از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب همواره یادمان دادهبودند که چه ببینیم و چه نبینیم.اما چگونه دیدن را یادمان ندادند.
کم کم که فاصله ما از 22بهمن 57 بیشتر و بیشتر میشد، حجم این آموزشها نیز بیشتر میشد. چون وقایع با سرعت سرسامآوری از مقابل چشمانمان عبورمیکرد و نمیتوانستیم با دقت لازم به آنچه که در اطرافمان میگذشت، تامل کافی کنیم. پس لازم مینمود که دیگرانی برایمان فکر کنند، دیدنیها را نشانمان دهند و آنچه نادیدنی بود نیز از برابر دیدگانمان محوکنند.
وقتی به آن روزها مینگریم، از دولت موقت بازرگان بگیرید تا نماز جمعه طالقانی و منتظری و فرماندهان سپاه همچون لاهوتی و ابوشریف و دولت رجایی و باهنر و مهدویکنی و میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی و خاتمی ، و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بسیاری که در این دوران ظهور و افول کردند و ما ماندیم که به کدامشان چشم بدوزیم و دست آخر این رادیو و تلویزیون بود که جای عقل را در سر ما گرفت و فهماندمان که به که فکرکنیم و جای دوست و دشمن را نشانمان داد!
در کشوری که هفت روز هفتهاش را مناسبتی پر کرده است ، لاجرم باید مردمش در ایام سال به موضوعی متوجه و سرگرم باشند: از ایام عید نوروز گرفته تا هفته منابع طبیعی و موزه و... تا رخدادهای ملی و تاریخی مثل همین هفته دولت که همه ساله برگزارمیشود.
کم کم که فاصله ما از 22بهمن 57 بیشتر و بیشتر میشد، حجم این آموزشها نیز بیشتر میشد. چون وقایع با سرعت سرسامآوری از مقابل چشمانمان عبورمیکرد و نمیتوانستیم با دقت لازم به آنچه که در اطرافمان میگذشت، تامل کافی کنیم. پس لازم مینمود که دیگرانی برایمان فکر کنند، دیدنیها را نشانمان دهند و آنچه نادیدنی بود نیز از برابر دیدگانمان محوکنند.
وقتی به آن روزها مینگریم، از دولت موقت بازرگان بگیرید تا نماز جمعه طالقانی و منتظری و فرماندهان سپاه همچون لاهوتی و ابوشریف و دولت رجایی و باهنر و مهدویکنی و میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی و خاتمی ، و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بسیاری که در این دوران ظهور و افول کردند و ما ماندیم که به کدامشان چشم بدوزیم و دست آخر این رادیو و تلویزیون بود که جای عقل را در سر ما گرفت و فهماندمان که به که فکرکنیم و جای دوست و دشمن را نشانمان داد!
در کشوری که هفت روز هفتهاش را مناسبتی پر کرده است ، لاجرم باید مردمش در ایام سال به موضوعی متوجه و سرگرم باشند: از ایام عید نوروز گرفته تا هفته منابع طبیعی و موزه و... تا رخدادهای ملی و تاریخی مثل همین هفته دولت که همه ساله برگزارمیشود.
به یاد داریم که سالها از ابوذر زمان در رسانه ملی خبری نبود. کسی نمیدانست که رئیس دولت موقت ، منصوب امام بود. و.... اما بهیکباره همه چیز تغییر کرد و در سالروز درگذشت مرحوم طالقانی ، بدین صرافت افتادند که اگر جوانترها بدانند که طالقانی اولین امام جمعه تهران بود، بدنیست. اما چه لزومی دارد که بدانند او که بود و سالها با چه کسانی و باچه توانی به مبارزه برخاست.
ازاین رو کمتر کسی را سراغ دارید که از طریق رسانه ملی با پیشینه پرشکوه طالقانی آگاه شده باشد. ایضا درباره مرحوم دکتر شریعتی و مرحوم بازرگان و ...
درسالگرد برگزای اولین نمازجمعه در کشور نیز چنان هنرمندانه از کنار دومین خطیب جمعه منصوب امام میگذرند که گویی اصلا کسی بهنام منتظری وجود خارجی نداشتهاست.
اگر بخواهیم به محذوفات پساز انقلاب نگاه کنیم ، هرساله بر شمار آنها افزوده میگردد بیآنکه برماندگارانش چیزی افزوده شود.
این روزها هفته دولت را سپری کردیم و به برکت انتخاباتی کاملا بیمشکل و آزاد و با حضور حداکثری مردم که برای تثبیت وضع شکوهمند کنونی، آگاهانه و پرتعداد در پای صندوقهای رای حاضر شدهبودند!، سابقه دولت در سیمای جمهوری اسلامی نیز " آب " رفت و تنها به رجایی و باهنر و احمدینژاد خلاصه و ختم گردید.
بیتردید وقتی وجب مسؤلان رسانه ملی آنقدر گشاد و بزرگ میشود که حدفاصل سه دهه را به طرفهالعینی در برابر دیدگان متحیر تماشاکنندگانشان میگشاید و میبندد، چه توقعی از کودکانمان خواهیم داشت که به تاریخ کشورشان دلخوش کرده و به آن افتخار کنند.و حتی ازما نپرسند که مثلا صیاد شیرازی که بود یا چرا بجای اتوبان "همت" ، نام " غیرت " برآن ننهادند؟
فؤاد صدیق

در سرزمینی که مشکلات یک نفر ـ مثلا دوم کشور ـ با "ننه من غریبم بازی" و "توصیه" به نمایندگان مجلسِ شورای نگهبان و نه شورای اسلامی!، حل می شود، تاریخ انقلاب هم با چیزی در حدود همین روش ها حل می شود!
پاسخ دادنحذف