدیم شش بازیکن تیم ملی گرچه از دستگاه دولتی ورزش رانده شدند اما در میان هواداران چه ارج و قربی یافتند. یا نظر کنید به حضور مسئولان فدراسیون و سر مربی تیم ملی فوتبال در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری که چه بازتاب های منفی یی داشت و از محبوبیت آنان نزد عامه مردم کاست . یا موضع گیریها و جهت گیریهای سیاسی حسین رضازاده که چگونه چهره محبوب این قهرمان نامی ایران را در میان طرفدارانش و عامه مردم مخدوش کرد.
حال مشاهده این حوادث و موضع گیریها و شدت تاثیرگذاری و حرکات و سکنات ورزشکاران نگاه مرا به جامعه ورزش تغییر داده و به آن با دیده احترام می نگرم, و در این بازنگری است که با دقت اخبار مربوط به ورزش را دنبال می کنم و با کمال خوشوقتی می بینم که فیلم بازی فوتبال استقلال –استیل آذین پس از روز قدس در جمعه شب به دلیل استقبال هواداران سبز و شعار های ایشان توسط رسانه ملی با کلی دستکاری آن هم نه به صورت زنده و مستقیم بلکه با تاخیر پخش می شود.حال از این پس با علاقه بیشتر به دنبال رصد اخبار ورزش و ورزشکاران هستم .


جویا کوشیار

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر