بیدلیل نبود که شاه پساز فرارش از کشور گفته بود؛ همه آنهایی که برایم نسخه میپیچیدند و راهکارهای بلند و کوتاه نشانم میدادند و ابراز دوستی و وفاداری میکردند، زودتر از من از کشور رفتند تا مبادا گزندی به مال و جانشان برسد. من تنهاتر از همه و همیشه بودم.
حتی مصباحزادهها و مسعودیها هم نتوانستند برایش کاری بکنند که مثلا هدایت افکار عمومی را برعهده داشتند چهرسد به آنها که افکار عمومی که هیچ، عموم را تهدید و تحقیر و سرکوب هم میکردند.
درباره آینده اصلاحات در ایران و اصلاح طلبان یا آنها که اصرار دارند " اصلاح طلب " خوانده شوند , مطالب زیادی دارم که در آینده ای نه چندان دور برایتان شرح خواهم داد.اما عجالتا همین قدر عرض کنم که این روزگاری که اکنون در آن به سر می بریم چنان شباهتهایی به دوران پیش از انقلاب و بویژه اواخر دوره پهلوی دارد که صدای زنگ خطرهایش در گوش پیچیده است و هرکس بگوید صدایی نمی شنود؛ بی گمان یا غافل است و یا خود را فریب می دهد.
اینکه زمزمه حذف اصلاحات به گوش می رسد , آیا شما را به یاد تشکیل حزب واحد " رستاخیز " نمی اندازد؟
در این باره باهم بیشتر سخن خواهیم گفت.
فؤاد صدیق

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر