۱۳۸۸ مهر ۱۸, شنبه

دوربين خدا صدا نداره !

از بعد ازقضيه افتضاحات کلا در خيلي از موارد شک کردم به قول دکارت بود يا کانت شک مي کنم پس هستم ! البته از اينکه فهميدم هستم خوشحال هستم اما ديگه کم مونده امام الشکاکين فخر رازي رو بذارم در جيبم و در بيارم ( احتمالا جيبم کوچيکه ) .
موردي که بنده را وارد سير جديد شکيات کرد قضيه فيلم گرفتن با موبايل از دانشجويان معترض فعلي يا همان خس و خاشاک سابق ، توسط عده اي ..... و يا بسيجي نما ( اهکي بسيجي واقعي ، همت بود و باکري ) است . تازه علاوه بر فيلم گرفتن، افراد مذکور سريعا خوشحال شده و با مداد قرمز دور سر آنان خط مي کشند و عکس آنها را روي برد مي زنند که .....
البته احتمالا يک سر قضيه برمي گرده به دوران طفوليت و سرخوردگي هايي در آن دوران،چه اينکه اين افراد در آن دوران از نقاشي کشيدن منع شده بودند و الان که با مداد قرمز دور سر عد ه اي خط مي کشند فکر مي کنند .....
ولي اين قضيه باعث شد که من متفکرالعقول در اين مورد شک کنم که آيا اين افراد به جمله معروف من ربک؟ فکر کرده اند و در پاسخ به آن نام چه کسي را خواهند برد ؟ I don’t know( البته اميدوارم خودم هم درست جواب بدم !)
سئوال بعد، اينکه اين افراد به چه اصول ديني و احيانا چه ديني پايبندند ؟ شناخت آنها از خدا در چه کيفيتي است ؟ Iso دوهزارو چنده ؟ آيا مي دانند که با اين کار با زندگي افراد بازي مي کنند آن هم به چه علتي و قيمتي ؟
جادارد که سيلي از جنس از کرخه تا راين در گوششان نواخته شود و گفته شود که " ارزون فروختيد" !
البته اين عده کذايي غافل اند از اينکه دوربين خدا از همه فيلم مي گيره تازه کيفيتش هم بالاتره ، افراد را با انگيزه و قصد و نيت نشون مي ده ، قبل و بعد اتفاق رو هم در آرشيوش داره ، کي کجا چي کار مي کرده ؟ نيازي هم به مداد قرمز براي تابلو کردن عده اي ندارد ( چون بعضي ها خودشون تابلو هستند ) .
واي از آن روز که پرده بيفتد !
خدايا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشي و ما رستگار
نه خشنود شيطان و ما هم به نار !
آرزو تابان

۱ نظر:

  1. احتمالا همینطوره.آب+رو=آبرو

    شاید اونا آبرو رو اینطوری تصور کرده اند.یعنی آبی که به صورتشون می زنن.اما ما هم اشتباه می کنیم.دیدن دیگران باعث غفلت از خود نمی شه.

    پاسخ دادنحذف