روز سه شنبه 7 مهر 88 , به بهانه حضور رئیس ستاد انتخابات و عامل اصلی تقلب به عنوان وزیر علوم در دانشگاه صنعتی شریف برای افتتاح کتابخانه پایداری, دانشجویان آن دانشگاه علیرغم تهدید و ارعاب معاونت دانشجویی دست به اعتراض گسترده ای زدند . این حرکت در راستای حرکتی بود که روز قبل از آن با قدرت نمایی دانشجویان صورت گرفت .جنبش و جوشش دانشجویان در حالی است که مردم به عنوان صاحب اصلی نهضت اصلاح طلبانه سبزها ؛ حضوری حماسی و جاودانی از خود در روز قدس به نمایش گذاشتند ، و ثابت کردند که مکر و حیله و سرکوب و تهدید اثری در خواسته های بحق شان ندارد .
از این روست که دولت سرکوب دستپاچه و سردرگم به دنبال مفری از این مخمصه است ، و پس از آزمودن تمامی راه ها ی ارعاب و سرکوب , حال به حیله و مکر دیگری متوسل شده است و پرچم "وحدت ملی " و " آشتی ملی " را بالای سر گرفته است . از آنجا که دشمن در برابر وحدت و یکپارچگی مردم سبز خار و زبون شده است اکنون می خواهد میان مردم و رهبران انشقاق ایجادکند .
جنبش سبز با گذشت زمان نه تنها به تحلیل نرفته بلکه قدرت نیز گرفته است. کما اینکه بعد از سه ماه فشار و کشتار و دروغ و تهدید ، مردم متحد و دست در دستِ هم, چنان در روز قدس حاضر می شوند که سردار تند خوی عرصه فرهنگ! و حامی دولت کودتا (قاسمی) شمار آنان را دو میلیون نفر اعلام می کند و تهمت میزند که : " سبزهای روز قدس یا ساواکی یا مجاهد خلق هستند."
حال در چنین وضعیت رو به رشدی برای سبزها، دیکتاتور رو به توطئه آورده است و در صدد است تا میان صفوف مستحکم سبزها شکاف ایجاد کند . لذا شاهدیم که در نطقهای پیش از دستور مجلس نمایندگان حامی دولت کودتا ،سخن از وحدت ملی و آشتی ملی است.
رسانه انحصاری شان نیز دیشب (7مهر 88) در گفتگوی ویژه بخش خبری 22:30 با کلهر مشاور رسانه یی احمدی نژاد و نوباوه عضو کمیسیون فرهنگی مجلس به تبیین و تحلیل استراتژی " جذب حداکثری و تعمیق وحدت ملی " نشستند. جالب اینکه بغض وکینه مشاور به قدری شدید است که در پاره ای از موارد نمی تواند خود را کنترل کند و پوست دموکرات مآب خود را می شکند و سخنانی می گوید و تهمت هایی می زند و معترضین را به فضله موش تشبیه می کند . او برای ایجاد شکاف واقعی بین معترضین که دیگر آنان را اوباش و اغتشاش گر نمی خواند, می گوید(نقل به مضمون) : باید از آنها تشکر هم کرد چرا که مصداق را اشتباه گرفته اند و اگر نه آنها می خواستند با ظلم مبارزه کنند .ولی باید با مؤثرین و مقصرین به شدیدترین وجهی برخورد شود .
بدیهی است که ایشان و همفکرانش پس از قدرت نمایی سبزها در روز قدس و در دانشگاه اکنون به دنبال آنند به شکلی پایگاه از دست رفته اشان میان توده ها را باز یابند. و از آنجا که ماشین وحشت و کشتار آنها نتوانست صدای اعتراض مردم را سرکوب و خفه کند حال خود دچار خفتی شده اند و نفس شان بالا نمی آید. لذا با طرح خدعه آمیز " وحدت ملی " در میان توده ها و " آشتی ملی " در میان خواص در اصل به دنبال آنند تا نفسی تازه کنند ، لذا با چاق شدن نفس به سبب آنکه ایشان هیچ باور و اعتقادی به آزادی بیان و اندیشه ندارند و خواهان قبض تمام قدرت هستند مجددا ماشین سرکوب و تسویه خود را راه خواهند انداخت . اتفاقا کلهر از دست در رفته اشاره ای به همین وضع در آینده می کند و می گوید که مؤثرین و مقصرین باید شناسایی شوندو تسویه گردند.
کابینه کودتا با این طرح به عبارتی مردم را با پا پیش می کشد و با دست پس می زند . ایجاد دایره ای برای رسیدگی به شکایات علیه رئیس جمهور موسوی, استمرار شکنجه ها و آزار و اذیت اسرای جنبش سبز ، گشوده شدن پرونده های ساخته شده در سی سال قبل برای پیران دهری چون بهزاد نبوی ، ارسال احضاریه به اعضای برخی احزاب مانند اعتماد ملی و مشارکت و فراخوان آنها به دادستانی و حتی احضار کسانی که در اجتماعات بوق ماشین خود را به صدا در آورده اند به اداره اماکن ، ستاره دار کردن دانشجویان و احضار آنها , سرکوب نماینده آزاد و حق طلب مجلس خبرگان حضرت آیت الله دستغیب و ... از طرفی و ارائه طرح " وحدت ملی " و " آشتی ملی " از طرف دیگر بسیار جالب است !؟
عقب نشینی آشکار در حجت ندانستن اعترافات علیه دیگران و یا همین صحبت های دیشب آقای نوباوه که در گذشته برای مدت مدیدی در آمریکا و اروپا کار خبری و رسانه ای کرده است؛ مبنی بر اینکه در انتخابات فرانسه و با انتخاب سارکوزی ، وقتی معترضین چند صد دستگاه اتوبوس را آتش می زنند به هیچ وجه به عنوان اغتشاشگر شمرده نمی شوندو کار آنها را عین دومکراسی می دانند چرا ما باید آتش زنندگان سطل زباله ها را اغتشاش گر بدانیم ( گفته ها نقل به مضمون است ) .
اما از آقای نوباوه به عنوان کسی که تجربه سنگین کار خبری و رسانه ای دارد سوال است که " آمدی جانم به قربانت ،حالا چرا ؟ "چرا این مطالب را پس از عمیق شدن فاجعه سرکوب و پس از بند آمدن نفس دیکتاتور طرح می کنی ؟
جالب تر اینکه کلهر ادامه می دهد که هزینه صرف شده و خونهای ریخته شده معترضین در قیاس با آمار کشته شدگان جاده ها و تصادفات هیچ است و در مقایسه با انتخابات هند می گوید که در هر انتخاباتی صد ها نفر کشته می شوند و این امری است عادی .
حال در برابر چنین طرز تفکری آیا جنبش سبز ، عقب نشینی و طرح مسئله " آشتی ملی " و " وحدت ملی " را نباید ناشی از ضعف و استیصال دیکتاتور بداند و آن را نه یک استراتژی صلح جویانه بلکه یک تاکتیک برای تجدید قوا قلمداد کند.تاکتیکی که در پرتو آن سرکوب شدیدتر و سازماندهی شده تر مخالفین را در پی دارد .تاکتیکی که تسویه حسابهای استالینی را به دنبال خواهد داشت.
کجای این معادله درست است که دیکتاتور بیاید ، تقلب کند ، بکوبد ، بگیرد، بکشد ، شکنجه دهد، تجاوز نماید و... بعد که توان و نیرویش به اضمحال رفت و در برابرمردم کم آورد بگوید که خب حالا بس است بیایید آشتی کنیم !هر وقت توانست بکوبد و هر وقت نتوانست بگوید وحدت ملی را پاس بداریم و دشمن را شاد نکنیم !
لذا برای پیش گیری از هرگونه تجاوز و تعرض دوباره به مردم سبز ، جنبش سبز پیش شرط هایی برای تحقق عملی و نظری " آشتی ملی " ارائه می کند :
1 . خلع ید و اعتبار از دولت کودتا
2 . تجدید انتخابات و برگزاری همه پرسی
3 . آزادی بی قید و شرط اسرای جنبش سبز
4 . پرداخت غرامت به خانواده های آسیب دیده
5 . عدم دخالت نیروهای نظامی در مسائل سیاسی
6 . ایجاد امکان برابر برای رهبران و صاحب نظران و کارشناسان جنبش سبز برای ابراز عقیده و نظر در صدا و سیما .
7 . بازگشت تبعیدیها به وطن . کسانی که در سالهای اخیر به احکام ظالمانه مجبور به ترک وطن شده اند .
8 . آزادی انتشار مطبوعات توقیف شده .
9 . تنبیه متجاوزان و متقلبان.
10 : آزادی برگزاری تجمعات سیاسی اعتراض آمیز و مسالمت جویانه.
عدم پذیرش شرایط فوق؛ جنبش سبز را به یاد دولت آشتی ملی شریف امامی در سال 1357 می اندازد که آن قتل عام تاریخی را در 17 شهریور رقم زد.
جویا کوشیار

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر