ـ بعد از "تكذيب"ها كه در چند ماه اخير خيلي مهم شدهاند در سرنوشت اشخاص و مناصب، حالا "تاييد"ها مهم شدهاند. نمونهاش همين كه "وي"، "او" را تاييد كرد. چقدر همه خوشحال شدند! چقدر آب به آسياب دشمن نرفت... كم مانده بود دعوا بشود و اين "تاييد" به داد رسيد و ظاهرا منافع اطرافيان "وي" و حاميان "او" به خاطر حفظ رابطه اين دو نفر در امان است.ـ ـ نشد! گفتيم ماه رمضان است و انتشار بعضي اخبار خاطرپراكن متوقف ميشود. اما نشد! بعد از خبرهاي تجاوز به حريم خصوصي و در حين راهنمايي افراد براي رانندگي بهتر در مسيرهاي پرآشوب و اغتشاش سياسي، خبر آمد كه عدهاي از همان افراد محتاج راهنمايي، بعد از آن كه مطمئن شدند در امتحان رانندگي سياسي در شهر تهران حالا حالاها قبول نميشوند، مثل "پونه" خانم سريال "رستگاران" به قبرستاني رفتند با قبرهاي مرتب و منظم و رديف و خوابيدند! با خود گفتند: خواب بهتر از دهن به دهن شدن با راهنماياني است كه به قول "شير فرهاد" سريال "شبهاي برره" نوفهمند!
ـ ـ ـ نشد! باز هم نشد! يعني نگذاشتند كه بشود! روز روشن آبروي آدم را در "سايت"ها به حراج ميگذارند. مينويسند "گوشت بز افغاني" وارد شده است. مهم اين است كه گوشت باشد و ارزان هم باشد. حالا افغاني يا از هر جاي ديگري. اصلا اين خبرپراكنها ميفهمند صادرات و واردات يعني چه؟ ميثاقاش را امضا كردهاند؟ در ميثاق آمده، در هر حال ـ فرقي نمىكند قبل از 22 خرداد باشد يا بعد از آن ـ اگر كالايي، بخصوص از نوع داخلياش گران شد، آقا وارد كن! آنقدر وارد كن كه "وارد ـ دان" هرچه گرانفروش است پاره شود!
ـ ـ ـ ـ ظاهرا "طرف" ارزش اين همه هزينه كردن را دارد. بعيد نيست از دماغ آسمان افتاده باشد كه به خاطرش، خاطرات "خوش" و "ناخوش" اين سرزمين را زير و رو ميكنند تا هر چه "خوشي" است بسوزد و هرچه "ناخوشي"، جاخوش كند. بعضي خاطرات مردم با عنوان "اين متهم انقلاب مخملي"! مجبورند لباس زندان بپوشند تا به جرم استفاده از ميوههاي ممنوعه تفكر و قلم محاكمه شوند. دادگاه "اين متهمان انقلاب مخملي"! ميماند براي تاريخ و روزگاري كه حناي اين روزها رنگي نداشته باشد.
ـ ـ ـ ـ ـ پيدا شد! آقا پيدا شد! معلوم شد چه كساني از تير ماه 1378 تا خرداد 1388 در زيرزمين كوي دانشگاه مخفي شده بودند تا يكسره دانشجويان را مورد مشت و مال قرار بدهند؛ "عوامل خودسر"! احتمالا همين عوامل، اطلاعات غلطي درباره تعداد زنان و مردان همراه امام دوازدهم و همچنين جنسيت هلويي وزير بهداشت دولت نهم روي ميز رييس جمهور دهم گداشتند. البته بد هم نشد و موجب انبساط خاطر فراوان مردم شد. به ميوهفروشي كه ميرفتند به هلو ميگفتند: لنكراني و به سوپرماركت محله كه ميرفتند سراغ راني لنكراني(هلويي) ميگرفتند و در همين روزها اين آب ميوه، ناياب شد.
ـ ـ ـ ـ ـ ـ در خبرهاي عربي آمده بود كه بشار اسد (رييس جمهور سوريه) به نظافتچيان (رفتگران) دمشق افطاري داده است. ياد آمد از افطاريهاي يكي از شهرداران سابق تهران كه منجر به رييس جمهور شدن وي شد! حال بايد وضعيت سياسي سوريه را بررسي كرد؛ شايد مشكلي پيش آمده كه بشار اسد از اين روش استفاده كرده است.
فرید صفا

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر