۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

گزیدگی چند باره رسانه ضد ملی از یک سوراخ


عجیب نیست که رسانه ضد ملی پس از آن آبرو ریزی و افتضاحی که برای جناح سرکوب به بار آورد دوباره از همان سوراخ گزیده شود؟
در یاد است ؛ پس از تهیه گزارش در خصوص حاشا کردن تجاوز و قتل ترانه موسوی در برنامه خبری 20:30 چگونه دست کودتا گران رو شد و خداوند مکرشان را به خودشان برگرداند ( و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین ـ آل عمران آيه 54 ). مادر پیر و دختر جوانی را روبروی دوربین نشاندند و با وضعیت بسیار تصنعی ادعا کردند که دخترشان ترانه موسوی اکنون در ونکور کانادا و زنده است .برای تکمیل چنین سناریویی از فردی به عنوان کارشناس اداره ثبت و احوال استفاده کردند که بعد معلوم شد سرهنگ روزبهانی است و می گفت که سه ترانه موسوی بیشتر نداریم (؟!)
در افشای دروغ بودن این سناریو سه عامل موثر بودند.
1- کاربران اینترنتی جنبش سبز که با ارائه آمار قبول شدگان کنکور و آمار واقعی ثبت احوال عدد سه سرهنگ روزبهانی را به زیر کشیدند و به جای آن عدد چند صد را به جایش نشاندند.
2- دوستان سبز ترانه که با افشای مستندات و شرح دقیق زندگی و نحوه دستگیری و قتل او نگذاشتند که خون پاک این شهید هدر برود.
3- از همه مهمتر اقدامات شیخ مبارز مهدی کروبی که با افشاسازی مستند خود نسبت به چگونگی تهیه و ساخت فیلم کذایی بدجوری جناح سرکوب را عصبانی کرد . چنانکه سبب به محاق رفتن روزنامه اعتماد ملی و تعطیلی آن گردید.
جالب این که انتشار نامه حجت الاسلام شاهمرادی در روزنامه جام جم مهر تاییدی بر اظهارات شیخ مبارز زد.
این شکست و افتضاح برای رسانه ضد ملی چنان سنگین بود که دیگر در صدد توجیه و توضیح کار غلط خود بر نیامدند.
دوشنبه 16 شهریور 1388 دوباره برنامه خبری 20:30 خوشبختانه در یک گزارش کاملا ناشیانه به دنبال حاشا کردن آمار اعلامی جان باختگان جنبش سبز از سوی سایت نوروز رفت. چرا می گویم خوشبختانه به دو دلیل. تداوم چنین برنامه ای سبب سلب اعتماد کامل کسانی می شود که هنوز به گزارشها و اخبار رسانه ضد ملی به دیده شک و تردید می نگرند. دیگر اینکه این گزارش ناخواسته و ناشیانه آمار اعلامی از طرف سایت نوروز را به ثبوت رساند.
در این گزارش, گزارشگر مانند فیلم ساختگی در خصوص ترانه موسوی به سراغ کسی رفت که خود را محسن ایمانی دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف معرفی می کرد و کارت دانشجویی اش را نشان می داد و دلیل می آورد که من زنده ام! البته این صحنه از فیلم فبلا هم در هنگامه اوج سرکوب خیابانی قیام مردم چند باری پخش شده بود . با توجه به ظرایف همان فیلم ترانه موسوی باید پرسید که این کدام محسن ایمانی است و این بار سوژه با کدام عامل سرکوب بستگی خانوادگی دارد ؟ چرا دانشگاه تهران رسما وجود چنین دانشجویی را تکذیب نمی کند؟ آیا بهتر نبود گزارشگر به سراغ اداره دانشجویی دانشگاه تهران می رفت و بعد اظهاراتی در خصوص این شهید می کرد ؟ البته در خصوص این شهید باید منتظر افشاگریهای دوستان او باشیم.
اما برای انکار خون ریخته شده شهید احمد کارگر نجاتی گزارشگر و دوربین اش به سراغ آرامگاه شهید در قطعه 213 ردیف 15 شماره 35 رفت . گزارشگر با دوربین نوشته های روی سنگ قبر را نشانه رفت تا بگوید به همان آدرس اعلامی از طرف سایت نوروز آمده است و این قبر متعلق به فردی به نام کارگر نجاتی است اما با یک نام کوچک دیگر و بعد پیروزمندانه تابلو فلزی سیاه کوچکی را نشان داد که در بالا سر قبر وجود داشت و نام احمد کارگرنجاتی روی آن نوشته شده بود و بدین ترتیب پیروزمندانه وانمود کرد که جنبش سبز با سوء استفاده از این قبرها به دنبال اهداف خود است .
این قسمت از گزارش زیباترین قسمت بود چرا که خبرنگار ناشی نمی دانست که در بهشت زهرا قبرهای دو طبقه وجود دارند و از مدتها پیش خانواده های تهرانی با فوت یکی از عزیزانشان و خرید قبر دو طبقه از بهشت زهرا طبقه دوم را در رزرو نگاه می دارند. این نکته ای بود که خبرنگار یا نسبت به آن جهل داشت و یا چون به قدری برای تهیه گزارش سراسیمه و در فشار بوده, نتوانسته آن را در نظر بگیرد.
گزارشگر برای تکمیل این بخش خبری خود همچنین مدعی شد که احمد کارگر نجاتی حتی وبلاگ خود را به روز کرده و با نوشته ای طنز آلود نسبت به درج اسمش در میان اسامی کشته شدگان حوادث اخیر اعتراض کرده است.
برای اثبات دروغ بودن این ادعا به واقع نیاز به توضیح مفصل نیست به راستی هک کردن وبلاگ و حتی ورود و تغییر در آن تا چه اندازه می تواند سخت باشد . در یاد هم داریم که چگونه و به چه نحوی وبلاگ آقای ابطحی به روز شد . از سیستم داغ و درفش سوال است که چرا دوربین را به سراغ احمد کارگر نجاتی نبرد تا به مانند محسن ایمانی بگوید که من زنده ام؟!! البته این زحمت را خبرگزاری فارس کشیده و گفتگویی منتسب با کارگرنجاتی را ترتیب داده است. اما کدام کارگر نجاتی؟! شما پاسخ بگویید!
به هر حال مکر این گزارش به طراحان آن بازگشت . اما از عوامل و مباشرین خبر 20:30 می پرسم : پایمال کردن خون ریخته شده شهیدان به چند؟چه بهای دنیایی را در عوض ویران کردن سرای اخروی خود دریافت می کنید؟ بدانید که خانه آباد دنیایی شما روی خون این شهیدان استوار است که بعید است خیلی پایدار بمانند چرا که این خونها آرام نخواهند گرفت. خیلی دور نیست زمانی که این خانه ها بر سرتان هوار گردند.راستی احساس لرزش نمی کنید؟ آیا از روز جزا برای این پایمال کردن خون شهیدان نمی هراسید؟
امیدوارم در این شبهای عزیزِ قدر, از فرصت پیش آمده استفاده و در کارها و گذشته خویش اندیشه کنید و با استغاثه و انابه طلب بخش از درگاه خداوند متعال نمائید. از ایزد پاک و سبحان بخواهید که شجاعت عذر خواهی از مردم به شما عطا نماید. ما نیز در این شبهای عزیز که دیکتاتور می کوشد آن را به کاممان تلخ و بر دلمان خون کند ضمن طلب آمرزش برای شهدای سبز و آزادی اسرای در بندمان, هدایت و رستگاری و آزادی همگان را مسئلت می نمائیم.آمین
جویا کوشیار

۶ نظر:

  1. خيلي با حالي
    خري يا خودتو زدي به خريت ؟
    آيه قرآن هم مي نويسي؟
    عجب !!!!!!!

    پاسخ دادنحذف
  2. جالب بود.دروغ های اینها اصلا نیاز به تحلیل نداره،مثل چوپان دروغگو شدن

    پاسخ دادنحذف
  3. واقعا دست چوپانان دروغگو رو شده است و به نظر نمی رسد که با پند واندرز بشود اینها را به صراط حق هدایت کرد.باید از این موجودات انسان نما به خداوند پناه برد.کسانی که از طرفی فرامین خود را بسان دستورات الهی و لازم الاطاعه از سوی مردم می دانند و از طرف دیگر مانع برگزاری مراسم عز و سوگواری امیر مومنان می شوند.جالب است مذهب علیه مذهب!

    پاسخ دادنحذف
  4. با سلام، دوست عزیز خیلی محترمانه می گویم دچار احساسات شده ای اگر یادت باشه (اگر نیست از سروش سیما فیلم اون روز بیست وسی را بگیر و با دقت ببین) اون روز در مورد محسن ایمانی مسئول امور دانشجویی دانشگاه تهران هم مصاحبه تلویزیونی کرد و نگفت که محسن ایمانی نداریم و همان حرف های بیست وسی را تأیید کرد و گفت که ایشان زنده اند و در کوی ساکن نیستند ...........

    ور در مورد ترانه موسوی اولاً کسی که در فیلم آمار را ارائه کرد خود را کارشناس ثبت واحوال معرفی نکرد و ایشان چهره مشهوری هستند و در ضمن درجه ایشان سرتیپی بوده و سردار روزبهانی رئیس پلیس امنیت ناا بودند و ایشان این موضوع را پیگیری کرده و بنا به شغلشان داشتند با خبرنگار صدا وسیما مصاحبه می کردند و اینکه چرا لباس فرم تنشان نبود که جرم نیست............

    پاسخ دادنحذف
  5. در مورد 5 شهید (!) دانشگاه تهران
    همان زمان که این شایعه منتشر شد، همان بخش خبری که پیش از مصاحبه با محسن ایمانی با ریاست دانشگاه تهران مصاحبه کرد و رسما اعلام کرد از این 5 نام فقط یکی از آنها در این دانشگاه تحصیل می کند!
    اگر واقعا چنین افرادی کشته شده بودند، دوستانشان آنقدر عکس و .. داشتند که اینترنت را پر کنند و در مورد این 5 کشته نمی شود گفت که مانند ترانه موسوی در یک روستای دور افتاده دفن شده اند!
    راستی چند "احمد کارگر نجاتی" در تهران هست که در این جریان مجروح شده باشد ؟!
    با دروغهایی مثل تقلب 11 میلیونی و کشته های کوی دانشگاه و علیرضا توسلی و ... تونستید چند نفر رو به خیابون بکشید و عده ای بی گناه کشته شوند.
    اما مردم دروغگوها را خوب شناخته اند و دیگر حتی حاضر به الله اکبر گفتن نیستند، چه برسه به خیابون ریختن...

    پاسخ دادنحذف
  6. کسی که خواب است را میشود بیدار کرد اما کسی که خود رابه خواب زده است نه! صدای الله اکبر در دادگاهها در کهریزک در اوین و در محافل دوستان وخانوادهها در دیدارهای مقام رهبری با اقشار گوناگون جامعه در استنادات به تارارج رفته جناب کروبی در نطقهای نمایندگان از مأذنه های قم از دفاتر مراجع و آیات عظام و از ....فریادهای الله اکبر به وضوح شنیده می شود! تا دیر نشده پنبه ها را از گوشهایتان در بیاورید.

    پاسخ دادنحذف