
آورده اند؛ در زمان های دور دو کشور در همسایگی هم بودندی . چنان که پیشینیان گویند کشور دیُم جزءای از کشور نخست بودندی که چون پادشاهانی بی کفایت حکمفرمان گشتندی ، این قسمت از خاک جدا گشتندی و مستقل .
حکایت در باب این دو کشور طناب وار دراز بودندی . اما این نکته ذکر نمایندی که کشور نخست گوی سبقت در امور را در چوگان زدندی و از جهات الوان پیشرو بودندی ،تا آنجا که حتی مردمان کشور همسایه برای خنداندن یکدگر ادای لهجه و گویش کشور دیُم را تقلید کردندی و به سخره گرفتندی (چه کار بدی کردندی !) و هرگاه خواستندی مثالی از عقب ماندگی زدندی مثال این کشور زدندی ! ( آن سان که در موسم انتخابات اگر از حقیر سئوال کردندی که از چه روی به فلانی رأی دهندی و به فلان فلان شده رأی ندهندی ، در جواب گفتندی : نخواهم که مُلکم چو افغانستان آشفته و پریشان از جمیع حالات شوندی! )
و اما کشور دیّم، بیشتر درگیرجنگ اندرونی و برونی بودندی و چندان روی خوش ندیدندی ،چنان که برخی مردمانش هجرت گزیدندی و به کشور همسایه آمدندی و در آن جای به کارگری مشغول شدندی .
چرخ روزگار گشتندی و گشتندی تا موسم انتخابات آمدندی ،در هردو کشور رأی گیری انجام شدندی و دست برقضا در هردو تقلب صورت گرفتندی ، در کشور نخست در پاسخ به اعتراضاتِ خاموش مردمان ،خون به راه افتادندی اما در کشور دیم بالاخره تصمیم گرفتندی که دِگر بار انتخابات برگزار کنندی ! حال ، مردمان کشور نخست با خود گویندی که چرا حکمرانان کشور، با ما چنین گستاخ رفتار کنندی و خجالت و شرم نکشندی ، که حکمرانان کشور دیم به خواست مردمان خود تن دهندی اما در اینجای مردمان را به زور به خواست حکمرانان تن سیاه و کبود و در نهایت سرخ کنندی ؟!!!
و این است فرق حکمرانان اندر خرد و کفایت [ چرا که حکمرانان کشور دیم دانند که عاقبت حکومت تقلبی به کجا انجامندی !]
چنان که گویند حکمران خوب ، افغانستان آباد کنندی و حکمران (بدتر از بد)∞، ایران بدتر از افغانستان کنندی (خدایشان نیامرزاد ) و در این میان بیچاره مردمان ایران !
حکایت در باب این دو کشور طناب وار دراز بودندی . اما این نکته ذکر نمایندی که کشور نخست گوی سبقت در امور را در چوگان زدندی و از جهات الوان پیشرو بودندی ،تا آنجا که حتی مردمان کشور همسایه برای خنداندن یکدگر ادای لهجه و گویش کشور دیُم را تقلید کردندی و به سخره گرفتندی (چه کار بدی کردندی !) و هرگاه خواستندی مثالی از عقب ماندگی زدندی مثال این کشور زدندی ! ( آن سان که در موسم انتخابات اگر از حقیر سئوال کردندی که از چه روی به فلانی رأی دهندی و به فلان فلان شده رأی ندهندی ، در جواب گفتندی : نخواهم که مُلکم چو افغانستان آشفته و پریشان از جمیع حالات شوندی! )
و اما کشور دیّم، بیشتر درگیرجنگ اندرونی و برونی بودندی و چندان روی خوش ندیدندی ،چنان که برخی مردمانش هجرت گزیدندی و به کشور همسایه آمدندی و در آن جای به کارگری مشغول شدندی .
چرخ روزگار گشتندی و گشتندی تا موسم انتخابات آمدندی ،در هردو کشور رأی گیری انجام شدندی و دست برقضا در هردو تقلب صورت گرفتندی ، در کشور نخست در پاسخ به اعتراضاتِ خاموش مردمان ،خون به راه افتادندی اما در کشور دیم بالاخره تصمیم گرفتندی که دِگر بار انتخابات برگزار کنندی ! حال ، مردمان کشور نخست با خود گویندی که چرا حکمرانان کشور، با ما چنین گستاخ رفتار کنندی و خجالت و شرم نکشندی ، که حکمرانان کشور دیم به خواست مردمان خود تن دهندی اما در اینجای مردمان را به زور به خواست حکمرانان تن سیاه و کبود و در نهایت سرخ کنندی ؟!!!
و این است فرق حکمرانان اندر خرد و کفایت [ چرا که حکمرانان کشور دیم دانند که عاقبت حکومت تقلبی به کجا انجامندی !]
چنان که گویند حکمران خوب ، افغانستان آباد کنندی و حکمران (بدتر از بد)∞، ایران بدتر از افغانستان کنندی (خدایشان نیامرزاد ) و در این میان بیچاره مردمان ایران !
آرزو تابان

آرزو بانو،
پاسخ دادنحذفاوضاع افغانستان را با ایران مقایسه نکنید. آنچه در آنجا رخداد برای جلوگیری از افزودن تنش میان حاکمیت سیاسی به انبوه تنشها در این سرزمین زیبا و نگونبخت است. در آنجا، چه آنکه رای می دهد و چه آنکه رای نمی دهد، نه به خاطر درایت و یا دیدگاه سیاسی، که به خاطر یک لقمه نان است که شاید از دست طالبان برسد و یا از دست خارجی ها.
ایران بزرگ اندوهی افزونتر از اینها در پستو نهان کرده است.
امید که مهر آزادی از پس دماوند برآید.